گل آقا و فریادی در گلوی نهضت آزادی
به گزارش بولتن نيوز، امید حسینی در وبلاگ خود آهستان نوشت
: این نوشته طنز کوتاه، علاوه بر اینکه فریاد بلند کیومرث صابری علیه وطن
فروشها است، خود گواه خیانت آدمهایی است که در روزهای سخت جنگ که مردم
ایران با جان و مال خود مشغول دفاع از این آب و خاک بودند، آنها هم اینطور
از کشور خود دفاع میکردند. البته گاهی از این هم بدتر، مثلا اعلامیه
میدادند و هر دو طرف جنگ را با هم محکوم میکردند، هم ایران و هم عراق!
اول: ۱۱ اردیبهشت، مصادف است با سالروز درگذشت گلآقای مردم ایران مرحوم کیومرث صابری فومنی. محال است که اسم گلآقا بیاید و لبخند بر لبهای ما نیاید. یاد روزهایی بخیر که منتظر بودیم تا شماره جدید گلآقا چاپ شود و با آمدنش خنده بر لبان خشکیده ما بنشاند. یاد تیتر روی جلدش بخیر که
«خندهرو هر که نیست از ما نیست اخم در چنته گلآقا نیست»
بله برای ما و نسل ما، هرگز خاطره گلآقا فراموش نمیشود. مخصوصا آن روزهایی که صاحب دکه روزنامهفروشی محله وقتی علاقه ما را به خریدن گلآقا احساس کرد، برای خودش قانونی وضع کرده بود که مجبور بودیم علاوه بر گلآقا، دو سه تا مجله دیگر را هم بخریم تا بنده خدا مجلات بادکرده دیگرش را از این طریق بفروشد!
دوم: سال ۶۶، همزمان با بسیج همگانی و جهاد مالی اعلام شده توسط شورای عالی پشتیبانی جنگ، نهضت آزادی ایران طی بیانیهای با عنوان «فریادی در گلو» مخالفت خود را با این اقدام اعلام کرد. در همان روزهایی که این بیانیه پخش شد، مرحوم صابری فومنی «گلآقا» در ستون طنز روزنامه اطلاعات تحت عنوان «دو کلمه حرف حساب» مطلبی پیرامون اطلاعیه نهضت آزادی نوشت که مطالعه آن خالی از لطف نیست:
فریادی در گلو !
نامه وارده :
حضرت برادر گل آقا !
نهضت آزادی اخیراً اطلاعیه ای با عنوان فریادی در گلو ! در باره حضور در جبهه و مشارکت در جهاد مالی منتشر کرد که جا داشت تمامش با آب طلا در همین ستون چاپ میشد، ولی چون بنای کار جنابعالی بر ایجاز و اختصار میباشد، لذا از باب تغییر ذائقه خلاصه آنرا به استحضار میرساند:
«علی ( ع ) نه تنها به مردم تکلیف نمیکرد بلکه نامه به مردم کوفه مینویسد و با انتقاد از بیتفاوتی و سکوت آنها در قبال جریانات، به اتخاذ موضعی در حمایت یا مخالفت با خویش فرا میخواند . وقتی که مردم حاضر نمیشدند در بسیج عمومی شرکت نمایند شکوه نزد خدا میبرد. اما متولیان ما! مردم را به رفتن به جبهه و تکلیف به پرداخت هزینههای آن موظف کردهاند، ما نیز به حسب وظیفه اسلامی و انسانی خویش، در آن ( جبهه و جهاد مالی ) مشارکتی نمیکنیم …»!!
همانطور که ملاحظه فرمودی ، نهضت نه فقط قبلاً و فعلاً در دفاع از میهن اسلامی هیچ مشارکتی – اعم از جانی ، مالی ، قلمی ، قدمی و غیره – نکرده و نمیکند بلکه با این اطلاعیه معلوم شد منبعد و در آینده هم بر حسب « وظیفه اسلامی ! و انسانی ! » خویش هیچ نوع مشارکتی نخواهد کرد. و بنده هم شخصا شهادت میدهم در دورانی که قشر محروم و مستضعف در راه دفاع از وطن ، شهید و مجروح و معلول و مفقود و اسیر میشدند، خوشبختانه حتی یک قطره خون هم از دماغ هیچ یک از اعضای نهضت نیامد! هر کس غیر از این بگوید تهمت و افترا و بهتان است!
خلاصه، شما که گل آقا هستی، مواظب باش یک وقتی زبانم لال یک عده آدم مغرض، یک وصله دفاع از وطن به نهضت نچسبانند ! ارادتمند : « ممصادق »
جناب آقای برادر ممصادق
بر روی چشم ! بنده مواظب هستم . شما هم مواظب باش ! ولی بیانصاف نباش. من خودم شاهدم که هر وقت تمام مردم ایران یک صدا فریاد کشیدند، اینها هم فریاد زدند . منتهای مراتب ، مردم در برابر ابرقدرتها فریاد زدند ، نهضتی ها در گلو !
جنابعالی این فریاد و باد گلوی نهضت را دست کم نگیر انصاف هم خوب چیزی است ! «گل آقا»
اول: ۱۱ اردیبهشت، مصادف است با سالروز درگذشت گلآقای مردم ایران مرحوم کیومرث صابری فومنی. محال است که اسم گلآقا بیاید و لبخند بر لبهای ما نیاید. یاد روزهایی بخیر که منتظر بودیم تا شماره جدید گلآقا چاپ شود و با آمدنش خنده بر لبان خشکیده ما بنشاند. یاد تیتر روی جلدش بخیر که
«خندهرو هر که نیست از ما نیست اخم در چنته گلآقا نیست»
بله برای ما و نسل ما، هرگز خاطره گلآقا فراموش نمیشود. مخصوصا آن روزهایی که صاحب دکه روزنامهفروشی محله وقتی علاقه ما را به خریدن گلآقا احساس کرد، برای خودش قانونی وضع کرده بود که مجبور بودیم علاوه بر گلآقا، دو سه تا مجله دیگر را هم بخریم تا بنده خدا مجلات بادکرده دیگرش را از این طریق بفروشد!
دوم: سال ۶۶، همزمان با بسیج همگانی و جهاد مالی اعلام شده توسط شورای عالی پشتیبانی جنگ، نهضت آزادی ایران طی بیانیهای با عنوان «فریادی در گلو» مخالفت خود را با این اقدام اعلام کرد. در همان روزهایی که این بیانیه پخش شد، مرحوم صابری فومنی «گلآقا» در ستون طنز روزنامه اطلاعات تحت عنوان «دو کلمه حرف حساب» مطلبی پیرامون اطلاعیه نهضت آزادی نوشت که مطالعه آن خالی از لطف نیست:
فریادی در گلو !
نامه وارده :
حضرت برادر گل آقا !
نهضت آزادی اخیراً اطلاعیه ای با عنوان فریادی در گلو ! در باره حضور در جبهه و مشارکت در جهاد مالی منتشر کرد که جا داشت تمامش با آب طلا در همین ستون چاپ میشد، ولی چون بنای کار جنابعالی بر ایجاز و اختصار میباشد، لذا از باب تغییر ذائقه خلاصه آنرا به استحضار میرساند:
«علی ( ع ) نه تنها به مردم تکلیف نمیکرد بلکه نامه به مردم کوفه مینویسد و با انتقاد از بیتفاوتی و سکوت آنها در قبال جریانات، به اتخاذ موضعی در حمایت یا مخالفت با خویش فرا میخواند . وقتی که مردم حاضر نمیشدند در بسیج عمومی شرکت نمایند شکوه نزد خدا میبرد. اما متولیان ما! مردم را به رفتن به جبهه و تکلیف به پرداخت هزینههای آن موظف کردهاند، ما نیز به حسب وظیفه اسلامی و انسانی خویش، در آن ( جبهه و جهاد مالی ) مشارکتی نمیکنیم …»!!
همانطور که ملاحظه فرمودی ، نهضت نه فقط قبلاً و فعلاً در دفاع از میهن اسلامی هیچ مشارکتی – اعم از جانی ، مالی ، قلمی ، قدمی و غیره – نکرده و نمیکند بلکه با این اطلاعیه معلوم شد منبعد و در آینده هم بر حسب « وظیفه اسلامی ! و انسانی ! » خویش هیچ نوع مشارکتی نخواهد کرد. و بنده هم شخصا شهادت میدهم در دورانی که قشر محروم و مستضعف در راه دفاع از وطن ، شهید و مجروح و معلول و مفقود و اسیر میشدند، خوشبختانه حتی یک قطره خون هم از دماغ هیچ یک از اعضای نهضت نیامد! هر کس غیر از این بگوید تهمت و افترا و بهتان است!
خلاصه، شما که گل آقا هستی، مواظب باش یک وقتی زبانم لال یک عده آدم مغرض، یک وصله دفاع از وطن به نهضت نچسبانند ! ارادتمند : « ممصادق »
جناب آقای برادر ممصادق
بر روی چشم ! بنده مواظب هستم . شما هم مواظب باش ! ولی بیانصاف نباش. من خودم شاهدم که هر وقت تمام مردم ایران یک صدا فریاد کشیدند، اینها هم فریاد زدند . منتهای مراتب ، مردم در برابر ابرقدرتها فریاد زدند ، نهضتی ها در گلو !
جنابعالی این فریاد و باد گلوی نهضت را دست کم نگیر انصاف هم خوب چیزی است ! «گل آقا»
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


