کد خبر: ۸۱۷۵۵
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

«زبرینگ» کجاست؟

روستاي ۱۴ معصوم زبرينگ رودخانه‌اي دارد که در فصل پاييز و زمستان پر آب شده و در زمان آمدن سيل و باران‌هاي طولاني مسير آب را كنترل كرده و از روستا محافظت مي‌كند. اين رودخانه نام خاصي ندارد اما در بين اهالي به «رودز» معروف است. اهالي مي‌گويند ماهي‌هاي خوشمزه‌اي دارد، هر چند قسمت ما نشد. از سمتي كه ما مي‌رويم خشك است اما دقيقاً سمت ديگر«رودز» سرسبز و پر از درخت‌هاي نخل.
تمام اراده‌ات را که جمع کني و به توان بي‌نهايت برساني و ضرب و تقسيم و جذري برايش در نظر بگيري، آخرش مي‌رسي به جهاد با «جبهه جهادي منتظران خورشيد»! و منتظران برايت مي‌شود، نقطه آغازين يک حرکت...
مي‌ماني قدم در شلمچه و طلائيه بگذاري يا بروي به دياري که مردمانش ولي نعمتان انقلابند. ۲۵ اسفند ۱۳۹۰ است و مردم اكثر نقاط ايران مشغول خريدهاي نوروزي‌اند اما جهاديون به جايي مي‌روند كه با اين واژه غريبه‌اند.
در شماره قبل ضمن آشنايي با فعاليت‌هاي جهادي خواهران در بلوچستان، نوشتيم كه روستاي «۱۴ معصوم زبرينگ» در ۲۴۰ کيلومتري شهرستان نيک‌شهر و يکي از روستاهاي محروم كشور محسوب مي‌شود. دليل نامگذاري روستا به ۱۴ معصوم هم به ارادت مردم شيعه به ائمه و معصومين عليهم‌السلام بازمي‌گردد. گويش مردم اين روستا بلوچي است. روستايي كه در ۳۷۰ كيلومتري درياي عمان قرار دارد. اگر جاده‌اي مناسب و كارخانه‌هايي وجود داشت با توجه به نزديكي به يكي از مهم‌ترين آبراه‌هاي جهان، اين منطقه بايد در رفاه مي‌بود نه اينكه در فقر باشد. حالا در قسمت آخر اين گزارش از ديگر فعاليت‌ها مي‌نويسيم.

روستاي ۱۴ معصوم زبرينگ رودخانه‌اي دارد که در فصل پاييز و زمستان پر آب شده و در زمان آمدن سيل و باران‌هاي طولاني مسير آب را كنترل كرده و از روستا محافظت مي‌كند. اين رودخانه نام خاصي ندارد اما در بين اهالي به «رودز» معروف است. اهالي مي‌گويند ماهي‌هاي خوشمزه‌اي دارد، هر چند قسمت ما نشد. از سمتي كه ما مي‌رويم خشك است اما دقيقاً سمت ديگر«رودز» سرسبز و پر از درخت‌هاي نخل. محصولات کشاورزي اين روستا پرتقال، سير و انار است. کاشت يونجه و علوفه و اشتغال به دامداري هم وجود دارد.
سال‌ها پيش مردم روستا براي رسيدن به امکانات اوليه چون آب و برق مجبور به مهاجرت به اين سمت شده‌اند. مردمي كه در کپر يا همان دوار زندگي مي‌کنند. کپر را از تنه و برگ‌هاي نخل خرما که در زمين فرو مي‌برند، مي‌سازند و روي آن را مي‌پوشانند. اين نوع از مسکن با نوع آب و هوا وموقعيت سوق‌الجيشي منطقه همخواني دارد. هر چند امروزه به خاطر سختي و مشکلات کپرها و ازدياد جمعيت مردم به ساخت خانه روي آورده‌اند که با کمک دولت، کميته امداد و همت جهاد گران توانسته‌اند کپرهايشان را نوسازي كرده يا خانه‌هاي جديدي بسازند. عده‌اي کپرهاي قديمي خود را به عنوان آشپزخانه و محل نگهداري وسايل حفظ كرده يا به خاطر برودت هوا و فضاي آنجا به محل نگهداري مواد غذايي اختصاص داده‌اند.
فعاليت‌هاي برادران جهادي
در شماره قبل از فعاليت خواهران جهادي در زبرينگ نوشتيم و حالا با فعاليت برادران آشنا مي‌شويم كه با شور و حال خاصي انجام مي‌شد. فعاليت‌ها با نماز صبح آغاز مي‌شود و هر يك از اعضا مشغول فعاليتي مي‌شوند. بعد از خوردن صبحانه، اولين خاكريز فعال، بچه‌هاي عمراني هستند. آنها در برنامه امسال ساخت يك باب منزل مسكوني در روستاي كوردان و ساخت ۱۵ چشمه سرويس بهداشتي و حمام در روستاي چيل كنار را در نظر دارند. در خاكريز فرهنگي، به برپايي خيمه فرهنگي، برپايي يادواره شهدا، كلاس‌هاي احكام، مراسم ديني و جلساتي پيرامون جوانان و نوجوانان اهتمام مي‌شود. در بخش ورزش؛ سرلوحه كار اعضاي اين خاكريز جمله‌اي از امام خامنه‌اي است كه مي‌فرمايند: «ورزش وحدت آفرين است.» آري برگزاري مسابقات گوناگون در هشت رشته براي جوانان و نوجوانان منطقه باعث ايجاد شور و شعف خاصي شده است. در خاكريز بهداري نيز دندانپزشكان و پزشكان مشغول خدمت‌رساني‌اند. از صفوف متراكم تشكيل شده مردم عيان است كه يكي از اصلي‌ترين حاجات آنها همين بخش است كه بايد بيشتر مورد توجه قرار گيرد. در عرصه هنري؛ اعضاي خاكريز از صبح تا آخرين ساعات روشنايي روز در روستاهاي مجتمع، هنرنمايي مي‌كنند. به برنامه‌هاي هر خاكريز كه دقت مي‌كني به وضوح مشخص است كه اين فعاليت‌ها طبق سند چشم انداز مجتمع ترسيم شده و اين يعني هدفمندي برنامه‌ها. البته در مرحله اجرا و با توجه به منطقه و محروميت‌ها نقص‌هايي وجود دارد كه بايد مرتفع شود.
تحقق چشم‌انداز زبرينگ
با جديتي كه در اهالي منتظران خورشيد مشاهده مي‌شود، رفع محروميت و تحقق حداقل‌هاي زندگي در زبرينگ دور از دسترس نيست. در چشم‌انداز چهار ساله‌اي كه اين گروه براي پيشرفت روستاي زبرينگ تنظيم كرده، قرار است پديده تلخ كپرنشيني به كلي از چهره روستا زدوده شود و همه اهالي روستا از منزل مسكوني مناسب برخوردار شوند. با تأسيس تعاوني و همچنين كمك به گسترش كشاورزي روستا از طريق احداث استخر آب كشاورزي، معضل بيكاري جوانان روستا بايد رفع شود. همچنين پيگيري جدي و مطالبه مستمر از مسئولان استاني براي احداث جاده آسفالته در دستور كار قرارگيرد. به همت منتظران خورشيد، زبرينگ هم آب آشاميدني و لوله‌كشي شده دارد و هم ۲۰ چشمه سرويس بهداشتي. اما اين بار گروه گام بلند‌تري را برمي‌دارد و ساخت چهار واحد مسكوني، هماهنگي ساخت پايگاه بسيج، كانون فرهنگي – هنري و استخر آب كشاورزي را در زبرينگ تمام مي‌كند.
بيكاري جوانان و درآمد كم خانواده‌ها از مشكلات اصلي روستاييان است. اگرچه تأثيرات مثبت هدفمندي يارانه‌ها را مي‌توان به عينه در زندگي‌شان مشاهده كرد، اما هنوز مشكلات زيادي متوجه اهالي زبرينگ است. گروه جهادي چاره بيكاري جوانان را در راه‌اندازي تعاوني ديده است. به خصوص كه مورد تأكيد رهبرمعظم انقلاب اسلامي است. تأسيس تعاوني حضرت‌زهرا‌(س) هم براي كمك به ازدواج جوانان در دستور كار قرار مي‌گيرد.
گشت و گذاري در زبرينگ
فرصتي دست مي‌دهد تا پاي حرف‌هاي مردم روستا بنشينيم. دختر بزرگ يکي از اهالي روستا مي‌گويد: «آب آشاميدني‌مان قبلاً از رودخانه تأمين مي‌شد که مشکلات و بيماري‌هاي زيادي هم برايمان داشت. بيشتر بيماري اهالي درد معده و مشکلات کليه است. اما از زماني که جهادگران آب را به داخل منبع هدايت کرده و با استفاده از کلر آن را ضدعفوني کرده‌اند اوضاع خيلي بهتر شده است. دستشويي (سرويس بهداشتي) نداشتيم كه درست كردند. با همت جهادگران تا اول راهنمايي بچه‌ها امكان ادامه تحصيل دارند اما اگر بخواهند بيش‌از اين ادامه دهند بايد به فنوج بروند که آن هم سختي‌هايي را دارد.» منظور اين دختر از سختي رفتن به فنوج، به طي مسافت طولاني و صعب‌العبور و هزينه تحصيل برمي‌گردد. از حرف‌هاي او متوجه مي‌شويم كه زبرينگ حتي خانه بهداشت ندارد و زماني که بيمار مي‌شوند يا بايد تحمل کنند يا هزينه بسيار گزافي را براي رسيدن به پزشک بپردازند که اين در توان خيلي از مردم روستا نيست. او عاشق روستايشان زبرينگ است.»
گوش به فرمان ولي فقيه
در روستا با زهراي ۱۶ ساله همراه مي‌شوم. او در حال تحصيل در كلاس اول راهنمايي است. بعداز اتمام دوران ابتدايي به خاطر نبود مدرسه راهنمايي ديگر نتوانست ادامه تحصيل بدهد و به ناچار ترک تحصيل کرده، اما بعد از حضور جهادگران شوق و رغبت به تحصيل پيدا كرده و سختي رفتن تا فنوج را به جان خريده تا درس بخواند.
پوشش و حجاب زهرا واقعاً برايم از هر چيز ديگر جالب‌تر است، علاقه او به آقا و تفکرش هم همين طور. او مي‌گويد: «ما با دانش‌آموزان اهل تسنن روستاي کوردان در فنوج درس مي‌خوانيم و تفاوتي هم بينمان نيست. در درجه اول همه‌مان انسانيم و بعد هم مسلمان. خدا همه‌مان را دوست دارد. بايد آنطور که رهبرمان مي‌گويد رفتار کنيم. پيروي از ولايت فقيه تنها در حرف و شعار نيست در عمل هم بايد ثابت شود. ايشان برادري و برابري و دوستي بين سني و شيعه را مي‌خواهند. ما هم گوش به فرمانيم. شهيد نورعلي شوشتري هم براي همين بود که شهيد شد. ما او را خيلي دوست داريم. جهادگران هم ادامه‌ دهنده راه شهدا هستند. ما آنها را خيلي دوست داريم.»
زهرا ادامه مي‌دهد: «درباره پوشش وحجاب هم بايد بگويم ما از لباس‌هاي دست‌دوز خودمان استفاده مي‌کنيم. ما با تهيه پارچه کار سوزن‌دوزي را انجام مي‌دهيم. ما براي آنچه که داريم وآنچه که نداريم خدا را شکر مي‌کنيم. همه آرزويمان هم ديدار رهبر عزيزمان است . از تلويزيون ايشان را مي‌بينيم. هميشه هم از خداوند براي ايشان سلامتي مي‌خواهيم و اميدواريم ايشان را زيارت کنيم.»
رنج محروميت در سيماي دختر ۳ ساله
همراه زهرا راهي خانه يکي ديگر از اهالي مي‌شويم. خانه‌اي معمولي با در ورودي که بايد قد خم کني و با مشقت خاص از آن وارد شوي. به محض ورود صداي گريه کودکي از گهواره‌اش شنيده مي‌شد. مادر ۲۳ ساله‌اش هم آرام کنارمان مي‌نشيند و فرزندش را در آغوش مي‌گيرد. هانيه كه مادر يک دختر سه ساله و يک پسر پنج ماهه است مي‌گويد: «دخترسه ساله‌ام به دليل تزريق اشتباه آمپول بيمار شده و در سر و بدنش غده‌هايي ايجاد شده که براي مداوا تا زاهدان هم رفته‌ايم اما فايده‌اي نداشت. بعد از آن هم براي ادامه درمان با كمك جهادگران به تهران رفتيم، اما بيماري خيلي رشد كرده و به دليل هزينه بالا و دوري از ابتدايي‌ترين وسايل درمان ديگر كاري نمي‌شود كرد. نمي‌دانم چه مشکلي دارد كه آب هم مي‌خورد دچار حالت تهوع مي‌شود.»
همسرش هم بيكار است و مانند بسياري از مردم زبرينگ با دريافت پول يارانه‌ها زندگي خانواده‌اش را اداره مي‌كند. گاهي هم براي کار به بندرعباس مي‌رود و پس از چند ماه برمي‌گردد. بيماري فرزند از يک طرف و اوضاع شغلي هم از طرف ديگر، زندگي را به هانيه و همسرش سخت كرده است.
كمي آرام مي‌گيرد و ادامه مي‌دهد: «تنها دلخوشي‌مان هم حضور اين جوانان است که تمام کارها و امور خود را رها کرده‌اند وبه روستاي‌مان آمده‌اند. اگر روستاي ما خانه بهداشت يا بهيار داشت شايد دخترم الان سالم بود.»
«سكينه» زني ۴۰ ساله است كه به گفته خود از وقتي كه يادش مي‌آيد در كپر زندگي كرده و فرزند خود را هم در آن به دنيا آورده. او از نبود آب آشاميدني سالم براي‌مان مي‌گويد و از فرزندانش كه به هر سختي بوده ادامه تحصيل داده‌اند و حالا يكي پيش دانشگاهي است و ديگري ديپلم دارد. او مي‌گويد: «هزينه دانشگاه و تأمين پول آن را نداريم. بيشتر مشكلات‌مان هم به مسير و جاده صعب‌العبور بازمي‌گردد كه اگر درست شود، شايد تردد ما آسانتر و هزينه هم كمتر پرداخت شود.»
فاطمه، دختر ۲۵ ساله سكينه، زن و مادر يك خانه‌ است. او سه فرزند دارد. فاطمه از همسر و وضعيت مالي و بيماري قلب و معده پدرش كه به وخامت گراييده براي‌مان مي‌گويد و مي‌گريد. او از بيكاري جوانان برايمان مي‌گويد تا عروسي‌هاي‌شان كه سه شبانه‌روز شور و شعف براي مهمانان دارد اما عروس بايد سه روز در انتظار داماد بماند! رسم است ديگر.
كمي دورتر از خانه سكينه و فاطمه، تنورهاي گلي پخت نان كه حالا ديگر چون گذشته كارايي چنداني ندارد ديده مي‌شود. پخت نان در هواي باراني و سرد زمستان يا گرد و غبار شديدي كه هرچند يكبار زبرينگي‌ها را مهمان خود مي‌كند، دردسرساز شده‌است. به همين خاطر مردم براي پخت نان به سراغ تنورهاي گازي رفته‌اند. عمده غذاي مردم زبرنيگ، «چنگال» نام دارد كه با خرما و نان و روغن درست مي‌شود. غذايي هم دارند كه هنگام بارش باران درست مي‌شود! غذاي ويژه‌شان در ماه مبارك رمضان نيز پرني يا همان فرني خودمان است.
همه زنان روستا در بافت حصير، كيف‌هاي سنتي و سوزن‌دوزي مهارت دارند. اما در تهيه مواد اوليه دچار مشكل هستند. از اين رو خيلي مشتاق‌اند كه به صنايع روستاي‌شان توجه شود تا مشكل بيكاري زنان و وضعيت مالي‌شان بهبود يابد.
پس از آن به خانه زهراي پنج ساله مي‌رويم تا به اتفاق هم به مدرسه شهيد وزيري محل برگزاري كلاس‌هاي آموزشي، فرهنگي، هنري و ورزشي كه توسط خواهران منتظر خورشيد برگزار مي‌شود، برويم. اولين همخواني اين بچه‌ها خواندن شعر ولايت اميرالمؤمنين است و همچنين همخواني شعري براي امام خامنه‌اي كه ايشان را سيد علي خطاب مي‌كنند.
از زبرينگ محروم تا شرهاني مظلوم
غروب مي‌شود در روستاي ۱۴ معصوم زبرينگ. غروب «شرهاني» مظلوم‌تر است يا زبرينگ؟ شرهاني از ظلم دشمن به خون مي‌نشست و زبرينگ از غفلت خودي‌ها از يادها رفته. حالا خوب مي‌دانيم كه اينجا هم سرزمين نور است. اينجا ديگر تو جهاد و حضور را در سنگر ايمان و اراده‌ات انتخاب مي‌کني و زمزمه مي‌کني سخن امام خميني را که فرمود: «فرزندان عزيز جهادي‌ام! به تنها چيزي که بايد فکر کنيد، به استواري پايه‌هاي اسلام ناب محمدي است» اينجا همراه مي‌شوي، بامردماني از تبار عشق که مرزي بين شيعه و سني بودنشان نيست!
و مي‌رسي به مرام شهيد خدمت، وحدت و جهاد نورعلي از جنس شوشتر ! مي‌رسي به شهادتي که دليلي مي‌شود بر وحدت. تمام اراده‌ات را كه جمع كني مي‌رسي به جايي كه شوشتري در بلوچستان محروم و ياران شهيد شوشتري در شرهاني مظلوم رسيدند كه اين هر دو را از امام نان و خرما به دوش در نيمه شب‌هاي كوفه آموخته‌اند.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین