کد خبر: ۸۰۶۷۵
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
رسالت رسانه‌ها در تحقق شعار سال حمایت از تولید ملی

راه هاي حمايت از توليد ملي به جای دعوای سیاسی

رسانه‌ها تا جای ممکن باید در جا انداختن چرایی این مسئله که باید کالای داخلی خرید تلاش کنند. علت تأکید بر این مسئله آن است که بارها مشاهده شده، افرادی که در هنگام خرید یا معامله‌ی اقتصادی به سمت کالاهای خارجی گرایش پیدا می‌کنند، به طور کلی نمی‌دانند که چرا باید از محصولات ایرانی استفاده کنند، حتی اگر...

بولتن نيوز- سیدمجتبی نعیمی: جایگاه و نقش رسانه‌ در حوزه‌های مختلف جامعه‌ی بشری امروز، امری معلوم و ثابت شده است. رسانه، ابزاری‌ست که شاید مهمترین وظیفه‌ی آن، شکل‌دهی به ذهنیت افکار عمومی در خصوص مسائل مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی باشد. توانایی رسانه در ساخت، انتقال و اقناع نرم‌افزار‌های جامعه سبب آن شده تا طیف‌های مختلف انسانی به سمت آن گرایش پیدا کنند و از پتانسیل‌های موجود در آن، برای به ثمر نشاندن اندیشه‌های خود بهره ببرند.

به نظر می‌سد در سال تولید ملی و حمایت از کار و سرمایۀ ایرانی، آنهایی که نسبتی با انقلاب اسلامی داشته و دستی هم در رسانه دارند، مسئولیت سنگینی بر دوش‌شان هست. زیرا این مقوله باید در افکار عمومی و ذهنیت اجتماعی ما تبدیل به امر غالب شود و حتماً یکی از آنهایی که باید به این مهم رنگ تحقق ببخشد، رسانه‌های انقلاب اسلامی هستند.




حال، سوالی در این میان مطرح می‌شود و آن پرسش این است که چنین رسانه‌هایی، برای ادای تکلیف خود باید چه اقداماتی انجام دهند تا بتوان آنها را در مسیر تحقق این مقوله تلقی کرد؟ زیرا تا وقتی نقشه‌ی راه معلوم نباشد، یا شاهد اقدامات اشتباه و بعضاً نقض غرض گونه خواهیم بود و یا با یکسری فعالیت‌های جزیره‌ای کم اثر مواجه خواهیم شد که ما را به سرمنزل مقصود نمی‌رساند. در نتیجه، سعی می‌شود در ادامه، به ذکر برخی از نکات لازم توجه در این خصوص اشاراتی شود.

نکته‌ی اول آن است که رسانه‌ها می‌بایست تولید محتوای با کیفیت در خصوص این آرمان را در کانون فعالیت‌های خود قرار دهند. ذکر این نکته بدان دلیل است که متأسفانه در سال‌های اخیر شاهد آن بودیم، آرمان‌های ترسیم شده توسط رهبر انقلاب، آنطور که باید و شاید مورد توجه تولیدکنندگان رسانه‌ای قرار نگرفته و بیانات ایشان، با نوعی کم‌توجهی و يا حالت شعارگونه در رسانه‌ها همراه بوده است. در نتیجه، تمرکز بر ساخت تولیدات رسانه‌ای با کیفیت در خصوص فرمایشات رهبر انقلاب یک روی سکّه‌ای‌ست که روی دیگر آن، پیداکردن گره کم توجهی به این بیانات در عموم رسانه‌های زیر چتر جمهوری اسلامی‌ست.

قاعدتاً، ساخت محتوایی که در راستای اهداف ترسیم شده باشد، مستلزم وجود کادر و امکانات تولید متناسب با آنهاست. به طور مثال؛ طبیعی‌ست نویسنده، هنرمند و یا برنامه‌سازی که خود را در برابر چنین ارزش‌های متعهد نمی‌بیند، یا اصلاً سراغ ساخت چنین محتوایی نمی‌رود و یا محصولش، چیزی جز یک کار سفارشی و بی‌کیفیت که هیچ‌نوع مخاطبی را جذب نمی‌کند، نخواهد بود.

همچنین، تکرار در ساخت محصولات رسانه‌ای با محتوای مدنظر، از دیگر موارد مورد توجه در این نکته است. زیرا همانطور که می‌دانیم، تکرار در امر تربیت جایگاه ویژه‌ای دارد و یک ارزش، تا در قاموس تکرار در نیاید، تبدیل به عادت زندگی نمی‌شود. از طرف دیگر، تا زمانی که به مباحثی چون حمایت از تولید ملی نگاه تربیتی نشود، نمی‌توان چشم‌انداز موفقی برای آن متصور شد. در نتیجه، تداوم ساخت‌های متنوع رسانه‌ای با موضوعات این چنینی، می‌تواند زمینه‌ساز تبدیل شدن آن به یک خصلت اجتماعی شود.

نکته‌ی دومی که در خصوص رسالت رسانه‌ها در سال تولید ملی به ذهن می‌رسد آن است که ایشان باید وارد بررسی عوامل سیاسی، جامعه‌شناسانه و روان‌شناسانه ارزش شدن خرید کالای خارجی و ضدارزش شدن خرید کالای ایرانی شوند. هرچند این کار باید با همراهی دانشگاه، حوزه و سایر مراکز علمی و تحقیقاتی صورت بگیرد اما رسانه می‌تواند با انتقال نتایج این بررسی‌ها به مخاطبین عام (در قالب برنامه‌های متناسب) و یا سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان، به توزیع و به‌ثمر رسیدن نتایج چنین فعالیت‌هایی کمک کند.


نکته‌ی سوم قابل طرح، ارتباط بسیاری با جنس توانایی رسانه دارد و آن اینکه رسانه‌ها تا جای ممکن باید در جا انداختن چرایی این مسئله که باید کالای داخلی خرید تلاش کنند. علت تأکید بر این مسئله آن است که بارها مشاهده شده، افرادی که در هنگام خرید یا معامله‌ی اقتصادی به سمت کالاهای خارجی گرایش پیدا می‌کنند، به طور کلی نمی‌دانند که چرا باید از محصولات ایرانی استفاده کنند، حتی اگر این محصولات از سطح کیفیت پایین‌تر و یا قیمت بالاتری برخوردار باشند.

البته این عمل با انواع تولیدات رسانه‌ای قابل تحقق است. از مقاله‌های تحلیلی گرفته تا ساخت مستند و حتی فیلم و سریال. مثلاً می‌توان در یک سریال تلویزیونی، به جای پرداختن به دغدغه‌های مردم بالای شهر تهران، تأثیر عدم خرید کالای ایرانی بر اقتصاد خانواده‌های تولید کنندۀ آن کالاها و به تبع کل جامعه را نشان داد. و یا در یک مقاله‌ی تحلیلی، میزان خسارت‌های اجتماعی ناشی از بحران اقتصادی خانواده‌های تولیدکننده‌ی کالاهای ایرانی را بررسی کرد.

نکته‌ی چهارمی که در این خصوص باید مورد توجه قرار بگیرد، معرفی کالاهای ایرانی و مقایسه‌ی آن با نمونه‌های خارجی‌ست. همانطور که می‌دانید، بین تبلیغ‌های مکرر و کوتاه مدت با برنامه‌های چند دقیقه‌ای که قصدشان معرفی یک کالا یا شرکت تولیدی خاص است، تفاوت وجود دارد. چنین برنامه‌هایی (رپرتاژ آگهی) نقش بسزایی در آشنا شدن مردم با محصولات اقتصادی ایرانی دارد. البته این فعالیت تا حدودی توسط شبکه‌ی بازار انجام می‌شود. اما لازم است تا از یکسو تنوع این برنامه‌ها بیشتر شده و از سوی دیگر، عمل مقایسه با کالای مشابه خارجی هم انجام گرفته تا مشتری ایرانی، بداند که چرا باید بین دو محصول مشابه، جنس ایرانی را بخرد.

نکته‌ی بعدی، تبیلغ ارزان کالاهای ایرانی و بالا بردن هزینه برای تبلیغ کالاهای خارجی‌ست. این موضوع احتیاج به توضیح اضافه ندارد، زیرا یکی از راه‌های حمایت از کالای ایرانی، سهولت در معرفی آن به مشتریان است و در شرایطی که هزینه‌ی تبلیغات برای کارخانه‌های عموماً متوسط ایرانی با شرکت‌های کلان خارجی یکسان است، بدیهی‌ست که کدام کالا بیشتر معرفی شده و مردم، به سمت کدام محصول گرایش پیدا می‌کنند.

البته در اینجا ذکر این مسئله لازم است که نباید سهولت تبلیغ برای کالای ایرانی، کار را به جایی برساند که وجه غالب تولیدات رسانه‌ای، برنامه‌های تبلیغاتی برای محصولات اقتصادی شود و از سایر مقولاتی که باید مورد توجه رسانه‌ها قرار بگیرد، غفلت شود. زیرا در این صورت، در دام مصرف‌گرایی افتاده و اگر جامعه مبتلا به این بلا شود، برای ارضای تمایل پایان‌ناپذیر خود، حتماً کالاهای ایرانی را کافی ندانسته و به سمت سایر محصولات رفته و به این ترتیب، دوباره شاهد افزایش گرایش به کالاهای خارجی خواهیم بود.

نکته‌ی ششمی که در خصوص وظایف رسانه‌ها در فرایند حمایت از تولید کالای ایرانی به نظر می‌رسد، نقد کالاهای ایرانی برای بهتر شدن آن و مراجعه‌ی بیشتر مشتری ایرانی به سمت آنهاست. زیرا همانطور که می‌دانیم، برخی از محصولات ساخت داخل، از معایب خاصی رنج می‌برند اما از آنجا که نقد موثری بر آنها وارد نشده و همچنان آن ایرادها در کالاهای مدنظر باقی مانده و سبب کاهش میزان گرایش مشتریان به آنها می‌شود. این در حالی‌ست که رسانه‌ها با در اختیار داشتن افکار عمومی، قدرت نقد بالایی دارند و با ورود به این مقوله، می‌توانند حکم کاتالیزور در این خصوص را داشته باشند و باعث سرعت بخشیدن به روند عیب‌زدایی از محصولات ایرانی شوند.




نکته‌ی هفتم، بحث حمایت رسانه‌ای از تولیدکنندگان داخلی است. این حمایت می‌تواند شامل پوشش دادن به مشکلات و پیگیری آنها،انتقال خواسته‌های آنان به مردم و مسئولین و از همه مهمتر الگوسازی از تولیدکنندگان موفق است.البته نقد تولیدکنندگان کم کار که سال‌ها از حمایت‌های دولتی و صبوری مردم استفاده کرده اما خروجی ویژه‌ای نداشته‌اند هم باید مورد توجه رسانه‌ها قرار بگیرد.

هشتمین نکته در طراحی فعالیت‌های اینچنینی رسانه‌ها، مربوط به موضوع رصد شبکه‌ی توزیع و بررسی مشکلات موجود در این خصوص است. پرداختن به پدیده‌ی دلالی به عنوان یکی از اصلی‌ترین عوامل افزایش قیمت کالاها به خصوص محصولات ایرانی، مهمترین موضوع در این بخش است که البته می‌تواند هزینه‌های سیاسی، اجتماعی و امنیتی بسیاری را برای برنامه‌سازان داشته باشد.

نکته‌ی آخری هم که در این خصوص به ذهن می‌رسد، مسئله‌ی پیگیری فعالیت مسولین در خصوص تحقق شعارهای اقتصادی مطرح شده است. در این بخش لازم است تا عملکردهای مثبت ایشان به جامعه معرفی شده و از آنها قدردانی شود تا بدین طریق، هم مردم متوجه شوند که کارهای مختلفی در این خصوص انجام می‌شود و هم مسئولین ببینند که کارهای مثبت‌شان دیده شده و انگیزه‌ی مضاعف پیدا کنند.

اما از سوی دیگر، باید با دشمنان و کاهلان پروژه‌ی حمایت از کالای ایرانی، یعنی مدیران و مسئولانی که این مقوله را جدی نمی‌گیرند، برخورد و مقابله‌ی قلمی، صوتی و تصویری شود تا در حد امکان، چنین موانعی از سر راه برداشته شده و به سمت جامعه‌ای گرایش پیدا کنیم که در ذهنیت اقتصادی مردم  آن، خرید کالای ایرانی،حرف اول و آخر را بزند. انشاءالله.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین