سال نو را با هاليوود و فيلمفارسي آغاز كنيد!
بولتن نيوز- سیدمجتبی نعیمی: یکی از سیاستهای رسانۀ ملی برای تولید برنامه، در نظر گرفتن مناسبتهای تقویمی است تا بدین وسیله، تولیدات فرهنگی ویژهای داشته باشد. مانند مناسبتهای مذهبی که شامل ولادتها، شهادتها و سالروز وقایع مهم تاریخ اسلام بوده و با توجه به اهمیتی که رسانۀ ملی برای هر یک از آنها قائلند، دورۀ زمانی خاصی را به آن مناسبت اختصاص میدهد. در این میان، برخی از رویدادهای ملی هم به چشم صدا و سیما مهم آمده و برای پاسداشت آنها، فعالیتهایی انجام میدهد. البته در بین مناسبتهای ملی، عید نوروز جایگاه ویژهای دارد و به خاطر دورۀ زمانی گستردۀ آن و عمق نفوذی که در بین مردم دارد، توجه خاص رسانۀ ملی را در بر داشته است.
در طول سالیانی که صدا و سیما برای مناسبتهای گوناگون برنامه میسازد، یک نقد اساسی به آن وارد شده و آن عدم تناسب فرهنگی تولیدات رسانۀ ملی با ارزشهای دینی و ملی ماست. به عبارت دیگر، منتقدان برنامههای صدا و سیما معتقدند وقتی قرار است مثلاً تلویزیون جمهوری اسلامی در مورد عاشورا و عزاداریهای مربوط به آن برنامه بسازد، در بهترین شرایط، به سطح مسائل اکتفا کرده و به نکات عمیقی که در این بین وجود دارد نمیپردازد. و یا اگر قرار است فضای فرحبخشی را بر برنامههای خود حاکم کند تا به این طریق، حق شادی ایام نوروز را ادا کند، بعضی مواقع دچار لودگی شده و یا دست به دامن فیلمهایی میشود که در پس هیجانات تصویری، ضدارزشهای بسیاری را به جامعه تزریق میکند.

برای مثال، یادمان نمیرود که در ایام عید همین چند سال پیش، شاهد پخش فیلمهایی مسئلهدار، در زمان پخش عالی، تبلیغات گسترده و بدون هیچگونه نقد و بررسی نشانه شناسانه بودیم. مانند فیلم چند قسمتی "هریپاتر" که در خود امریکا، به همین راحتیها اکران نشده و کشیشان آنجا، قبل و بعد از پخش فیلم، به بیان خرافات موجود در آن میپرداختند تا نکند جادوگری تبلیغشده در این فیلم، بر اذهان نوجوانان و جوانان این سرزمین حاکم نشود. اما رسانۀ ملی، بدون هیچ برنامۀ انتقادی، آنرا پخش کرد و چه تأثیرهای ناخودآگاه که بر قلب افراد نگذاشت.
و یا پخش عریان و بدون حاشیۀ فيلم "ماتریکس" که چیزی جز تبلیغ زیبای صهیونیسم و مقابله با ارزشهای فرجامشاناسانۀ شیعه مبتنی بر مهدویت نبود. اما سهگانۀ این فیلم، در فضای لیبرال و حتی سکولار یکی از شبکههای اصلی سیمای جمهوری اسلامی پخش شد و خیلیها را پای تلویزیون میخکوب کرد. و اضافه کنید به این مثالها، دهها فیلم هالیوودی دیگر که کشتار و اسلحه و خونریزی، جلوۀ غالب آنها بوده و معلوم نیست چرا مردمی که میخواهند در عید نوروز شاد باشند، باید به وسیلۀ دیدن این فیلمها عصبی شوند و بر خشونتشان اضافه شود؟
در کنار این فیلمهای غربي و هاليوودي، چندین سریال وطنی هم پخش شد که جای حرف و حدیث بسیار داشت. سریالهایی که با لودگی و به کارگیری رفتارهای لمپنی، سعی در ایجاد شادی داشتند. ولی اگر بار اول و دوم، به اشتباه در ذائقۀ بعضیها خوش آمد، تکرار رفتارها و مضمونها، حتی آن عدۀ طرفدار را هم ناراضی کرد. سریالهایی مثل "چار چرخ"، "چهار دیواری"، "موج و سخره" و ... که نمایش دهندۀ رفتارهای یک بخش محدود جامعه بوده و با قلب طنز به هجو، سعی میکردند به هر زوری که شده، تلخندی بر لبان مردم بنشانند.
البته نباید از دایرۀ انصاف خارج شد و همۀ برنامههای مناسبتی رسانۀ ملی را عموماً و برنامههای پخش شده در روزهای نوروز را خصوصاً، نادرست و پر از ایراد دید. قطعاً در میان سریالها و فیلمهایی که به آنها نقد وارد است، میتوان برنامههایی را دید که زیباییهای خاص خودش را داشته و با ارزشهای دینی و ملی ما هم سازگار بوده است.
برای مثال، به ساخت و پخش سریال "دارا و ندار" از شبکۀ تهران میتوان اشاره کرد. سریال طنزی که برای خندان مردم، خودش را به آب و آتش نزد. سریالی که دوربینش در میان بالاشهر تهران نیفتاده بود و به قشر متوسط و اقشار پایین جامعه هم پرداخت. سریالی که در آن حرف از ارزشهای دینی و ملی فراوانی زده شد، مانند کسب مال حلال، به فکر سایر مردم بودن، رنجهای آدمهایی که همۀ هستیشان را برای حفظ مملکت گذاشتهاند و ... و یا سریال "پایتخت" که فاز جدیدی در طنزسازی رسانۀ ملی بود. هرچند برخی به تمسخر لهجۀ استانی خاص در این سریال اعتراض داشتند، اما حتی با پذیرش این مقوله، باز هم در این سریال نکات روشن فراوانی وجود دارد که شایستۀ تقدیر است. مهمترین خصوصیت این سریال، تلاش منطقی و دور از تکرارهای رایج برای خنداندن مردم بود که بنابه نظر خیلی از منتقدان، وجه بارز پایتخت محسوب میشود.

بنابراین، در کارنامۀ نوروزی صدا و سیما، هم نکات مثبت وجود دارد و هم نکات منفی. اما نکتهای که در این میان وجود دارد آن است که در مورد حجم غالب این برنامهها، جای حرف و حدیث فراوان دارد. زیرا برنامههای فاخر و یا مناسب نوروزی رسانۀ ملی، در اقلیت قرار دارند و حتی برخی از آنها منزوی هستند. به این معنی که اگر در یک سال، شاهد پخش مثلاً "دارا و ندار" هستیم، در کنارش، سه-چهارتا سریال دیگر میبینیم که بهترین تعریف بعضی از آنها، خنثی بودن آنهاست.
و یا فیلمهای با ارزشی از سیمای جمهوری اسلامی در ایام نوروز پخش شده که نه ساعت مناسبی داشته و نه اطلاعرسانی خاصی در مورد آنها صورت گرفته. در ضمن، بینندۀ شبکهای که آن فیلم ازش پخش شده، چون سابقۀ خوبی از آن شبکه در ذهن نداشته و توقع دارد که فیلمهای روشنفکرمآب از آن پخش شود، اصلاً خودش را مخاطب آن شبکه نمیکند و به این ترتیب، قسمت عمدهای از مخاطبان رسانۀ ملی، از این برنامههای مطلوب حداقلی، محروم میمانند.
الان که چند روزی به آغاز سال نو مانده، شاهد پخش تیزرهایی از شبکههای مختلف سیمای جمهوری اسلامی هستیم که به معرفی برخی از فیلمها و سریالهای نوروز 91 میپردازد. گرچه در روزهای عید پیشرو، شاهد پخش چند فیلم ایرانی خواهیم بود، از جمله فیلم فاخر ملک سلیمان و یا اخراجیهای 3، اما وجود پنج-شش فیلم در میان حداقل 80 فیلم که در این روزها قرار است پخش شود و خیلی از آنها، محصول رسانۀ «برادر هالیوود» است، موید نکتۀ قبلیست که در بالا عرض شد و آن همان حداقلی بودن آثار مطلوب در رسانۀ ملی است.
در بخش سریالهای نوروزی هم گویی با اتفاق ویژهای روبهرو نیستیم و باید پای عقد و ازدواج جوانها خنده کنیم و لبخندمان را نثار هنرهای شخصی معدود بازیگران طنزی نماییم که در طنز بودن رفتارهایشان جاب تأمل فراوان وجود دارد. به نظر نمیرسد سریالهای نوروزی 91، مضمون خاص و بکری داشته باشند – سوژههای ارزشی جای خودش – و فقدان ایدۀ خلاقانه، باز هم رسانۀ ملی را آزار میدهد.
در هر صورت لازم است تا رسانۀ ملی، با آغاز سال نو، اگر انقلابی در خودش انجام نمیدهد، حداقل آغازی مجدد و متفاوت را تجربه کند و با تجدید نظر در روند برنامهسازیهای خود، مخاطبینش را از شر سوژههای تکراری و بیمزه خلاص کند و به ایدهها و موضوعات فراوانی که فعالان غیردولتی عرصۀ فرهنگ در ذهنشان دارند بپردازد.
مردم دیگر از دیدن شخصیت تکراری "مرجانه گلچین" و "حمید لولایی" در سریالهای طنز خسته شدهاند. بسياري از خانوداهها دوست ندارند فقط سلاحهای پیشرفتۀ پنتاگون را در فیلمهای هالیوودی رسانۀ ملی نگاه کنند. مديران رسانه ملي بايد در برنامهريزيهاي خود تجدید نظر كنند.
قاعدتاً پیشنیاز تحقق چنین مسئلهای، کشف دهها و شاید صدها آدمی باشد که در دایرۀ تعریف شدۀ بالا میگنجند. رسانۀ ملی باید در اتصال به ایشان و بهرهگیری از ایدههای آنها پیشقدم شده و قدر تفکر آنها را داشته باشد و بداند که استفاده از دستاوردهای ذهنی این عزیزان، هزینه دارد. علاوه بر این، وجود هرچه بیشتر و مقتدرانۀ مدیران متخصص و متعهد و برنامهسازان و عوامل تولید این چنینی در رسانۀ ملی و داشتن برنامهریزی سازمانی آیندهنگرانه، به تولید برنامههای مناسب، کمک فراوانی خواهد کرد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



هرچند وقت یه بار صداوسیما یه فیلم خوب روز رو پخش میکنه اونوقت شما مخالف این فیلم ها هستین ، در حالی اکثرا جوونا همین سبک رو دوس دارند .
مثلا چی میشه صدا و سیما فیلم های فرار از زندان یا لاست و یا حتی همین سریال های کره ای رو پخش کنه !!!
یا حدس میزنم نویسنده اش ده نمکی بودش !
البته شرط میبندم نظرم درج نمیشه @:
بهتره اول فیلم های پخش شده از سیما رو با اصل فیلم ها تطبیق بدین و بعدش اینطوری نقد کنین!!!
البته مدیر شبکه یک در برنامه پارک ملت علنا این موضوع رو گفت و اشاره کرد...
صدا سیمای ایران به جای پخش فیلم های معتبر هنری مشغول به تلیغات و پخش فیلم های آبکی شده البته به غیر از چند مورد در میان 80 فیلم
اگر صداسیمای ایران بخش سرمایه گذاری در مورد فیلم های تاریخی و مذهبی رو بنحوی جذب و مشتاق کنه. حالا تو این شرایط نمیموندیم.
یه سوال از برو بچ و مدیر سایت آیا در میان تاریخ ما اساطیر و سرداران به نامی وجود نداشتن چه در جنگ تحمیلی و چه تاریخ قبل و بعد اسلام و چه در داستان های قرآن
حالا به نظرتون صدا سیما و تهیه کننده گان سینما دینشون رو ادا کردن .برخی فیلم های ساخته شده تارخی و جنگی واقعا توهین به شعور مردم هست.
کی ما شاهد فیلم تاریخی در مورد ایران و سرداران ایرانی بودیم.به نظر شما بهتره فیلم 300 ساخته بشه تا مردم ایران شناخته بشن حتی عرضه دفاع از تاریخ خودمون رو نداریم .باید به حال خودمون گریه کنیم. آیا مسئولین ما عرضه ندارن به جای ساخت 20 تا 20 تایی فیلم های آبکی یک فیلم فاخر و تاریخی در مقابل 300 بسازن. یا فقط پخش سرود ملی کافیست
شما در عرصه رقابت هستید و باید توان رقابت با دیگر فیلم ها رو داشته باشی تا جوان امروز به جای نگاه کردن به ماتریکس بیاد فیلم ایرانی نگاه کنه متاسفانه کیفیت فیلم های ما در سطحی نیست که من جوان بتونم به فیلم ایرانی بدون حرص خوردن و پیش بینی درست آخر داستان نگاه کنم
نه اینطور نیست
این تفکر جوان مسلمان و ایرانیه که مسموم شده
و سراغ این جور فیلمها میره
فیلم ها باید علاوه بر اینکه اوغات فراغت مارو پر کنن
علاوه بر اون باید اموزنده هم باشن
البته نه مثل سریال فرار از زندان
که با توجه به کار اونا چندتا زندانی ایرانی هم از زندان در رفتن
در ضمن
فیلمهای غربی نه تنها باعث پر شدن اوغات فراقت ما نمیشن
بلکه جنبه های منفی زیاده مخفی و اشکار زیادی
از جمله
تبلیغ فراماسون و پرخاشکری هست
شما میتونید با یه فیلم خوب تفکر و دیدگاه یه فرد رو عوض کنی به نظرت با فیلم هایی که تو سینما هستن و فقط لودگی رو نشون میده میشه دیدگاهی به جامعه داد.
همان طور که تفکر جوان مسلمان با این فیلم مسموم شده شما میتونی با فیلم درستش کنی.
یه سوال چرا چارلی چاپلین آثارش زنده ست و ماندگار به نظرت مردم فقط به یه جور دلقک بازی نگاه میکنن. یا چارلی سعی میکنه درون مایه های جامعه خودش رو به نحوی نشون بده حقیقت تلخ رو به نحوی نشون بده که شما در عین خندیدن لحظه ای هم یه دیدگاه نسبت به اون جامعه و درد و رنج حاکم داشته باشی.
در این که این فیلم ها آثار سوئ دارن شکی نیست ولی به نظرت فیلم ایرانی با پشتوانه فرهنگ و دین باشه بهتره یا یه نگاه صهیونیستی.
به نظر یکی از اساتید شیطان پرستی و فراماسون فقط ادا اطفال و جنگولک بازیه که خود غربی ها قبول ندارنش حالا ما داریم به بعضی اشیائ تصادفی تو فیلم ها معنای فراماسون میدیم و افراط گرایی میکنیم در صورتی که مفهوم و هدف فیلم یه چیز دیگه ست. این شامل تمام فیلم ها نمیشه.