قرار اینترنتی که داشتیم!
به گزارش سرویس فضای مجازی بواتن نیوز، نویسنده شاخه طوبی در آخرین مطلب وبلاگش نوشت:
معمولا به دلیل رابطه های الکی و سطحی
که دخترها و پسرها تو اینترنت دارن و گاهی هم قرارهایی با هم میذارن
در کل به قرارهای اینترنتی بد بین
بودم.و همیشه یادآوری های مامانم هم پشت سرم بود که "گول نخوری!"
از قضا با یکی از همین قرارها آشنا
شدم، اونم چه قراری!
قراری که جزو آرزوهام بوده و هست و
همیشه منتظر چنین قراری بودم. و همیشه در حسرت رسیدن بهش!
بالاخره روزو ساعت و مکان قرارمون با
بعضی از بچه های وبلاگنویس و مخاطبان
وبلاگی که من رو با این قرار آشنا کرده بود مشخص شد.
ومن راهی شدم، پرسون، پرسون محل قرار
رو پیدا کردم بچه هایی رو هم که آمده بودن از نزدیک دیدم.
بله درست بود، من داشتم به آرزوم می
رسیدم. آخه هر قراری که قرار ما نمیشد! باید بدونی که از چه طریقی و با چه
کسانی قرار بذاری.
بچه ها همه از جنس و تیپ خودم بودن و
همه شورو شوق عجبیبی داشتن و برخی هم مثل خودم بار اولشون بود.
قرار ما در یکی از وروردی های شهرک
اکباتان بود و برای دیدار با بزرگ بانوی جانباز وطنم!
بانوی عزیز خانم وهاب زاده...
میزبان امروز ما نماینده کسانی است که اعتبار بخشیدند به مناطق جنگی...
یک به یک پا به یادمان وهاب زاده گذاشتیم...
گویا سه راهی شهادت را پله کان چیده بودند تا خانه عشق. تا طلاییه، تا دوکوهه، تا دهلاویه و هویزه...
پله ها را یک به یک بالا رفتم و رسیدم به محل شهادت دل وهاب زاده ها و حسن شریف ها. چهره خندان و صورت مهربان مادرانه اش شادم کرد. خنداندن دل یاران خمینی (ره) شادم می کند.
سنگر خوب و قشنگی داشت وهاب زاده، به یاد سنگر های طلاییه سربزیر داخل شدم. به رسم ادب و دست بر سینه پا به سنگرش گذاشتم. تاریکی و گرمای درونش خاطره دهلاویه را برایم زنده کرد. ناخودآگاه به یاد خاطراتی افتادم که پدرم از گرمای سنگرها در سرمای زمستان جبهه ها می گفت...
بگذریم... حرف دل گفتنی نیست
نمی خواهم شعار، فضای خانه محقرم را اشغال کند اما باید خیلی مرد باشی که با بیرق حضرت زهرا مردانه بایستی در برابر خصم تا بن دندان مسلح.
از مرد بودنم خجالت زده شدم در برابر مردانگی های وهاب زاده ها. از راه رفتن خجالت کشیدم وقتی گفت بدلیل جراحات کف پایش نمی تواند به راحتی گام بردار؛ پایم را جمع کردم!
از امام موسی صدر گفت و چمران و همت و حسن باقری و .... خاطراتی که با آنها داشت.
روزگار غریبی است. در دوران جنگ او خیلی ها را نمیشناخت و خیلی ها او را می شناختند. چمران و حسن باقری و همت و ... برایش پیام «خدا قوت» می فرستادند؛ اما امروز چه؟ او خیلی ها را می شناسد و خیلی ها او را نمی شناسند. از وزیر و وکیل و نماینده مجلس و ..... همانهایی که خیلی زود در هیاهوی بازیهای سیاسی غرق شده اند و تو را فراموش کرده اند و دریغ از یک پیام «خدا قوت».
تنها نقطه اشتراکی که در این سی سال برایش ثابت مانده «خدا»ست. «دیروز، امروز، فردا» برایش فرقی ندارد، هر روزی که باشد خدا را با خود می بیند و این است رمز سربلندی وهاب زاده. نه دیروز از «خدا قوت» سردارانش مغرور شد و نه امروز از بی اعتنایی مسئولینش ناامید.
دیروز در یادمان جانباز وهاب زاده به تصویر دیدم معنای جمله:«خدایا آن کس که تو را دارد چه ندارد و آنکس که تو را ندارد چه دارد»
زبانش شیرین است. امروز من و تو به مدرک دو زاریمان می بالیم و شاید شاید شاید خود را بالاتر بدانیم از وهاب زاده ها اما به جرات می توانم بگویم چیزهایی که وهاب زاده در کلاس درس جبهه آموخته، من در کلاس درس دانشگاه آزاد از اسلام! نیاموخته ام. مدرکم را حقیر می دانم در برابر مدرک جانبازی تمام جانبازهای سرزمین. مدرکم را از طاقچه غرور نگاهم پایین می گذارم و به جایش عکس وهاب زاده را میخکوب می کنم بر سینه دیوار دلم
حرف دلم زیاد است و مابقی اش را می گذارم میهمان خانه دل بماند، بگذارید ناگفته بماند حرفهایی ناگفتنی...
ناگفته بماند سفر راهیان نوری که هم برایم سفر به طلاییه و دوکوهه بود و هم سفر به کربلا و سفر به مشهدالرضا...
مادر !
سپاس كه چشم امیدت به هیچ مسئوول و مسئوولیتی نیست!
از تو ممنونم ، برای تمام سالهای بودن، ماندن و صبوری ات
نمی دانم پای درس كدامین استاد آموختی: «ان الله مع الصابرین» ،را
نمی دانم پای درس كدام مومنی نگاشتی «الیس الله بكاف عبده» را
اما می دانم كه چگونه ندای «هل من ناصر ینصرنی» امام زمانت را لبیك گفتی
می دانم همه اش ایمان بود و ارادت..
...
من وهمه دوستاران و مهمانان خانه ات از اینكه توانستیم تا حدی گرد و غبار فراموشی را از چهره معصومانه و صبورت برداریم خوشحالیم و با تو عهد بستیم که هیچگاه سنگرت خالی نماند.
از همه مهرت، از همه صداقتت، از همه آنچه تو داری و ما در این دنیا اسیر ش شده ایم
سپاسگذاریم
مادرم سنگرت خالی مباد
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


