جشواره بزرگ والکس
کد خبر: ۷۴۹۱۱۹
تاریخ انتشار: ۰۶ آبان ۱۴۰۰ - ۱۴:۵۵
چند روایت از سقوط خرمشهر؛
نامه "علی شمخانی" فرمانده سپاه پاسداران خوزستان در زمان سقوط خرمشهر: "مسئولین، مسلمین به داد ما برسید، این چه سازمان رسمی شناخته‌ شده‌ای است که اسلحه انفرادی ندارد؟ نیروهای شهادت‌ طلب پاسدار را آموزش ندادید، مسامحه کردید، چوبش را از خدای عز و جل خوردید و خواهید خورد. چه باید بگویم که شاید شما را به تحرک وا بدارم؟ این را بگویم که از ۱۵۰ پاسدار خرمشهر تنها ۳۰ نفر باقی مانده، بگویم که ما می‌توانیم با ۳۰ خمپاره خونین‌شهر را برای ۳۰ ماه نگهداریم.
از یادداشت فرمانده سپاه خوزستان تا مجاهدت ناخدای ارتشی / واکنش مسئولان به سقوط خرمشهر در 4 آبان 1359

گروه سیاسی: ارتش عراق که تصرف خرمشهر را بسیار ساده و در دسترس می‌دانست؛ در ابتدا دو گردان از نیروهای مخصوص خود را برای اشغال خرمشهر مأمور نمود. اما در نهایت مجبور شد که به منظور مقابله با مدافعین خرمشهر بیش از دو لشکر را به کار بگیرد.

به گزارش بولتن نیوز، ارتش عراق كه از شلمچه تا پل نو را در مدت 4 روز به اشغال خود درآورده بود، نتوانست از پل نو تا پل خرمشهر - آبادان را در مدت كمتر از 31 روز طی كند و پس از این مدت و با تلفات فراوان، این پل را اشغال نمود. بدین‌ترتیب با مقاومت 35 روزه نیروهای مردمی درخرمشهرحماسه بزرگی آفریده شد. اگر چه این شهر به اشغال دشمن درآمد.

برای درک بهتر شرایط خرمشهر در زمان سقوط، نامه "علی شمخانی" که در آن زمان فرمانده سپاه پاسداران خوزستان بود؛ قابل توجه است. در قسمتی از این نامه آمده است:

"مسئولین، مسلمین به داد ما برسید، این چه سازمان رسمی شناخته‌ شده‌ای است که اسلحه انفرادی ندارد؟ نیروهای شهادت‌ طلب پاسدار را آموزش ندادید، مسامحه کردید، چوبش را از خدای عز و جل خوردید و خواهید خورد. چه باید بگویم که شاید شما را به تحرک وا بدارم؟ این را بگویم که از ۱۵۰ پاسدار خرمشهر تنها ۳۰ نفر باقی مانده، بگویم که ما می‌توانیم با ۳۰ خمپاره خونین‌شهر را برای ۳۰ ماه نگهداریم و امروز ۳۰ تفنگ نداریم و حال آن که سازمان‌های غیررسمی با امکانات فراوان بر ما آن می‌رانند که باید برانند."

ناخدا یکم "هوشنگ صمدی" از فرماندهان نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران و فرمانده گردان یکم تکاوران نیروی دریایی ارتش در خرمشهر، در بخشی از کتاب خاطراتش روایت می‌کند: "بعد از ظهر روز سوم آبان سرهنگ "حسین حسنی سعدی" با بی‌سیم به من دستور داد خرمشهر را تخلیه کنم و به آبادان عقب بنشینم. عین سخنان ایشان این بود: «جناب ناخدا صمدی! آماده باشید که عقب‌نشینی! » فرمان شفاهی و از طریق بی‌سیم به من ابلاغ شد. هیچ فرمان کتبی در کار نبود. دو سه روزی بود ارتباط ما با آبادان قطع شده و دیگر هیچ رفت و آمدی از طریق پل خرمشهر به آبادان صورت نمی‌گرفت. از سرهنگ حسنی سعدی پرسیدم: « برای چه عقب‌نشینی کنیم؟» فرمودند: «دستور این است!»، ادامه دادم: «با چه وسیله‌ای و چطور عقب‌نشینی کنیم؟» گفتند: «برایتان قایق می‌فرستم»"

به گفته‌ی ناخدا یکم "هوشنگ صمدی" با وجود گزارش‌هایی که برای تهران ارسال می‌شد، به دلیل درگیری سیاسی آن زمان و کارشکنی بنی‌صدر، تدابیر لازم برای دفاع مقتدرانه اندیشیده نشد.

سرهنگ "علی قمری"عنوان می‌کند: "اگر خیانت بنی‌صدر در توزیع تجهیزات و تزریق نیرو به مدافعان خرمشهر نبود، حتی یک وجب از خاک این شهر به اشغال صدامیان در نمی‌آمد"

رزمندگان و مردم شهر در اطراف پل خرمشهر که حالا به نام "خونین ‌شهر" شناخته می‌شد؛ تلاش بسیاری کردند تا از پیشروی نیروهای صدام جلوگیری کنند.

مسجد جامع خرمشهر، سنگر اصلی به شمار می‌رفت. تا زمانی که در این مسجد مقاومت وجود داشت، دشمن نمی‌توانست بگوید كه شهر را تصرف کرده است. اما غروب روز چهارم آبان‌ماه در حالی كه عراقی‌ها به چند متری مسجد رسیده بودند، "محمد جهان‌آرا " اندک مدافعان باقیمانده را جمع كرد و گفت: "دیگر ماندن بی‌فایده است و باید شهر را ترک كنیم." به دستور جهان آرا، مدافعان از كوچه كناری مسجد خودشان را به كارون رساندند و با شنا به "كوت شیخ" در آن سوی شط رسیدند. بنابراین خرمشهر شامگاه چهارم آبان 1359/ 26 اکتبر 1980، سقوط كرد.

وقتی خرمشهر سقوط كرد، "محمد جهان آرا"، فرمانده سپاه خرمشهر، که شاهد ناراحتی همرزمانش بود، آنها را در آن سوی كارون جمع کرد و گفت: "اگر خرمشهر سقوط كرد دوباره آن را پس می‌گیریم، مراقب باشیم ایمانمان سقوط نكند."

مقاومت مدافعین ایرانی در مقابل هجوم گسترده‌ی ارتش عراق به خرمشهر، در یاد و خاطره‌ی مردم ایران جاودانه مانده است. محمدحسین فهمیده، مدافع سیزده ساله آن شهر با نارنجک به مصاف با تانک‌های عراقی پرداخت و در 8 آبان 1359 در کوت شیخ واقع در آن سوی شط خرمشهر به شهادت رسید. به همین دلیل روز شهادت فهمیده به عنوان "روز بسیج دانش آموزی" نامگذاری شد.

امام خمینی در پیام خودشان در 22 بهمن 1359، در توصیف جایگاه این شهید بزرگوار فرمودند:

"رهبر ما آن طفل دوازده ساله‏‌اى است كه با قلب كوچک خود كه ارزشش از صدها زبان و قلم ما بزرگتر است، با نارنجک خود را زیر تانک دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید."

 

واکنش ها به سقوط خرمشهر

 

آیت‌الله خامنه‌ای درباره‌ی سقوط خرمشهر فرمودند: "ما در خرمشهر اگر دو گردان زرهی داشتیم، خرمشهر شکست نمی‌خورد." من در نامه‌ای که همان روزهای در شرف سقوط خرمشهر برای بنی‌صدر نوشتم، در آن نامه تصریح کردم که اگر شما دو گردان زرهی با یک گردان پیاده مکانیزه بدهید، از سقوط خرمشهر جلوگیری می‌شود؛ اما شما در این کار سستی و سهل انگاری می‌کنید"

بنی‌صدر، رئیس جمهور، در یک مصاحبه‌ی رادیویی در 4 آبان 1359، جنگ ایران و عراق را جنگی سخت دانست و افزود: "علت حملات موشکی عراق به دزفول، آبادان و خرمشهر توقف نظامی عراق در تمامی جبهه‌ها در برابر نیروهای مسلح ایران است."

مصطفی چمران، نماینده‌ی امام در شورای عالی دفاع، در گفتگویی مطبوعاتی در 4 آبان 1359، ضمن تشریح اوضاع جبهه‌های جنوب، عملکرد سربازان و مدافعان انقلاب را قوی خواند و اظهار داشت: "هماهنگی لازم برای انجام برنامه‌های ضربتی – چریکی بین گروه‌های مختلف لشکر اسلام در جبهه‌ی اهواز وجود دارد."

حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی پس از دیدار با امام خمینی در 4 آبان 1359، طی مصاحبه‌ای ضمن مقایسه‌ی وضعیت آبادان با خونین شهر، اوضاع آبادان را بهتر از خونین شهر دانست و افزود: "ما انتقام شهدا را از صدام خواهیم گرفت."

ایشان نسبت به کم کاری‌ها و مسامحه‌ها در جریان جنگ ابراز نگرانی نمود و گفت: "ممکن است این سهل انگاری‌ها باعث ایجاد تلفات غیرضروری در نقاطی مثل خرمشهر شود."

 


منبع: کتاب «تاریخ ایران پس از انقلاب اسلامی (جلد سوم)، مرکز اسناد انقلاب اسلامی»

برچسب ها: خرمشهر ، ارتش عراق ، شلمچه

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
تلگرام
اینستا
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین