کد خبر: ۷۴۴۰۸
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
بازخواني يك واقعه مبهم تاريخي در ايران (1)

پشت پرده كلوپ روتاري در ايران چه كساني بودند؟

انسجام تشکیلاتی این انجمن ها تحت عنوان «لژ» به سال 1717 م در انگلستان رخ داد. و به سرعت در سایر کشورهای اروپایی مثل آلمان و فرانسه و اسپانیا و ... اتفاق افتاد و در کشور ما نیز به سال 1907 م (1324 ش) تحت عنوان «لژ بیداری ایرانیان» در تهران شکل گرفت. البته پیش از این تاریخ بسیاری از ایرانیان در خارج کشور به عضویت لژهای فراماسونری در آمده بودند و با الهام از...

بولتن نیوز: دوره جدید استعمار با تغییر جهت از سخت افزار به نرم افزار شکل می گیرد. در عصر جدید دیگر خبری از جنگ های منظم، عملیات نظامی منطقه ای  و یا کودتاهای سیاه و جنگ های داخلی نیست.


بلکه استعمارگران به دنبال رخنه در اعتقادات و طرز تفکر ملت ها هستند.به دلیل این که در کشورهای دارای فرهنگ غنی و عقاید مذهبی قوی، نمی توان به  مبانی فکری و فرهنگی خود را بسط و توسعه داد، لذا دراین ممالک که به اصطلاح «ممالک مقاوم» اطلاق می گردد؛ ابتدا بایستی با روش های مسالمت آمیز و بشر دوستانه و ابزار محبت و به اصطلاح از در دوستی در آمد و اهداف اصلی را پشت سر اهداف ظاهری پنهان نمود. در کشورهای شرقی و از جمله کشور خودمان «ایران« نیز استعمارگران این گونه عمل نمودند. ابتدا با اعزام میسیونرهای مذهبی به مناطق مختلف و از جمله شهر های کوچک و روستاها در پی کسب نظر و ایجاد علاقه بین مردم ساده دل و پاک این مناطق برآمدند. آنان با احداث بیمارستان، درمانگاه و ارائه خدمات بهداشتی و درمانی و رسیدیگی به امور وامانده ای که معمولاً حکومت های استبدادی و خود کامه، دیکتاتور محور از انجام آنها سرباط می زند و حتی در اغلب موارد از دردل مردم خود اطلاعی نداشتند به صهولت در قلب جان این مردم راه  باز می کنردند. این مردم چنان پاک و بی آلایش بودند که حتی این سوال که، چه چیزی باعث شده که این جماعت سرمایه دار که هر چیز را با میزان سود و ضرر می سنجند، این همه راه را متحمل شدهاند و این قدر هزینه می نمایند بودن توقع؟ و در واقع پشت صحنه این ضررو زیان عمدی چیست؟ چگونه می توان باور کرد که کسی که حاضر شده  حتی بنیان خانواده و رزش های اولیه اخلاقی انسانی در جامعه خودش از هم بپاشد و آن هم به خاطر تفکرات سرمایه داری و قائل بودن به ارزش سود مادی و لذت به عنوان بالاترین ارزش، حال چنین از خود گذشتگی و راضی به ضرر مادی شده باشد. پاسخ این سوال روشن است، اما نه برای مردم ساده دل روستایی، بلکه آنان که به دنبال اهداف استعماری و سودبری کلان از این ممالک بودند، خوب می دانستند که چکار می کنند و پس از توسعه فرهنگی در میان مردم و دورساختن آنان از ارزش های مذهبی و ملی خود آن وقت چهره واقعی خود را به طور تدریجی نمایان می ساختند و به چپاول ذخائر ملی و بنیادی این مردم می پرداختند. البته این طرز عمل تا چند دهه جواب می داد و پس از آن اندیشمندان حوزه استعمار به دنبال راهکار جدیدتری افتادند. این بار همان مبانی ظاهر سازی و ابزار محبت و سر دادن شعارهای بشر دوستانه و اخلاقی، اما در این روش، دیگر به صورت قبلی و قدیمی رفتار نمی کردند بلکه نیاز به سامان دهی و متشکل کردن این گروه ها و عضو گیری از داخل جوامع مورد هجوم هم احساس می شد. لذا بایستی سازمان خاصی تأسیس می شد تا این هدف را جامعه عمل بپوشاند. در آغاز سازمانی که این هدف را در دستور کار خود قرار داد، سازمان فراماسونری بود. این سازمان که ابتدا به نام «بنایان آزاد» از یک انجمن صنفی ملهم گشته بود. روش کار این افزارمندان را که هنر پر اهمیت و مورد نیاز جامعه را مخفی نگاه می داشتن و در دوره حاکمیت نظام های فئودالی می زیستند و تنها آنان بودن که آزادانه می توانستند به هر جا بروند، را کپی برداری کرده و سعی در گسترش و توسعه آن نمودند. چنان چه بعد ها دیگر خبری از بنایان و معماران در این انجمن ها یافت نمی شد و اگر هم بودند در اقلیت بسر می بردند و اکثریت  اعضا را ثروتمند و قدرتمندان تشکیل می دادند. 



 و اهداف صنفی را نیز رفته رفته به هدف های سیاسی مبدل ساختند و دیگر این هنر و فن خاص نبود که باید از دیگران پنهان نگاه داشته می شد، بلکه اسرار و رموز سیاسی و هدف های کلان استعماری، قدرتمندان عضو این انجمن بود که اکثراً از مقامات عالی و بالای کشورهای استعمارگر بودند.

انسجام تشکیلاتی این انجمن ها تحت عنوان «لژ» به سال 1717 م در انگلستان رخ داد. و به سرعت در سایر کشورهای اروپایی مثل آلمان و فرانسه و اسپانیا و ... اتفاق افتاد و در کشور ما نیز به سال 1907 م (1324 ش) تحت عنوان «لژ بیداری ایرانیان» در تهران شکل گرفت. البته پیش از این تاریخ بسیاری از ایرانیان در خارج کشور به عضویت لژهای فراماسونری در آمده بودند و با الهام از فرهنگ غرب و پیشرفت های ظاهری آن به دنبال اشاعه و توسعه این فرهنگ در کشور خود بودند و در واقع آلت فعلی برای اهداف و آمال بیگانگان به شمار می آمدند.

یکی از بارزترین این چهره ها کسی نیست جز میرزا ملکم ناظم الدوله که از سرشناسان فراماسونری در ایران است. وی  در یکی از یادداشت هایش به این نکته اشاره می کند که چگونه به دنبال آمیختن فرهنگ غرب با مذهب اسلام در ایران بوده است، او چنین می نویسد:

«در اروپا که بودم سیستم های اجتماعی و سیاسی و مذهبی مغرب زمین را مطالعه کردم، با اصول مذاهب گوناگون دنیای «نصرانی» و همچنین تشکیلات جمعیت های سری و فراماسونری آشنا گردیدم. طرحی ریختم که عقل سیاست مغرب را با دیانت مشرق به هم آمیزم چنین دانستم که تغییر ایران به صورت اروپا کوشش بی فایده ای است. از این رو فکر ترقی مادی را در لفافه دین عرضه داشتم تا هموطنان آن معانی را نیک دریابند، دوستان مردم معتبری را دعوت کردم و در محافل خصوصی، از پیرایشگری اسلام سخن راندم ...»

 

واقعه تاریخی که به خوبی به ادعای میرزا ملکم مهر تأکید می زند، انقلاب مشروطیت است. این جماعت روشنفکر مأب و خود فروخته و غرب زده، مسیر این انقلاب را به نفع اهداف استعمارگر پیر تغییر  جهت دادند و یک انقلاب مردمی و مذهبی به رهبری روحانیت را به مرکز بررسی بر آورد و حصول مطامع و منافع ارباب خود مبدل ساختند. انگلستان پس از آن توانست اهداف استعماری خود را به طور گسترده و همه جانبه در ایران دنبال کند. این روند استعماری و حاکم مطلق العنان بودن صحنه سیاسی ایران توسط انگلیس ها تا سال 1332 ادامه می یابد ولی در این زمان با دخالت علنی آمریکا و ماموران سیا در کودتای 28 مرداد و باز گرداندن مجدد محمد رضا شاه به اریکه قدرت توسط آنان، صحنه سیاسی ایران دچار تغییر می گردد و جای پای یک رقیب جدید برای انگلیس ها در این عرصه باز می شود و کم کم آنان خواستار جایگزینی و به دست گرفتن کامل عنان قدرت در ایران می گردند. چنانچه در سالهای بعد شاهد دخالت های عدیده و مؤثر تر آنان در امور سیاسی در داخل و خارج کشور هستیم و شاه که خود را مدیون آنان جهت به دست گیری مجدد قدرت می دانست بیش از پیش به سمت سیاست این رژیم متمایل می شود. و در سخنان خود به وضوح از تمدن بزرگ (آمریکا) حرف می زند و در اکثر حوزه ها به دنبال کپی برداری و شباهت سازی با آنان است. لذا راه را برای ورود و حضور هر چه بیشتر این استعمار نوین باز می نماید. آمریکائی ها نیز از رقیب کهنه کار خود در راه رسیدن به اهداف و نفوذ و توسعه روز افزون فرهنگ خود، درس می گیرن لیکن با روش خود و به طرز جدیدتری و با بهره گیری از ابزار نوین و علنی و در سایه سازمان اجتماعی به ظاهر غیر سیاسی و خیریه، به این مهم می پردازند.

آنان با ایجاد انجمن های خیریه سرمایه داری و سازمان کلوپ های روتاری در ایران که اهدافی کاملاً شبیه محافل و لژهای فراماسونی داشت، این هدف را محقق ساختند. البته تفاوت فاحشی بین لژهای فراماسونری انگلیس و کلوپ های روتاری آمریکایی وجود داشت. اولی در سایه پنهان کاری و به شکل مخفی با محور سیاسی و جذب سیاستمداران بود ولی دومی در ظاهر و به طور علنی لیکن در سایه شعارهای بشر دوستانه و خیریه و برادری و برابری و دوستی جهانی و امثالهم و با سرمایه گذاری روی ثروتمندان و صاحبان صنایع و حرقه های مختلف متمرکز می گشت.




اما با نگاهی از سر تأمل به اسامی افرادی که به کلوپ روتاری پیوستند به وضوح این فرضیه را می توان در نظر داشت که مچون گذشته، جماعت منور الفکر بی هویت، که هیچ ریشه ای در این آب و خاک نداشتند طلایه داران راه اندازی و بسط و گسترش این کلوپ ها بودند. شعار دوری از سیاست این جماعت که شباهت عجیبی به شعار بهائیان وابسته به صهیونیز بین المللی ( اسرائیل) داشت این شائبه را در ذهن متبادر می سازد که چه وجه تشابهی بین این دو نهاد به ظاهر مستقل وجود دارد که هر دو به دنبال عضو گیری و توسعه نفوذ خود در دربار پهلوی ها بودند ولی در ظاهر شعار دوری از سیاست سر می دادند. این تشابه رفتاری و در واقع بنیادین چنان واقعی و محرز است که حتی در میان سردمداران رژیم پهلوی افرادی را می توان یافت که در هر دو سازمان عضویت دارند.

 افرادی مانند: احسان الله یارشاطر،  بابا بیانی و علی محمد خادمی که از جمله عناصر فرهنگی رژیم پهلوی محسوب می شده به دنبال برقراری این ارتباط سه جانبه بودند و در واقع مثلث: صهیونیسم بین الملل، آمریکا و رژیم پهلوی را با یکدیگر هماهنگ می ساختند و از این رهگذر آبی به آسیاب خود و اربابانشان می ریختند. البته تشکیلات روتاری از اولین روز تأسیس، تحت نفوذ سلطه همه جانبه «صهیونیسم بین الملل» قرار داشت و به طریق گوناگون، همانند تشکیلات سلف آن ـ فراماسونری ـ با صهیونیسم پیوند خورده بود. این پیوند و ارتباط تا آن حد وسیع و گسترده است که تأثیرات آن، حتی در نامگذاری این تشکیلات هم به چشم می خورد، زیرا کلمه روتاری در فرهنگ عبری به معنای «دوره» آمده است.

 

پیرامون پیوند « روتاری » با «صهیونیسم بین الملل» دلایل فراوانی در دست است. در نخستین نشریه روتاری توجیهی از نشانه روتاری که عبارتست از یک چرخ 24 دندانه که با رنگ آبی و طلایی کشیده شده و روی آن عبارت «روتاری بین المللی» نوشته شد و جلب توجه می کند ـ رنگهای «آبی » و «طلایی» از جلمه رنگهای مقدس صهیونیست ها است. این رنگ ها در پرچم بازار مشترک اروپا نیز به کار رفته و منطبق است با رنگهایی که در رواقهای لژهای ماسونی به کار می رفته و با چرخ روتاری، یک ستاره شش ضلعی می سازد که نشانه صهیونیست ها در فلسطین اشغالی است. افزون بر آن در هر شعبه و کلوپ روتاری یک کمیته مخصوص برای ایجاد تفاهم متقابل بین پیروان ادیان مختلف با صهیونیسم یا به عبارت صحیح تر، اسرائیل ـ فعالیت می کند.

مطالب مرتبط

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۱
مرغ حق
|
UNITED STATES
|
۱۴:۰۰ - ۱۳۹۰/۱۲/۰۷
1
0
چقدر خوب است که اینگونه اطلاعات را در اختیار مردم قرار میدهید و انان را اگاه می کنید کاری بسیار وطن دوستانه است . در مورد افراد مثلا مذهبی و رفتن انها به روستا ها ملت ما زیانهای زیادی دیده است .قبل از جنگ جهانی اول در ان سالها یک عده از مثلا روحانیان زن و مرد امریکائی تحت عنوان کمک و انساندوستی وارد اذربایجان غربی ما شدند و در انجا درمانگاه ساختند و به مدت 70 سال انجا ماندند مثلا به کارهای انسانی و خدمت به مردم مشغول بودند این خواهران و برادران مذهبی .... ولی ناگهان در موقع مناسب مقاصد پلید خود را نمایان کردند و اسلحه هائی را که از قبل اماده کرده بودند بین اسوریهای استان پخش کردند و به انها گفتند که اینجا سرزمین شماست با مردم استان اذربایجان غربی ما بجنگندید و سرزمین خود را بدست اورند . ناگهان مردم اذربایجان ما چهره های واقعی این خواهران نورانی و برادران روحانی را دیدند و انچنان خون و خونریزی در انجا بپا کردند که همه را مات و مبهوت کردند درست است که غیرتمندان اذریها و کردهای ما انچنان با انها جنگیدند و از خاک ایران دفاع کردند که همه متجاوزان را متواری کردند و سرزمین اذربایجان غربی را حفظ کردند ولی چهره های واقعی و نیات واقعی و پلید این ماموران را به خوبی حس کردند و با چشمان خود دیدند انان حدود 70 سال در ایران ماندند و کسب اعتماد کردند و دست اخر با خونریزی فراوانی که در انجا بپا کردند مجبور به فرار کردن از ایران شدند انها برای رسیدن به مقاصد خود 70سال هم صبر کردند ایا پلیدتر از این موجودات میتوان یافت اینان هیچ کاری را برای انسانیت و خداوند نمیکنند و در راه اهدافشان از دین وسیله ابزاری می سازند تا به اهداف پلید خود برسند . انچه حیرن اور است این است که کمتر ایرانی از این واقعه باخبر است حتی اذریهای خودمان !!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳:۲۶ - ۱۳۹۰/۱۲/۰۹
1
0
اعضا روتاری در کشور جملگی فراماسون بودند.
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین