جامعه شناسی ولنتاین
14 فوریه، روز ولنتاین یا روز عشّاق در عصر حاضر به عنوان بستر زمانی انجام مناسک ابراز علاقه یک شخص به فرد مورد معشوقش شناخته میشود. برای پی بردن به جایگاه و تأثیر عمیق این روز در فرهنگ جهانی، کافی است تا در آستانه این روز نگاهی به سایتها و مجلات معتبر و بین المللی بیندازیم. ولنتاین در جامعه غربی به عنوان یک مناسک تاریخی بازمانده از جوامع سنتی و مذهبی است که نمایانگر نیاز انسانها به علاقه و محبت میان دو نفر است. نیازی که ریشه در ساختار و فطرت انسان دارد و این ساختار مشترک، باعث مساعد شدن امکان تبدیل این سنت به یک سنت جهانی شده است.
عدهای این فرهنگ را منبعث از ریشهای رومی و فرهنگ ما قبل مسیحی اروپا میدانند. از منظر جامعه شناسی، پیدایش و دوام این عنصر فرهنگی را میتوان یکی از روشهای همسرگزینی و مکانیزمهای انتخاب و تداوم باروری در جوامع اولیه قبل از مسیحیت اروپا دانست. طی این مناسک قدیمی بزی را قربانی میکردند و جوانان شهر برای کسب آن در یک مراسم دو شرکت میکردند. جوانان پیروز و شایسته تر امکان انتخابهای بهتری را در گزینش همسر داشتند. این امر به دلیل شرایط زندگی و اقتصاد ابتدایی و متکی به دام و جنگاوری آن روزگار جامعه رومی، امری کاملا حساب شده بود که نشان از قدرت، توانایی و شایستگی یک فرد برای کسب امتیاز و امکان انتخاب بهتر برای همسر بود. در حاشیه این مراسم، دختران جوان نیز خود را میآراستند و در یک مکانیزم نمایشی، برای کسب بهترین و قویترین جوان شرکت کننده در مسابقه تلاش میکردند.
در دورههای بعدی این مراسم به یاد سنت ولنتاین، قدیس و کشیش مشهور مسیحی تغییر نام پیدا کرد. ولنتاین کشیشی بود که توسط گلادیوس دوم، در قرن سوم به قتل رسید. جرم او این بود که مراسم ازدواج سربازان لشکری وی را به انجام میرساند. گلادیوس برای اینکه بتواند لشکری منظم و دقیق داشته باشد و مانعی نیز برای شجاعت و بیباکی سربازان باقی نگذارد، ازدواج را برای آنان غیر قانونی اعلام کرده بود. سنت ولنتاین کشیشی بود که این مراسم را به طور پنهانی برای سربازان و دختران مورد علاقه آنان انجام میداد. نام ولنتاین از طریق انجام وظیفه دینی خودش جاودانه شد، زیرا او میخواست که این نیاز میان جوانان و دختران مرتفع شود. به دلیل این خدمت وی به نیازهای بشری و احساسات و عواطف انسانی، نام وی هم توسط کلیسا و هم توسط جریان فرهنگی جامعه جاودانه شد.
البته با افول قدرت کلیسا و رخ بربستن دین از صحنه حکومت و در قرون معاصر از جامعه اروپایی، ولنتاین تبدیل به یک سنت تاریخی شد که ریشه آن عملا فراموش شده بود. اما بازهم نیاز بشر به محبت و ارتباط با سایر انسانها باعث یادآوری نام ولنتاین و مهمتر از آن مناسک این روز شد. امروزه مناسک این روز توسط اغلب مردان و زنان برگزار میشود و طی آن، با هدیه دادن گل رز به عنوان نماد عشق و علاقه، شکلات و جواهرات نیز رد و بدل میشود. فرستادن کارت تبریک که اغلب بدون نام است، یکی از راههای ابراز علاقه است. خود این گمنامی میتواند نشاندهندهی انتخابی رازآلوده باشد که همراه با برانگیختن حس کنجکاوری و در نهایت ابراز علاقه است. در هر حال، ولنتاین برای برقراری روابط عاطفی در جهان امروز، یکی از مهمترین راهها محسوب میشود که در واقع، پیوند دهندهی شبکههای ارتباطی میان انسانهاست.
با توسعه امکانات ارتباطی و شکلگیری فرهنگ جهانی، دیگر ولنتاین، برای کسانی که در فضای فرهنگی جامعه ایران تنفس میکنند، امری کاملا بیگانه و ناشناخته نیست. این پدیده نیز مانند سایر مولفههای فرهنگی برون مرزی، در فرهنگ این جامعه نفوذ کرده و حتی شاید بتوان گفت بیش از سایر عناصر فرهنگی توانسته است کسب موفقیت و جایگاه کند. علت عمده این مسئله را میتوان در ساخت جوان جامعه جمعیتی ایران، سابقه فرهنگی مستعد پرورش احساسات و عاطفه و وجود جمعیت عظیم جوانان مجرد در آستانه ازدواج دانست. البته میتوان تحلیلهای دیگری را هم که نشاندهندهی الگوپذیری و تغییر گروههای مرجع این جامعه است را نیز به این مجموعه علل افزود.
کارکرد و اثر جامعهشناختی این عنصر فرهنگی بسته به شبکه ارتباطی میان ابراز کننده محبت و مخاطب آن متفاوت است. لذا هم میتوان برای آن، با توجه به ساختار جامعه کارکرد و اثر مفید متصور شد و هم کژکارکرد و اثر سوء. به عنوان مثال، اگر این مناسک بین مرد و زنی باشد که با یک دیگر ازدواج کردهاند، قطعا این عمل میتواند عاملی برای استحکام ساخت خانواده باشد. اما چنانچه این ابراز محبت صرفا توسط افرادی انجام بپذیرد که خارج از ساختار خانواده یا بدون ایجاد محبت برای تشکیل خانواده انجام گیرد، به دلیل شرایط فرهنگی و باورهای مذهبی، کاملا مردود و حتی قبیح تلقی میگردد. اما با توجه به باز بودن دامنه این ارتباط در سنت ولنتاین،(همسران، نامزدها و دوستان غیرهمجنس) دامنه وسیعی از روابط ساختمند و بدون ساخت را شامل میشود که امکان ارائه تحلیل در یک چهارچوب معین را از بین میبرد. اما فی الجمله، میتوان مدعی شد که این مناسک را در برخی از ساختها موثر دانست و برای آن ارج و اهمیت قائل شد.
البته ورود این عنصر فرهنگی در جوامع مختلف، علی رغم امکان همدلی اکثر مردم با آن، واکنشهای متفاوتی را در پی داشته است. به عنوان مثال عدهای به سنت باستانی «سپندارمذ» اشاره کرده، بینیازی جامعه را از چنین سنت فرهنگی اعلام مینمایند. البته در این عنصر، حداقل به نحوی که امروزه مطرح است، جنسیت ابراز کننده محبت، چندان اهمیتی ندارد، اما سپندارمذ جشنی بود که تنها برای تکریم مقام زن صورت میپذیرفت. از آنجایی که در جامعه ایران به دلیل وجود عنصر حیای زنانه، اغلب مردان این ابراز علاقه را آغاز میکنند، میتواند این عنصر را به عنوان جایگزین آن پذیرفت.
از سوی دیگر، عدهای نیز از دریچه اسلام به این مسأله نگریستند و در پی ارائه مدلی جایگزین برای این عنصر تازهوارد به جامعه ما هستند. عدهای از جوانان مصری نام این روز را به روز «عید محمد» (صلی الله علیه و آله و سلّم) و یا «روز پیامبر» تغییر دادند و با توجه به ایتام، این روز را روز اعلام ارادت و محبت خود به حضرت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) اعلام نمودند.
البته باید توجه داشت که توجه به این مناسک، اغلب از ناحیه بخشی از جامعه صورت میگیرد که با فضای فرهنگی خارج از جامعه سنتی ارتباط و توجه بیشتری دارند. به علاوه، امروزه این ارتباط بین دو جنس مخالف، در خارج از چهارچوب خانواده در فضای فرهنگ اروپایی دیده میشود. لذا ممکن است این ارتباط نوعی انفعال و عقب نشینی از ارزشها و یا حتی بالاتر از آن، نوعی تفکر تهاجمی و عدوانی نیز تلقی گردد که مذمت و عدم مطلوبیت این امر از سوی جامعه، چندان احتیاج به بحث و بررسی ندارد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



خواهش میکنم برای جشنی که ریشه غربی داشته و بستر روابط گناه آلود بسیاری هست فلسفه بافی نکنید