بیستم آذر 57: عملیات لویزان
درباره این حادثه هیچ اطلاعیه رسمیای از طرف ارتش، پزشكی قانونی یا مقامات مسؤول دیگر منتشر نشده است اما اعلامیهای غیررسمی حاكی است كه یك ستوان یكم، یك گروهبان یكم، یك گروهبان دوم وسه سرباز وظیفه به نهارخوری افسران گارد جاویدان حمله كرده 27 ا فسر، 41 درجهدار و چهار سرباز را كشتهاند. كلیه حملهكنندگان بجز یك افسر هوانیروز كه دستگیر شده، كشته شدهاند.
بعد از ظهر روز بیستم آذر 1357 كه مصادف با عاشورای حسینی بود، مردم تهران از راهپیمائی عظیم این روز به سوی منازل خود باز میگشتند، كه خبری دست و پا شكسته شنیدند. خبر این بود كه «در پادگان لویزان تیراندازی شده و عدهای كه افسران گارد در سالن نهارخوری كشته شدهاند.» در آن لحظات هیچكس به درستی از كم و كیف خبر اطلاع درستی نداشت و فرماندهان پادگان نیز با تمام توان كوشیدندكه موضوع به بیرون درز نكند . اما ماجرا چه بود:
«یك سرباز و یك درجهدار به اسامی ناصرالدین امیری عابد و اسماعیل سلامتبخش با نوشتن وصیتنامه خویش و وداع با خانوادههای خود، اعدام انقلابی فرماندهان پادگان را طراحی كرده و در یك حمله جسارتآمیز به سالن نهارخوری پادگان كه افسران در آنجا جمع بودند عدهای را به هلاكت رسانده و بعد خود نیز شهید شدند.» (1)
در گزارش تفصیلی حادثه امروز پادگان لویزان آمده است:
«مجاهدان شهید گروهبان سلامت بخش و سرباز وظیفه امیری عابد، طراحان و عاملین این حماسه بودند. (2) شهید گروهبان سلامتبخش پس از گذراندن دوره آموزشگاه گروهبانی به گردان توپخانه منتقل میشود. وی در طول مراحل انقلاب با داشتن آگاهی سیاسی و اجتماعی اقدام به تبلیغ مخفیانه مذهبی در داخل پادگان مینماید. به طوری كه با ششتن دیگر كه دو نفر آنها سرباز و بقیه درجهدار بودند ارتباط برقرار میكنند و گروه تشكیل میدهند و به دنبال آن فعالیت گروهی آغاز میشود. از جمله اقدامات این گروه متشكل، نماز عید بود كه آنها در داخل پادگان برگزار كردند. این برنامه همزمان با برگزاری نماز عیدفطر در قیطریه تهران بود كه به دنبال آن گروهبان سلامتبخش توسط ضداطلاعات شناسایی و مورد بازجویی قرار میگیرد. همچنین روز 21 آذر سال گذشته (56) قرار بود كه شاه در مراسمی به مناسبت این روز شركت كند. در این ارتباط گروه تصمیم به شلیك توپ به طرف جایگاه را داشت ولی شاه بیآنكه خبری از نقشه داشته باشد در مراسم شركت نكرد و در نتیجه اجرای عملیات معوق ماند. با فرارسیدن ماه محرم و جنایات رژیم در روزهای دوم و سوم این ماه گروه در پی اجرای طرح دیگری بر میآید و مشغول طراحی نقشه حمله به افسران در سالن نهارخوری میشود.
روز عاشورا گروهبان سلامتبخش و سرباز امیری وصیتنامه خود را نوشته زمینهسازی برای دسترسی به اسلحهخانه و قسمت آتشبار توسط افراد گروه انجام میگیرد سپس این دو با اسلحه و مهمات تهیه شده هنگام ظهر حمله به نهارخوری را صورت میدهند. یكی از افسران پادگان كه خود مسؤول جمعآوری اطلاعات دربارة این حادثه میباشد میگوید:
روز تاسوعا و عاشورا ارتش در آمادهباش كامل بود. واحدی از گارد جاویدان پاسداری از كاخ شاه را به عهده داشت و عدة دیگری از آرامگاه مراقبت میكردند. در محوطه پادگان لویزان در حدود 27 تا 30 هلیكوپتر مستقر شده بود. زمان حمله سرباز امیری از ناحیه شمال و از پلههای شرقی و گروهبان سلامتبخش نیز از سمت جنوب ساختمان مركزی ستاد گارد جاویدان به افسران مجتمع در سالن نهارخوری حمله میكنند. از جانب سلامتبخش در برنامه اشتباهی رخ میدهد. وی به جای اینكه به نهارخوری افسران داخل شود به سالن نهارخوری درجهدارها وارد میشود و فقط دو تا سه درجهدار آنجا تیر میخورند و بعد وقتی كه متوجه اشتباه خود میشود ساختمان ستاد را دور میزند و از طرف ساختمان فرماندهی به جلو ستاد میآید. در ضمن سرباز امیری از سمت شمال به نهارخوری افسران رفته و تیراندازی كرده بود كه به دنبال آن افسران در حالی كه مسلح میشوند سالن را ترك میكنند، در این هنگام با سلامتبخش مواجه میشوند. گروهبان سلامتبخش با دو دست تیراندازی میكرد. یك دست نوغان و یك دست تفنگ. در این هنگام كه اوضاع به شدت متشنج بود یك هلیكوپتر جهت ردیابی و كنترل درگیری به پرواز در می آید و از لشكر حشمتیه نیز برای سركوبی به پادگان لویزان نیرو اعزام میشود. هنگام تیراندازی، شاه در منطقه لویزان در منزل تیمسار بدرهای بود. دردرگیری چهارده نفر كشته و 38 نفر زخمی شدند. عدهای از اعضای گروه شناسایی دستگیر و سلامتبخش و سرباز امیری طی درگیری به شهادت میرسند. (3)
«درباره این حادثه هیچ اطلاعیه رسمیای از طرف ارتش، پزشكی قانونی یا مقامات مسؤول دیگر منتشر نشده است اما اعلامیهای غیررسمی حاكی است كه یك ستوان یكم، یك گروهبان یكم، یك گروهبان دوم وسه سرباز وظیفه به نهارخوری افسران گارد جاویدان حمله كرده 27 ا فسر، 41 درجهدار و چهار سرباز را كشتهاند. كلیه حملهكنندگان بجز یك افسر هوانیروز كه دستگیر شده، كشته شدهاند.
در این اعلامیه اضافه شده كه در میان افسران كشته شده یك سرتیپ، چهار سرهنگ و دو سرگرد بودهاند.» (4)
پس از تیراندازی در پادگان لویزان، در اعلامیهای كه توسط نیروهای انقلابی ارتش منتشر شد، به جزییات كامل حادثه و نام كشتهشدگان اشاره گردید. در این اعلامیه آمده بود:
«ساعت 1:20 دقیقه بعدازظهر روز عاشورا در نهارخوری افسران گارد جاویدان، شاهنشاهی و درجهداران گارد جاویدان عدهای كه ذیلاً درجاتشان نام برده میشود تصمیم به جانبازی و فداكاری در راه ملت ایران میگیرند تا به دیگر برادران ارتشی خود بیاموزندكه به ملت و خاك ایران خدمت، و آنهایی كه از حس میهندوستی ارتشیان سوءاستفاده كرده و آن را مبدل به شاهدوستی مینمایند به سزای خیانتشان برسند.»
عملیات:
1 ـ سروان هوانیروز خلبان هلیكوپتر مستقر در پادگان كه در عملیات شركت داشت و در پایان عملیات به دست سرسپردههای شاه دستگیر شد.
2 ـ ستوان یكم افسر پدافند 2 كه در حین عملیات شهید شد.
3 ـ گروهبان یكم اسلحهدار پدافند 2 یا 3 كه در آخر شهید شد.
4 ـ گروهبان دوم كمك اسلحهدار گارد جاویدان كه در حین عملیات شهید شد.
5 ـ سرباز وظیفه سری 138 گارد جاویدان كه در حین عملیات شهید شد.
نوع اسلحههای بكاربرده شده توسط این جانبازان راه وطن عبارت است از:
اسلحه گروهبان یكم مسلسلام ژآ3 با سه هزار تیر همراه بوده است و بقیه افراد یك تفنگ ژ 3 با سه هزار عدد فشنگ كه فشنگها در پانزده خشاب بیستتیری بود و افراد یكی از خشابها را در تفنگ قرار داده و بقیه را به كمرشان بسته بودند و همچنین یك هلیكوپتر مسلح با اسلحه كالیبر 50 (7/12) در اختیار سروان بود.
موقعیت: ساختمان هشتطبقه – زیرزمین شامل نهارخوری و آشپزخانه ـطبقه 1 و 2 و 3 ستاد گارد جاویدان – طبقه 6 و 7 ستاد گارد شاهنشاهی ـ طبقه 8 آخرین طبقه متعلق به ستادجنگ بود كه در اختیار شاه میباشد برای مواقع ضروری.
حمله: یك مسلسلچی گروه جلو در خروجی قرار میگیرد و یك سرباز برای كشتن دو نگهبانی كه در پشتبام پاسداری میدادهاند میرود و پس از موفقیت به بقیه افراد میپیوندد. همه با هم از در ورودی داخل میشوند و نهارخوری افسران ارشد را به گلوله میبندند. در این عملیات 27 افسر و 41 درجهدار و چهار سرباز كشته میشوند و عده زیادی هم زخمی به جای میگذارند.
در این عملیات افرادی كه ذیلاً نامبرده میشوند و هیچوقت فكر مرگ را هم نمیكردند كشته شدند و خلق ایران را از شر خویش راحت نمودند:
سرتیپ حسین صدری ـ سرهنگ نجمآبادی ـ سرهنگ علی عسگری فرمانده 200 تانك گارد جاویدان ـ سرهنگ بیرجندی ـ سرهنگ صناعی فرد فرمانده گردان تانك كه افراد شهید از همین گردان میباشند ـ سرگرد میرهادی ـ ستوان یكم كلااحمدی ـ سرگرد مرجانی معاونت دژبانی پادگان لویزان ـ سرهنگ محمدعلی شاهسوند معاون تیپ كه زخمی شده است.
پس از این تیراندازی و كشتهشدن عده كثیری از افسران عالیرتبه گارد شاهنشاهی و درجهاران گارد و زخمی شدن عده زیادی دستور داده شده است كه هیچ سربازی حق حمل اسلحه را ندارد و برای غالب كردن این دستور و عقده خالی كردن سه سرباز را در داخل ستاد و یك سرباز از سربازان آشپزخانه و دو سرباز از سربازان موزیك را میكشند.» (5)
به نقل از: روزشمار انقلاب اسلامی، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، جلد هشتم، صص 344 ـ 342
پینوشتها:
1. جوانان امروز، ش 723، 24/9/59، ص 7.
2. جمهوری اسلامی، ش 23 ، 5 تیر 58، ص 7.
3. وصیتنامه ناصرالدین امیریعابد: به حضور محترم پدر گرامی آقای امیرعلی امیری عابدی برسد ملاحظه فرمایند پدرجان من جان خودم را در راه اسلام و قرآن دادم. پیشتر از این نتوانستم خودم را كنترل كنم، ما چند نفر، قصدمان كشتن چند نفر از افسران گارد است، ما پیروز میشویم ولی ممكن است كشته شویم، خواهش میكنم ناراحت نباشید چون باید خیلی خوشحال باشید، پسرتان در این راه كشته شده، البته این نامه را وقت نداشتم بنویسم. اصل مطلب را به هادی گفتهام بازجویی میكنید. باری پدرجان اول خودتان و بعد مادرم خویشان یك به یك حلالی بنده را. من در روز عاشورا بعدازظهر ساعت یك جنگ میكنم. دگر عرضی ندارم فقط از ما راضی باشید و ما را حلال كنید. ناصرالدین امیری عابد بابانظری ساعت 1 ـ 20/9/1357
4. كیهان هوایی،ش 302، 57/10/57، ص 9.
5. دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، آرشیو اسناد واحد تدوین تاریخ انقلاب اسلامی.
منبع: دوران
بعد از ظهر روز بیستم آذر 1357 كه مصادف با عاشورای حسینی بود، مردم تهران از راهپیمائی عظیم این روز به سوی منازل خود باز میگشتند، كه خبری دست و پا شكسته شنیدند. خبر این بود كه «در پادگان لویزان تیراندازی شده و عدهای كه افسران گارد در سالن نهارخوری كشته شدهاند.» در آن لحظات هیچكس به درستی از كم و كیف خبر اطلاع درستی نداشت و فرماندهان پادگان نیز با تمام توان كوشیدندكه موضوع به بیرون درز نكند . اما ماجرا چه بود:
«یك سرباز و یك درجهدار به اسامی ناصرالدین امیری عابد و اسماعیل سلامتبخش با نوشتن وصیتنامه خویش و وداع با خانوادههای خود، اعدام انقلابی فرماندهان پادگان را طراحی كرده و در یك حمله جسارتآمیز به سالن نهارخوری پادگان كه افسران در آنجا جمع بودند عدهای را به هلاكت رسانده و بعد خود نیز شهید شدند.» (1)
در گزارش تفصیلی حادثه امروز پادگان لویزان آمده است:
«مجاهدان شهید گروهبان سلامت بخش و سرباز وظیفه امیری عابد، طراحان و عاملین این حماسه بودند. (2) شهید گروهبان سلامتبخش پس از گذراندن دوره آموزشگاه گروهبانی به گردان توپخانه منتقل میشود. وی در طول مراحل انقلاب با داشتن آگاهی سیاسی و اجتماعی اقدام به تبلیغ مخفیانه مذهبی در داخل پادگان مینماید. به طوری كه با ششتن دیگر كه دو نفر آنها سرباز و بقیه درجهدار بودند ارتباط برقرار میكنند و گروه تشكیل میدهند و به دنبال آن فعالیت گروهی آغاز میشود. از جمله اقدامات این گروه متشكل، نماز عید بود كه آنها در داخل پادگان برگزار كردند. این برنامه همزمان با برگزاری نماز عیدفطر در قیطریه تهران بود كه به دنبال آن گروهبان سلامتبخش توسط ضداطلاعات شناسایی و مورد بازجویی قرار میگیرد. همچنین روز 21 آذر سال گذشته (56) قرار بود كه شاه در مراسمی به مناسبت این روز شركت كند. در این ارتباط گروه تصمیم به شلیك توپ به طرف جایگاه را داشت ولی شاه بیآنكه خبری از نقشه داشته باشد در مراسم شركت نكرد و در نتیجه اجرای عملیات معوق ماند. با فرارسیدن ماه محرم و جنایات رژیم در روزهای دوم و سوم این ماه گروه در پی اجرای طرح دیگری بر میآید و مشغول طراحی نقشه حمله به افسران در سالن نهارخوری میشود.
روز عاشورا گروهبان سلامتبخش و سرباز امیری وصیتنامه خود را نوشته زمینهسازی برای دسترسی به اسلحهخانه و قسمت آتشبار توسط افراد گروه انجام میگیرد سپس این دو با اسلحه و مهمات تهیه شده هنگام ظهر حمله به نهارخوری را صورت میدهند. یكی از افسران پادگان كه خود مسؤول جمعآوری اطلاعات دربارة این حادثه میباشد میگوید:
روز تاسوعا و عاشورا ارتش در آمادهباش كامل بود. واحدی از گارد جاویدان پاسداری از كاخ شاه را به عهده داشت و عدة دیگری از آرامگاه مراقبت میكردند. در محوطه پادگان لویزان در حدود 27 تا 30 هلیكوپتر مستقر شده بود. زمان حمله سرباز امیری از ناحیه شمال و از پلههای شرقی و گروهبان سلامتبخش نیز از سمت جنوب ساختمان مركزی ستاد گارد جاویدان به افسران مجتمع در سالن نهارخوری حمله میكنند. از جانب سلامتبخش در برنامه اشتباهی رخ میدهد. وی به جای اینكه به نهارخوری افسران داخل شود به سالن نهارخوری درجهدارها وارد میشود و فقط دو تا سه درجهدار آنجا تیر میخورند و بعد وقتی كه متوجه اشتباه خود میشود ساختمان ستاد را دور میزند و از طرف ساختمان فرماندهی به جلو ستاد میآید. در ضمن سرباز امیری از سمت شمال به نهارخوری افسران رفته و تیراندازی كرده بود كه به دنبال آن افسران در حالی كه مسلح میشوند سالن را ترك میكنند، در این هنگام با سلامتبخش مواجه میشوند. گروهبان سلامتبخش با دو دست تیراندازی میكرد. یك دست نوغان و یك دست تفنگ. در این هنگام كه اوضاع به شدت متشنج بود یك هلیكوپتر جهت ردیابی و كنترل درگیری به پرواز در می آید و از لشكر حشمتیه نیز برای سركوبی به پادگان لویزان نیرو اعزام میشود. هنگام تیراندازی، شاه در منطقه لویزان در منزل تیمسار بدرهای بود. دردرگیری چهارده نفر كشته و 38 نفر زخمی شدند. عدهای از اعضای گروه شناسایی دستگیر و سلامتبخش و سرباز امیری طی درگیری به شهادت میرسند. (3)
«درباره این حادثه هیچ اطلاعیه رسمیای از طرف ارتش، پزشكی قانونی یا مقامات مسؤول دیگر منتشر نشده است اما اعلامیهای غیررسمی حاكی است كه یك ستوان یكم، یك گروهبان یكم، یك گروهبان دوم وسه سرباز وظیفه به نهارخوری افسران گارد جاویدان حمله كرده 27 ا فسر، 41 درجهدار و چهار سرباز را كشتهاند. كلیه حملهكنندگان بجز یك افسر هوانیروز كه دستگیر شده، كشته شدهاند.
در این اعلامیه اضافه شده كه در میان افسران كشته شده یك سرتیپ، چهار سرهنگ و دو سرگرد بودهاند.» (4)
پس از تیراندازی در پادگان لویزان، در اعلامیهای كه توسط نیروهای انقلابی ارتش منتشر شد، به جزییات كامل حادثه و نام كشتهشدگان اشاره گردید. در این اعلامیه آمده بود:
«ساعت 1:20 دقیقه بعدازظهر روز عاشورا در نهارخوری افسران گارد جاویدان، شاهنشاهی و درجهداران گارد جاویدان عدهای كه ذیلاً درجاتشان نام برده میشود تصمیم به جانبازی و فداكاری در راه ملت ایران میگیرند تا به دیگر برادران ارتشی خود بیاموزندكه به ملت و خاك ایران خدمت، و آنهایی كه از حس میهندوستی ارتشیان سوءاستفاده كرده و آن را مبدل به شاهدوستی مینمایند به سزای خیانتشان برسند.»
عملیات:
1 ـ سروان هوانیروز خلبان هلیكوپتر مستقر در پادگان كه در عملیات شركت داشت و در پایان عملیات به دست سرسپردههای شاه دستگیر شد.
2 ـ ستوان یكم افسر پدافند 2 كه در حین عملیات شهید شد.
3 ـ گروهبان یكم اسلحهدار پدافند 2 یا 3 كه در آخر شهید شد.
4 ـ گروهبان دوم كمك اسلحهدار گارد جاویدان كه در حین عملیات شهید شد.
5 ـ سرباز وظیفه سری 138 گارد جاویدان كه در حین عملیات شهید شد.
نوع اسلحههای بكاربرده شده توسط این جانبازان راه وطن عبارت است از:
اسلحه گروهبان یكم مسلسلام ژآ3 با سه هزار تیر همراه بوده است و بقیه افراد یك تفنگ ژ 3 با سه هزار عدد فشنگ كه فشنگها در پانزده خشاب بیستتیری بود و افراد یكی از خشابها را در تفنگ قرار داده و بقیه را به كمرشان بسته بودند و همچنین یك هلیكوپتر مسلح با اسلحه كالیبر 50 (7/12) در اختیار سروان بود.
موقعیت: ساختمان هشتطبقه – زیرزمین شامل نهارخوری و آشپزخانه ـطبقه 1 و 2 و 3 ستاد گارد جاویدان – طبقه 6 و 7 ستاد گارد شاهنشاهی ـ طبقه 8 آخرین طبقه متعلق به ستادجنگ بود كه در اختیار شاه میباشد برای مواقع ضروری.
حمله: یك مسلسلچی گروه جلو در خروجی قرار میگیرد و یك سرباز برای كشتن دو نگهبانی كه در پشتبام پاسداری میدادهاند میرود و پس از موفقیت به بقیه افراد میپیوندد. همه با هم از در ورودی داخل میشوند و نهارخوری افسران ارشد را به گلوله میبندند. در این عملیات 27 افسر و 41 درجهدار و چهار سرباز كشته میشوند و عده زیادی هم زخمی به جای میگذارند.
در این عملیات افرادی كه ذیلاً نامبرده میشوند و هیچوقت فكر مرگ را هم نمیكردند كشته شدند و خلق ایران را از شر خویش راحت نمودند:
سرتیپ حسین صدری ـ سرهنگ نجمآبادی ـ سرهنگ علی عسگری فرمانده 200 تانك گارد جاویدان ـ سرهنگ بیرجندی ـ سرهنگ صناعی فرد فرمانده گردان تانك كه افراد شهید از همین گردان میباشند ـ سرگرد میرهادی ـ ستوان یكم كلااحمدی ـ سرگرد مرجانی معاونت دژبانی پادگان لویزان ـ سرهنگ محمدعلی شاهسوند معاون تیپ كه زخمی شده است.
پس از این تیراندازی و كشتهشدن عده كثیری از افسران عالیرتبه گارد شاهنشاهی و درجهاران گارد و زخمی شدن عده زیادی دستور داده شده است كه هیچ سربازی حق حمل اسلحه را ندارد و برای غالب كردن این دستور و عقده خالی كردن سه سرباز را در داخل ستاد و یك سرباز از سربازان آشپزخانه و دو سرباز از سربازان موزیك را میكشند.» (5)
به نقل از: روزشمار انقلاب اسلامی، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، جلد هشتم، صص 344 ـ 342
پینوشتها:
1. جوانان امروز، ش 723، 24/9/59، ص 7.
2. جمهوری اسلامی، ش 23 ، 5 تیر 58، ص 7.
3. وصیتنامه ناصرالدین امیریعابد: به حضور محترم پدر گرامی آقای امیرعلی امیری عابدی برسد ملاحظه فرمایند پدرجان من جان خودم را در راه اسلام و قرآن دادم. پیشتر از این نتوانستم خودم را كنترل كنم، ما چند نفر، قصدمان كشتن چند نفر از افسران گارد است، ما پیروز میشویم ولی ممكن است كشته شویم، خواهش میكنم ناراحت نباشید چون باید خیلی خوشحال باشید، پسرتان در این راه كشته شده، البته این نامه را وقت نداشتم بنویسم. اصل مطلب را به هادی گفتهام بازجویی میكنید. باری پدرجان اول خودتان و بعد مادرم خویشان یك به یك حلالی بنده را. من در روز عاشورا بعدازظهر ساعت یك جنگ میكنم. دگر عرضی ندارم فقط از ما راضی باشید و ما را حلال كنید. ناصرالدین امیری عابد بابانظری ساعت 1 ـ 20/9/1357
4. كیهان هوایی،ش 302، 57/10/57، ص 9.
5. دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، آرشیو اسناد واحد تدوین تاریخ انقلاب اسلامی.
منبع: دوران
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


