پرهيز از شعار زدگي و تبيين عقلاني مسأله انتخابات
بولتن نيوز- سيد مجتبي نعيمي: در هر انتخاباتی دو نوع نگاه را میتوان از هم تفکیک کرد. در نگاه اول که جزیینگرانه است، آنچه در روند انتخابات اهمیت دارد، این است که "چه کسانی رأی آوردهاند؟" آیا افرادی که رأی آوردهاند در چهارچوب ارزشهای فردی و گروهی ما قرار دارند یا خیر؟ چه افرادی از گردونۀ رقابت باز ماندهاند؟ و ... دیگر سوالهایی که نتیجۀ انتخابات را در این سطح مورد بررسی قرار میدهد.
اما نگاه دیگری هم وجود دارد که از بالا به روند انتخابات نگاه میکند و کلینگرانه است. به عبارتی از منظر آیندۀ نظام، به انتخابات مینگرد. در این نگاه آنچه مهم است آن است که "چه کسانی رأی دادهاند؟" یعنی برخلاف نگاه اول که به بعد از رأیگیری معطوف است، این نگاه به قبل و حین رأیگیری توجه دارد و به میزان آرای ریخته شده در صندوقها اهمیت بیشتری میدهد.

نگاه دوم از آن جهت مهمتر از اولیست که کانون توجه خود را اساسیترین حوزۀ یک نظام سیاسی که همانا مشروعیت نظام است، قرار داده است. در مشروعیت حکومت، اعتماد مردم به آن و میزان پایگاه اجتماعی حکومت نهفته است و یکی از بهترین راههایی که میزان مشروعیت نظام در آن مورد سنجش قرار میگیرد، برگزاری انتخابات در آن کشور و تعداد افرادی است که پای صندوقهای رأی میآیند.
نمونۀ بارز صاحبان چنین نگاهی، در کنار امام راحل، رهبر انقلاب است. با رجوع به سیرۀ سیاسی ایشان متوجه میشویم که در انتخاباتهای گذشته، هیچگاه رهبر انقلاب از جریان خاصی دفاع نکرده و یا بعد از برگزاری انتخابات و معلوم شدن نتیجۀ آن، از اینکه جریان خاصی صاحب کرسی شده، نه ابراز خوشحالی کردهاند و نه ابراز تأسف. بلکه همواره به حضور مردم اشاره داشتهاند و بر روی این مقوله مانور نموده و آنرا تحلیل کردهاند.
در حالی که اگر قرار بود برخلاف این باشد، باید ایشان مثلاً بعد از انتخابات مجلس ششم (مجلسی که در آن تعداد نمایندگان ناهمگن با انقلاب و جمهوری اسلامی کم نبود) ابراز تأسف میکردند و به همۀ جامعه اعلام خطر میکردند. در حالی که ایشان در سخنرانی بعد از آن انتخابات، به حضور پررنگ مردم در روند رأیگیری اشاره کرده و همین حضور را، مهمترین سد و ابزار دفاعی نظام در برابر مشکلات موجود و آتی معرفی میکنند. ابزاری که دقیقاً به همان شکل عمل میکند و خیلی از افرادی که به جریان موسوم به دوم خرداد رأی داده بودند، در مقابل مشکلات ایجاد شده توسط ایشان میایستند. مانند ماجراهای تیر 78.
در نتیجه مشارکت بالای مردم در جریان انتخابات، نسبت به افرادی که در آن رأی آوردهاند،ارزش بالاتری دارد. البته مشارکت بالا باید توام با آزادی حضور در انتخابات باشد. مثلاً نمیتوان حضور 99 درصدی مردم عراق در زمان صدام را، مصداق مطلب مذبور دانست. چون در عراق زمان صدام، عدم حضور در انتخابات مساوی بود با مرگ. پس، این موضوع در جاهایی مصداق پیدا میکند که کیفیت انتخابات از حداقلهای لازم برخوردار باشد، وگرنه حربهایست برای توجیه نظام سیاسی.
بنابراین، تلاش برای برگزاری انتخابات باشکوه و حداکثری تکلیف همه است. تکلیف همۀ رأیدهندگان، کاندیداها، چهرههای تأثیرگذار و نهادهایی که با تودۀ مردم سر و کاردارند. در این میان، یکی از مهمترین نهادهایی که سنگینی این تکلیف بر دوشش قرار دارد، رسانه ملی است. علت این اهمیت، عمق و ضریب نفوذیست که رسانۀ ملی نسبت به سایرنهادها و رسانههای موجود دارد. وجود مخاطب میلیونی و زمان زیادی که هرکدام از این مخاطبین صرف مشاهدۀ برنامههای این رسانه میکنند، مؤید نفوذ این رسانه است.
حال، در اینجا یک سوال مهم مطرح میشود و آن اینکه رسانۀ ملی چگونه میتواند مشارکت افراد را در انتخابات موجود بالا ببرد؟ به عبارت دیگر، صدا و سیمای ما چگونه میتواند افراد را به پای صندوقهای رأی بیاورد و این اقناع را در مردم ایجاد کند كه شرکت در انتخابات، يک وظیفۀ دینی و ملی است؟
قبل از ارائۀ راه حلهایی که به نظر میرسد، لازم است تا نقدی نسبت به عملکردهای فعلی صدا و سیما داشته باشیم.
اولین نقد مد نظر، به فقدان عقلانیت لازم در برنامههای انتخاباتی و تأکید بر احساسات در آنهاست. به عبارت دیگر، آنچه که در برنامههای صدا و سیما پیرامون انتخابات ساخته میشود غالباً برنامههایی هیجانیست که به جای بررسی معیارهای لازم در کاندیداتورها و نحوۀ رأیگیری، با احساسی کردن شرایط و ایجاد جو زودگذر مبتنی بر شور سیاسی، شعور سیاسی مخاطبین خود را معطل میسازد.
نقد بعدی، به مناسبتی بودن برنامههای صدا و سیما در مورد انتخابات است. متأسفانه یکی از معضلات موجود در این حوزه، فقدان دعوت دائم به مشارکت عمومی در فعالیتهای سیاسی-اجتماعی است. رسانۀ ملی به جای اینکه در طول برنامههای سالیانۀ خود به کلیت این موضوع بپردازد، مانند خیلی دیگر از موضوعات که صرفاً به مناسبتی خاص به آنها پرداخته میشود، چند هفته مانده به انتخابات، این مسئله را مدنظر قرار می دهد که خروجی آن چیزی جز شتابزدگی و کارهای کلیشهای و بیخاصیت نیست. برنامههایی که نبودش، باعث کاهش میزان مشارکت نخواهد شد.
نقد آخر هم مربوط است به سریالها و فیلمهایی که از سیمای جمهوری اسلامی پخش میشود و دریغ که داستانهای سیاسی کلاً و موضوعات انتخاباتی و یا مشوق مشارکت مردمی خصوصاً، در آن جایگاه خاصی ندارد. خیلی خوب بود که در سیاست جدید رسانۀ ملی در پخش سریالهای شبانه (یک سریال در دو یا سه هفته) حتی به تناسب مناسبتی که در پیش است، سریال و یا فیلمهایی ساخته میشد و به این موضوع خطیر میپرداخت و به این طریق، تغییر ذائقهای نیز در مخاطبین عشقزدۀ خود انجام میداد.
نقدهای ذکر شده در بالا محفوظ، در حوزۀ ارائۀ راهکار، در کنار همۀ راه حلهایی که میتواند وجود داشته باشد، یکی از راهکارهای ویژه که میتوان پیش پای رسانۀ ملی گذاشت آن است که بر حس مالکیت مردم نسبت به نظام توجه ویژهای داشته باشد. در توضیح این مطلب باید گفت: این یک امر بدیهیست که اگر کسی در مورد چیزی حس مالکیت داشته باشد، دغدغۀ خاصی نسبت به آن پیدا میکند. مثلاً بین کسی که مالک یک خانه است، با کسی که صرفاً قرار است چند صباحی در آن مستقر باشد فرق وجود دارد. مالک آن خانه،نسبت به کسی که مالک آنجا نیست، دلسوزی و دلمشغولی متفاوتی دارد.
این حس مالکیت، باید از طرف عموم مردم نسبت به نظام سیاسی ما نیز بوجود آمده، تزریق، تثبیت و تکثیر شود تا طی آن تک تک افراد جامعۀ ایرانی، زوایای مختلف و مربوط به حاکمیت را مانند دارایی خود بدانند و در قبال آن حس مسئولیت و تکلیف داشته باشند. به عبارت دیگر، اگر حس مالکیت مردم به نظام و برنامههای آن بالا برود، انگیزۀ مردم برای مشارکت در تصمیم گیری و ساخت مماکت نیز بالا رفته و میزان تعداد افرادی که در انتخابات شرکت میکنند بالا میرود.
این امر ممکن نیست مگر اینکه رسانۀ ملی، فرایند تبدیل رأی یک شهروند عادی به یک قانون عمومی مفید را برای فشرهای مختلف مردم روشن سازد. فرایندی که طی آن، از منِ پزشک گرفته تا منِ کارگر ساده متوجه شوم که چطور رأی منِ نوعی، تبدیل به قانون و عملکرد نظام میشود.
قاعدتاً این مفهوم باید در فرمهای مختلف هنری-رسانهای به جامعه انتقال پیدا کند. یعنی برنامههای مختلفی که در صدا و سیمای ما ساخته میشوند و هر کدامشان، از فرمهای مخصوص به خود بهره میبرند، باید این مفهوم، حس مالکیت و تبدیل رأی به قانون را نمایش دهند تا اتفاقی که دنبالش هستیم (حضور حداکثری در انتخابات) رخ دهد.
در انتها لازم است به این نکته اشاره شود که در کنار تلاش برای بالابردن میزان مشارکت در انتخابات، باید به فکر حفظ کیفیت آن نیز بود و با ارائۀ معیارها، نحوۀ استفاده از آنها و آموزش چگونگی ارزیابی کاندیداها از طریق معیارهای عنوان شده، این کار را انجام داد. معیارهایی که به کرّات در بیانات امام راحل و رهبر انقلاب آمده ولی آنگونه که باید، از سوی مسئولین امر به آنها پرداخته نشده است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


