آری! این یک «فیلم سیاسی» است
بازیگران «قلادههای طلا» بیش از آنکه ستارههای سینما باشند، عناصر سیاسیاند. از عناصر سیاسی خودفروخته و جاسوس، تا عناصر خودی اما سالوس و فتنهگر، تا عناصر دشمن، تا عناصر دوست. حقا که نسخه حقیقی این فیلم، نه بر پرده نقرهای سینما، که در کف خیابان، بازی شده است. با این همه، نقش اول فیلم سراسر واقعیت «قلادههای طلا» تودههای مردمند که با هم خواهر و برادرند و با ریش و بیریش از یک ریشهاند. خواهری که به فلانی رای میدهد و برادری که به بهمانی، اما خواهر و برادرند و خاکشان را، دینشان را، ناموسشان را دوست میدارند. قبل از نقد «قلادههای طلا» فیالمجلس باید گستاخی طالبی را ستود که هر کارگردانی اصولا جرأت دستبهیقه شدن با فتنه 88 و نزدیک شدن به ماجرای نفسگیر و سخت حوادث بعد از انتخابات را ندارد؛ جگر کرد جناب کارگردان. فیلم فتنه را ساختن، کاری به مراتب سختتر از ساختن فیلم در حوزه 8 سال دفاع مقدس است. از پلشتی بعثیها گفتن، هنر نیست؛ هنر آن است که تو شهامت کنی و از زشتی بعضیها حکایت کنی. بعضیها که همه جا آدم دارند اما خودشان آدم دشمنند و دور گردنشان و گردن کلفتتر از کرگدن آقازادههایشان، آنچه عیان است «قلادههای طلا» است.
ابوالقاسم طالبی میتوانست در پر قوی خاطرات بخوابد و برای ما از گلنگدن روزگار جنگ بگوید اما آقای کارگردان، فرزند زمان خویش است و در پس جنگ روزگار، دست به خطر میزند و فیلم گردن کلفتها را میسازد. همین نقطه قوت ذاتی طالبی، البته ممکن بود از فیلم «قلادههای طلا» یک فیلم شعاری و عاری از استاندارد، تحویل مخاطب دهد. اما واقعیت این است که کارگردان برخاسته از نخستین نسل انقلاب اسلامی، اتفاقا سنگ بزرگ را نه «نشانه نزدن» که دقیقا بر فرق بت بزرگ زده است و دقیق هم زده است. طالبی نه تنها موفق شد درباره فتنه 88 فیلم بسازد بلکه توفیق مهمترش آنجا بود که «قلادههای طلا» را خوشدست و همراه با قصه و درام ساخت.
از یاد نباید برد که اینجا درام یک درام اجتماعی نیست و دست کارگردان برای قصهگویی آنقدر باز نیست. حتی درام صدام هم نیست بلکه درام فتنه است. در نقد «قلادههای طلا» از حیث مضمون بعضی دوستان اشاره به این میکنند که نقش عوامل میانی و عناصر داخلی فتنه در این فیلم سیاسی ناچیز گرفته شده یا از چشم کارگردان دور مانده، آنچه اما من از این فیلم برداشت کردهام، تخفیف دادن کارگردان به عناصر داخلی اما دانهدرشت فتنه 88 نبوده است؛ اولا باید میان یک مقاله سیاسی و یک فیلم سیاسی، تفاوتها را متوجه باشیم و ثانیا در «قلادههای طلا» حتیالمقدور از ملاحظه کاری خبری نیست و بت بزرگ با تبر قصه اما با تدبر و به آرامی و با حوصله در لابهلای درام شکسته شده است. ابوالقاسم طالبی «قلادههای طلا» را با دیدی درست از همان پله اول فتنه نمایش میدهد؛ آنجا که در پس دعوای صادقانه رنگها، نیرنگها مشغول کارند و «دشمن ظالم» و «سیدمظلوم» چگونه و کجا به هم دست میدهند. «قلادههای طلا» به نسبت سخت بودن فیلم ساختن درباره فتنهای به پیچیدگی فتنه 88 به لحاظ محتوا حتما نمره قبولی میگیرد اما کار مهمتر این اثر ارزشمند، سدشکنی و صفشکنی حتی به نوعی تابوشکنی از ورود صادقانه و متعهدانه به مقوله فیلم سیاسی است.
حتما بعد از «قلادههای طلا» راحتتر میتوان وارد
فیلم سیاسی و سینمای جاسوسی شد و آنکه در این باب، جاده را باز کرد و درست و اصولی
باز کرد، «قلادههای طلا» بود. صرف نظر از محتوای اثر و پیام تالیف اما نقاط قوتی دارد
«قلادههای طلا». در این فیلم، بازیگران درجه اول از پس بازی به خوبی برآمدهاند. بازیها
توازن دارد و نقشها مکمل هم شدهاند. کسی بر کسی برتری ویژهای ندارد و همه در یک
سطح خوبند.
همین موزون بودن و بازی گرفتن درست از بازیگران، باعث شده نقشها با هم دیده شوند و این خصیصه برای فیلمی که چند بازیگر نقش اول دارد، بسیار حیاتی است. در «قلادههای طلا» بیم آن میرفت که بازیهای کف خیابان که از قضا بخش مهمی از فیلم را تشکیل میدهد، به دلایلی و بهانه هایی، خوب از کار درنیاید. اما آنچه در کف خیابان «قلادههای طلا» میگذرد، عینی و ملموس و راحت و باورپذیر است. گره دراماتیک این اثر، جاسوس این طرفی «قلادههای طلا» است که مخاطب را چند باری به اشتباه میاندازد و او را تا مرز پیشداوریهای نادرست میکشاند. اینکه در یک مجموعه اطلاعاتی، عنصر نفوذی پیدا شود، چیز تازه و غریبی نیست اما خوبی «قلادههای طلا» به این است که خنثی کردن مهره یا مهرههای نفوذی را در یک روال قصهوار و حرفهای و نه از روی جبر و توصیه! برای مخاطب به تصویر میکشد. «قلادههای طلا» از نظر فیلمبرداری و موسیقی و صداگذاری، پا به پای پیام مقدس و معنوی فیلم آمده است تا بعد از مدتها و در چنین عصری، کارگردانی صادقانه اعلام کند «قلادههای طلا» یک فیلم سیاسی است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


