کد خبر: ۷۱۴۱۲
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

سیاست چماق و هویج نفتی

رضا تهرانی زاد

انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس

 تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت

برخی مولفه‌های آشکار شده از تلاش قدرت‌های بزرگ برای تداوم فرآیند شکل‌دهی به نظام نوین بین‌الملل پس از فروپاشی شوروی به این سو همانند عام‌الفیل هزاره سوم - 11 سپتامبر- و در پی آن حمله به افغانستان و عراق برای پایایی بخشیدن به نظریه‌های پایان تاریخ و جنگ تمدن‌ها هم‌چنان در کانون توجه تصمیم‌سازان سیاستِ جهانی قرار دارد. به فرجام رساندنِ کار، نیازمند دست‌یازی‌ها با استفاده از دل‌مشغولی‌های فراوان در عرصه‌های متفاوت است؛ گاه با رقابت‌ها و جنگ‌ها، فروپاشی‌ها و شکل‌گیری انقلاب‌ها و کودتا‌ها، بحران سازی‌ها و چالش‌های اقتصادی، ایدئولوژیک و سرزمینی، شرق و غرب سازی، مقابله با توانمند شدن‌ها در عرصه‌ خود اتکایی‌ها و همانند این‌ها می‌باشد. در این میان، به فرجام بردنِ کار؛ خروجیِ آرمانی کانون‌های نهانی قدرت جهانیِ پیرو ایدئولوژی‌های آخرالزمانی و حکومت جهانی از نوع اومانیستی آن است.

بدین‌ترتیب، عرصه سیاست و قدرت بستر شکل‌دهی به تمامی این آمال و آرزوهای ایدئولوژیک سیاسی و نه دین‌مدارانه است. بر همین‌اساس و بنابر تئوری‌های نظریه‌پردازان استراتژیست غربی از ابتدای قرن 20 تا‌کنون خاورمیانه در کنار حوزه اقیانوس آرام- شرق دور و اروپا یکی از 3 کانون اصلی قدرت جهانی است که بر اساس ایدئولوژی‌های آخرالزمانی نقش اصلی را در ایجاد حکومت جهانی بازی خواهد کرد. در تداومِ آن فرآیند، مجموعه برنامه‌های طراحی شده به شکل زنجیروار در تکمیل یکدیگر و برای به فرجام رساندن کار از 11 سپتامبر به این‌سو به شیوه‌های گوناگون در حال اجراست و اگرچه شاید بدبیانه به نظر رسد اما حلقه پایانی آن در زمان مقتضی تا حمله به ایران پیش خواهد رفت.

در همین‌راستا طراحی و شکل‌دهیِ خاورمیانه جدید با استفاده از تغییر حکومت‌ها در مرحله نخست وسپس دوباره‌سازی جغرافیای آن وسیله تغیرشکل جغرافیای کشورها از جمله ایران برای برداشتن موانع پیش‌روی برقراری حکومت مورد نظر کانون‌های نهانی قدرت جهانی بسیار بسیار قابل تامل و مداقه است.

ایران کلیدی‌ترین بازیگر استراتژیک خاورمیانه در تازه‌ترین اقدام اتحادیه اروپایی با تحریم مجموعه‌ای بانک مرکزی، تجارت و بازرگانی، خرید نفت و فلزات گران‌بها، پتروشمی روبرو شده است و آرام آرام بی شک راهی را می‌روند که در دهه‌های گذشته برای عراق دنبال کردند اما با کمی تامل بیشتر و با توجه به تجربه ناشی از دوران صدام.

ایران اسلامی نه ایران نفتی 30 سال پیش است نه مناسبات کنونی جهانی همانی است که حتی یک دهه پیش منجر به حمله به افغانستان و عراق شد و نه ایران امروز کشوری است که توانایی اقدام نداشته باشد. در چند روز گذشته برخی ایده‌ها برای مقابله با این فزون‌خواهی اروپایِ پیر پیشنهاد شده است که فارغ از نوع آن‌ها بر برخورد با وضع تحریم‌های تازه اروپا توافق دارند. نگارنده با اصل برخورد موافق است اما به شرطی که هوشمندانه و بررسی شده باشد نه کلنگی.

حقوق‌دانان زبده بین‌الملل بایستی گزینه های پیش‌روی هرگونه اقدام مبتنی بر مقابله با مثل از جمله تهدید ایران به قطع صدور نفت به اروپا پیش از موعد تعیین شده در مصوبه پارلمان اتحادیه اروپایی را بر اساس شرایط لحاظ شده در وضعیت های اضطراری بررسی و راه های برخورد با اقدامات متقابل اروپایی‌ها را در استفاده از تمامی گزینه‌‌های ممکن حقوقی پیشنهاد نمایند. از سوی دیگر سیاست مداران خبره وکارکشته در یک اجماع ملی برای بررسی راه‌های مقابله به میان آورده شوند و از هم‌فکری آنان یک استراتژی اقدام قاطعانه اتخاذ شود. چنین سیاست‌هایی هم نشان از اجماع ملی برای معامله نکردن در تامین و حفظ منافع ملی فارغ از دسته‌بندی‌های سیاسی و گرایش‌های فکری دارد و هم پیام قاطعیت ایران را به جهانیان مخابره می‌کند.

اروپا هنوز شاید با رهبریِ درسایه‌ی انگلیس‌ها و پادویی فرانسه و آلمان که در حقیقت با راهبریِ کانون‌های نهانی قدرت و سرمایه هدایت می‌شوند سودای استعماری قرن‌های 18 و 19 را زیر چتر آمریکا در ایران دنبال می‌کند. شاید هم همچون دوران مشروطه یا کودتای 28 مرداد و پهلوی‌ها برای غرب دنبال جایِ پایی متفاوت از مناسبات عادی بین‌الملل باشد. اما هر چه که باشد درس ایرانیان باید به حافظه تاریخی اروپاییان سنجاق شود و جزو تاریخ مدرن اروپا نیز هم.

نگارنده معتقد است سیاست‌مداران و تصمیم‌سازان سیاست خارجی کشور بایستی با فرصت‌شناسی و بهره‌برداری لازم از موقعیت بحرانی اقتصادی پیش آمده در اروپا و غرب و با شناخت تحلیلی و ارزیابی همه‌جانبه و علمی دقیق از زمان ومحیط اقدام و گام برداشتن در دنیای اخلاق سیاسی خوشایند غربی‌ها سیاست چماق و هویج نفتی را نیز در کنار مجموعه‌ای از سیاست‌های دیگر هماهنگ کند و به پیش ببرد. ایتالیا، اسپانیا، یونان و برخی دیگر با واردات درصد بیشتری از نفت ایران می‌توانند پاشنه آشیل اروپا در این سیاست در نظر گرفته شوند و همچون فرانسه، آلمان و انگلیس و دنباله روهای آنان شامل شیوه دیگری شوند، پیش از آن که فرصت انتخاب فروشنده جایگزین داشته باشند. هرگونه تدبیر از این دست باید همراه با تدبیر مهار کننده دیگری برای پوشش بلند پروازی برخی تولیدکنندگان نفت منطقه خلیج فارس باشد تا سودای همکاری علیه ایران بی خطر و مصون از پادافره نماند.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین