کد خبر: ۷۰۸۷۵۶
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۱ بهمن ۱۳۹۹ - ۱۴:۳۲
خاطره محمدرضا کائینی روزنامه نگار آیت الله سید محمد ضیاءآبادی
نکته مهم در کردار او اما، سکوت بود در عین جذابیت! دو امری که در نگاه نخست، همساز نمی نماید! جز در مقام سخن، نمی گفت و البته به قاعده و در خور. در کردار و گفتارش اما، آنی بود که همه به خصوص جوانان را، مجذوب می ساخت...

لنگرگاه های دین و اخلاق این شهر، یکی پس از دیگری رفتند و برای ایشان، جایگزینی نیامد!گروه دین و اندیشه- محمدرضا کائینی روزنامه نگار و تاریخ پژوه در کانال تلگرامی اش اینگونه نوشت: "وقتی این سید بزرگوار از در وارد می شود، نور و معنویت تمام مدرسه را فرا می گیرد، وجودش را قدر بدانید..."

به گزارش بولتن نیوز، شنیدن این کلمات از زبان مرحوم آیت الله مجتهدی در آغازین روزهای تحصیل، در باره زنده یاد آیت الله سید محمد ضیاءآبادی، نشان می داد که از منظر او، الگوی روحانی طراز و‌ در عین حال در دسترس، کیست. همین کافی بود که برای ما نورستگان، عالمی که هر روز حدود ساعت ده صبح، با ظاهری آراسته، نگاهی رو به پائین، گام هایی آرام و چهره ای متین-که وقتی به مخاطب می نگریست، لبخندی آن را می آراست-وارد حیاط مدرسه می شد، جالب و متفاوت قلمداد شود.
آقای مجتهدی گذشته از هوش و شم عجیب اش در "آدم شناسی"، با عالمان زیادی ارتباط داشت، حتی بزرگانی که در مدرسه، تدریس سطوحی بالاتر از آقای ضیاءآبادی را برعهده داشتند، اما جنس احترام و مهری که نسبت به او می ورزید، متفاوت و حتی غریب می نمود! خاطرم هست که آقای ضیاءآبادی با استدلال های خویش، گرفتن امتحان از طلاب را بر نتابید و مرحوم مجتهدی، با ایمان راسخی که به او داشت، به سهولت آن را پذیرفت و به عنوان شاهد تاریخی، مخالفت آیت الله اصطهباناتی با آیت الله بروجردی در فقره امتحان را، یادآوری کرد! کار آخر آقای مجتهدی با او در این دنیا، این بود که بر پیکرش نماز بگذارد، که لحظه عملی شدن آن نیز، حکایتی دگر دارد!

لنگرگاه های دین و اخلاق این شهر، یکی پس از دیگری رفتند و برای ایشان، جایگزینی نیامد!
القصه، این شد که در حدود بیست و هفت سال قبل، مسجد علی بن موسی الرضا(ع) و جلسه تفسیر آقای ضیاءآبادی در جمعه شب های آن، تبدیل به یکی از پاتوق های صاحب این قلم و همگنان او شد. همان مسجدی که او در پی بیماری همسرش، آن را به استاد دیگرمان مرحوم آیت الله محمد حسن رئوفی وانهاد و در نقطه ای دیگر از شهر، سکنی گزید.
نکته مهم در کردار او اما، سکوت بود در عین جذابیت! دو امری که در نگاه نخست، همساز نمی نماید! جز در مقام سخن، نمی گفت و البته به قاعده و در خور. در کردار و گفتارش اما، آنی بود که همه به خصوص جوانان را، مجذوب می ساخت: توجه به "خدا" و دیگر هیچ! خاطرم هست که یکی از محترمین، با اصرار از ایشان خواسته بود تا کرسی تدریس خویش را، به یکی دیگر از مدارس تهران انتقال دهد، که در پاسخ به وی فرمود: "اگر برای خداست، همین جا مشغولیم!"
خاطرات فراوان است، اما مهم دریغی است بر اینکه لنگرگاه های دین و اخلاق این شهر، یکی پس از دیگری رفتند و برای ایشان، جایگزینی نیامد! پناه بر خدا...

برچسب ها: دین ، شهر

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۱
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۱۱/۲۲ - ۱۲:۱۸
0
0
نبود روش سازماندهی آموزش و تبلیغ دین بگونه ای موضوعی با کمک آیات محکم و مفصل قرآن مرتبط به هر موضوع که بتواند معلمان و مبلغان چیره بر موضوعات دین و مذهب ذا برای دین داری و مذهب داری جامعه آماده سازد بزرگ ترین کاستی در آموزش و تبلیغ بهینه و نظام مند دین و مذهب است .
این نقص بعلت روش گریزی ؛ معلمان و مبلغان دین و مذهب را از توان مبارزه ی علمی با تحریفها و کج رویها محروم می سازد و به تخریب دین داری و مذهب داری افراد جامعه ی متدین می انجامد.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین