هاشمي: آمريكا دشمن درجه اول ماست
آيتالله هاشمي رفسنجاني خطاب به نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، گفت:« سعي كنيد مردم را با نشاط در صحنه نگه داريد و همه مطمئن باشيم كه اگر ذرهاي از اسلام جدا شويم اين مردم با ما نيستند.»
به گزارش ايسنا، رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام كه در همايش 30 سال قانونگذاري درمجلس شوراي اسلامي سخن ميگفت،افزود:« مردم در درجهي اول با ما هستند و در درجهي دوم اين است كه ميبينند ما با آنها صادق باشيم و براي آنها خدمت كنيم و براي خودمان قباي ديگري ندوزيم و منافعشان را فداي سليقههاي غلط نكنيم. اگر اين دو را با هم داشته باشيم انشاءالله اين انقلاب تحويل امام زمان(عج) خواهد شد.»
وي ادامه داد:«ما بحمدالله با استقلال، آزادي و روي پاي خود بدون استمداد از هيچ قدرت خارجي و فقط به اتكاء ملت و رهبري بينظير و تاريخي امام راحلمان كه حقيقتا براي تاريخ بشريت مثالزدني است توانستيم اين 30 ساله را خوب بگذرانيم.»
وي افزود:« اين مجلس افتخارات زيادي در تمام هفت دوره دارد و انشاءالله در اين دورهي هشتم نيز شما بزرگاني كه مردم شما را به اين جا فرستادهاند بتوانيد به وظايف بزرگ اسلامي، انساني و ملي خود عمل كنيد و اشتباهات كساني كه در اين كشور اشتباه كردهاند و به آن خسارت زدهاند،خدا نكند كه به سراغ ما بيايد.»
هاشمي رفسنجاني تاكيد كرد:« حقيقتا كشور حساس است، آمريكا زخمخورده جنگ عراق و افغانستان و ميدانداري جهان است. آمريكا دشمن درجه اول ماست و دندانهايش هنوز تيز است و هيچ كند نشده است. آمريكا درحال تجهيز لشگر پياده و سوارهي خود براي ماست.»
وي با تاكيد بر لزوم وحدت درون كشور، خاطر نشان كرد:«احتياج به وحدت بسيار جدي است. بايد پشت سر رهبر بزرگوار انقلاب حضرت آيتالله خامنهاي و با وحدت و همدلي اين حركت را ادامه دهيم تا از اين فضايي كه براي ما ساختهاند به خوبي عبور كنيم.»
رييس مجلس خبرگان رهبري، اظهار كرد: « تا زماني كه اين انقلاب متكي به اسلام و مردم باشد آسيبپذير نيست و خداي نكرده اگر مردم دلسرد شوند – مردم بعيد است ضد انقلاب شوند اما ميتوانند دلسرد بشوند – اگر مردم احساس كنند رايشان بر سرنوشتشان بياثر است. اگر مردم احساس كنند متولياني پيدا ميشوند كه راي آنها را هر طور ميخواهند براي مردم بخوانند و اگر مردم احساس كنند كه نميتوانند نقش خود را ايفا كنند ،چون مسلمانند هيچوقت خيانت به اسلام نميكنند، ولي حضورشان ضعيف ميشود.»
آيتالله هاشمي رفسنجاني، يادآور شد:« ما نياز به حضور موثر مردم داريم. شما مجلسيها حقيقتا ميتوانيد از اين تريبون خوب و آزاد مجلس، مردم را در صحنه نگه داريد و ثابت كنيد كه نمايندهي واقعي مردم هستيد و خواستههاي مردم را ميتوانيد عملي كنيد. اين مجلس قدرت زيادي دارد. ما بارها اين را امتحان كردهايم.»
رييس مجلس خبرگان رهبري در ادامه از هيات رييسه مجلس و شخص دكتر لاريجاني براي برگزاري اين اجلاس تشكر كرد و گفت:« من فكر ميكنم ما از جهات مختلف به اين اجتماع نياز داشتيم. وقتي نگاه ميكنم در سطح مجلس چهرههاي بسيار ارزشمندي را ميبينم كه از ذخاير دوران انقلاب و مبارزه، برخي از ذخاير پارلماني ما و درياي ديگري از مديران در بخش قضا و اجرا از ذخاير و عتيقهها هستند، كه انشاءالله بتوانيم از اين معدن انساني بخوبي بهرهمند شويم و از اين اجلاس استفاده كنيم.»
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام در سخنان خود در همايش 30 سال قانونگذاري درباره زندگي آيتالله مدرس، اظهار كرد:« مدرس پس از بلوغ سني و علمي مبارزه خود را در استبداد صغير در اصفهان آغاز كرد و همان موقع از طرف مراجع عظام به عنوان پيشنهاد علماي طراز اول جزء 20 نفر به مجلس معرفي شد و در مجلس به عنوان مجتهد طراز اول مشعشع شناخته شد.»
به گزارش خبرنگارخبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، وي افزود:« مدرس از مجلس دوم تا ششم هميشه در مجلس و ستاره درخشان مشروطه اسلام و مردم بود. اين سختترين دوران نمايندگي است و ما در اين دوره نمونهاي نداريم كه با وي مقايسه كنيم. در دوره دوم همت مدرس بر اين بود كه ارواح آسيبديده از استبداد صغير را جان دهد كه داد و توجه داشت كه سمپاشي نيروهاي ضد ديني، ماركسيست و ليبرال و عوامل انگليس را از ذهن مردم پاك كند كه كرد.»
هاشمي رفسنجاني با اشاره به نطقهاي موثر مدرس ظرف يكسال، به نمايندگان مجلس توصيه كرد كه آنها را بخوانند و از آن بهره ببرند و گفت:« اين دوره از مجلس به خوبي سپري شد تا اينكه در سال 1288 به بعد و پيش از پايان اين دوره اولوتيماتومي ازسوي روس آمد كه مورگان شوستر كه از طرف آمريكا به ايران آمده بود و انصافا خدمات شايستهاي كرده بود؛ بايد برود كه مدرس جلوي اين امر را گرفت و مجلس به اين اولتيماتوم راي نداد.»
وي اضافه كرد: « نتيجه اين امر انحلال مجلس شد. دولت هم خروج شوستر را پذيرفت اما چهرهي مدرس در برخورد با مسائل جهاني، موضوع روسيه، آمريكا و نياز به كارشناسي اقتصادي در آن زمان واقعيت قابل توجهي است.»
رييس مجلس خبرگان رهبري، با اشاره به راي بالاي مدرس در انتخابات سوم نيز، يادآور شد:« ايران در جنگ جهاني اول اشغال شد و اين نقطه دومي در دوران مجلس است، كه مدرس در هجرت انجام داد. مدرس با جمعي از بهترين دوستانش به كرمانشاه هجرت و مبارزهي با اشغالگران را از آنجا آغاز كردند. مدرس در آنجا وزارت عدليه و اوقاف را پذيرفت پس از آن به تركيه رفتند و سالها در استانبول ماندند تا جنگ جهاني تمام شد و برگشتند، اما اين مبارزات حقيقتا ديدني است كه ماهيت ايران را نگه داشت و تاريخ را حفاظت كرد.»
هاشمي رفسنجاني با اشاره به پايان دوران مجلس پس از بازگشت مدرس و پايان جنگ جهاني، اظهار كرد: « در آن زمان مجلس دو ساله بود. مجددا انتخابات برگزار شد و مدرس با راي مردم نمايندهي اول تهران شد. مجلس چهارم مجلس پرماجرايي بود. پنج كابينه در اين مجلس عوض شد. كابينههاي ضعيف ميآمدند تا اينكه نوبت به دولت قوام رسيد كه نسبتا نيرومند بود و مدرس از آن حمايت ميكرد. در پايان دورهي مجلس چهارم مدرس نطق قرايي دربارهي اقدامات اين مجلس انجام داد كه نشان داد از آن راضي است.»
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام، ادامه داد:« زماني كه مدرس از هجرت برگشت ايران با خطر بزرگي مواجه بود و آن قرارداد شوم وثوقالدوله بود. مبارزات مدرس دربارهي اين قرارداد چهرهي مدرس را به انگليس نشان داد و افكار عمومي را در جهت لغو قرارداد جهت داد. انگليس هم از اين اقدام بسيار خشمگين شد، زيرا اين قرارداد را جايگزين اشغال و نوعي اشغال نرم ايران ميدانست. همينجا بود كه انگليس فهميد كارش با اين دين و روحانيت در ايران سامان نميگيرد به ويژه اينكه پس از روي كار آمدن رژيم لائيك در تركيه مدرس جلوي اين اقدام را در ايران گرفت.»
وي همچنين گفت: « كودتاي 1299 نقطهي سياهي بود كه در آنجا رضاخان به عنوان وزير جنگ با سناريوي دقيق انگليسيها و با مشاورت اردشير جي رپورتر روي كار بود. اردشير ارتباط وسيعي با انجمنهاي ضدديني، بهايي و يهودي در ايران داشت و به رضاخان مشاوره ميداد. مهمترين مشاورهاش هم اين بود كه اگر ميخواهيم جلو برويم بايد طلسم روحانيت و دين در ايران شكسته شود.»
هاشمي رفسنجاني، خاطر نشان كرد: « كودتا شروع اين حركت بود. رضاخان وزير جنگ شد و در دوره مجلس چهارم در پنج كابينه به خاطر خدماتي كه در جهت امنيت و تظاهرات مذهبي انجام داده بود همچنان وزير جنگ بود و اين مشكل بزرگ مدرس بود. از سويي نميتوانست از قاجار حمايت كند و از سويي هم با چهرهاي مواجه بود كه خود را به محافل مذهبي و روحانيت نزديك كرده بود. او در عزاها شركت ميكرد و گل به صورتش ميماليد و به همين خاطر هر چه مدرس دربارهي او ميگفت، پذيرفته نميشد.»
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام، گفت:« مدرس احساس ميكرد با حيلهباز و حقهبازي مواجه است. از سوي ديگر هم حكومت قاجار وجود دارد كه غيرقابل دفاع است و او بايد به نوعي مجلس و ملت را هدايت كند. در اين شرايط رضاخان به قدرت وزارت جنگش توانست اكثريت مجلس پنجم را به صورت فرمايشي تشكيل دهد. در اين مجلس مدرس در اقليت بود. او را اذيت ميكردند ولي او مثل كوه ميايستاد و زماني ميگفت از 150 سال پيش تاكنون ما روزگاري بدتر از اين نداشتهايم! كه اين گفته بسياري را ترساند و هوشيار كرد.»
وي اضافه كرد:« مجلس تصميم گرفت رژيم شاهنشاهي را به جمهوري تبديل كند و مدرس در شرايطي قرار داشت كه ميبايست از رژيم سلطنتي در مقابل جمهوري حمايت كند. طبيعتا دچار مخمصه ميشد اما شجاعانه وارد عمل شد. گفت كه ميخواهند ريشهي اسلام و روحانيت را در اين كشور بخشكانند، ما جمهوري از اين نوع نميخواهيم كه از سلطنت هم بدتر است؛ لذا ايستاد و اين جريان را در هم شكست و با وجود اينكه اكثريت مجلس با رضاخان بود اما اين توطئه را هم متوقف كرد.»
آيتالله هاشمي رفسنجاني، با اشاره به سيلي خوردن مدرس در مجلس پنجم، گفت:« اين عالم هوشيار و روانشناس در مقابل اين عمل هيچ عكسالعملي نشان نداد و اين مظلوميتش ايران را تكان داد. اينها باعث شد مردمي كه پس از مشروطه مايوس شده بودند دوباره جان بگيرند و به نفع مدرس وارد ميدان شوند. آنها در ميدان بهارستان جمع شدند، رضاخان از اين موضوع ترسيد و سواره وارد ميدان شد. اين اجتماع به خشونت كشيد و حتي آجر پارهاي به كمرش اصابت كرد. او آنقدر عصباني بود كه وقتي وارد مجلس شد رييس مجلس هم كه از خودشان بود با او درگير شد.»
رييس مجلس خبرگان رهبري در ادامه، گفت:« رضاخان يكبار نخستوزير شد و كابينهاش خشونت بسياري انجام داد كه مدرس اين كابينه را ساقط كرد تا اينكه احمدشاه از خارج از كشور رضاخان را عزل كرد. او هم قهر كرد و به نشانهي كنارهگيري به رودهن رفت اما عوامل انگليس ظرف دو هفته رضاخان را به تهران برگرداندند، او به مجلس آمد و راي آورد و حتي فرماندهي كل قوا را هم كه تا آن زمان در اختيار احمدشاه بود به اختيارات وي افزودند.»
آيتالله هاشمي رفسنجاني، اظهار كرد:« مجلس همچنين به دنبال اين بود كه سلطنت كشور را از قاجار بگيرد و به پهلوي بدهد. آنها به فكر افتاده بودند كه شاهنشاهي موقتي به رضاخان بدهند. مدرس در اين حركت بسيار به زحمت افتاد و راي هم نداشت. هشت نفر به او و 92 نفر به آن طرف راي دادند اما مدرس جانانه مبارزه كرد و وقتي ديد كه حرف قانونيش را نميفهمند گفت اگر 100 هزار راي هم داشته باشيد اين امر نميتواند قانوني باشد.»
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام، ادامه داد:« درپي اين ماجرا سلطنت را كه قرار بود موقت باشد به صورت ارثي به پهلوي دادند و رضاخان بر همه چيز مسلط شد و اگر تا آن زمان لازم ميديد كه كسي را فريب بدهد ديگر به اين كار احتياج نداشت. حتي پيش از اين زماني كه در رودهن بود مسائلي به مدرس گفت كه مدرس زياد در مقابل فرمانده كل قوا شدن وي مقاومت نكرد و همين فريب بسيار گران تمام شد.»
وي افزود:« در مجلس هفتم مدرس حتي يك راي هم نياورد، اما رسوايي در مجلس فرمايشي رضاشاه ايجاد شد زيرا مدرس ميگفت پس رايي كه من به دست خودم به نام مدرس به صندوق انداختم كجاست؟ مدرس در همان جريانات ترور شد و وقتي رضاشاه به عيادت او رفت گفت كه من به كوري چشم دشمنان زنده هستم.»
رييس مجلس خبرگان رهبري، ادامه داد:« زماني كه مدرس در مجلس نبود مجلس خاموش بود. ديگر شعلهاي نورافكني نميكرد و نغمهاي به گوش مردم نميرسيد جز اينكه وي در مدرسهي مطهري مشغول به تدريس شد و مطالب اندكي از وي به روزنامهها منتشر ميشد. از اين پس تاريخ از مدرس كم ميداند اما همين را هم تحمل نكردند و وي را به خواف در مرز افغانستان تبعيد كردند و او غريبانه در زندان ماند.»
هاشمي رفسنجاني گفت: « آنها حتي نميتوانستند زنداني بودن مدرس را هم تحمل كنند. اسم مدرس و اينكه شايد در زندان روزي باز شود رضاشاه را نگران ميكرد. رييس شهرباني خواف حاضر به اجراي حكم حكومت در مورد مدرس نشد و رييس شهرباني كاشمر هم زير بار اين كار نرفت تا اينكه افسري را از مشهد فرستادند و در 10 آذر 1316 در زمان افطار وي را به شهادت رساندند.»
وي خاطر نشان كرد:« مدرس از سال 1288 وارد ميدان مبارزات پارلماني شد و تا سال 1307 يا 1309 در ميدان بود و از آن پس را در زندان گذراند. رضاخان هم در دورهي جنگ جهاني اول و دوم خيانتهاي بسياري به ايرانيها كرد. گر چه كارهاي عمراني، نظامي و امنيتي انجام داد كه نميتوان مثبت بودن برخي از آنها را انكار كرد، اما اين هم سناريوي انگليس بود و وقتي كه رضاخان اندك تمايلي به آلمان نشان داد او را به جزاير آفريقا تبعيد كردند. اين ميتواند يك عبرت باشد، انگليسيها كسي را از قزاقخانه به مقام شاهي رساندند و زماني كه ذرهاي پايش را كج گذاشت چنين رفتاري با وي انجام دادند.»
به گزارش ايسنا، رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام كه در همايش 30 سال قانونگذاري درمجلس شوراي اسلامي سخن ميگفت،افزود:« مردم در درجهي اول با ما هستند و در درجهي دوم اين است كه ميبينند ما با آنها صادق باشيم و براي آنها خدمت كنيم و براي خودمان قباي ديگري ندوزيم و منافعشان را فداي سليقههاي غلط نكنيم. اگر اين دو را با هم داشته باشيم انشاءالله اين انقلاب تحويل امام زمان(عج) خواهد شد.»
وي ادامه داد:«ما بحمدالله با استقلال، آزادي و روي پاي خود بدون استمداد از هيچ قدرت خارجي و فقط به اتكاء ملت و رهبري بينظير و تاريخي امام راحلمان كه حقيقتا براي تاريخ بشريت مثالزدني است توانستيم اين 30 ساله را خوب بگذرانيم.»
وي افزود:« اين مجلس افتخارات زيادي در تمام هفت دوره دارد و انشاءالله در اين دورهي هشتم نيز شما بزرگاني كه مردم شما را به اين جا فرستادهاند بتوانيد به وظايف بزرگ اسلامي، انساني و ملي خود عمل كنيد و اشتباهات كساني كه در اين كشور اشتباه كردهاند و به آن خسارت زدهاند،خدا نكند كه به سراغ ما بيايد.»
هاشمي رفسنجاني تاكيد كرد:« حقيقتا كشور حساس است، آمريكا زخمخورده جنگ عراق و افغانستان و ميدانداري جهان است. آمريكا دشمن درجه اول ماست و دندانهايش هنوز تيز است و هيچ كند نشده است. آمريكا درحال تجهيز لشگر پياده و سوارهي خود براي ماست.»
وي با تاكيد بر لزوم وحدت درون كشور، خاطر نشان كرد:«احتياج به وحدت بسيار جدي است. بايد پشت سر رهبر بزرگوار انقلاب حضرت آيتالله خامنهاي و با وحدت و همدلي اين حركت را ادامه دهيم تا از اين فضايي كه براي ما ساختهاند به خوبي عبور كنيم.»
رييس مجلس خبرگان رهبري، اظهار كرد: « تا زماني كه اين انقلاب متكي به اسلام و مردم باشد آسيبپذير نيست و خداي نكرده اگر مردم دلسرد شوند – مردم بعيد است ضد انقلاب شوند اما ميتوانند دلسرد بشوند – اگر مردم احساس كنند رايشان بر سرنوشتشان بياثر است. اگر مردم احساس كنند متولياني پيدا ميشوند كه راي آنها را هر طور ميخواهند براي مردم بخوانند و اگر مردم احساس كنند كه نميتوانند نقش خود را ايفا كنند ،چون مسلمانند هيچوقت خيانت به اسلام نميكنند، ولي حضورشان ضعيف ميشود.»
آيتالله هاشمي رفسنجاني، يادآور شد:« ما نياز به حضور موثر مردم داريم. شما مجلسيها حقيقتا ميتوانيد از اين تريبون خوب و آزاد مجلس، مردم را در صحنه نگه داريد و ثابت كنيد كه نمايندهي واقعي مردم هستيد و خواستههاي مردم را ميتوانيد عملي كنيد. اين مجلس قدرت زيادي دارد. ما بارها اين را امتحان كردهايم.»
رييس مجلس خبرگان رهبري در ادامه از هيات رييسه مجلس و شخص دكتر لاريجاني براي برگزاري اين اجلاس تشكر كرد و گفت:« من فكر ميكنم ما از جهات مختلف به اين اجتماع نياز داشتيم. وقتي نگاه ميكنم در سطح مجلس چهرههاي بسيار ارزشمندي را ميبينم كه از ذخاير دوران انقلاب و مبارزه، برخي از ذخاير پارلماني ما و درياي ديگري از مديران در بخش قضا و اجرا از ذخاير و عتيقهها هستند، كه انشاءالله بتوانيم از اين معدن انساني بخوبي بهرهمند شويم و از اين اجلاس استفاده كنيم.»
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام در سخنان خود در همايش 30 سال قانونگذاري درباره زندگي آيتالله مدرس، اظهار كرد:« مدرس پس از بلوغ سني و علمي مبارزه خود را در استبداد صغير در اصفهان آغاز كرد و همان موقع از طرف مراجع عظام به عنوان پيشنهاد علماي طراز اول جزء 20 نفر به مجلس معرفي شد و در مجلس به عنوان مجتهد طراز اول مشعشع شناخته شد.»
به گزارش خبرنگارخبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، وي افزود:« مدرس از مجلس دوم تا ششم هميشه در مجلس و ستاره درخشان مشروطه اسلام و مردم بود. اين سختترين دوران نمايندگي است و ما در اين دوره نمونهاي نداريم كه با وي مقايسه كنيم. در دوره دوم همت مدرس بر اين بود كه ارواح آسيبديده از استبداد صغير را جان دهد كه داد و توجه داشت كه سمپاشي نيروهاي ضد ديني، ماركسيست و ليبرال و عوامل انگليس را از ذهن مردم پاك كند كه كرد.»
هاشمي رفسنجاني با اشاره به نطقهاي موثر مدرس ظرف يكسال، به نمايندگان مجلس توصيه كرد كه آنها را بخوانند و از آن بهره ببرند و گفت:« اين دوره از مجلس به خوبي سپري شد تا اينكه در سال 1288 به بعد و پيش از پايان اين دوره اولوتيماتومي ازسوي روس آمد كه مورگان شوستر كه از طرف آمريكا به ايران آمده بود و انصافا خدمات شايستهاي كرده بود؛ بايد برود كه مدرس جلوي اين امر را گرفت و مجلس به اين اولتيماتوم راي نداد.»
وي اضافه كرد: « نتيجه اين امر انحلال مجلس شد. دولت هم خروج شوستر را پذيرفت اما چهرهي مدرس در برخورد با مسائل جهاني، موضوع روسيه، آمريكا و نياز به كارشناسي اقتصادي در آن زمان واقعيت قابل توجهي است.»
رييس مجلس خبرگان رهبري، با اشاره به راي بالاي مدرس در انتخابات سوم نيز، يادآور شد:« ايران در جنگ جهاني اول اشغال شد و اين نقطه دومي در دوران مجلس است، كه مدرس در هجرت انجام داد. مدرس با جمعي از بهترين دوستانش به كرمانشاه هجرت و مبارزهي با اشغالگران را از آنجا آغاز كردند. مدرس در آنجا وزارت عدليه و اوقاف را پذيرفت پس از آن به تركيه رفتند و سالها در استانبول ماندند تا جنگ جهاني تمام شد و برگشتند، اما اين مبارزات حقيقتا ديدني است كه ماهيت ايران را نگه داشت و تاريخ را حفاظت كرد.»
هاشمي رفسنجاني با اشاره به پايان دوران مجلس پس از بازگشت مدرس و پايان جنگ جهاني، اظهار كرد: « در آن زمان مجلس دو ساله بود. مجددا انتخابات برگزار شد و مدرس با راي مردم نمايندهي اول تهران شد. مجلس چهارم مجلس پرماجرايي بود. پنج كابينه در اين مجلس عوض شد. كابينههاي ضعيف ميآمدند تا اينكه نوبت به دولت قوام رسيد كه نسبتا نيرومند بود و مدرس از آن حمايت ميكرد. در پايان دورهي مجلس چهارم مدرس نطق قرايي دربارهي اقدامات اين مجلس انجام داد كه نشان داد از آن راضي است.»
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام، ادامه داد:« زماني كه مدرس از هجرت برگشت ايران با خطر بزرگي مواجه بود و آن قرارداد شوم وثوقالدوله بود. مبارزات مدرس دربارهي اين قرارداد چهرهي مدرس را به انگليس نشان داد و افكار عمومي را در جهت لغو قرارداد جهت داد. انگليس هم از اين اقدام بسيار خشمگين شد، زيرا اين قرارداد را جايگزين اشغال و نوعي اشغال نرم ايران ميدانست. همينجا بود كه انگليس فهميد كارش با اين دين و روحانيت در ايران سامان نميگيرد به ويژه اينكه پس از روي كار آمدن رژيم لائيك در تركيه مدرس جلوي اين اقدام را در ايران گرفت.»
وي همچنين گفت: « كودتاي 1299 نقطهي سياهي بود كه در آنجا رضاخان به عنوان وزير جنگ با سناريوي دقيق انگليسيها و با مشاورت اردشير جي رپورتر روي كار بود. اردشير ارتباط وسيعي با انجمنهاي ضدديني، بهايي و يهودي در ايران داشت و به رضاخان مشاوره ميداد. مهمترين مشاورهاش هم اين بود كه اگر ميخواهيم جلو برويم بايد طلسم روحانيت و دين در ايران شكسته شود.»
هاشمي رفسنجاني، خاطر نشان كرد: « كودتا شروع اين حركت بود. رضاخان وزير جنگ شد و در دوره مجلس چهارم در پنج كابينه به خاطر خدماتي كه در جهت امنيت و تظاهرات مذهبي انجام داده بود همچنان وزير جنگ بود و اين مشكل بزرگ مدرس بود. از سويي نميتوانست از قاجار حمايت كند و از سويي هم با چهرهاي مواجه بود كه خود را به محافل مذهبي و روحانيت نزديك كرده بود. او در عزاها شركت ميكرد و گل به صورتش ميماليد و به همين خاطر هر چه مدرس دربارهي او ميگفت، پذيرفته نميشد.»
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام، گفت:« مدرس احساس ميكرد با حيلهباز و حقهبازي مواجه است. از سوي ديگر هم حكومت قاجار وجود دارد كه غيرقابل دفاع است و او بايد به نوعي مجلس و ملت را هدايت كند. در اين شرايط رضاخان به قدرت وزارت جنگش توانست اكثريت مجلس پنجم را به صورت فرمايشي تشكيل دهد. در اين مجلس مدرس در اقليت بود. او را اذيت ميكردند ولي او مثل كوه ميايستاد و زماني ميگفت از 150 سال پيش تاكنون ما روزگاري بدتر از اين نداشتهايم! كه اين گفته بسياري را ترساند و هوشيار كرد.»
وي اضافه كرد:« مجلس تصميم گرفت رژيم شاهنشاهي را به جمهوري تبديل كند و مدرس در شرايطي قرار داشت كه ميبايست از رژيم سلطنتي در مقابل جمهوري حمايت كند. طبيعتا دچار مخمصه ميشد اما شجاعانه وارد عمل شد. گفت كه ميخواهند ريشهي اسلام و روحانيت را در اين كشور بخشكانند، ما جمهوري از اين نوع نميخواهيم كه از سلطنت هم بدتر است؛ لذا ايستاد و اين جريان را در هم شكست و با وجود اينكه اكثريت مجلس با رضاخان بود اما اين توطئه را هم متوقف كرد.»
آيتالله هاشمي رفسنجاني، با اشاره به سيلي خوردن مدرس در مجلس پنجم، گفت:« اين عالم هوشيار و روانشناس در مقابل اين عمل هيچ عكسالعملي نشان نداد و اين مظلوميتش ايران را تكان داد. اينها باعث شد مردمي كه پس از مشروطه مايوس شده بودند دوباره جان بگيرند و به نفع مدرس وارد ميدان شوند. آنها در ميدان بهارستان جمع شدند، رضاخان از اين موضوع ترسيد و سواره وارد ميدان شد. اين اجتماع به خشونت كشيد و حتي آجر پارهاي به كمرش اصابت كرد. او آنقدر عصباني بود كه وقتي وارد مجلس شد رييس مجلس هم كه از خودشان بود با او درگير شد.»
رييس مجلس خبرگان رهبري در ادامه، گفت:« رضاخان يكبار نخستوزير شد و كابينهاش خشونت بسياري انجام داد كه مدرس اين كابينه را ساقط كرد تا اينكه احمدشاه از خارج از كشور رضاخان را عزل كرد. او هم قهر كرد و به نشانهي كنارهگيري به رودهن رفت اما عوامل انگليس ظرف دو هفته رضاخان را به تهران برگرداندند، او به مجلس آمد و راي آورد و حتي فرماندهي كل قوا را هم كه تا آن زمان در اختيار احمدشاه بود به اختيارات وي افزودند.»
آيتالله هاشمي رفسنجاني، اظهار كرد:« مجلس همچنين به دنبال اين بود كه سلطنت كشور را از قاجار بگيرد و به پهلوي بدهد. آنها به فكر افتاده بودند كه شاهنشاهي موقتي به رضاخان بدهند. مدرس در اين حركت بسيار به زحمت افتاد و راي هم نداشت. هشت نفر به او و 92 نفر به آن طرف راي دادند اما مدرس جانانه مبارزه كرد و وقتي ديد كه حرف قانونيش را نميفهمند گفت اگر 100 هزار راي هم داشته باشيد اين امر نميتواند قانوني باشد.»
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام، ادامه داد:« درپي اين ماجرا سلطنت را كه قرار بود موقت باشد به صورت ارثي به پهلوي دادند و رضاخان بر همه چيز مسلط شد و اگر تا آن زمان لازم ميديد كه كسي را فريب بدهد ديگر به اين كار احتياج نداشت. حتي پيش از اين زماني كه در رودهن بود مسائلي به مدرس گفت كه مدرس زياد در مقابل فرمانده كل قوا شدن وي مقاومت نكرد و همين فريب بسيار گران تمام شد.»
وي افزود:« در مجلس هفتم مدرس حتي يك راي هم نياورد، اما رسوايي در مجلس فرمايشي رضاشاه ايجاد شد زيرا مدرس ميگفت پس رايي كه من به دست خودم به نام مدرس به صندوق انداختم كجاست؟ مدرس در همان جريانات ترور شد و وقتي رضاشاه به عيادت او رفت گفت كه من به كوري چشم دشمنان زنده هستم.»
رييس مجلس خبرگان رهبري، ادامه داد:« زماني كه مدرس در مجلس نبود مجلس خاموش بود. ديگر شعلهاي نورافكني نميكرد و نغمهاي به گوش مردم نميرسيد جز اينكه وي در مدرسهي مطهري مشغول به تدريس شد و مطالب اندكي از وي به روزنامهها منتشر ميشد. از اين پس تاريخ از مدرس كم ميداند اما همين را هم تحمل نكردند و وي را به خواف در مرز افغانستان تبعيد كردند و او غريبانه در زندان ماند.»
هاشمي رفسنجاني گفت: « آنها حتي نميتوانستند زنداني بودن مدرس را هم تحمل كنند. اسم مدرس و اينكه شايد در زندان روزي باز شود رضاشاه را نگران ميكرد. رييس شهرباني خواف حاضر به اجراي حكم حكومت در مورد مدرس نشد و رييس شهرباني كاشمر هم زير بار اين كار نرفت تا اينكه افسري را از مشهد فرستادند و در 10 آذر 1316 در زمان افطار وي را به شهادت رساندند.»
وي خاطر نشان كرد:« مدرس از سال 1288 وارد ميدان مبارزات پارلماني شد و تا سال 1307 يا 1309 در ميدان بود و از آن پس را در زندان گذراند. رضاخان هم در دورهي جنگ جهاني اول و دوم خيانتهاي بسياري به ايرانيها كرد. گر چه كارهاي عمراني، نظامي و امنيتي انجام داد كه نميتوان مثبت بودن برخي از آنها را انكار كرد، اما اين هم سناريوي انگليس بود و وقتي كه رضاخان اندك تمايلي به آلمان نشان داد او را به جزاير آفريقا تبعيد كردند. اين ميتواند يك عبرت باشد، انگليسيها كسي را از قزاقخانه به مقام شاهي رساندند و زماني كه ذرهاي پايش را كج گذاشت چنين رفتاري با وي انجام دادند.»
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


