جوابیه سوم به نامه آخر محمد نوری زاد
سلام بر یادگار عزیز خمینی، رهبر با کرامت جمهوری اسلامی ایران
در حال نوشتن مطلبی بدین مضمون بودم که آقای سردار علایی شما چرا با طناب این آقایی که خودش می گوید یهودی و کوفی است در جرگه اهل سفلی در آمده اید و بیانیه اورا می خوانی ؟ که دیدم نامه هیجده هزارم !!! مربی منحرفین و فیلمساز باصطلاح هنرمند و برجسته بر...
"عماریون"- در حال نوشتن مطلبی بدین مضمون بودم که آقای سردار علایی شما چرا با طناب این آقایی که خودش می گوید یهودی و کوفی است در جرگه اهل سفلی در آمده اید و بیانیه اورا می خوانی ؟ که دیدم نامه هیجده هزارم !!! مربی منحرفین و فیلمساز باصطلاح هنرمند و برجسته بر نوک نیزه های استکبار کوفی صفت به احتزاز در آمده و حلقوم نا مبارک رسانه های اغواگر پر از آهنگ مطنطن آن نابخرداست لذا آن مطلب را به گاه دگر نهاده و برابر عهد و مطابق قول خود دایر بر پاسخ سخیفان ،سفلگان و خذف پراکنان از جایگاه یک شیعه پیرو مولایمان حضرت امیرالمومنین علی (ع ) به پاسخ او می پردازیم .

در نامه های پیشین مدعی بود که سپاه می خواهد عنقریب اورا بکشد اما هم چنان با هوای پاک این خاک شهید پرور تنفس می نماید و با وقاحت تمام از سفره جمهوری اسلامی نان ونمک خورده و خوراک برای رسانه های وابسته به رژیم جلاد و کودک کش اسرائیل تهیه می بیند .
هنوز به این درک ساده و بسیط دست نیافته است که عروسک معرکه استعمار گران شدن تنها به ماجوری و مزدوری مستقیم نیست بلکه چه بسا اهل تحمیقی که مزد ناگرفته برای پسر زیادومعاویه های زمانه رقص های بی شاباش و شتیل انجام میدهند .
این سنت جاری طبیعی و یک اصل روانشناسی است که مجرمین و تبه کاران و دزدان رنگشان در برابر ضابطبن قانون می پرد و زبانشان به لکنت می افتد و من مانده ام که این آقا بر اساس توهمات خود و دوستانش از چه وحشت سر ایی می خواسته فیلم دروغ بسازد که چنین رنگش پریده و یابس می پراکند ؟ اگر درد تعهدی در مقابل آمریکا واسرائیل جانش را می گزد که علی القاعده دستگاههای رسانه ایی هالیوود ی و بالیوودی و صیهونیستی که کم نگذاشته و نمی گذارند که ایشان این همه جیغ برای اسباب فیلمبرداری می کشد ؟ یا یحتمل می خواسته است به تاسی از محسن مخملباف از اعضای هسته مرکزی جنبش سبز به عنوان قاتلین ومسببین اصلی خون 51 نفر ار افراد این کشور در فتنه 88 ( به صورت مستقیم و غیر مستقیم ) فیلم سکس و فلسفه بسازد و سپاه پاسداران مانعش شده اند که باید پرسید مگر این کار با ادعای آزادی وآزادگی در تناقض نیست ؟ !
بد سگالی و بد اندیشی را بدانجا کشانیده که خواستار تعطیلی انتخابات شده و می گوید :
( جناب شما را برآن متمایل کند که زمان انتخابات را به فرصتی دیگرموکول فرمایید. معمولاً برگزاری انتخابات در یک کشور به شرایطی چند محتاج است که نخستینِ آن، وضعیت منطقی و متعادل جامعه است. متأسفانه این روزها روند اوضاع درکشورما متعادل نیست. شمّ درست رهبریِ شما اتفاقاً همین روزها باید بکار افتد. )
اولا من از همه دینمداران و بی دینان این کشور سئوال می کنم آیا این پیام دعوت به دیکتاتوری نیست ؟ در کجای قانون اساسی چنین چیزی را از رهبری خواسته است ؟ ثانیا اگر رهبری از جایگاه ولایی چنین اختیاری را دارد (که هزاران البته به دلیل وراثت انبیایی اشان دارند ) چگونه است که اوامر و نواهی ایشان در جای دیگر بر گوشهای ثقیل و آلوده به گناه مسموع نیست ؟ این پیشنهاد شما مارا به یاد پیشنهادهای بنی صدر ملعون به امام (ره) می اندازد که از امام می خواست نهادهای جمهوری اسلامی را تعطیل نماید و امام می فرمودند من دیکتاتور نیستم که چنین کاری را انجام دهم .
ثالثا چه چیزی را دوباره بر سر می پرورانید که شرایط را نامتعادل می بینید ( آیا مطابق مصاحبه آن بانوی محترمه در ظهر روز 22 خرداد 88 گفته بود : اگر موسوی از صندوق در نیاید حتما در انتخابات تقلب صورت می گیرد باز هم نقشه ایی در سر دارید ؟؟؟) مگر از شرایط نامتعادلی به نام شرایط جنگی شرایط بدتری هم داریم که امام عزیز حتی زیر حجم سنگین بمبارانها و موشک پرانیهای صدام حسین جهنمی اجازه تعطیلی انتخابات را ندادند ؟
شم رهبری دیر زمانی است که به کار افتاده تنها باید همانند موشهای کور به روشنایی در آمد تا نتایج را در آفتاب ببینی . کافی است تنها به حافظه خودت و نه دیگران در دوران قبل از فتنه 88 بر گردی و هر چه گفتی و نوشتی ما همانها را قبول داریم و امروزه روزت را توقعی نیست .
چون که با شیطان سر و کارت فتاد پس زبان شیطنت باید زحلقومت ستاد
آورده است که :
(ما صدای غلغل هزار حادثه را از درون این جامعه می شنویم. ظهور این همه بحران داخلی و بین المللی، و رواج و گسترش این همه فضای امنیتی برای محدود کردن معترضان و منتقدان، و حتمی شدن این همه انشقاق میان مردم، و پرهیز معترضان ازشرکت در انتخابات، نشان دهنده ی اوضاع نامتعارف در کلیت کشوراست. )
آرامش و سکون به معنای فلسفی امری ممتنع است ( ذات جهان سیال و پویا ست ) وبر این اساس دیر زمانی است که با بانگ قولوا لااله الا الله تفلحوا خواب و سکون وآرامش جهان خواران با انشقاق ستونهای کسرائیشان به هم ریخته است و آرامش قبرستانی آنها را به قول خودشان زلزله خمینیسم فراگرفته است کما اینکه شما با مزد یا بدون مزد برای برگرداندن این آرامش قبرستانی صادقانه قلم می زنید .
بحرانهای بین المللی زاییده غارت مواد خام جهان سوم است زاییده مالیاتهای سنگین بر دوش شهروندان مظلوم و ستمکش جهانی است که بیدار شده اند و قریبا خواهیم دید انحلال وحدت اروپاییان آنگلوساکسون چه تبعات ویرانگری بر ای آنان خواهد داشت اگر اشکی بر نبود آب در کنار زمزم زلال جمهوری اسلامی داری برای روز زلزله در جهان غرب ذخیره کن ( ان ربک لبالمرصاد ).
مردم ما بالفعل و علی الخصوص بالقوه همان "ناس" قرآنی اند ساده برایت بگویم پای کار هستند کافی است زاده زهرای اطهر (سلام الله علیها ) اشارتی کند تا ببینی تیر هاشان نه نیمروزها بلکه بیش از آن و به بلندای 9 دی و 22 بهمن سال 88 و چه می گویم به بلندای عاشورای سال 61 هجری و پیش از آن به بلندای روز بدر و خیبر پیش خواهد رفت تا تارک منافقان و کوردلان و بزدلان و غارتگران وچپاولگران بین المللی و تاریخی را مردانه بشکافد .
از تغلیظ کلام که بگذرم حدود 900 نفر از آنانیکه معترضشان خوانده ایی برای انتخابات ثبت نام کرده اند زیرا مردم به روایت امام از صفحه 10 صحیفه امام آموخته اند که :
( همان طور كه بارها گفته ام، مردم در انتخابات آزادند و احتياج به قيم ندارند ، و هيچ فرد و يا گروه و دسته اي حق تحميل فرد و ياافرادي را به مردم ندارند. جامعه اسلامي ايران، كه با درايت و رشد سياسي خودجمهوري اسلامي و ارزشهاي والاي آن و حاكميت قوانين خدا را پذيرفته اند و به اين بيعت و پيمان بزرگ وفادار مانده اند، مسلم قدرت تشخيص و انتخاب كانديداي اصلح را دارند.)
در فرازی دیگر آورده است :
( کنون شما چه بخواهید و چه نخواهید، هرقدم تان با قدم های علی و اولاد علی مقایسه می شود، و دستگاههای این نظام اسلامی نیز با: آنچه که پیامبرو امامان می گفتند و سفارش می فرمودند.
مردم در مواجهه با هرفلاکتی که مثلاً در دستگاه قضاییِ ما دست به دست می شود، و آسیب های آشکاری که در دولت و مجلس وهرکجا به جان جامعه می نشیند، بلافاصله شما را درجایگاه متولی ومقصر اصلی می نشانند و از شما انتظار پاسخگویی و پوزش خواهی همانند علی(ع) را دارند. این که: حالا که شما خودت را علی می دانی و مابقی را کوفی، بفرما، این شما و این فاجعه ای به اسم تحقیرو غارت و عقب ماندگی. این شما و این رواج بی ادبی، و رواج دزدی درمیان حامیان شما. بیا و مثل علی پاسخ بگو باش و همانند او از مردم و از تاریخ عذر بخواه!)
بی شک کسانی که بدون معرفت به وصف کسی مشغول شوند در پوسته ظاهری آن کس متوقف مانده اند و این البته عیب نیست زیرا علی الاصول حتی در صورت معرفت داشتن هم میزان معرفت آدمیان و شناخت آنها از افراد و پدیده ها نسبی بوده و مطلق نیست حتی در علوم طبیعی محض مانند فیزیک که آغشته با حب و عشق هم نیستند این نسبیت برقرار است مثلا اگر آقای نوری زاد و همه ائمه و اعوان وانصارشان جمع شوند محال است به این سئوال پاسخ دهند که چرا علیرغم خاصیت مسطح و دوبعدی بودن تصویر درعدسی های کوژ چشمان آدمی ، تصاویر منقوش بروی پرده شبکیه سه بعدی دیده می شوند ؟ نتیجه آنکه بسیار کسانند که خویش را در غفلت مطلق اندیش انگاشته و شاخص های ذهنی وبعضا شیطانی وهوس آلود خودرا بر مدار ظاهر جهان بنا می کنند ( یعلمون ظاهرا من الحیوه الدنیا ) در حالیکه چنین نیست بنابراین اولا میزان شناخت وارادت به رهبر جمهوری اسلامی به میزان شناخت افراد بر می گردد و ثانیا اگر اوباما واسرائیل و نتانیاهو و کروبی و موسوی و نوری زاد و ..... حضرت ماه را منیر یا حتی مستنیر نمی بینند باید گفت حافظ تو خود حجاب خودی ز میان برخیز
غرض از ذکر این امثال و حکم ها این است که همگان بدانند قیاس حضرت سید علی با علی (ع) و یا پیامبر عظیم الشان اولا در حوزه تشریع است که این امر بنابر دستور حضرات معصومین سلام الله علیهم اجمعین واجب است و ثانیا از لحاظ عقلی تنها مسیر متصل به جریان فکری وسیاسی انبیا ء از طریق کسی است که : ( من کان من الفقها صائنا لنفسه مخالفا لهواء مطیعا لامر مولاه و ... ) و از همه مهمتر اینکه این فریاد توده های مردمی این مملکت است که از روز آغازین رهبری ایشان فریاد زدند : خامنه ایی خمینی دیگراست ، ولایتش ولایت حیدر است ، خامنه ایی وارث پیغمبر است و.....

آورده است که در مقابل ناراستیها و کژیها در حوزه اجراو قضا مردمان ظلم دیده تنها مرجع وملجا خویش را رهبر انقلاب و در جایگاه حضرت علی (ع ) میدانند یا للعجب !!! آیا باید موضوع برعکس این مطلب باشد ؟ آیا همین یک عبارت شما بهترین دلیل مظلومیت رهبر بز رگوار و آزاده جمهوری اسلامی نیست ؟ براستی کدامین رهبر جهانی را می شناسید که اولا با این حجم سنگین از پلشتی ها و نامردیها و نامردمی ها دست و پنجه نرم کند و در شبانه روز اقلا 19 ساعت از وقت خود را مصروف کار های کشور نماید ؟
اما در کنار نامردی و نامرادیهایی که در حق او روا می داریم فاجعه آمیز این است که بیت المال مسلمین را در دوره های سازندگی و لیبرال دموکراسی به آتش دزدی و چپاول می سوزانیم و بعد به رهبری ایراد می گیریم که مگر شما در جای حضرت علی (ع ) نیستی چرا مانع دزدی و رشوه و حیف ومیل بیت المال نمی شوید ؟
آیا براستی این همان منطق پست و حیله مکارانه معاویه بن ابوسفیان نیست که مزارع عراق را به آتش می کشید و امام علی علیه السلام را یا مقصر اصلی ماجرا و یا اینکه ناتوان ازحکومت معرفی می نمود ؟ آیا این همان حقه کثیف اعلیحضرت آری از مهر ستمشاه نبود که یک روز پیش از حادثه سینما رکس آبادان خودش را لو داد و گفت مخالفین من شما را به وحشت یزرگ وعده میدهند و 24 ساعت بعد با تبانی شهربانی و شهرداری وقت آبادان صدها نفر را در آتش جزغاله نمودند ؟
حضرت سید علی داعیه ولایت تکوینی ندارند حتی اجداد طاهرین ایشان هم که دارای چنین ولایتی بودند همیشه از آن استفاده نمی نمودند زیرا اولا اذن حضرت باری تعالی لازم است ثانیا نظم و نظامات عالم هستی بر اساس عقل و خرد و مکانیزم علت و معلولی باید سامان یابند و الا اگر حضرت سید الشهداء می خواستند به اذن الله می توانستند لشگریان کفر پسر زیاد را در یک چشم به همزدن به مانند لشکریان فرعون به فرات نیل آسا بسپارند .
و اما این اطرافیان دزدی که مورد تمثیل شما واقع شده اند فراموش نکنید که خود شمارا نیز در بر می گیرد بنابراین اولا سوار بر الاغ شماره نکنید لطفا پایین بیایید و همه مطرودین بیت رهبری را بانضمام خود تان بشمارید که دچار شمارش اشتباه نشوید راستی با آن هزینه میلیاردی که برای ساختن 40 سرباز مصرف کردی تا کجا با شهرام ها شمارش کردی ؟؟؟!!!
و اما شرح نامه ات که مع الاسف یکبار به وکالت هرزگان تف بر صورت خودت می طلبی و این بار به نام یک یهودی دادخواست داده ایی که عرض می کنم یهودی بودنت هم مانند هرزه بودنت مشکوک می نماید و در این جا فرصت نیست که بگویم چه آیاتی از تورات را همچون صیهونیستهای جلاد وکودک کش زیر پا گذاشته ایی اما بعد :
دلم به حال مردم مظلوم این کشور می سوزد واقعا چه سفیهانی قداست قلم و وادی مقدس و طور سینای هنر و آزادگی را با رجالگی به تمسخر ایستاده اند ؟
آخر ای برادر دیروز و ای دشمن منحرف امروز اصل قضیه عبارت است از شکایت امیر مومنان از مردی یهودی و نه شکایت آن یهودی از حضرت برای چه از وجدان نداشته و بلکه از شرافت به خواب رفته خود شرم نمی کنی و قضیه تاریخی را به نفع خودت وارونه کرده ایی ( نکند مثل آن شیخک منحرف جای صفت و موصوف را نمی فهمی ؟ ) همه میدانند که ماجرا این است :
علی علیهالسلام با آنکه حاکم سرزمین بزرگ اسلامی بود، خود را در برابر عدالت و قانون با یک شهروند عادی برابر میدید، خواه مسلمان باشد یا غیر مسلمان. وقتی زره علی علیهالسلام در جنگ صفین گم شد، مردی یهودی آن را پیدا کرد و از آن استفاده کرد. روزی، علی علیهالسلام زره خود را به تن آن مرد دید و ادعا کرد که این زره از آن من است. مرد غیرمسلمان انکار کرد و گفت: از آنِ خودم است.حضرت به شریح قاضی دادگاه شرع که خود امام علیهالسلام او را به این مقام نصب کرده بود ـ شکایت برد ـ مرد یهودی با امیرمؤمنان در کنار هم نشستند و طرح دعوا کردند. شریح از امام شاهد خواست و امام فرزندش حسن علیهالسلام و غلامش قنبر را به شهادت طلبید، ولی شریح شهادت آنان را نپذیرفت. مرد یهودی نیز دعوای حضرت را رد کرد. سرانجام قاضی محکمه، به نفع مرد یهودی رأی داد و جلسه پایان یافت. (تجلى امامت، ص 344؛ الامام على سیرتُه الذاتیّة و فکرُه الحِضارىُّ عبدالحمید مهاجر، ج 1، ص 30؛ الغارات، ابواسحق ابراهیم بن محمد ثقفى کوفى، ج 1، ص 124.)
مرد یهودی با دیدن این گونه قضاوت چون حق را با علی میدانست و عدالت واقعی را در حکومت علی علیهالسلام لمس کرد، زره را به آن حضرت پس داد و اسلام آورد و از یاران وفادار علی علیهالسلام گردید. به گونهای که در رکاب آن امام بزرگوار در جنگ نهروان مردانه جنگید.( همان منبع )
با این اوصاف به نظر می رسد این یهودی هم زره امیر مومنان را به سرقت برده و هم شاکی علی (ع) است با صرف نظر از این خلط منافقانه تاریخی که به کار برده اید فرض می کنیم اولویت شکایت با این دزد زره باشد .
در صحن دادگاه و همراه با همه شهیدان و شاهدانی چون شهید آوینی ، شهید احمد کاظمی ، شهید حسن مقدم ، ..... و در محضر دیگر شهیدان زنده وملت بزرگ ومسلمان ایران پاسخهای قاضی به ادعا های پوچ و دروغهای گوبلز گونه ات ( گوبلز از فرماندهان هیتلری که اعتقاد داشت هر چه دروغ بزرگتر باشد تاثیرش روی عوام بیشتر است ) را می شنویم :
یک : آقای نوری زاد موضوع رهبری در غیبت امام عصر (عج ) مخصوصا با وجود مسائل مستحدثه غامض و پیچیده به این سادگی نیست که هر کسی بتواند شایسته آن باشد و چنانچه کسی به این مقام برگزیده شد کوچکترین شائبه آلودگی اقتصادی شبهه بی عدالتی را در او به دنبال دارد و این تهمتی که شما به رهبری وارد کرده اید به مصداق البینه علی المدعی نیازمند سند و مدرک از سوی مدعی است از آن گذشته به صورت دوره ایی دارائیهای رهبری و مقامات درجه اول بررسی می شوند و تنها دشمنان جمهوری اسلامی نظیر اسرائیل به خاطر حقد و کینه خیبری که از نظام جمهوری اسلامی ایران دارند چنین ادعاهایی را طرح می نمایند . شما از سادگی مراسم ازدواج فرزندان ایشان ،از موکت بودن زیر اندازهای خانه ایشان چگونه می توانید چنین تهمتهایی را نتیجه بگیرید ؟ وقتی مبالغی که بابت سهم امام (ع )از داخل و خارج کشور به بیت ایشان می رسد پس از تجمیع به صور گوناگون ودر مقاطع مختلف زمانی به کمیته امام (ره ) به حساب 100 به زلزله زدگان و مواردی اینچنین پرداخت می شود دیگر چه حساب و کتاب و نظارتی را طلب می کنید ؟ الباقی شفافیت در تقوی ، شجاعت،آزادگی،فقاهت ،عرق ملی ،استقلال کشور منافع ملی و عزت مسلمین که آنهم فریادش را در خیابانهای قاهره واسکندریه و تونس و بحرین و قطیف و یمن وپاکستان و افغانستان و آسیای میانه می شنوید به شرطی که پنبه در گوشتان فرو نکرده باشند .
دو – ذخایر انسانی واعتباری و ایمانی را هرزگیها و بمباردمانهای فرهنگی در قالب سکس و خشونت به هدر داده و می دهند و تا آنجا که دادگاه در خاطره تاریخی ثبت کرده است رهبری جمهوری اسلامی ایران پیشتاز مبارزه با این سیل بنیان کن بوده اند تا آنجا که این هجمه ها را به نام شبیخون و قتل عام فرهنگی نامیدند و شمایان به نام علمداران فرهنگی به جای حمایت در آن مستحیل شدید .
اگر اسلام، خوار شده است پس این عشق به شهادت طلبی و به رهبری جمهوری اسلامی نقشش در عزت ملت های خاورمیانه چیست ؟ پس این هوشمندی و زیرکی چه کسی جز رهبری جمهوری اسلامی است که آمریکا را از عراق مانند کلاغی زار و نزار پرانده است ؟ پس این همه اعتبار وآبروی به دست آمده در نهضت فلسطین و انتفاضه های زنجیره ایی و حق طلبیهای گسترده جهانی ریشه در اعماق تفکر چه کسی جز رهبری قدرتمند و آبرومند جمهوری اسلامی دارد ؟ ( ولله العزه و للمومنین وللرسول )
سه – دفاع در افراد بشر چه به صورت جمعی و چه به صورت فردی امری ذاتی و فطری است بنابراین در مقابل مروجین فساد و تباهی و دزدی و ولنگاریست ها باید فضای امنیتی ایجاد نمود دشمنان آزادی و پیشرفت این ملت
نباید لحظه ایی آرامش داشته باشند و به تعبیر امیر مومنان باید با نگاهی وسیع تا عمق لشگر دشمن را کاوید و سر رابه خداوند سپرد و دمار از روزگار تبهکاران و جنایتکاران جهانی و عمله اکره های داخلیشان در آورد .( واعدوا لهم ماستطعتم من قوه )
چهار – آقای نوری زاد کسی که مغز داشته باشد از کشورش فرار نمی کند مگر اینکه بی مغز باشد و در ثانی این حکم جلودار اصلی حضرت روح الله است که حرفش حکم قانون است برای این دادگاه :
(اى مغزهاى پوسيده! اى انسانهاى از بين رفته! بيدار بشويد يك قدرى. چرا اين طور بحث مىكنيد؟ چرا اسلام را تخطئه مىكنيد؟ چه شده شما را كه اسلام را تخطئه مىكنيد؟
جوانهاى ما بيدار بشويد! اى جوانهاى برومند ما، اى خواهران ما، اى برادران ما، بيدار بشويد! اى شمايى كه با دست شما نهضت به اينجا رسيده، و اين آقايان كه حالا اشكال مىكنند، در كنار نشسته بودند و يا كمك نمىكردند و يا بىتفاوت بودند و حالا آمدهاند در ميدان، اى جوانهايى كه در مقابل توپ و تانك رفتيد، اى خواهرهايى كه جوانهاى خودتان را از دست داديد و خودتان هم در بين مردم تظاهر كرديد و اللَّه اكبر گفتيد! حفظ كنيد خودتان را. نهضت خودتان را حفظ كنيد. ننشينيد ديگران براى شما كار بكنند. اينها براى شما كار نمىكنند. همان طور كه اجانب كار نمىكنند، اينها هم كار نمى كنند...
مملكت مال خود شماست؛ مال جوانهاى ماست. مملكت مال اين زاغه نشينان اطراف تهران است. كه من خدا مىداند براى اينها غصه مىخورم. و براى اينها تا حالا فكرى نشده. مملكت مال اينهاست. نهضت را اينها پيش بردهاند. در يكى از روزهايى كه تلويزيون نشان مىداد اطراف تهران را، يكى از او پرسيد كه شما چه مىكرديد؟ مىگفت كه- يك پيرمردى تقريباً بود، با يك عده از يك سوراخى بيرون آمد! از يك جايى كه جاى انسان نبود بيرون آمد- گفت؛ ما صبح كه مىشود مىرويم به تظاهر. زندگيشان اين بود و صبح مىرفتند تظاهر؛ مىرفتند كمك مىكردند به ملت. ما مرهون اينها هستيم. ما زندگيمان را اينها اداره مىكنند. اينها اداره كردند. اين جمعيت و امثال اين جمعيت؛ جوانها؛ جوانهاى دانشگاهى، جوانهاى ادارى، آنهايى كه پيوند با ملت داشتند، بازارى، كشاورز، كارگر، همه اينها. آن طبقه بالا به ما كارى نداشتند. حالا هم كارشكنى مىكنند و همه چيز مىخواهند، مىگويند مغزها فرار كردند! بگذار فرار كنند. جهنم كه فرار كردند اين مغزها! مغزهاى علمى نبودند اين مغزها، مغزهاى خيانتكار بودند، و الّا كسى از مملكت خودش فرار مىكند به امريكا؟! از مملكت خودش فرار مىكند به انگلستان و زيرِ سايه انگلستان مىخواهد زندگى بكند؟ پيوند مىكند با بختيار و امثال بختيار كه مملكت ما را به تباهى كشيدند؟ اين مغزها بگذار فرار بكنند، بهتر كه فرار مىكنند! غصه نخوريد براى اينها، براى اينها كه كشته شدهاند غصه نخوريد اين قدرها.)
هرچند موارد دیگر تکرار مکررات بافته های قبلی شماست که در BBC ، رادیو فردا ، VOA و رادیو اسرائیل پخش شده و منطبق با الزامات نهاد های راهبردی استکباری نظیر موسسه بروکینز است که شما دانسته و ندانسته آنها را مثل طوطی به طور مکرر و به زبان چاقو کشهای مودب عربده می کشید اما باز هم در این باره ها سخن خواهیم گفت در هر حال سروته نامه شما و این همه غش و ضعف رفتنها یتان برای مردم خلاصه می شود در اینکه وسایل محتمل و مشکوک به جاسوسی و به تعبیر حقوقی آلات جرمتان را سپاه توقیف نموده است این که گریه و جیغ وداد ندارد برادر من انشاء ا... این وسایل شما حاوی مقولات جهادی و روشهای نیل به آزادی مستضعفین و راههای مبارزه با مستکبرین جهانی است و پس از بررسی های لازم به شما عودت داده شده و اعاده حیثیت می شوید ولی اگر ابزار شما وسایل مجرمانه مصرح در قانون باشند باز هم به جریمه اش می ارزد چوب عدالت در این نظام بسیار بهتر از پادویی مجانی برای دستگاههای امنیتی اسرائیلی و آمریکایی است و براستی شرافتمندانه تر نیست ؟؟؟
ان الله لایهدی قوم الظالمین
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



آمین
شما نظر دهید ؟
جنسای وارداتی قیمتشون 2 برابر شده
اونوقت شما هنوزم دنبال اینید که کی کجای حرفش درسته و کجاش غلط؟
الکی مشغولتون کردن برادرا