کد خبر: ۷۰۰۱۰۰
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۶ دی ۱۳۹۹ - ۰۹:۳۷
زیرسوال بردن اصل خصوصی سازی توسط میلاد گودرزی و برخی دیگر از عدالتخواهان
به جای حمله به اصل خصوصی سازی که سیاستی درست و عاقلانه است و باید پیاده سازی شود، بهتر است شیوه اجرای آن مورد نقد و بازبینی قرار بگیرد.
گروه اقتصادی: روز چهارشنبه سوم دی ماه عده ای از فعالان فضای مجازی و دانشجویان مقابل وزارت دادگستری، همزمان با جلسه هیئت داوری با موضوع ابطال واگذاری شرکت هفت تپه تجمعی اعتراضی برگزار کردند. یکی از لیدرهای اصلی این برنامه که اتفاقا مشغول سخنرانی هم شد، دوست عدالت خواه و فعالمان، میلاد گودرزی است. گودرزی و برخی از عدالتخواهان دیگر معتقد هستند که اشکل کار نه در شیوه خصوصی سازی و دقت نداشن و زد و بند حین انجام این کار بلکه در اصل خصوصی سازی به عنوان یک راهبرد قطعی نظام است.

به گزارش بولتن نیوز، ایشان معتقد هستند که چاق و کند بودن دولت به واسطه وصل بودن وزنه های فراوان تحت عنوان شرکت ها و کارخانه ها و صنایع گوناگون این نیاز را ایجاد نمی کند که باید خصوصی سازی انجام شود و به جای این کارباید دولت قوی شود. دولت قوی نیز می تواند کارخانه های تحت مالکیتش را قدرتمند کند و در کنار این کار، به بخش خصوصی واقعی پر و بال بدهد تا ایشان نیز رشد کنند و قوی شوند. در این صورت امکان خصوصی سازی وجود دارد.
 
خصوصی سازی نیازبه بازبینی در روش دارد نه کنار گذاشتن و تعطیل کردن!

ایده طرح شده توسط گودرزی می تواند جالب باشد اما مشکل این جاست که وی و بخشی از دوستانش در این تصور هستند که مشکل فقط در قوی و ضعیف بودن دولت است. مساله خصوصی سازی هیچ ارتباطی به دولت قوی و ضعیف ندارد و امری است که تا امروز هم به اشتباه و بر خلاف قانون اساسی انجام نشده است. این نکته هم  قابل توجه است که اساسا یکی از دلایل ضعیف شدن دولت، همین چاق بودن بیش از اندازه و گستردگی آن است که دست و پای دولت برای یک جهش بزرگ و برنامه ریزی مطلوب را بسته است. مضاف بر اینکه ایشان خود نیز در ایده هایشان در حال تناقض گویی هستند زیرا از یک طرف می گویند که دولت قوی شود و خصوصی سازی کند و از سوی دیگر اظهار می کنند که چه اشکالی دارد دولت چاق و بزرگ باشد.
 
خصوصی سازی نیازبه بازبینی در روش دارد نه کنار گذاشتن و تعطیل کردن!

این تناقض نشان می دهد که ایشان با اصل خصوصی سازی مخالف هستند و این قضیه هم ربطی به قوی و ضعیف بودن دولت ندارد. مخالفتی که از اساس غلط است زیرا بر خلاف ادعاهای این عزیزان که در همه امور مثال از امیرالمومنین می آورند، هیچ ارتباطی با اقتصاد اسلامی و در اختیار گرفتن همه صنایع و امور اقتصادی توسط دولت وجود ندارد. این روش نه تنها در چنین سیستمی بلکه در سایر شیوه های حکمرانی مدرن نیز انجام نمی شود و حتی آن کشورهایی هم که ادعای کمونیسم و اقتصاد سوسیالیستی داشتند نیز دیگر معتقد به اقتصاد و صنعت دولتی نیستند و چنین ایده ای از بیخ و بن منسوخ شده است.
 
در همین نمونه های وطنی دارای اشکال که خصوصی سازی در مورد آن ها صورت گرفت، اگر شیوه درستی اتخاذ می شد و زد و بندی انجام نمی گرفت و واگذاری ها در کمال صحت و با اهلیت سنجی حساب شده همراه بود، شاهد تعطیلی ها و نابودی این شرکت ها نبودیم و در مقابل باری از دوش دولت برداشته می شد و بودجه ای که امروز باید به این کارخانه ها و بدهی هایشان اختصاص داده شود، در جای دیگری مصرف می شد.
 
خصوصی سازی نیازبه بازبینی در روش دارد نه کنار گذاشتن و تعطیل کردن!

پس به قول صادق شهبازی دیگر فعال عدالتخواه که اتفاقا او هم در آن تجمع حضور داشت و سخنرانی هم کرد، به جای حمله به اصل خصوصی سازی که سیاستی درست و عاقلانه است و باید پیاده سازی شود، بهتر است شیوه اجرای آن مورد نقد و بازبینی قرار بگیرد. اتخاذ چنین رویکری از سوی عزیزان عدالتخواه اتفاقا به همان عدالتی که از آن دم می زنند نزدیک تر است تا در پیش گرفتن شیوه هایی که بعضی از ایشان این روزها مشغول انجام آن هستند.
منبع: بولتن نیوز

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۹/۱۰/۰۶ - ۲۰:۰۲
0
0
مشکل از ذات خصوصی سازی است و نه شکل خصوصی سازی. گوشت خوک حرام است و بد
بودنش به خاطر اینکه خوشمزه درست نشده نیست. برای مثال فرض کنید واقعا
خصوصی سازی درست رخ بدهد - مطابق آرزوی شما- و مدیران واقعا کاری و
مغزهایی در حد بیل گیتس و استیو جابز هم کنترل این شرکتها را به عهده
بگیرند و نفروشند که بروند خارج و یا خصولتی کنند و... اما بعد چه می
شود؟ آیا مدیر خصوصی اقدام به مدرنیزاسیون شرکت و اتوامسیون و افزایش
بهره وری نخواهد کرد؟ قطعا اینکار را خواهد خواهد کرد و قطعا نسبت به
اخراج و تعدیل نیروی انسانی اقدام می کند و تا بتواند از ربات به جای
انسان در کارخانه استفاده می کند تا سود خود را حداکثر کند و کیفیت کالا
را هم افزایش دهد.

اما آن وقت فکر کرده اید با این خیل جمعیتی که بیکار می شوند چه می
خواهید بکنید؟ وقتی تعدادی کارخانه با پرسنل اندک و رباتهای زیاد
توانستند نیاز بازار را تامین کنند دیگر چه این کارگران بیچاره بیکار شده
کجا باید بروند؟ جز همان لشکر بیکاران که مستعد همه نوع شورش و بحران
هستند؟ در کشوری مانند ایران با این رقم بیکاری بالا اصلا حرف زدن از
خصوصی سازی یک حرام عقلی و شرعی است.

حال کارگر بدبخت یا باید بیکار بشود و یا با دستمزدی بسیار پایین کار کند
به گونه ای استفاده از او برای سرمایه دار و کارخانه دار ارزانتر از
استفاده ربات تمام شود. و این است معنای حقیقی بردگی مدرن و استثمار
انسانها. اینکه کارگر چینی بدبخت باید با دستمزد بسیار اندک کار کند و
حتی در همان محل کارخانه بخوابد تا مبادا کارخانه دار تصمیم بگیرد به جای
او از ربات استفاده کند. این است راز محصولات ارزان چینی و هندی.

و سوال دیگر اینکه اگر قیمت کارگر کمتر از قیمت ربات نشد و در نتیجه
کارگر اخراج شد و بیکار شد، این جماعت بیکار شده با کدام درآمد قرار است
محصولات همان کارخانه ها و رباتها را بخرد و مصرف کند؟ نتیچه می شود این
همان محصولات روی دست کارخانه دار و رباتهایش می ماند و در نتیجه رکود رخ
می دهد و همان کارخانه های مدرن شده هم یکی پس از دیگری ورشکست می شوند و
همان پرسنل اندکشان هم بیکار می شوند! و این است راز بحران بزرگ اقتصادی
فعلی در جهان سرمایه داری. و بحران شنبه های فرانسه و وال استریت.

آن وقت سرمایه داری چه راه حلی برای این بحران دارد؟ عملا هیچ. الا اینکه
از اقشار مرفه بخواند دیوانه وار هر چه بیشتر می توانند مصرف کنند و
بیشتر اسراف کنند تا محصولات کارخانه ها فروش برود! و در نتیجه تبلیغات
بازرگانی می شود بیشترین بخش همه شبکه های تلویزیونی دنیا! و در نتیجه
اقشار مرفه آنقدر مصرف می کنند که بترکند و در عوض فقرا باید گوشه
خیابانها بمیرند و یا خودکشی دسته جمعی و خانوادگی بکنند.
و این یعنی افزایش هر چه بیشتر شکاف طبقاتی در جهان.


در حقیقت سرمایه داری کوچه بن بست است. خود فوکویاما این را قبول کرد شما
قبول نکرده اید؟ خود اوباما برای نجات اقتصاد در حال فروپاشی آمریکا همه
تئوری های سرمایه داری را کنار گذاشت و با وجود مخالفت شدید همه
اقتصادادانان آمریکا نسبت به خرید سهام شرکتهای بزرگ آمریکایی مثل جنرال
موتوز و تزریق بی دریغ پول پر قدرت دولتی به آنها اقدام کرد و همینکار
آمریکا را نجات داد.
اما متاسفانه هنوز تفکرات مسموم کارگزارانی و هاشمی زده که خودش ترجمه
کتابهای 50 سال قبل غربیها است بر ذهن معوب اقتصادادانان و حی مسوولان
رده بالای مملکتی ما حکومت می کند.

پس خود را شریک جهنم آنها نکنید. خصوصی سازی گناه کببره است.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین