کد خبر: ۶۹۲۲۰
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

قلب بیمار اروپا را درمانی هست، نیست؟

ایران: اروپايي‌ها در حالي به سال جديد ميلادي گام نهاده‌اند كه نشانه‌هاي حوادثي توفنده در قلب اين قاره يعني انگليس هويدا شده است. سران جزيره در آخرين روزهاي سال 2011 به سوي يك زورآزمايي تاريخي با همتايان خود بر سر بحران يورو كشيده شدند. ظاهراً دولت محافظه‌كار انگليس از زمينگير شدن «پروژه اتحاد پولي اروپا» خرسند است اما واقعيت‌ها در چشم‌انداز سياست داخلي و خارجي لندن چيز ديگري را گوشزد مي‌كند. در اتحاديه اروپا، انگليس از برخي جهات مشكلات داخلي شديدتري نسبت به ديگران دارد. بعضي از اعضاي خانواده سلطنتي بيمار هستند و انتظار مي‌رود پايان حيات نسل حاكم اين خاندان، زلزله‌اي در بريتانيا و اقمار آن به وجود ‌آورد، به گونه‌اي كه برخي ناظران معتقدند كشورهايي مانند نيوزيلند و استراليا ممكن است براي خروج از زير چتر انگليس خود را جمهوري اعلام كنند. از طرفي در انتخابات اخير ساكنان جزيره شاهد افزايش ميل استقلال‌طلبي اسكاتلندي‌ها بودند، سير گريز از مركز در اين نقطه بريتانيا به اندازه‌اي است كه احتمال مي‌رود اسكاتلنديها به استقلال از بريتانيا رأي دهند. خودمختاري و استقلال‌ واحدهاي تحت نظام سلطنتي بريتانيا سرانجام قدرت نظامي آن را تضعيف مي‌كند و تبعات اروپايي آن دامنگير اتحاديه‌اي مي‌شود كه اينك با انواع بحران‌هاي مالي، سياسي و هويتي روبه‌رو است.

انگليس براي آن‌كه خود را از مشكلات اپيدمي اتحاديه اروپا در امان نگه دارد از پيوستن به پول واحد اروپا سر باز مي‌زند و به «روابط ويژه‌اش» با امريكا بيشتر تكيه مي‌كند. اين شيوه تصميم‌گيري ناشي از پيوند سنتي لندن با مستعمره‌هاي سابق در حوزه‌هاي تجاري و مالي است. تلاش مستعمره‌هاي سابق براي خروج از سايه بريتانيا نقش لندن در اتحاديه اروپا و حفظ رابطه ويژه با امريكا را تهديد مي‌كند و به نظر مي‌رسد كه همزمان با سربرآوردن قدرت‌هاي جديد مانند برزيل و هند، اين كشور فرصت چنداني براي ادامه تركتازي‌ها و مداخله در امور جهاني نخواهد داشت و به سرنوشت يونان، اسپانيا و ايتاليا يا استعمارگران سابق نظير هلند و بلژيك كه امروز اهميت جهاني خاصي ندارند دچار مي‌شود.

روزنامه ديلي‌تلگراف به تازگي در گزارشي از سير افول اقتدار جهاني انگليس مي‌نويسد. بريتانيا سعي كرده هميشه خود را محبوب‌ترين دانش‌آموز مدرسه ديپلماسي معرفي كند و مخالفان همگرايي با اروپا اين ايده را بيش از سايرين پرورانده‌اند. اما بريتانيا بخشي از باشگاه استعمارگران اروپايي است كه تاريخ بقيه اعضا درباره آن هم تكرار مي‌شود. ماجراجويي‌هاي بين‌المللي بريتانيا همواره با تكيه بر همكاري و ائتلاف با اقمار و مستعمرات و متحدان آن انجام شده است. براي نمونه ديلي تلگراف نوشته كه اگر همكاري پروس نبود شايد بريتانيا هرگز در جنگ واترلو به پيروزي نمي‌رسيد و از اين پس نيز بريتانيا تنها قادر به ماجراجويي‌هاي جديد نخواهد بود. اما فقدان متحدان قدرتمند در اروپا چشم‌انداز پيش رو در سال 2012 را براي لندن تيره‌تر مي‌كند. آلمان و فرانسه در بسياري از تصميم‌گيري‌هاي قاره‌اي، انگليس را در حلقه خود راه نمي‌دهند و اعضاي بحران‌زده اتحاديه اروپا فهرست متحدان احتمالي بريتانيا را كوتاه‌تر كرده است. حتي در صورت ايجاد يك ائتلاف تازه براي تأثيرگذاري بر تحولات جهاني ترديدهاي زيادي درباره موفقيت آن وجود دارد. فرانسه و انگليس اگرچه خود را فاتحان اصلي حمله به ليبي معرفي مي‌كنند اما افكار عمومي خود انگليس مي‌گويد: اگر مديريت پشت صحنه امريكا وجود نداشت آنها نمي‌توانستند معمر قذافي ضعيف را به سادگي ساقط كنند. اگرچه امپراتوري‌هاي قديمي از ميان رفته‌اند اما برخي قدرت‌ها سعي دارند با وام گرفتن از ويژگي‌هاي آن امپراتوري‌ها بربخش‌هايي از جهان حكومت كنند.

انگليس بارزترين نمونه از بازيگراني است كه در جنگ عليه عراق، افغانستان، حمله به ليبي و اعمال تحريم‌هاي جديد عليه ايران سوداهاي امپراتوري قديمي را دنبال كرده است اما خطر ريزش اقمار، احتمال تجزيه، ناخرسندي همسايگان از عدم همكاري لندن در حل بحران مالي اروپا از لندن بيماري ساخته كه در عزلت خود، خانه‌اش نيز از گزند توفان‌هاي بين‌المللي آينده در امان نيست.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین