استوار در برابر تخريبها
مرتضي رضایيان
بررسي منصفانه عملكرد دولت نهم و مواضع موافقان و مخالفان آن نشان ميدهد كه اين دولت با شتابي متمايزتر از پيشينيان، تحقق آرمانهاي ناب انقلاب و گسترش عدالت در ابعاد گوناگون را دنبال ميكند و در اين راه بياعتنا به فضاسازيهاي داخلي و خارجي، با جسارتي ستودتي به پيش ميرود و از ملامت ملامتگران واهمهاي ندارد. از همين رو است كه در تاريخ انقلاب، هيچ دولتي نتوانسته اين چنين حمايتهاي رهبري نظام را با خود همراه كند و برخورداري از “حمايت خاص” ولي فقيه زمان را به دست آورد.
حمايتهاي برجسته و مؤثر مقام معظم رهبري از دولت و شخص رئيسجمهور كه به ويژه پس از شدت گرفتن تخريبها توسط افراد و گروههاي رقيب ابراز ميشود، به سان آب سردي است كه بر چهره بدخواهان نظام فرو ميريزد و آنها را از روِياي شكست دولت و نظام بيرون ميآورد. بيگمان اگر درصد قابل توجهي از تخريبها و هتك حرمتها عليه خدمتگزاران در قوه مجريه و زير سؤال بردن رويكرد كلي دولت، مبنايي قابل قبول داشت، عنايت ويژه رهبري شامل اين دولت نمي شد؛ اما حمايتهاي صريح و بي پرده رهبري فرهيخته نظام كه با آگاهي از مجموعه نقاط مثبت و ضعف آن ابراز ميشود، ترديدي باقي نميگذارد كه اغلب انتقادهاي هيجان آميز چهرههاي سياسي و رسانههاي منسوب به آنان ، بيش از آنكه بر پايه واقعيتها بنا شده باشد، بر پايه اغراض سياسي و منافع جناحي شكل ميگيرد و ادعاي دلسوزي براي ملت و كشور و آبروي نظام و...، تنها سرپوشي براي پنهان كردن واقعيتها است.
نكتهاي كه در اين ميان جالب توجه مينمايد، اين است كه بسياري از تخريب كنندگان براي فرار از واكنش افكار عمومي و امكان استمرار خط نفساني خود، اقدام خويش را نقد دلسوزانه براي بهبود اوضاع تفسير ميكنند؛ غافل از اينكه ميان نقد دلسوزانه و تخريب زيركانه براي ناكام گذاشتن دولت در اجراي برنامه هاي اصلاحي، تفاوتهايي وجود دارد كه بر فرهيختگان پوشيده نيست: “ مرز انتقاد و تخريب چيست؟ تخريب بكنند و اسمش را بگذارند انتقاد؛ يا از ما انتقادي بشود و ما تلقي تخريب از آن داشته باشيم.
خب، بايد مشخص بشود تخريب كدام است و انتقاد كدام است. معناي انتقاد، آن ارزشيابي منصفانهاي است كه يك آدم كارشناس ميكند؛ نقادي همين است ديگر. وقتي شما طلا را مي بريد پيش يك زرگر كه نقادي كند، او مي گويد كه آقاـ! اين عيارش بيست است؛ يعني عيار بيست را قبول ميكند؛ حالا از بيست و چهار عيار - كه طلاي خالص است - چهار عيار كم است. اين شد نقادي. البته زرگر هم هست و وسيله نقادي را هم دارد. اما اگر چنانچه طلا را برديد مثلا پيش يك آهنگر و او يك نگاهي كرد و آن را انداخت و گفت: آقا! اين كه چيزي نيست! اين اسمش نقادي نيست. اولا اصل طلا بودن اين انكار شده، خب. بالاخره مرد حسابي! حالا عيار بيست و چهار ندارد، عيار بيست كه دارد؛ اين را قبول كن! ثانيا شما كه اهل اين كار و آشناي اين كار نيستي!” (1)
با اين اوصاف، رسانهها و شخصيتهاي سياسي رقيب دولت، در چه فضايي سير ميكنند؟ آيا دلسوزانه در پي رفع نواقص هستند و پيشرفت بيش از پيش دولت و جامعه را آرزو دارند؟ مروري اجمالي بر مواضع فعالان سياسي در جناح مقابل واقعيتهاي تلخي را روشن ميكند؛ اين كه آنها از پيشرفتهاي برگزيدگان ملت در قوه مجريه و حمايتهاي مردمي خرسند نيستند و ميكوشند تا با ابرازهاي پيچيده تبليغاتي، ارزش دستاوردهاي دولت را با تخريب و سياهنمايي بكاهند و به زعم خود، افكار عمومي را در مقابل دولت و رئيسجمهور سختكوش و پاكدست قرار دهند.
آنها همواره خدمات دولت را انكار ميكنند و تصميمهاي آن را زير سؤال ميبرند؛ اما از ارائه دلايلي قابل قبول براي ادعاهاي خود سرباز ميزنند و راهكاري براي اصلاح مطرح نميكنند: “متأسفانه چيزهايي كه به نام انتقاد از دولت و نقادي دولت، امروز گفته ميشود، شكل همين تخريب را دارد؛ يعني انكار امتيازات، قبول نكردن برجستگيها و كارهاي خوب و درشت كردن و برجسته كردن ضعفها. خب بله، ضعف هست. هر دولتي بالاخره ضعف دارد، انسانها ضعف دارند ديگر؛ ضعفها را بگويند، قوتها را بگويند. جمع بندي كار يك دولت، آن وقتي است كه ضعفها و قوتها را منصفانه پهلوي همديگر قرار بدهند؛ آن وقت ميشود جمعبندي كرد. نه اين كه بيايند يكسره بنا كنند به بدگويي كردن و انكار كردن همه خصوصيات... ! انتقاد خدمت است، تخريب خيانت است؛ نه خيانت به دولت، بلكه خيانت به نظام و خيانت به كشور است.”(2)
نكته قابل تأمل اين است كه بسياري از مخالفان، هنگامي كه سوژه اي مناسب براي تخريب دولت نمييابند، به شيرين كاري جذابي دست مييازند و آن وارونهنمايي واقعيتها است. نقاط قوت دولت را ضعف جلوه دادن و ضعفهاي خود را نقطه قوت ناميدن، در همين راستا صورت ميگيرد. براي نمونه، عملكرد دولت پيشين در موضوع هستهاي به دليل كرنشهاي توجيه ناپذير در برابر زورمداران نظام سلطه، با شگفتي صاحبنظران بيطرف رو به رو بود و انتقادهاي فراوان دلسوزان نظام را به همراه داشت؛ چنان كه مقام معظم رهبري به صراحت تعبير “فرآيند عقبنشيني” را براي آن به كار بردند: “مسأله انرژي هستهاي را كه بايد پشتوانه مستحكم اعتماد به نفس ما ملت ايران ميشد، خواستند وسيلهاي بكنند براي اينكه اعتماد به نفس را از ما بگيرند. هي فشار آوردند كه بايد اين را تعطيل كنيد، بايد آن را تعطيل كنيد، بايد آن را تعطيل كنيد. رسيدند به كارخانه يو.سي.اف اصفهان، گفتند: اين را هم بايد تعطيل كنيد. آن مقدمات اوّلي است. بنده آن وقت به مسوولين گفتم كه اگر اين حرف را گوش كرديد، فردا خواهند گفت بايد معادن اورانيوم را هم كه توي اين كشور هست، كلاً يكجا جمع كنيد بدهيد به ما، تا خاطرجمع شويم كه شما نمي خواهيد بمب اتم بسازيد! اين فرآيند عقبنشيني البته براي ما يك فايدهاي داشت - بيفايده نبود اين عقبنشينيها - فايدهاش اين بود كه هم خودمان وعدهها و حرف هاي رقباي اروپايي و غربي را تجربه كرديم، هم افكار عمومي دنيا تجربه كرد. امروز هر كس به ما مي گويد آقا تعليق موقت بكنيد، ما ميگوييم تعليق موقت را كه يك بار كرديم؛ دو سال! دو سال تعليق موقت كرديم. فايدهاش چه شد؟ اول گفتند موقت تعليق كنيد، گفتند تعليق داوطلبانه بكنيد؛ ما هم به خيال موقت و به خيال داوطلبانه، تعليق كرديم. بعد هر وقت اسم از برداشتن تعليق آمد، يك قرشمال بازياي در سطح دنيا درست كردند -
در سطح مطبوعات و رسانهها و محافل سياسي - واي، داد، داد، ايران مي خواهد تعليق را بشكند! تعليق شد يك امر مقدس كه ايران اصلاً حق ندارد نزديكش برود! ما اين را تجربه كردهايم؛ ديگر، تجربه جديدي نيست. آخرش هم گفتند: اين تعليق موقت كافي نيست؛ اصلاً بايد به كلي بساط اتمي را جمع كنيد. همين اروپاييها كه مي گفتند شش ماه تعليق كنيد، وقتي اين كار را كرديم، گفتند بايستي جمع كنيد! اين فرآيند عقبنشيني، اين فايده را براي ما داشت؛ هم براي خود ما تجربه شد، هم براي افكار عمومي دنيا تجربه شد.” ليكن عقبنشيني بود ديگر؛ عقبنشيني كردند” من همان وقت هم در جلسه مسوولين - كه از تلويزيون پخش شد - گفتم اگر چنان چه بخواهند به اين روند مطالبه پيدرپي ادامه بدهند، بنده خودم وارد ميدان مي شوم؛ همين كار را هم كردم. بنده گفتم كه بايستي اين روند عقبنشيني متوقف شود و تبديل بشود به روند پيشروي، و اولين قدمش هم بايد در همان دولتي انجام بگيرد كه اين عقبنشيني در آن دولت انجام گرفته بود.”(3)
افراد و رسانه هاي متعلق به جناح رقيب، اين “ فرآيند عقب نشيني” را با تبليغات فراوان، شاهكار بزرگ دولت سابق در عرصه ديپلماسي قلمداد مي كنند و در عوض، رويكردهاي موفق و سرافرازانه دولت نهم و شخص رئيس جمهور در عرصه سياست خارجي و دفاع از عزت و شرافت ملت ايران را نقطه ضعف و مايه شرمساري جلوه مي دهند! اين ترفند تبليغاتي در رسانه هاي وابسته به جريان رقيب، نمودي برجسته دارد: “ما امروز در مقابله با استكبار، در سياست خارجي زبانمان زبانِ طلبگاري، عزت، اقتدار معنوي و اقتدار ملي است؛ آن وقت بعضي بيايند همين را به عنوان نقطه ضعف وانمود كنند كه نه آقا! شما كاري كردهايد كه فلان دولت ها از شما خوششان نيايد. خب، معلوم است كه خوششان نميآيد. فلان دولت ها آن وقتي خوششان ميآيد كه انسان تملق آن ها را بگويد و حرف هاي آن ها را به عنوان حرف هاي برتر ذكر بكند؛ خودش را كوچك كند و از حرف هاي خودش و حرف هاي انقلاب عقبنشيني كند؛ آن وقت آن ها خيلي خوششان ميآيد.”(4) “مي گويند: چرا جلب دشمني آمريكا را مي كنيد؟ مثلاً فرض كنيد حالا رئيس جمهور تعبير تندي مي كند، ناگهان آقايانِ به اصطلاح عقلا ميگويند اين تعبير تند بود؛ اين دشمني آمريكاييها را جلب مي كند. نه آقا! دشمني آمريكاييها تابع اين الفاظ و تعبيرات نيست. دشمني، دشمنيِ اصولي است.
اين دشمني در زمان هاي مختلف بوده. از اول انقلاب تا حالا دشمني بوده ... حداقل در طول هجده سال اخير، يعني از بعد از پايان جنگ تحميليِ هشت ساله تا امروز، هميشه اين خطر وجود داشته؛ يعني هميشه ملت ايران تهديد مي شده، كه ممكن است اين ها حمله نظامي بكنند؛ مال امروز نيست. آن چيزي كه مي تواند خطر دشمن را ضعيف كند، نمايش قدرت شماست، نه نمايش ضعف شما. نمايش ضعف شما دشمن را تشجيع مي كند. آن چيزي كه ممكن است جلوي خودسري و خودكامگي دشمن را بگيرد، اين است كه احساس كند شما قدرتمنديد. اگر احساس كند ضعيفيد، بدون مانع، هر كاري كه بخواهد بكند، مي كند.”(5)
متاسفانه شدت تخريبها و ادعاهاي غير كارشناسي عليه دولت كنوني به هيچ روي قابل مقايسه با دولتهاي گذشته نيست؛ چنان كه مديركل پژوهش خبرگزاري جمهوري اسلامي بر اين واقعيت تلخ، مهر تاييد مي زند:” بر اساس تحقيقي كه انجام دادهايم، از سال 68 تا خرداد 76 هيچ موردي از توهين مستقيم به رئيسجمهور ديده نميشود و در اين دوره 189 مورد سياهنمايي اقدامات آقاي هاشمي ديده ميشود...در دوران اصلاحات 543 مورد سياهنمايي اقدامات دولت خاتمي و 5 مورد توهين به رئيسجمهور مشاهده ميشود. اما در طول سه سال حاكميت دولت نهم 1689 مورد توهين مستقيم به آقاي احمدينژاد و 39 هزار و 682 مورد سياهنمايي اقدامات دولت ثبت شده است!”(6) حجم و دامنه شانتاژهاي رسانه اي و جوسازي هاي سازماندهي شده عليه دولت كنوني چنان شگفت آور شده كه حتي برخي فعالان و منسوبان جناح مقابل نيز ناگزير از اعتراف به آن شده اند. براي نمونه ماشاء ا... شمسالواعظين - روزنامه نگار و چهره برجسته در جناح موسوم به اصلاح طلب- در پاسخ به اين پرسش راديو بي بي سي كه “ آيا اصل توهين و سياهنمايي دولت را در اين سه سال اخير قبول داريد؟” راهي جز اعتراف به حقيقت ندارد و از اين رو به آساني تصريح مي كند:” بله! قبول دارم كه به لحاظ رسانهاي اين دولت بيش ترين حملات را به جان خريده است”.(7) هادي غنيمي فرد- رئيس خانه صنعت و معدن - نيز در حاشيه بازديد از نمايشگاه مطبوعات با بيان اين كه محمود احمدي نژاد مظلوم است، خاطرنشان مي كند: برخي با رويكرد هاي جناحي قصد دارند خدمات بسيار خوب و مؤثر رييس جمهور را زير سوال برده و مخدوش كنند و اين ظلمي است كه به تمام ملت مي شود نه به احمدي نژاد.
آن چه بر گيرايي اين مدعا مي افزايد اين است كه نامبرده در زمان انتخابات رياست جمهوري نهم از فعالان ستاد انتخاباتي جناب آقاي هاشمي رفسنجاني بوده و آن گونه كه خود يادآور ميشود: «وقتي احمدي نژاد رئيس جمهور ايران شد ابتدا دلخور شدم؛ اما پس از مدتي دريافتم وي از ساير رقباي خود جدي تر است.”(8)
البته در مواردي دولتمردان خود زمينه تخريبها را فراهم مي كنند. دسته گل هاي پي در پي آقاي اسفنديار رحيم مشائي، رئيس سازمان ميراث فرهنگي، را بايد در اين راستا ارزيابي كرد. چه اين كه وي در مواردي با وارد شدن به مباحثي كه به هيچ روي در حيطه كاري اش قرار ندارد، زمينه هجمه به دولت و زير سوال بردن اصول مسلم انقلاب و آرمان هاي نظام اسلامي را فراهم كرده است. توصيه مقام معظم رهبري در اين باره بايد آويزه گوش دولتمردان باشد: “ يك توصيه ديگر اين است كه بهانه هم دست ديگران ندهيد. من ميبينم متأسفانه گاهي بهانههايي هم از طرف خودِ شما داده مي شود كه اين را هم بايستي توجه كنيد كه بهانه هم دست ديگران ندهيد؛ مراقبت كنيد؛ حزم كنيد... خلاصه اين كه مواظب باشيد، مراقبت كنيد “اتّقوا من مواضع التّهم” براي خودتان و براي دولت مساله درست نكنيدو براي جنجالآفرينيها - كه كساني دنبالش هستند - بهانه ندهيد”(9.)
خوشبختانه مردم ما به ويژه در سال هاي اخير نشان داده اند كه پس از گذشت نزديك به سه دهه از پيروزي انقلاب اسلامي به چنان رشدي دست يافته اند كه سره را از ناسره و نقد را از تخريب بازشناسند و در برابر شانتاژهاي رسانه اي تسليم نشوند. آن ها از يك سو پاك دستي و تلاش هاي فوق العاده رئيس جمهور و دولت خدمتگزار را بهرغم همه كاستيها و ضعفهاي كوچك و بزرگ و به دنبال آن، حمايت هاي بي مانند رهبري معظم انقلاب و از سوي ديگر سيل تخريبها و بيمهريهاي شخصيتهاي خرد و كلان و رسانهها در حق دولت را مشاهده مي كنند و با اندكي تامل به روشني درمييابند كه انبوه تخريبها و جوسازيها ضد دولت برآمده از خواست تودههاي جامعه در برابر حمايت هاي بي دريغ رهبري و دلسوزان نظام، فروغي ندارد و فقط از انگيزه هاي جناحي و خودخواهي گروه هايي خاص حكايت مي كند. بيگمان نبايد انتظار داشت تا سياستبازان حرفه اي و كساني كه رو به سوي قبله ثروت و قدرت نماز مي گزارند، از دولتي حمايت كنند كه با تمام توان در برابر باندهاي پيدا و پنهان مافيايي ايستاده و شريان هاي ارتزاق نامشروع افراد و گروههاي زياده خواه از بيت المال مسلمين را قطع كرده است.
دولت محترم و رئيس جمهور سختكوش نيز نشان دادهاند كه بياعتنا به هجمههاي افراد و جناح هاي سياست زده و وابستگان مطبوعاتي آنها، به تلاشهاي طاقتفرساي خود براي پاسداري از حقوق واقعي ملت و دفاع از عزت و شرف آنان ادامه مي دهند و صد البته تاوان عدالت خواهي و برخورد با باندهاي قدرت و ثروت را نيز پس مي دهند؛ تاواني كه با ماهيت تخريب و هتك حرمت اما در قالب دلسوزي براي ملت و نظام و با تعابيري ظاهرپسند جلوه گر مي شود و در صفحات روزنامه ها و تريبون هاي وابسته به جناحي خاص منعكس مي شود.
پي نوشت ها
1. در ديدار رئيسجمهوري و اعضاي هيات دولت، 2/6/1387
2. همان
3. در ديدار دانشجويان دانشگاههاي استان يزد،
13/10/1386
4. در ديدار رئيسجمهوري و اعضاي هيات دولت، 2/6/1387
5. در ديدار دانشجويان دانشگاههاي استان يزد،
13/10/1386
6 . خبرگزاري فارس
7 . سايت رجانيوز
8 . همان
9. در ديدار رئيسجمهوري و اعضاي هيات دولت، 2/6/1387
منبع: هفته نامه پرتوسخن
حمايتهاي برجسته و مؤثر مقام معظم رهبري از دولت و شخص رئيسجمهور كه به ويژه پس از شدت گرفتن تخريبها توسط افراد و گروههاي رقيب ابراز ميشود، به سان آب سردي است كه بر چهره بدخواهان نظام فرو ميريزد و آنها را از روِياي شكست دولت و نظام بيرون ميآورد. بيگمان اگر درصد قابل توجهي از تخريبها و هتك حرمتها عليه خدمتگزاران در قوه مجريه و زير سؤال بردن رويكرد كلي دولت، مبنايي قابل قبول داشت، عنايت ويژه رهبري شامل اين دولت نمي شد؛ اما حمايتهاي صريح و بي پرده رهبري فرهيخته نظام كه با آگاهي از مجموعه نقاط مثبت و ضعف آن ابراز ميشود، ترديدي باقي نميگذارد كه اغلب انتقادهاي هيجان آميز چهرههاي سياسي و رسانههاي منسوب به آنان ، بيش از آنكه بر پايه واقعيتها بنا شده باشد، بر پايه اغراض سياسي و منافع جناحي شكل ميگيرد و ادعاي دلسوزي براي ملت و كشور و آبروي نظام و...، تنها سرپوشي براي پنهان كردن واقعيتها است.
نكتهاي كه در اين ميان جالب توجه مينمايد، اين است كه بسياري از تخريب كنندگان براي فرار از واكنش افكار عمومي و امكان استمرار خط نفساني خود، اقدام خويش را نقد دلسوزانه براي بهبود اوضاع تفسير ميكنند؛ غافل از اينكه ميان نقد دلسوزانه و تخريب زيركانه براي ناكام گذاشتن دولت در اجراي برنامه هاي اصلاحي، تفاوتهايي وجود دارد كه بر فرهيختگان پوشيده نيست: “ مرز انتقاد و تخريب چيست؟ تخريب بكنند و اسمش را بگذارند انتقاد؛ يا از ما انتقادي بشود و ما تلقي تخريب از آن داشته باشيم.
خب، بايد مشخص بشود تخريب كدام است و انتقاد كدام است. معناي انتقاد، آن ارزشيابي منصفانهاي است كه يك آدم كارشناس ميكند؛ نقادي همين است ديگر. وقتي شما طلا را مي بريد پيش يك زرگر كه نقادي كند، او مي گويد كه آقاـ! اين عيارش بيست است؛ يعني عيار بيست را قبول ميكند؛ حالا از بيست و چهار عيار - كه طلاي خالص است - چهار عيار كم است. اين شد نقادي. البته زرگر هم هست و وسيله نقادي را هم دارد. اما اگر چنانچه طلا را برديد مثلا پيش يك آهنگر و او يك نگاهي كرد و آن را انداخت و گفت: آقا! اين كه چيزي نيست! اين اسمش نقادي نيست. اولا اصل طلا بودن اين انكار شده، خب. بالاخره مرد حسابي! حالا عيار بيست و چهار ندارد، عيار بيست كه دارد؛ اين را قبول كن! ثانيا شما كه اهل اين كار و آشناي اين كار نيستي!” (1)
با اين اوصاف، رسانهها و شخصيتهاي سياسي رقيب دولت، در چه فضايي سير ميكنند؟ آيا دلسوزانه در پي رفع نواقص هستند و پيشرفت بيش از پيش دولت و جامعه را آرزو دارند؟ مروري اجمالي بر مواضع فعالان سياسي در جناح مقابل واقعيتهاي تلخي را روشن ميكند؛ اين كه آنها از پيشرفتهاي برگزيدگان ملت در قوه مجريه و حمايتهاي مردمي خرسند نيستند و ميكوشند تا با ابرازهاي پيچيده تبليغاتي، ارزش دستاوردهاي دولت را با تخريب و سياهنمايي بكاهند و به زعم خود، افكار عمومي را در مقابل دولت و رئيسجمهور سختكوش و پاكدست قرار دهند.
آنها همواره خدمات دولت را انكار ميكنند و تصميمهاي آن را زير سؤال ميبرند؛ اما از ارائه دلايلي قابل قبول براي ادعاهاي خود سرباز ميزنند و راهكاري براي اصلاح مطرح نميكنند: “متأسفانه چيزهايي كه به نام انتقاد از دولت و نقادي دولت، امروز گفته ميشود، شكل همين تخريب را دارد؛ يعني انكار امتيازات، قبول نكردن برجستگيها و كارهاي خوب و درشت كردن و برجسته كردن ضعفها. خب بله، ضعف هست. هر دولتي بالاخره ضعف دارد، انسانها ضعف دارند ديگر؛ ضعفها را بگويند، قوتها را بگويند. جمع بندي كار يك دولت، آن وقتي است كه ضعفها و قوتها را منصفانه پهلوي همديگر قرار بدهند؛ آن وقت ميشود جمعبندي كرد. نه اين كه بيايند يكسره بنا كنند به بدگويي كردن و انكار كردن همه خصوصيات... ! انتقاد خدمت است، تخريب خيانت است؛ نه خيانت به دولت، بلكه خيانت به نظام و خيانت به كشور است.”(2)
نكته قابل تأمل اين است كه بسياري از مخالفان، هنگامي كه سوژه اي مناسب براي تخريب دولت نمييابند، به شيرين كاري جذابي دست مييازند و آن وارونهنمايي واقعيتها است. نقاط قوت دولت را ضعف جلوه دادن و ضعفهاي خود را نقطه قوت ناميدن، در همين راستا صورت ميگيرد. براي نمونه، عملكرد دولت پيشين در موضوع هستهاي به دليل كرنشهاي توجيه ناپذير در برابر زورمداران نظام سلطه، با شگفتي صاحبنظران بيطرف رو به رو بود و انتقادهاي فراوان دلسوزان نظام را به همراه داشت؛ چنان كه مقام معظم رهبري به صراحت تعبير “فرآيند عقبنشيني” را براي آن به كار بردند: “مسأله انرژي هستهاي را كه بايد پشتوانه مستحكم اعتماد به نفس ما ملت ايران ميشد، خواستند وسيلهاي بكنند براي اينكه اعتماد به نفس را از ما بگيرند. هي فشار آوردند كه بايد اين را تعطيل كنيد، بايد آن را تعطيل كنيد، بايد آن را تعطيل كنيد. رسيدند به كارخانه يو.سي.اف اصفهان، گفتند: اين را هم بايد تعطيل كنيد. آن مقدمات اوّلي است. بنده آن وقت به مسوولين گفتم كه اگر اين حرف را گوش كرديد، فردا خواهند گفت بايد معادن اورانيوم را هم كه توي اين كشور هست، كلاً يكجا جمع كنيد بدهيد به ما، تا خاطرجمع شويم كه شما نمي خواهيد بمب اتم بسازيد! اين فرآيند عقبنشيني البته براي ما يك فايدهاي داشت - بيفايده نبود اين عقبنشينيها - فايدهاش اين بود كه هم خودمان وعدهها و حرف هاي رقباي اروپايي و غربي را تجربه كرديم، هم افكار عمومي دنيا تجربه كرد. امروز هر كس به ما مي گويد آقا تعليق موقت بكنيد، ما ميگوييم تعليق موقت را كه يك بار كرديم؛ دو سال! دو سال تعليق موقت كرديم. فايدهاش چه شد؟ اول گفتند موقت تعليق كنيد، گفتند تعليق داوطلبانه بكنيد؛ ما هم به خيال موقت و به خيال داوطلبانه، تعليق كرديم. بعد هر وقت اسم از برداشتن تعليق آمد، يك قرشمال بازياي در سطح دنيا درست كردند -
در سطح مطبوعات و رسانهها و محافل سياسي - واي، داد، داد، ايران مي خواهد تعليق را بشكند! تعليق شد يك امر مقدس كه ايران اصلاً حق ندارد نزديكش برود! ما اين را تجربه كردهايم؛ ديگر، تجربه جديدي نيست. آخرش هم گفتند: اين تعليق موقت كافي نيست؛ اصلاً بايد به كلي بساط اتمي را جمع كنيد. همين اروپاييها كه مي گفتند شش ماه تعليق كنيد، وقتي اين كار را كرديم، گفتند بايستي جمع كنيد! اين فرآيند عقبنشيني، اين فايده را براي ما داشت؛ هم براي خود ما تجربه شد، هم براي افكار عمومي دنيا تجربه شد.” ليكن عقبنشيني بود ديگر؛ عقبنشيني كردند” من همان وقت هم در جلسه مسوولين - كه از تلويزيون پخش شد - گفتم اگر چنان چه بخواهند به اين روند مطالبه پيدرپي ادامه بدهند، بنده خودم وارد ميدان مي شوم؛ همين كار را هم كردم. بنده گفتم كه بايستي اين روند عقبنشيني متوقف شود و تبديل بشود به روند پيشروي، و اولين قدمش هم بايد در همان دولتي انجام بگيرد كه اين عقبنشيني در آن دولت انجام گرفته بود.”(3)
افراد و رسانه هاي متعلق به جناح رقيب، اين “ فرآيند عقب نشيني” را با تبليغات فراوان، شاهكار بزرگ دولت سابق در عرصه ديپلماسي قلمداد مي كنند و در عوض، رويكردهاي موفق و سرافرازانه دولت نهم و شخص رئيس جمهور در عرصه سياست خارجي و دفاع از عزت و شرافت ملت ايران را نقطه ضعف و مايه شرمساري جلوه مي دهند! اين ترفند تبليغاتي در رسانه هاي وابسته به جريان رقيب، نمودي برجسته دارد: “ما امروز در مقابله با استكبار، در سياست خارجي زبانمان زبانِ طلبگاري، عزت، اقتدار معنوي و اقتدار ملي است؛ آن وقت بعضي بيايند همين را به عنوان نقطه ضعف وانمود كنند كه نه آقا! شما كاري كردهايد كه فلان دولت ها از شما خوششان نيايد. خب، معلوم است كه خوششان نميآيد. فلان دولت ها آن وقتي خوششان ميآيد كه انسان تملق آن ها را بگويد و حرف هاي آن ها را به عنوان حرف هاي برتر ذكر بكند؛ خودش را كوچك كند و از حرف هاي خودش و حرف هاي انقلاب عقبنشيني كند؛ آن وقت آن ها خيلي خوششان ميآيد.”(4) “مي گويند: چرا جلب دشمني آمريكا را مي كنيد؟ مثلاً فرض كنيد حالا رئيس جمهور تعبير تندي مي كند، ناگهان آقايانِ به اصطلاح عقلا ميگويند اين تعبير تند بود؛ اين دشمني آمريكاييها را جلب مي كند. نه آقا! دشمني آمريكاييها تابع اين الفاظ و تعبيرات نيست. دشمني، دشمنيِ اصولي است.
اين دشمني در زمان هاي مختلف بوده. از اول انقلاب تا حالا دشمني بوده ... حداقل در طول هجده سال اخير، يعني از بعد از پايان جنگ تحميليِ هشت ساله تا امروز، هميشه اين خطر وجود داشته؛ يعني هميشه ملت ايران تهديد مي شده، كه ممكن است اين ها حمله نظامي بكنند؛ مال امروز نيست. آن چيزي كه مي تواند خطر دشمن را ضعيف كند، نمايش قدرت شماست، نه نمايش ضعف شما. نمايش ضعف شما دشمن را تشجيع مي كند. آن چيزي كه ممكن است جلوي خودسري و خودكامگي دشمن را بگيرد، اين است كه احساس كند شما قدرتمنديد. اگر احساس كند ضعيفيد، بدون مانع، هر كاري كه بخواهد بكند، مي كند.”(5)
متاسفانه شدت تخريبها و ادعاهاي غير كارشناسي عليه دولت كنوني به هيچ روي قابل مقايسه با دولتهاي گذشته نيست؛ چنان كه مديركل پژوهش خبرگزاري جمهوري اسلامي بر اين واقعيت تلخ، مهر تاييد مي زند:” بر اساس تحقيقي كه انجام دادهايم، از سال 68 تا خرداد 76 هيچ موردي از توهين مستقيم به رئيسجمهور ديده نميشود و در اين دوره 189 مورد سياهنمايي اقدامات آقاي هاشمي ديده ميشود...در دوران اصلاحات 543 مورد سياهنمايي اقدامات دولت خاتمي و 5 مورد توهين به رئيسجمهور مشاهده ميشود. اما در طول سه سال حاكميت دولت نهم 1689 مورد توهين مستقيم به آقاي احمدينژاد و 39 هزار و 682 مورد سياهنمايي اقدامات دولت ثبت شده است!”(6) حجم و دامنه شانتاژهاي رسانه اي و جوسازي هاي سازماندهي شده عليه دولت كنوني چنان شگفت آور شده كه حتي برخي فعالان و منسوبان جناح مقابل نيز ناگزير از اعتراف به آن شده اند. براي نمونه ماشاء ا... شمسالواعظين - روزنامه نگار و چهره برجسته در جناح موسوم به اصلاح طلب- در پاسخ به اين پرسش راديو بي بي سي كه “ آيا اصل توهين و سياهنمايي دولت را در اين سه سال اخير قبول داريد؟” راهي جز اعتراف به حقيقت ندارد و از اين رو به آساني تصريح مي كند:” بله! قبول دارم كه به لحاظ رسانهاي اين دولت بيش ترين حملات را به جان خريده است”.(7) هادي غنيمي فرد- رئيس خانه صنعت و معدن - نيز در حاشيه بازديد از نمايشگاه مطبوعات با بيان اين كه محمود احمدي نژاد مظلوم است، خاطرنشان مي كند: برخي با رويكرد هاي جناحي قصد دارند خدمات بسيار خوب و مؤثر رييس جمهور را زير سوال برده و مخدوش كنند و اين ظلمي است كه به تمام ملت مي شود نه به احمدي نژاد.
آن چه بر گيرايي اين مدعا مي افزايد اين است كه نامبرده در زمان انتخابات رياست جمهوري نهم از فعالان ستاد انتخاباتي جناب آقاي هاشمي رفسنجاني بوده و آن گونه كه خود يادآور ميشود: «وقتي احمدي نژاد رئيس جمهور ايران شد ابتدا دلخور شدم؛ اما پس از مدتي دريافتم وي از ساير رقباي خود جدي تر است.”(8)
البته در مواردي دولتمردان خود زمينه تخريبها را فراهم مي كنند. دسته گل هاي پي در پي آقاي اسفنديار رحيم مشائي، رئيس سازمان ميراث فرهنگي، را بايد در اين راستا ارزيابي كرد. چه اين كه وي در مواردي با وارد شدن به مباحثي كه به هيچ روي در حيطه كاري اش قرار ندارد، زمينه هجمه به دولت و زير سوال بردن اصول مسلم انقلاب و آرمان هاي نظام اسلامي را فراهم كرده است. توصيه مقام معظم رهبري در اين باره بايد آويزه گوش دولتمردان باشد: “ يك توصيه ديگر اين است كه بهانه هم دست ديگران ندهيد. من ميبينم متأسفانه گاهي بهانههايي هم از طرف خودِ شما داده مي شود كه اين را هم بايستي توجه كنيد كه بهانه هم دست ديگران ندهيد؛ مراقبت كنيد؛ حزم كنيد... خلاصه اين كه مواظب باشيد، مراقبت كنيد “اتّقوا من مواضع التّهم” براي خودتان و براي دولت مساله درست نكنيدو براي جنجالآفرينيها - كه كساني دنبالش هستند - بهانه ندهيد”(9.)
خوشبختانه مردم ما به ويژه در سال هاي اخير نشان داده اند كه پس از گذشت نزديك به سه دهه از پيروزي انقلاب اسلامي به چنان رشدي دست يافته اند كه سره را از ناسره و نقد را از تخريب بازشناسند و در برابر شانتاژهاي رسانه اي تسليم نشوند. آن ها از يك سو پاك دستي و تلاش هاي فوق العاده رئيس جمهور و دولت خدمتگزار را بهرغم همه كاستيها و ضعفهاي كوچك و بزرگ و به دنبال آن، حمايت هاي بي مانند رهبري معظم انقلاب و از سوي ديگر سيل تخريبها و بيمهريهاي شخصيتهاي خرد و كلان و رسانهها در حق دولت را مشاهده مي كنند و با اندكي تامل به روشني درمييابند كه انبوه تخريبها و جوسازيها ضد دولت برآمده از خواست تودههاي جامعه در برابر حمايت هاي بي دريغ رهبري و دلسوزان نظام، فروغي ندارد و فقط از انگيزه هاي جناحي و خودخواهي گروه هايي خاص حكايت مي كند. بيگمان نبايد انتظار داشت تا سياستبازان حرفه اي و كساني كه رو به سوي قبله ثروت و قدرت نماز مي گزارند، از دولتي حمايت كنند كه با تمام توان در برابر باندهاي پيدا و پنهان مافيايي ايستاده و شريان هاي ارتزاق نامشروع افراد و گروههاي زياده خواه از بيت المال مسلمين را قطع كرده است.
دولت محترم و رئيس جمهور سختكوش نيز نشان دادهاند كه بياعتنا به هجمههاي افراد و جناح هاي سياست زده و وابستگان مطبوعاتي آنها، به تلاشهاي طاقتفرساي خود براي پاسداري از حقوق واقعي ملت و دفاع از عزت و شرف آنان ادامه مي دهند و صد البته تاوان عدالت خواهي و برخورد با باندهاي قدرت و ثروت را نيز پس مي دهند؛ تاواني كه با ماهيت تخريب و هتك حرمت اما در قالب دلسوزي براي ملت و نظام و با تعابيري ظاهرپسند جلوه گر مي شود و در صفحات روزنامه ها و تريبون هاي وابسته به جناحي خاص منعكس مي شود.
پي نوشت ها
1. در ديدار رئيسجمهوري و اعضاي هيات دولت، 2/6/1387
2. همان
3. در ديدار دانشجويان دانشگاههاي استان يزد،
13/10/1386
4. در ديدار رئيسجمهوري و اعضاي هيات دولت، 2/6/1387
5. در ديدار دانشجويان دانشگاههاي استان يزد،
13/10/1386
6 . خبرگزاري فارس
7 . سايت رجانيوز
8 . همان
9. در ديدار رئيسجمهوري و اعضاي هيات دولت، 2/6/1387
منبع: هفته نامه پرتوسخن
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


