کد خبر: ۶۷۶۶۹
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

سهمِ ما از سیما

بی رنگ

به گزارش وبلاگستان بولتن نیوز نویسنده وبلاگ بی رنگ در آخرین مطلب وبلاگ خود نوشت: اگر اوقات فراغت دارید و گیرنده ی دیجیتال هم و دست بر قضا بیننده ی پرو پا قرص شبکه های نمایش و آی فیلم و غیره و ذلک هستید،قبل از هر موعظه ای؟! عرض می کنم  که مراقب آفات و مضرات وابسته شدن به تلویزیون و عقب ماندن از برنامه های اصلی زندگی باشید،گرچه رطب خورده کی منع رطب کند؟!ولی به هر حال...

حتما تماشای دوباره ی سریال های قدیمی تلویزیون با نوستالژی همراه است که شاید کم تر کسی تمایل به تجربه اش نداشته باشد.آن هم سریال ها ی هفتگی و شبانه و فیلم های سینمایی متنوع که مدت ها با ما زندگی می کردند و شاید گفتگو کردن درباره سرانجام شان_که الان آخر هیچکدامشان را به یاد نداریم_بخش مهمی از مکالمات روزانه ی ما را  در اتوبوس و تاکسی و میز گرد و...شکل می دادند.حین تماشای سریال ها،چیزهای عجیبی در ذهنم رژه می رود.

این که چرا دیگر ادا و اطوار های خشایار مستوفی در زیر آسمان شهر یا دروغ های بهروز خالی بند،برایمان خنده دار نیست؟

این که چرا گاهی پایان محبوب ترین سریال را به یاد نمی آوریم؟

این که چقدر لوکیشن سریال ها و فیلم به لحاظ کمی و کیفی تغییر کرده؟

این که چقدر وضعیت پوشش و حجاب چه از نظر اندازه و چه به لحاظ رنگ و مدل،حتی در سریال های تلویزیونی عوض شده...

این که چقدر محتوای فیلم ها و سریال ها در چند سال اخیر دست خوش مسائل گوناگون شده؟

و مسائلی از این دست...

طبیعتا بخشی از این تغییرات با توجیه گذر زمان قابل دفاع و منطقی است اما آیا واقعا می توان همه ی این دگرگونی ها را به زمان نسبت داد؟!

درست است که رابطه رسانه با محیط اطرافش،یک رابطه دو طرفه است.گاهی شاگرد ِتحمیلات اجتماعی است و گاهی هم نقش یک معلم دلسوز را ایفا می کند،اما با این همه و با تاکید بر ساخت آثار نمایشی پر محتوا در سال های اخیر به ویژه در زمینه های تاریخی و عدم کتمان سیاست گذاری غلط(بر فرض وجود) در حوزه ی رسانه،فکر می کنم ما هم کم تقصیر نداشته ایم.رسانه ها را اهالی رسانه بهتر نقد می کنند اما سهم ما چه می شود؟!

این که احساس مان این بوده که تنها یک تماشاچی هستیم و شاید کم تر خود را در موضع یک ناظر فعال قرار داده ایم.مطالباتی از رسانه نداشتیم و اگر هم داشته ایم،سطح اعتراضاتمان از شورش علیه مجری چادری که آرایش غلیظش به شدت جلب توجه می کند،فرا تر نرفته است.

سعی نکرده ایم ضمن توجه به ظواهر که شاید اساسی ترین مولفه در جذب بیننده باشد، کمی هم به عمق بپردازیم.

باور نکرده ایم رسانه سهم و حق همه ی ماست و نه میراث پدری طبقه ای خاص.

خواسته یا نا خواسته با رسانه قهر کرده ایم!تلویزیون نگاه می کنیم،سینما هم می رویم،اما خود را محق و موثر در شکل گیری رویکرد های رسانه ها نمی دانیم.

شاید برخی ادعا کنند که این موضع منفعلانه  هم محصول همین رسانه هاست،ممکن  هست که بخشی از ادعایشان درست باشد اما سهم ما کجاست؟!

حقیقت این است که ما مدت هاست که در پای رسانه و خاصه تلویزیون، خوابمان برده،حتی اگر برفک نشانمان بدهد!

 

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین