پهپاد را می فروشیم!
شب گذشته پرزیدنت اوباما در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با نوری المالکی، نخست وزیر عراق، با التماس از ایران خواست تا پهپاد فوق مدرن جاسوسی شونو بهشون پس بدیم. در همین راستا نگاهی داشتیم به اینکه اگر برخی افراد، در این زمینه تصمیم گیر بودند چه اظهار نظری در این مورد می کردند:
خاتمی: از آنجایی که من گفتگوی تمدن ها را خیلی دوست دارم و پس دادن وسایل دیگران خیلی کار متمدنانه ای است؛ حتما این وسیله رو به امریکایی ها پس می دهیم. اما قبلش حتما باید با من گفتگوی تمدن ها کنند!
رها: ببخشید آقای خاتمی، ولی فکر نمی کنین امریکایی ها هم باید متمدنانه رفتار کنند و اینقدر تابلو به جاسوسی در کشور ما نپردازند؟!
خاتمی:
هیس! آرومتر حرف بزن! می شنون ها! اگه
یک وقت هواپیماشون رو پس ندیم و بهمون حمله کنن چی؟! خب بهم حق بده الکی تریپ
گفتگوی تمدن ها بیام تا صلح جهانی(!) پایدار بمونه!
رها: خسته نباشید!
***

کروبی: این پهباد چی هست؟!
رها: منظورشون همون هواپیمای جاسوسی شونه که چندی پیش غنیمت گرفتیم.
کروبی: هواپیمای جاسوسی دیگه چیه؟! منظورت اینه که جاسوس هاشون توی هواپیما بودن؟!
رها: یعنی شما نمی دونی هواپیمای جاسوسی چیه؟!
کروبی: مگه من باید در هر زمینه ای اطلاعات داشته باشم؟! توقعاتی داری ها! من یه عالمه کارشناس دارم، اونا اطلاعات رو به من می گن!
***
میرحسین موسوی: باشه پس می دیمش، فقط یه شرط داره.
رها: حتما شرطتون اینه که دیگه امریکایی در امور داخلی ما دخالت
نکنند و به جاسوسی در خاک کشور ما نپردازند؟
میرحسین: نه این کارشون که عیبی نداره، اون
چیزی که خون منو به جوش آورد اینه که چرا این امریکایی ها رنگ هواپیماشون رو سفید
انتخاب کردن! شرط من واسه پس دادن هواپیما اینه که از این به بعد همه ی هواپیماهای
جاسوسی که به ایران می فرستن سبز باشه! اگه رنگ هواپیمای جاسوسی شون سبز باشه منهم
قول می دم دیگه مشکلی برای ورود و خروجش ایجاد نکنم!
***
(؟): این اوباما هم خیلی رو داره ها!
رها: ایول! پس شما قصد ندارین هواپیما رو پس بدین.
(؟): معلومه که نه! این هواپیما ماله خودمه! از اول هم ماله خودم بوده! خودم اول پیداش کردم!! اگه امریکایی ها می خواهندش باید ازم بخرنش! چند وقتیه قیمت جهانی پسته اومده پایین منم با کسری مایه تیله (!) مواجه شدم!
رها: دست گلتون درد نکنه!
***

قالیباف: کدوم هواپیما؟!
رها: همون بدون سرنشینه!
قالیباف: هیس! صداشو در نیار! اومدم سوارش بشم اما چون بدون سرنشین بود و جایی واسه خلبان درست نکرده بودند با آهنبر و فریز به زحمت واردش شدم تا یه دوری بزنم، اما یکهو زدم به ستون! درب و داغون شد! نمی دونم حالا جواب شهردار رو چی بدم که ستونشون رو خراب کردم! راستی شما صافکار خوب نمیشناسی هواپیما رو ببرم بدم تعمیر کنند؟!
***
محسن رضایی: کدوم هواپیما؟! مگه خبر نداری؟! تا رو هوا دیدیمش زدیم منهدمش کردیم! نذاشتیم روی زمین برسه.
رها: آخه چرا؟! می شد روش مطالعه کنیم و خیلی به دردمون می خورد.
محسن رضایی: من مصلحت رو تشخیص می دم یا تو؟! اینطوری بهتر بود. باید منهدمش می کردیم!
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



یکی پهباد یکتا میفروشیم
همان پهباد یانکی را که اکنون
طلب کرده اوباما میفروشیم
برای آنکه ایشان را خوش آید
میان بوق و کرنا میفروشیم
الا ای اهل دنیا میفروشیم
یکی پهباد یکتا میفروشیم
همان پهباد یانکی را که اکنون
طلب کرده اوباما میفروشیم
برای آنکه ایشان را خوش آید
میان بوق و کرنا میفروشیم
همه رادار و کل سیستم خویش
به کلی عجز و رسوا میفروشیم
ز بیت المال چون کوتاه دستیم،
دُم انجیر و خرما میفروشیم
از آنجا که نباشد پول ما را
هر آنچه هست یکجا میفروشیم
به خرج بچه ها در لندن و کیش
نماد عز و تقوی میفروشیم
به قصد کرسی و تاج ریاست
تقلب را به غوغا میفروشیم
سوروس یار و شریک ماست چندی
کنارش روز عقبی میفروشیم
جهان در دیدۀ ما ماهوارست
ازین رو لعل شیدا میفروشیم
بگیر این پیشکش را چون که حتی
اگر خواهی خدا را میفروشیم
برای آنکه ایشان را خوش آید
میان بوق و کرنا میفروشیم
همه رادار و کل سیستم خویش
به کلی عجز و رسوا میفروشیم
ز بیت المال چون کوتاه دستیم،
دُم انجیر و خرما میفروشیم
از آنجا که نباشد پول ما را
هر آنچه هست یکجا میفروشیم
به خرج بچه ها در لندن و کیش
نماد زهد و تقوی میفروشیم
به قصد کرسی و تاج ریاست
تقلب را به غوغا میفروشیم
سوروس یار و شریک ماست چندی
کنارش روز عقبی میفروشیم
جهان در دیدۀ ما ماهوارست
ازین رو لعل شیدا میفروشیم
بگیر این پیشکش را چون که حتی
اگر خواهی خدا را میفروشیم