کد خبر: ۶۶۳۹۹
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

شاخص های اصول گرایی ناب

حجت الاسلام روانبخش
ود احزاب . گروه ها و قدرتمندان مصادره شده است. زمانی رضا خان قلدر و پسرش از واژه اصلاحات سوء استفاده کرده هر کس را مخالف اصلاحات تشخیص می دادند از سر راه بر می داشتند و عجیب آن که این گونه اصلاحات را اصلاحات شاه و ملت می خواندند! زمانی دیگر پس از روی کار آمدن جریان سکولار در کشور درانتخابات دوم خرداد 76 باز این واژه وارد ادبیات سیاسی کشور شد. به طوری که هرکس تسلیم خواسته این گروه نمی شد با عنوان این که پیام دوم خرداد را درک نکرده از مقام خود بر کنار می شد. و البته معنای این اصلاحات همان اصلاحات آمریکایی بود که در روزگاری رضا خان به شکل دیگری به دنبال اجرای آن بود. اصول گرایی نیز امروزه متولیان زیادی پیدا کرده و هر کسی با بلند کردن تابلوی آن این گونه وانمود می کند که اس و اساس اصول گرایی است.     

متاسفانه برخی که در گذشته با تقسیم کردن جریانات سیاسی کشور به چپ و راست فضا را دو قطبی کرده بودند امروز با طرح اصول گرایی و اصلاح طلبی این گونه وانمود می کنند که جریان اصول گرایی همان جریان راست قبلی است و جریان اصلاح طلبی همان چپ گذشته. بنابراین اصول گرایی یعنی جریان راست. این در حالی است که مبدع جریان اصول گرایی هرگز بر این مصداق مراد نکرده است. مقام معظم رهبری در باره اصول گرایی و اصلاح طلبی می فرمایند: . اصولگرايى به حرف نيست؛ اصولگرايى در مقابل نحله‏هاى سياسى رايج كشور هم نيست. اين غلط است كه ما كشور يا فعالان سياسى را به اصولگرا و اصلاح‏طلب تقسيم کنيم: اصولگرا و فلان؛ نه. اصولگرايى متعلق به همه‏ى كسانى است كه به مبانى انقلاب معتقد و پايبندند و آنها را دوست مى‏دارند؛ حالا اسمشان هر چه باشد.(29/3/85)

اصول گرایی ناب که در واقع همان خط اصیل امام است شاخص هایی دارد که مقام معظم رهبری برخی از مؤلفه های آن را در سخنرانی های مختلف بیان کرده اند. با این شاخص ها براحتی می توان فهمید کدام فرد یا گروه و حزب اصول گرا ست و به تعبیری با آن معیارها اصول گرای واقعی و ناب را از ادعایی و غیر واقعی تمییز داد.

1) ايمان و هويت اسلامى و انقلابى

ایمان و هویت اسلامی از مهم ترین شاخص های اصول گرایی است و به تعبیر دیگر اصول گرایی یعنی پافشاری بر این اصول. مقام معظم رهبری در این باره  می فرماید "در درجه‏ى اول، ايمان و هويت اسلامى و انقلابى وپايبندى به آن. اين، وظايفى را بر عهده‏ى دولت مى‏گذارد. نمى‏شود گفت دولت به ايمان مردم كارى ندارد؛ نه. مدتى اين فكر را ترويج كردند؛ اما اين غلط است.دولت وظيفه‏دار است. چطور وزارت بهداشت با داروفروشهاى مصنوعىناصرخسرو مبارزه مى‏كند؛ اما وزارت ارشاد با مخدر فروشهاى فرهنگى مبارزه نكند؟! با سم‏پراكنان فرهنگى مبارزه نكند؟! اين، وظيفه‏ى دولت است؛ صدا وسيما يك جور، وزارت ارشاد يك جور و دستگاههاى گوناگون يك جور.وظيفه‏ى مهم اين است كه ما پايه‏هاى يك ايمان روشن‏بينانه و استوار را در ذهن نسلهاى جوان و رو به رشد خودمان تقويت كنيم؛ ايمانِ دور ازخرافه‏گرى وسست‏انديشى، ايمانِ روشن بينانه، ايمانِ به دين، ايمانِ به نظام، ايمانِ به مردم،ايمانِ به آينده، ايمانِ به خود، ايمانِ به استقلال كشور و ايمانِ به وحدت ملى و ايمانى كه در هيچ بخشى برافروزنده‏ى آتشهاى تعصب فرقه‏اى نباشد... در اين بخش، يكى از وظايف مهم ديگرى كه بر عهده‏ى دولت و نظام جمهورى اسلامى است، اين است كه هويت اسلامى را در دنياى اسلام برجسته و شفاف كنيم، تا اين يك معيارى باشد در جلوى چشم ملتهاى مسلمان؛ تدين دور از خرافه و كاوش در منابع دينى و نوآورى. بعضيها خيال مى‏كنند كه نوآورى در دين امكان ندارد! گنجينه‏ى منابع اسلامى و دينى ما بى‏پايان است؛ ما به قدر وسع خودمان، فقط چند سطل آب از اين چشمه‏ى جوشان برداشته‏ايم؛ تلاش كنيم و فكرهاى نو و حرفهاى نو در زمينه‏هاى مختلف توليد كنيم. اين قرآن يك اقيانوس بى پايان است"

2) عدالت

برخی در سال های حاکمیت خود بر مسند ریاست جمهوری شعار توسعه منهای عدالت را سر لوحه کار خود قرار داده بودند و همواره به پیشرفت می اندیشیدند هر چند بر خلاف عدالت باشد ! مقام معظم رهبری با طرح این مساله که "فلسفه‏ى وجودى ما، عدالت است. اين كه ما برنامه‏ى رشد اقتصادى درست كنيم و بگذاريم بعد از حاصل شدن دو، سه برنامه رشد اقتصادى، به فكر عدالت بيفتيم، منطقى نيست. رشد اقتصادى بايد
همپاى عدالت پيش برود؛ برنامه‏ريزى كنند و راهش را پيدا كنند."  عملا بر اصول اقتصاد لیبرالیستی که توسط برخی د رکشور تبلیغ و اجرا مشد خط بطلان کشید.

3) حفظ استقلال سياسى

حفظ استقلال سیاسی نیز یکی از مهم ترین شاخص های اصول گرایی است. مقام معظم رهبری در باره آن می فرماید "اين استقلال، استقلال سياسى، اقتصادى و فرهنگى است. ما بايد اين بندهاى اختاپوس فرهنگىِ تحميل شده‏ى به وسيله‏ى غرب را از دست و پاى خودمان باز كنيم؛ اين هم يكى از اصول ماست. آن حركتى، آن
جريانى، آن شعارى و آن برنامه‏ريزى‏اى كه در آن استقلال كشور و ملت ديده نشود، اصولگرايانه نيست."

4) تقويت خودباورى و اعتماد به نفس ملى

استقلالِ اعتماد به نفس ملى و خودباورى، فقط به چيزهایی از قبیل فناوری هسته ای و سلول های بنیادین و سد سازی و موشک و ماهواره خلاصه نمی شود  ، بلكه بايد در سياست، فلسفه، ابتكارهاى مردمى و ارزش هاى اخلاقى هم خودباورى داشته باشيم. اگر ما يك سنّت اسلامى داريم كه منطقى هم برايش داريم و آن را هم پذيرفته‏ايم، نبايستى در انجام دادن آن خجالت بكشيم مقام معظم رهبری در این باره می فرماید "در ارزش هاى
اخلاقى: مبارزه‏ى فرهنگى دائم با خودباختگى مزمن و تحميلى كه چند ده سال بر اين كشور تحميل شده. بزرگان و پرچمداران فرهنگ و سياست در اين كشور، در يك مقطع زمانى و با صداى واحد، با وقاحت تمام گفتند كه ايرانى صفر محض است! و اگر بخواهد معنا پيدا كند، بايد برود كنار فرهنگ فرنگى. اولين پيشروان قافله‏ى روشنفكرى كشور ما و معروفترين سياستمداران دوران قاجار و پهلوى، اين حرف را صريحا گفتند بعضي ها هم كه نگفتند، اين‏طورى عمل كردند و اين شد يك بيمارى مزمن در جامعه‏ى ما؛ بايستى با اين مبارزه كرد."

5) جهاد علمی

جهاد علمی نیز یکی از مبانی اصول گرایی است کسانی می توانند تابلوی زیبای اصول گرایی را بر بالای دست خود بگیرند که علاوه بر شاخص های فوق،‌در یک حرکت پر شتاب و جهاد علمی شرکت داشته باشند. مقام معظم رهبری در این باره می گویند"خوشبختانه فاصله‏مان با پيشرفت هاى دنيا و آن نوك هاى حركت زياد نيست ـ مى‏توانيم تلاشمان را مضاعف كنيم؛ اين هم يك كار است. بنابراين، اين جزوِ وظايف دولت است؛ بايستى ميدان داد. اين جوان ها تشنه‏ى كار و فهميدن هستند، به شرط اين كه امكانات در اختيار اين ها قرار بگيرد. الحمدلله ما استاد خوب هم كم نداريم. يك روزى بود ما اوايل انقلاب، در اين كشور قحط استاد داشتيم؛ اما امروز نه، بحمدالله اساتيد فراوان است و امروز اكثريت آنان پرورش يافته‏ى دامان خود اين ملت و روييده‏ى در همين آب و هوا هستند."

6) : تثبيت و تأمين آزادى و آزادانديشى

آزادی و آزاد اندیشی به معنای دقیق کلمه از شاخص های اصول گرایی است گرچه در طول تاریخ از این واژه سوء استفاده های فراوانی شده است  مقام معظم رهبری در این باره می فرماید "من فهم غلط از آزادى را تأييد نمى‏كنم؛ من باز گذاشتن دست دشمن را در داخل براى اين كه مرتبا گاز سمّى توليد كند و در فضاى فرهنگى يا سياسى كشور بدمد، تأييد نمى‏كنم؛ من براندازى خاموش را ـ آن‏چنانى كه خود امريكايي ها گفتند و عواملشان چند سال
قبل در اينجا سادگى و بى‏عقلى كردند و به زبان آوردند ـ برنمى‏تابم و رد مى‏كنم؛ اما توسعه‏ى آزادى و رها بودن ميدان براى پرورش فكر و انديشه و علم و فهم،ربطى به اينها ندارد. ظرافتى لازم است كه آدم اين دو منطقه را از همديگر باز بشناسد و مرز اين ها را معين بكند. آزادى و آزادانديشى، يكى از مبانى اصلى اصولگرايى است."

7) اصلاح و تصحيح روش

 

اصول گرایی یعنی ایستادن بر روی اصول و کوتاه نیامدن از مبانی اسلام و انقلاب و این منافات با اصلاح روش ها و اهداف میانی ندارد مقام معظم رهبری راجع به این شاخص می فرماید "اصلاحات بايد ضابطه‏مند و مبتنى بر ارزش ها و معيارها و خطكشهاى اسلامى و ايرانى باشد. معيار اصلاحات، قانون اساسى است؛ بر اين اساس،
بايد ما اصلاحات كنيم؛ ما به اصلاحات احتياج داريم. اصلاحات، تصحيح روش هاى ماست؛ تصحيح هدف هاى مرحله‏اى ماست؛ تصحيح تصميم‏گيري هاى ماست؛ تعصب نورزيدن روى تصميم‏گيري ها ناحق است. اين، غير از
ساختارشكنى و مبارزه‏ى با قانون اساسى، مبارزه‏ى با اسلام و مبارزه‏ى با استقلال يك كشور است."

8) شكوفايى اقتصادى

"شکوفایی اقتصادی نیز از شاخص های مهم اصول گرایی است. کسانی می توانند ادعای اصول گرایی کنند که در این زمینه برنامه داشته باشند و دراین جهت تلاش کنند. برای آینده نفت و صادرات غیر نفتی و برای کشاورزی کشور برنامه داشته باشند مقام معظم رهبری در ذیل این ملاک می فرمایند "ما اين درآمد را كه از طريق نفت به دست مى‏آوريم، صرف مسايل روزمره‏ى زندگى مى‏كنيم؛ اين، معنى ندارد؛ بايست اين ها با محاسبه‏ى صحيح انجام بگيرد.
ما اين نفت را ضايع مى‏كنيم؛ البته اين، كارِ امروز و ديروز نيست؛ ده ها سال است كه بناى اقتصاد و پيشرفت كشور روى اين روش گذاشته شده است و يك شبه هم نمى‏شود آن را عوض كرد."

بنابر شاخص های فوق هر فرد و گروهی که براین شاخص ها منطبق باشد اصول گراست ولی اگر فاقد هریک از این شاخص ها باشد اصول گرا نیست هر چند زیر تابلوی بزرگی به نام اصول گرایی نشسته باشد.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین