مدير شبكه چهار سيما:
نه «نود» هستيم و نه چيز ديگر
شبكه 4 برنامههايش را صرفا براي جامعه مخاطبان فرهيخته و نخبه تلويزيون طراحي كرده است.
غول كارند چند كوچه با مجموعه ساختمانهاي جامجم فاصله دارد. شبكه چهار ميخواهد نقش يك دانشگاه را ايفا كند؛ دانشگاهي كه در آن هر روزه كلاسهاي عرفان، سياست، فلسفه ، فيزيك، شيمي و... برگزار ميشود.
تقي رستموندي ، مدير شبكه چهار در اين مصاحبه تاكيد ميكند كلاسهاي اين دانشگاه بايد به گونهاي برگزار شوند كه براي قشر بيشتري از مردم قابل استفاده باشد.
رستموندي از دو سال پيش، مديريت اين شبكه را به عهده گرفته است. او مدرك دكتري علوم سياسي از دانشگاه تربيت مدرس دارد و پيشتر سمتهايي چون مدير كل پخش اخبار صدا و قائم مقامي شبكه خبر را تجربه كرده است.
با اين مدير تلويزيوني درباره سياستهاي شبكه چهار ، برنامههاي در دست ساخت و حاشيه و متن فعاليتهاي برنامهسازان اين شبكه به گفتوگو نشستيم.
شبكه چهار در تبليغاتش خودش را شبكه نخبگان و فرهيختگان معرفي ميكند. اگر شما به اين نامگذاري اعتقاد داريد توضيح بدهيد خودتان چه تعريفي از قشر نخبه و فرهيخته داريد؟ به عبارت ديگر چه افرادي از جامعه در دايره نخبگان قرار ميگيرند و چه افرادي بيرون از اين دايره ميمانند؟
در اسناد سازماني، جايي كه درباره ماموريت شبكهها بحث شده شبكه چهار شبكه نخبگان و فرهيختگان نام گرفته است. فرهيختگان مشتمل بر تمام كساني است كه در حوزه فرهنگ فعالاند. يعني اهالي فرهنگ و علاقه مندان به مباحث فرهنگي، كساني كه دغدغههاي فرهنگي دارند و...
مولفان، مترجمان، هنرمندان، مورخان، اديبان و.... همه جزو فرهيختگان هستند. فرهنگ، واژه بسيار فراگيري است و از نظر دامنه سني ميتواند از دوره پايان دبيرستان تا كهنسالي را شامل شود.
واژه نخبه به كساني اطلاق ميشود كه در يك رشته خاص از اعتبار و جايگاه ويژهاي برخوردارند و مهارت ويژهاي در آن فن و هنر خاص دارند. نخبگان چون سرآمد هستند به نسبت فرهيختگان تعدادشان كمتر است.
در حوزه نقاشي ما كسي را نخبه تلقي ميكنيم كه فرد شاخص و سرآمد در آن رشته باشد. در اين رشته تعداد سرآمدان كم است. به كساني ميگوييم فرهيخته كه علاقهمند به نقاشي يا هنرهاي ديگر باشند. از لحاظ تعداد جمعيتي، نخبه يا سرآمد دربرگيرياش كمتر از فرهيختگي است.
با اين تعريف ميتوان گفت شبكه چهار تنها شبكهاي است كه ميتوان براي مخاطبانش طيف سني مشخص كرد. به عنوان مثال ميبينيم كه شبكههاي ديگر براي كودكان و نوجوانان هم برنامه پخش ميكنند. يا شبكه سه كه به جوانان و بزرگسالان ميپردازد. شما دقيقا براي چه طيف سني برنامه پخش ميكنيد؟
طيف سني را ميشود حدس زد. من خودم تحقيق يا پژوهشي نديده ام كه براي شبكه طيف سني مشخص كرده باشد. از يك سني علاقههاي اهل فرهنگ تحريك ميشود. براي نمونه ما نميتوانيم دانشآموز دوره دبستان را فرهيخته به حساب بياوريم. از دوره راهنمايي دانشآموزاني را ميبينيم كه داستان مينويسند يا ترجمه ميكنند. اينها را ميتوانيم در كف طيف سني فرهيخته به حساب بياوريم.
از آن طرف برنامهاي مثل ارديبهشت را ميبينيم كه فقط مخاطبان زن را هدف قرار ميدهد. پرداختن به مسائل جامعه زنان به رويكرد شبكه چهار برمي گردد يا اين كه در ارديبهشت هم قرار است سراغ زنان نخبه برويد و مثل ديگر برنامههايتان عمل كنيد؟
در برنامههايي مثل ارديبهشت سطح مباحث و سوژهها را متفاوت انتخاب ميكنيم. براي نمونه شبكههاي پنج و يك هم برنامه سيماي خانواده دارند. اما مباحثشان عموميتر است و دامنه گستردهتري از موضوعات را در نظر ميگيرند. براي نمونه ممكن است بحث آشپزي در سيماي خانواده مطرح بشود. اما جنس موضوع ارديبهشت خاص است. اين سوژهها حدي از تخصص را در برميگيرد. ما در رابطه با حقوق زنان بحث ميكنيم. يك جامعه شناس، حقوقدان، قاضي و... ميتواند درباره اين موضوع صحبت كند.
نوع انتخاب سوژهها، سطح مباحث و كارشناسان آن برنامه شبكه چهاري است. قشر خاصي از علاقه مندان آن مباحث فرهنگي بحثها را دنبال ميكنند.
براي آن كه برنامهها به قول خودتان شبكه چهاري شود بيشتر به مضمون توجه داريد يا ساختار؟ نخبهگرايي يك معنايش اين است كه شما به سمت موضوعات عامه پسند نرويد. معناي ديگرش اين است كه موضوعات تخصصي را با زباني همه فهم بيان كنيد. يعني در ساختار برنامه جذابيتهايي ايجاد كنيد كه قشر بيشتري از مردم بتوانند با محتواي مورد نظر ارتباط برقرار كنند. شما كدام يك از اين دو رويكرد را در نظر گرفتهايد؟
بعضيها در ذهنشان اين نكتهاي كه شما گفتيد تبديل به يك معما شده است. چگونه ميشود اين دو را كنار هم داشت؟ چطور ميشود هم شبكه ويژه فرهيختگان داشت و جوري صحبت كرد كه مردم عادي هم متوجه شوند؟ ما با دوستانمان به اين توافق رسيده ايم كه ما رسانه هستيم. صرفا دانشگاه نيستيم. حضرت امام ميگفتند تلويزيون يك دانشگاه عمومي است. بحثهاي ما با بحثهاي دانشگاهي شباهت دارد. اما صرفا و انحصارا دانشگاه نيستيم. بين رسانه و دانشگاه تمايز قائليم. مديوم تلويزيون براي خودش داراي تكنيكها و فنوني است كه ميتواند به جذابيت برنامه كمك كند. شما ميتوانيد يك برنامه تخصصي را با فنون تلويزيوني آن چنان جذاب كنيد كه يك بچه دبستاني هم نگاه بكند.
چند هفته پيش ما برنامهاي داشتيم راجع به فرمول فيثاغورث. اين فرمول يك بحث هندسي است. طبق آنچه در اين برنامه مطرح شد بيش از 300 راه حل براي اثبات اين فرمول پيدا كردهاند. اين برنامه يك مستند كاملا علمي و تخصصي بود. اما دختر 10 سالهام همپاي من تا انتهاي برنامه را تماشا كرد. ما درباره اهرام ثلاثه مصر مستندي پخش كرديم. چند نسل مختلف ميتوانند اينها را نگاه كنند. اگر از تكنيكهاي تلويزيوني بخوبي استفاده شود ميشود يك بحث پيچيده و تخصصي علمي را در اختيار مخاطب گذاشت. دايره اول ما مخاطب خاص شبكه چهار يعني فرهيختگان است. اين دايره ميتواند متنوعتر و گستردهتر شود تا جايي كه حتي يك بچه دبستاني، مستندي علمي را دنبال كند.
ما در تابستان يك برنامه گفتوگو محور علمي به نام كندو پخش ميكرديم. آنجا چهار پنج نفر با هم گفتوگو ميكردند. در اين برنامه يك سري اجسام را به برنامه ميآوردند. يك بار بحثشان درباره سنگ پا بود. يك سنگ پا را داخل ظرف آب انداختند و پرسيدند چرا اين سنگ روي آب ميايستد.
چون سنگ بايد طبيعتا زير آب برود. نحوه ارائه بحث به بالا بردن ميزان مخاطبان كمك ميكند. اگر براي مباحث ما به ازاي تصويري در نظر گرفته شود يك بحث علمي هم ميتواند مخاطبان فراتر از قشر فرهيختگان داشته باشد. ما در برنامههايي موفق به اين كار شدهايم و بعضا هم نشدهايم.
يعني برنامه بسيار پيچيده شده است. بحثهاي آقاي ابراهيمي ديناني در برنامه معرفت، تخصصي و فلسفي است. اما ما از اقشار مختلف جامعه بازخوردهاي خوبي داريم كه نشان ميدهد به برنامه توجه ميكنند. استفاده از تكنيكهاي تلويزيوني و پيدا كردن مابه ازاهاي تصويري ميتواند در گستردهتر كردن مخاطب كمك كند.
آمار نشان ميدهد دو سال پيش در 6 ماهه اول سال 88 تعداد 55 هزار پيامك داشتهايم. در 6 ماهه اول سال 90 بيش از 440 هزار پيامك دريافت كردهايم. يعني ارتباط مخاطب با شبكه ما هشت برابر شده است. اگر دوستان ما در گروههاي مختلف همت كنند اين ميزان ميتواند بيشتر هم بشود.
منظورتان اين است كه شما هيچگاه سراغ موضوعات عاميانه نميرويد، اما همواره سعي ميكنيد جوري حرف بزنيد كه مردم عادي هم متوجه منظورتان بشوند؟
نميشود اين حكم كلي را داد. من برايتان مثال ميزنم. فلسفه در دنيا به سمت زندگي عيني و كاربردي رفته است. امروزه حتي فلسفه براي كودكان به عنوان يك شاخه علمي معرفي شده است. ما به معاونت سيما پيشنهاد داديم برنامهاي با عنوان فلسفه براي كودكان داشته باشيم. ما ميخواهيم به كودكان آموزش بدهيم كه چگونه فلسفي بينديشند. آموزش خردورزي به كودكان هدف اين برنامه است.
الان مشكل بزرگ اجتماعي ما اين است كه برخي مردم ما رفتارهاي احساسي و خرد گريزي دارند. ما به عنوان يك ضرورت بايد سراغ سنين پايين تا بالاي آموزش و پرورش برويم و روش خردورزي را به مردم آموزش بدهيم. شايد مخاطب ما عام باشد. نبايد به ما ايراد بگيرند كه چرا شبكه چهار وارد موضوعات مخاطب عام شده است. جواب ما اين است كه فلسفه به اين سمت رفته است.
فلسفه به سمت گفتوگو با كودكان رفته است تا به آنها ياد بدهد چطور فلسفي بينديشند. بايد توجه كنيم كار ظريف و پيچيده است. ملاكهاي زيادي مطرح است كه شبكه چهار به اين سمت برود يا نه. ما علاقهمند بوديم يك برنامه كودك در شبكه چهار داشته باشيم.
يعني كودكان را فرهيخته محسوب كنيم. به آنها كتاب معرفي كنيم و بخواهيم دست به قلم بشوند. بعضي از كودكان ديگر شايد ذوق سرودن شعر داشته باشند. به صرف اين كه كودك سنش پايين است نبايد فرض كنيم نميشود بحثهاي پيچيده را با او مطرح كرد. يك فيلسوف ميتواند با كودكان درباره انديشه اعتقاد به خداوند صحبت كند. بايد اين سعه صدر وجود داشته باشد كه شبكه چهار بتواند وارد اين حوزههاي كمتر شناخته شده هم بشود.
با اين تعريفي كه شما ارائه كرديد بين رويكرد شبكه چهار و شبكه آموزش تداخل پيش ميآيد. چون آنها هم سعي دارند يكسري مسائل را در حوزههاي علمي و تخصصي به مردم آموزش دهند. شما اين تداخل را حس كردهايد؟
رستموندي: بحثهاي آقاي ابراهيمي ديناني در برنامه معرفت، تخصصي و فلسفي است. اما ما از اقشار مختلف جامعه بازخوردهاي خوبي داريم كه نشان ميدهد به برنامه توجه ميكنند
رويكرد آنها آموزشي است، اما رويكرد ما آموزشي نيست. ما نميخواهيم صرفا مخاطب خودمان را يك نوع تعيلم گيرنده فرض كنيم. ما از جذابيتهاي علم استفاده ميكنيم و دنبال آگاهسازي و آشناسازي هستيم. مخاطب شبكه چهار بايد با آخرين تحولات علمي آشنا بشود. در ضمن همه شبكهها با هم همپوشانيهايي دارند. هم ما و هم شبكه آموزش بايد تلاش كنيم در حوزه ماموريت خودمان فعاليت كنيم. كار ما بيشتر آشناسازي است. شبكه آموزش رويكرد تعلمي دارد.
برنامه طلوع يكي از بهترين توليدات شبكه چهار است، چون با زباني ساده و همه فهم درباره موضوعات تخصصي صحبت ميكند. شما چه نظري درباره برنامه طلوع داريد؟
طلوع چون يك برنامه صبحگاهي است قصد دارد دانش عمومي را براي مردم مطرح كند. در آن ساعت مردم در حال خروج از خانه و رفتن به سمت محل كارشان هستند؛ بنابراين زياد فرصت ندارند بحثهاي پيچيده را دنبال كنند. آنجا سطح مباحث بايد بهگونهاي عمومي در نظر گرفته شود تا فرد در يك فرصت چند دقيقهاي بخشي از بحث را گوش كند و استفاده ببرد. شعار آنها عموميسازي علم است. ميخواهند مردم را با نقش علم و نگاه علمي در پيشرفت مطرح بسازند.
نميتوانيد رويكرد طلوع را در ديگر برنامهها هم تكرار كنيد؟ مثلا بياييد و ادبيات را هم عموميسازي كنيد. خيلي از شعرها به زندگي روزمره مردم راه يافته است. ادبيات يك موضوع تخصصي است و نخبگان جامعه به سراغش ميروند. اما عامه مردم با بخش ديگري از ادبيات ارتباط برقرار كردهاند. سوال من اين است كه آيا ميشود رويكرد برنامه طلوع را در ديگر حوزهها هم دنبال كرد؟
بله، ميشود. ما نبايد خودمان را محدود به قشر فرهيخته بكنيم. ما ميتوانيم براي هر برنامه يك مخاطب اصلي و يك مخاطب فرعي تعريف بكنيم. مخاطب اصلي ما ميتواند قشر فرهيخته باشد. اما كسي ما را منع نميكند كه جمعيت بيشتري مخاطبمان باشد. در شبكه چهار بايد يك تعداد برنامه خاص مثل طلوع را اين طور هدايت كرد. نميتوان انتظار داشت همه برنامههاي شبكه چهار اين طوري بشود. در اين حالت شبكه چهار هم شبيه شبكههاي ديگر ميشود.
در حوزه ادبيات داريم برنامه جذابي درباره شعر طنز ميسازيم. قصدمان اين است كه شعر را هم عمومي كنيم. به اين معنا كه از طبع بذلهگو و لطيفه گو و خندان جامعه براي گسترش قالب شعر استفاده كنيم. اين برنامه ميتواند مفرح و فرهنگي باشد. در حالي كه ميبينيم گهگاه تفريحهاي ما به فرهنگ لطمه ميزند.
اين برنامه ميتواند موضوع محور باشد. ما فهرستي تهيه كردهايم و به دوستان گفتهايم درباره ازدواج، طلاق، مدركگرايي و... هر شعر طنزي دارند بياورند. از مخاطبان برنامه هم ميخواهيم براي ما سرايش شعر داشته باشند. اينجوري ميخواهيم شعر طنز را عمومي كنيم. در قالبهاي ديگر هم چنين آزموني خواهيم داشت.
در حوزه كارهاي معارفي، جمعهها سخنرانيهاي آقاي الهي قمشهاي را پخش ميكرديد كه مخاطبان بيشماري داشت. به نظر شما رمز موفقيت آن برنامه چه بود؟
آقاي قمشهاي لحن جذاب و كلام گيرايي داشت. چهرهشاد ايشان براي مخاطبان جذاب بود. وگرنه او هم حرفهاي تخصصي ميزند. محور بحث ايشان عشق و محبت و زيبايي و جستجوي حقيقت است. اين مفاهيم فلسفي در قالب ادبيات ما جلوهگر شده است. وي سطح بحث را پايين نياورده است. كاملا استانداردها را حفظ ميكند. عوامل كمكي جذابيت برنامه را بيشتر ميكردند. من يادم ميآيد مجله سروش يك شمارهاش را به اين برنامه اختصاص داد. حتي چهره الهيقمشهاي را تحليل كرده بود.
پخش اين برنامه به چه صورت بود؟ برنامهها اختصاصا براي شبكه چهار تهيه شده بود؟
براساس توافقي كه با دفتر ايشان انجام شده بود دوستان به مكانهاي مختلف ميرفتند و سخنرانيهايشان را ضبط ميكردند. الان، هم حضور ايشان كمتر شده و هم دفتر ايشان زياد با ضبط سري جديد موافقت نكرده است. از جانب ما درخواست براي ضبط برنامه شان همچنان هست.
برنامههاي دور ميز شب و دو قدم مانده تا صبح هم جزو كارهاي پربيننده شبكه شما بودند. چرا پخششان ادامه پيدا نكرد؟
ما اين برنامه را تعطيل نكرديم. تا نوروز 90 برنامه روي آنتن رفت. در شش ماهه اول امسال دوستان در تدارك برنامه جديد بودند. در دو سه هفته آينده يك برنامه جايگزين دوقدم مانده تا صبح ميشود. برنامه جديد از شنبه تا چهارشنبه پخش ميشود. اين برنامه هر شب به يك موضوع مثل ادبيات، تاريخ، هنر و جامعه ميپردازد. به لحاظ ساختار و تكنيك با دو سري قبل متفاوت است. اين برنامه هزار و يك شب نام دارد. هزار و يك شب سابقهاي فرهنگي دارد. ما ميخواهيم قصه فرهنگ كشور را نقل كنيم. اميدواريم اين برنامه واقعا هزار و يك شب ادامه پيدا كند.
اين دو برنامه بحثهاي چالشي خوبي را در حوزه فرهنگ و هنر مطرح ميكردند. چندين بار هم در برنامه حرفهايي زده شد و مهمانان از خطوط قرمز رسانه ملي گذر كردند. البته اين اتفاق با توجه به زنده بودن برنامه طبيعي است. به نظر شما چطور ميشود از بروز چنين اتفاقاتي پيشگيري كرد يا اين كه حجمشان را كاهش داد؟
من يك تجربه حرفهاي دارم. اين كه ميگويند خط قرمز و حرفهاي مگو وجود دارد، درست است. اما من به شكل حداقلي به اين ماجرا نگاه ميكنم. من فكر ميكنم در كشور ما به اندازه كافي آزادي بيان داريم. اما هنر بيان يك چيز ديگر است. آنها كه هنر بيانشان ضعيف است دچار مشكل ميشوند. ما اگر بلد باشيم چگونه سخن بگوييم و با جامعه ايراني و افكار عمومي و رسانه ملي و اهداف نظام آشنا باشيم، ميتوانيم وارد حوزههاي خط قرمزي بشويم و سالم بيرون بياييم. يك حوزههايي واقعا ميدان مين است. شما اگر رعايت نكنيد و پايتان را روي مين بگذاريد منفجر و آزادي بيان منتفي ميشود. شما بايد بلد باشيد چطور از ميدان مين عبور كنيد. اگر مهارت خنثي كردن مينها را داشته باشيد موفق ميشويد . يكي از اصول جنگ نرم اين است كه در ميدان خودتان دلسوزانه انتقاد كنيد و وارد ميدان دشمن نشويد. اين يك هنر است.
شما رفتن به ميدان مين و سالم بيرون آمدن از آن را به تهيهكنندههايتان آموزش ميدهيد؟
اين يك كار جمعي است. همه مان بايد بلد باشيم. از من مدير شبكه تا مجري و تهيهكننده و رئيس سازمان صدا و سيما همه بايد با فنون حضور در ميادين جنگ نرم وارد باشيم. ممكن است من به برنامهساز بگويم وارد حوزههايي بشو، اما به دليل ناآشنايي آنها بحث منحرف بشود. كار رسانهاي يك كار جمعي است.
در حال حاضر شبكه چهار دارد اولين سريالش با نام نامهها را توليد ميكند. البته آنطور كه كارگردان ميگفت اسم اين سريال را بايد مجموعه نمايشي گذاشت و اصطلاح سريال براي اين كار درست نيست. درباره اين مجموعه كمي توضيح بدهيد.
ما اسمش را تله پلي گذاشته ايم. تله پلي فراتر از تله تئاتراست. تله تئاتر در يك ساختمان ضبط ميشود. ما به جاي اين كه در يك مكان دربسته باشيم يك خانه باغ را در نظر گرفتهايم. البته تصاوير بيروني هم داريم. در اين حد كه شخصيتها از در بيرون ميروند. اين كار يك مرحله مياني بين تلهتئاتر و سريال است.
چرا در اين مدت شبكه چهار هيچ سريالي نساخته است؟ مديران شبكه علاقهاي نداشتهاند يا به علت محدوديتهاي مالي اين اتفاق نيفتاده است؟
رستموندي: ميخواستيم مجله تئاتر داشته باشيم. نه نود هستيم و نه هفت و نه چيز ديگر. چون رويكرد چالشي و نقادي داريم مجله تئاتر به اين شكل درآمده است. اگر شما ميخواهيد تعبير نود تئاتر داشته باشيد مشكلي ندارد
سريالسازي به دليل هزينههاي هنگفتش در شبكه4 ميسر نيست. با هزينه اندكي نسبت به تله تئاتر ما به تلهپلي رسيديم. تله پلي اين امكان را به ما داده كه به جذابيت بصريمان اضافه كنيم. فكر ميكنم مجموعه نامهها در آذر ماه پخش بشود و يك نقطه عطف در كارهاي نمايشي باشد.
در آينده تلهپليهاي ديگر هم خواهيد ساخت؟
اين تلهپلي با كمك ريالي معاونت سيما بوده است. آقاي دارابي از اين كار استقبال كردند. گفتند اگر طرحهاي خوب نوشته شود، حمايت ميكنيم. ما دو طرح نوشته شده داريم كه آن را به معاونت سيما ارائه ميكنيم. اميدواريم براي نوروز يا تابستان 91 آماده پخش بشوند.
در رابطه با تله فيلم چه وضعيتي داريد؟ چون به لحاظ آماري به نظر ميرسد شبكه چهار توليدات كمتري نسبت به ديگر شبكهها دارد.
شبكه چهار در طول سال حدود 10 تله فيلم ميسازد. سقف تعهد ما همين مقدار بوده است.
تله فيلم ما شبكه چهاري ساخته ميشود و تعريف خاصي دارد. متنها عمدتا مربوط به فلسفه و معناي زندگي است. يعني چيزهايي كه مخاطب را وادار به انديشيدن ميكند. بيشتر تله فيلمهاي شبكههاي ديگر ويژگي سرگرمكنندگي دارند. تله فيلمهاي ما به دنبال ايجاد تفكر هستند.
برنامه سينما چهار قبلا بخش تحليل و بررسي مفصلتري داشت. چرا در حال حاضر اين بخش مختصر شده است؟
ما ميخواستيم قالب گفتوگو محور را تغيير بدهيم. همان تحليل را به شكل گزارش و صداي متن پخش كرديم. اما ديديم تقاضاهايي وجود دارد كه ميگويد روش قبلي بهتر بود. تامين برنامه ما به اين سمت رفته كه با همان قالب گفتوگو محور برنامه را احيا كند.
در حوزه تحليل سينما بجز سينما چهار برنامههاي راز و نشاني را هم پخش كرديد كه نگاه عميقتري به سينما داشت. برنامه نشاني به چه صورت ادامه پيدا ميكند؟
برنامه نشاني را با همكاري حوزه هنري توليد ميكرديم. آنها پيشنهاد كردهاند برنامه را به صورت مناسبتي جلو ببريم. مثلا در ماه محرم ميتوانيم به تحليل فيلمهاي عاشورايي بپردازيم. در دهه فجر بحث سينما و انقلاب اسلامي را دنبال ميكنيم. در فصل نوروز هم سراغ يك موضوع تخصصي ميرويم. برنامه نشاني بازخوردهاي خوبي داشت. به ما ميگفتند جاي بحثهاي تحليلي سينما در تلويزيون خالي است. ما تلاش كرديم اين خلا را پر كنيم. در نشاني به سينماي دفاع مقدس و سينماي ديني پرداختيم.
ما در انعكاس اخبار جشنوارههاي داخلي فعال شدهايم. الان داريم كارهاي جشنواره سينما حقيقت را دنبال ميكنيم. در اين حوزهها تلاش كردهايم فعالانه برخورد كنيم. مسابقه چهار سه دو يك هم سري دومش ضبط شده است. در سري جديد مسابقه به شكل عملي و حضوري اجرا ميشود.
برخي تهيهكنندگان هنرمندان شاخص مثل همايون اسعديان، حاتميكيا و پرويز پرستويي را به برنامههايشان ميآورند. اين گونه برنامهها بازخورد بيشتري نسبت به بقيه دارند. در ديگر كارهايتان چقدر تلاش ميكنيد آدمهاي شناخته شده را به برنامه بياوريد؟
من مهمانان شاخص برنامههاي ديگر را ميتوانم اسم ببرم. در برنامه زاويه آقاي مهدي نصيري و غرويان راجع به فلسفه و مكتب تفكيك با هم مناظره ميكردند. بحث خيلي پر سر و صدايي بود. چهرههاي ما چهرههاي فرهنگي هستند. ما نميتوانيم بازيگران آنچناني سينما و فوتباليستهاي سرشناس را بياوريم. كساني كه با حوزههاي فرهنگي آشنا باشند مهمانهاي ما برايشان برجسته است. مردم عادي شايد آنها را نشناسند. در سينما سعي ميكنيم به دنبال افراد انديشمند برويم. كساني كه آثار فاخر توليد كردهاند و جزو چهرههاي فرهنگي محسوب ميشوند.
سري جديد برنامه راز چه زماني پخش ميشود؟
آقاي طالبزاده پنج تا شش گفتوگوي اختصاصي با چند شخصيت برجسته داشته، مثلا با پسر اوليور استون كه به ايران آمده بود، گفتوگو داشت. راجع به مسائل ايران، بيداري اسلامي و آمريكا با افراد برجسته گفتوگو كردهاند. اين مصاحبهها در حال صداگذاري است. اميدواريم بتوانيم در آيندهاي نزديك اينها را پخش بكنيم.
زماني كه مجله تئاتر راه افتاد خيليها گفتند يك نود تئاتري به برنامههاي تلويزيون اضافه شد. در حالي كه پيشتر از اصطلاح نود سينمايي يا نود سياسي هم استفاده شده بود. شما خودتان به دنبال ساخت يك نود تئاتري بوديد؟
من تعبير نود را نميپسندم. برنامه نود به يك حوزه خاصي ميپردازد. شايد ما به خاطر كمبود اصطلاحات واژه نود را اينقدر به كار ميبريم. ما ميخواهيم به وظيفه خودمان عمل كنيم. نميخواهيم از كسي تقليد كنيم. نه از نود و نه از هفت و نه از چيز ديگر. ما ميخواهيم يك خلأ را پر كنيم. رسانه ملي از ما خواسته در حوزه تئاتر انحصارا و تخصصا فعال باشيم. ما احساس كرديم دغدغههاي اهل تئاتر جايي گفته نميشود. اهل تئاتر نقش مهمي در شكلگيري سينماي كشور دارند. تئاتر، پايه و اساس سينماست.
ما خواستيم روي اين رشته مادر سرمايهگذاري كنيم. ميخواستيم مجله تئاتر داشته باشيم. نه نود هستيم و نه هفت و نه چيز ديگر. چون رويكرد چالشي و نقادي داريم مجله تئاتر به اين شكل درآمده است. اگر شما ميخواهيد تعبير نود تئاتر داشته باشيد مشكلي ندارد . اما ما تلاش داشتيم كار جديدي انجام بدهيم. مجله تئاتر در اين چند ماهي كه روي آنتن رفته در حد خودش بسيار موفق بوده است. اين برنامه در دورهاي روي آنتن رفت كه اوضاع مديريت تئاتر بحراني بود و مسوولان تئاتر كشور استقبال خوبي از اين برنامه كردند.
شما تنها شبكهاي هستيد كه در تمام برنامه هايتان مجبوريد از مجري ـ كارشناس استفاده كنيد. درست است؟
به خاطر سطح مباحثمان اين الزام براي ما ايجاد شده است. مجريهاي ما بايد خودشان در يك زمينه فعال و اهل مطالعه باشند.
قبول داريد كه در تلويزيون به لحاظ داشتن مجري ـ كارشناسهاي توانمند كمبود داريم؟
به نظر من اسمش بحران است. كمبود نداريم. بحران داريم. كارشناسان زيادي بيرون از سازمان داريم كه يا علاقهمند نيستند يا شرايط حضور در رسانه را ندارند. بعضيها چهره يا صداي مناسب ندارند. بعضيها به جهت روحيات و خلقيات شان آمادگي حضور در حد يك مجري را ندارند.
رسانه بايد تلاش جدي براي تربيت مجري ـكارشناسها داشته باشد. الان متاسفانه وقتي به بسياري از اهل فكر بيرون مراجعه ميكنيم و پيشنهاد اجرا ميدهيم، آنها نميپذيرند. چون خيال ميكنند اجرا يك نوع توهين به شأنشان است. به نظر من بزرگترين خدمت فرهنگي اين است كه يك صاحب فكر بيايد و در يك برنامه تلويزيوني در قالب يك مجري بحثي را به مردم عرضه كند. آقاي طالبزاده يك آدم فرهنگي است.
چرا ميآيد اجراي تلويزيوني را ميپذيرد؟ چون دغدغههاي شخصي ايشان الزام ميكند. آقاي منصوري لاريجاني، استاد دانشگاه است. اما اجراي معرفت را به عهده ميگيرد. ما در شبكه چهار به سمت اهل فكر و انديشه دست طلب دراز ميكنيم. اميدوارم اينها به سمت رسانه بيايند و حضور پيدا كنند.
شبكه چهار چند برنامه موفق در حوزه روانشناسي دارد. برنامههايي مثل روي خط باشيد و تا خوشبختي راهي نيست كه به سوالات روانشناسانه مردم پاسخ ميدهند مخاطبان زيادي دارند. شبكه چهار در حوزه روانشناسي چه اهداف و سياستهايي دارد؟
عموم مردم به دو حوزه خيلي علاقهمندند. يكي موضوع بهداشت و سلامت و ديگري بحثهاي روانشناسي و تربيتي. شبكه چهار با روانشناسان ارتباطات خوبي دارد. اين شبكه بايد پلي باشد بين مردم و روانشناسان كشور. شهرنشيني و زندگي مدرن همه ما را دچار مشكلات فكري و روحي و رواني كرده است. زندگي دراين برجهاي سيماني ما را دچار فشارهاي روحي كرده است. مخاطب رسانه بايد بتواند پرسشهاي خودش را از روانشناسان داشته باشد.
برخي به ما ميگفتند شما بايد برنامههاي روانشناسي تخصصي بسازيد. تاكيد ميكردند نبايد گفتوگوي تلفني با مردم داشته باشيد. چون در برنامه روي خط باشيد مردم سوالاتشان را ميپرسيدند. من به اين دوستان گفتم بحث نظري روانشناسي فايدهاي ندارد. مثل پزشكي كه دائم درباره قلب و كليه و روده و معده صحبت كند اما نتواند مشكلي را در جامعه حل كند. ما بايد يك كارگاه آموزشي برگزار كنيم.
وقتي روانشناس مشكلات مردم را تحليل ميكند اين خودش يك كلاس روان شناسي براي دانشجويان اين رشته است. اين كه انتظار داشته باشند شبكه 4 صرفا مباحث نظري و انتزاعي را پيگيري كند برداشت غلطي است. شبكه چهار ميتواند مباحث فكري را به زندگي روزمره و جاري مردم ارتباط دهد و تلاش كند مشكلي را حل كند.
احسان رحيمزاده - راديو و تلويزيون
تقي رستموندي ، مدير شبكه چهار در اين مصاحبه تاكيد ميكند كلاسهاي اين دانشگاه بايد به گونهاي برگزار شوند كه براي قشر بيشتري از مردم قابل استفاده باشد.
رستموندي از دو سال پيش، مديريت اين شبكه را به عهده گرفته است. او مدرك دكتري علوم سياسي از دانشگاه تربيت مدرس دارد و پيشتر سمتهايي چون مدير كل پخش اخبار صدا و قائم مقامي شبكه خبر را تجربه كرده است.
با اين مدير تلويزيوني درباره سياستهاي شبكه چهار ، برنامههاي در دست ساخت و حاشيه و متن فعاليتهاي برنامهسازان اين شبكه به گفتوگو نشستيم.
شبكه چهار در تبليغاتش خودش را شبكه نخبگان و فرهيختگان معرفي ميكند. اگر شما به اين نامگذاري اعتقاد داريد توضيح بدهيد خودتان چه تعريفي از قشر نخبه و فرهيخته داريد؟ به عبارت ديگر چه افرادي از جامعه در دايره نخبگان قرار ميگيرند و چه افرادي بيرون از اين دايره ميمانند؟
در اسناد سازماني، جايي كه درباره ماموريت شبكهها بحث شده شبكه چهار شبكه نخبگان و فرهيختگان نام گرفته است. فرهيختگان مشتمل بر تمام كساني است كه در حوزه فرهنگ فعالاند. يعني اهالي فرهنگ و علاقه مندان به مباحث فرهنگي، كساني كه دغدغههاي فرهنگي دارند و...
مولفان، مترجمان، هنرمندان، مورخان، اديبان و.... همه جزو فرهيختگان هستند. فرهنگ، واژه بسيار فراگيري است و از نظر دامنه سني ميتواند از دوره پايان دبيرستان تا كهنسالي را شامل شود.
واژه نخبه به كساني اطلاق ميشود كه در يك رشته خاص از اعتبار و جايگاه ويژهاي برخوردارند و مهارت ويژهاي در آن فن و هنر خاص دارند. نخبگان چون سرآمد هستند به نسبت فرهيختگان تعدادشان كمتر است.
در حوزه نقاشي ما كسي را نخبه تلقي ميكنيم كه فرد شاخص و سرآمد در آن رشته باشد. در اين رشته تعداد سرآمدان كم است. به كساني ميگوييم فرهيخته كه علاقهمند به نقاشي يا هنرهاي ديگر باشند. از لحاظ تعداد جمعيتي، نخبه يا سرآمد دربرگيرياش كمتر از فرهيختگي است.
با اين تعريف ميتوان گفت شبكه چهار تنها شبكهاي است كه ميتوان براي مخاطبانش طيف سني مشخص كرد. به عنوان مثال ميبينيم كه شبكههاي ديگر براي كودكان و نوجوانان هم برنامه پخش ميكنند. يا شبكه سه كه به جوانان و بزرگسالان ميپردازد. شما دقيقا براي چه طيف سني برنامه پخش ميكنيد؟
طيف سني را ميشود حدس زد. من خودم تحقيق يا پژوهشي نديده ام كه براي شبكه طيف سني مشخص كرده باشد. از يك سني علاقههاي اهل فرهنگ تحريك ميشود. براي نمونه ما نميتوانيم دانشآموز دوره دبستان را فرهيخته به حساب بياوريم. از دوره راهنمايي دانشآموزاني را ميبينيم كه داستان مينويسند يا ترجمه ميكنند. اينها را ميتوانيم در كف طيف سني فرهيخته به حساب بياوريم.
از آن طرف برنامهاي مثل ارديبهشت را ميبينيم كه فقط مخاطبان زن را هدف قرار ميدهد. پرداختن به مسائل جامعه زنان به رويكرد شبكه چهار برمي گردد يا اين كه در ارديبهشت هم قرار است سراغ زنان نخبه برويد و مثل ديگر برنامههايتان عمل كنيد؟
در برنامههايي مثل ارديبهشت سطح مباحث و سوژهها را متفاوت انتخاب ميكنيم. براي نمونه شبكههاي پنج و يك هم برنامه سيماي خانواده دارند. اما مباحثشان عموميتر است و دامنه گستردهتري از موضوعات را در نظر ميگيرند. براي نمونه ممكن است بحث آشپزي در سيماي خانواده مطرح بشود. اما جنس موضوع ارديبهشت خاص است. اين سوژهها حدي از تخصص را در برميگيرد. ما در رابطه با حقوق زنان بحث ميكنيم. يك جامعه شناس، حقوقدان، قاضي و... ميتواند درباره اين موضوع صحبت كند.
نوع انتخاب سوژهها، سطح مباحث و كارشناسان آن برنامه شبكه چهاري است. قشر خاصي از علاقه مندان آن مباحث فرهنگي بحثها را دنبال ميكنند.
براي آن كه برنامهها به قول خودتان شبكه چهاري شود بيشتر به مضمون توجه داريد يا ساختار؟ نخبهگرايي يك معنايش اين است كه شما به سمت موضوعات عامه پسند نرويد. معناي ديگرش اين است كه موضوعات تخصصي را با زباني همه فهم بيان كنيد. يعني در ساختار برنامه جذابيتهايي ايجاد كنيد كه قشر بيشتري از مردم بتوانند با محتواي مورد نظر ارتباط برقرار كنند. شما كدام يك از اين دو رويكرد را در نظر گرفتهايد؟
بعضيها در ذهنشان اين نكتهاي كه شما گفتيد تبديل به يك معما شده است. چگونه ميشود اين دو را كنار هم داشت؟ چطور ميشود هم شبكه ويژه فرهيختگان داشت و جوري صحبت كرد كه مردم عادي هم متوجه شوند؟ ما با دوستانمان به اين توافق رسيده ايم كه ما رسانه هستيم. صرفا دانشگاه نيستيم. حضرت امام ميگفتند تلويزيون يك دانشگاه عمومي است. بحثهاي ما با بحثهاي دانشگاهي شباهت دارد. اما صرفا و انحصارا دانشگاه نيستيم. بين رسانه و دانشگاه تمايز قائليم. مديوم تلويزيون براي خودش داراي تكنيكها و فنوني است كه ميتواند به جذابيت برنامه كمك كند. شما ميتوانيد يك برنامه تخصصي را با فنون تلويزيوني آن چنان جذاب كنيد كه يك بچه دبستاني هم نگاه بكند.
چند هفته پيش ما برنامهاي داشتيم راجع به فرمول فيثاغورث. اين فرمول يك بحث هندسي است. طبق آنچه در اين برنامه مطرح شد بيش از 300 راه حل براي اثبات اين فرمول پيدا كردهاند. اين برنامه يك مستند كاملا علمي و تخصصي بود. اما دختر 10 سالهام همپاي من تا انتهاي برنامه را تماشا كرد. ما درباره اهرام ثلاثه مصر مستندي پخش كرديم. چند نسل مختلف ميتوانند اينها را نگاه كنند. اگر از تكنيكهاي تلويزيوني بخوبي استفاده شود ميشود يك بحث پيچيده و تخصصي علمي را در اختيار مخاطب گذاشت. دايره اول ما مخاطب خاص شبكه چهار يعني فرهيختگان است. اين دايره ميتواند متنوعتر و گستردهتر شود تا جايي كه حتي يك بچه دبستاني، مستندي علمي را دنبال كند.
ما در تابستان يك برنامه گفتوگو محور علمي به نام كندو پخش ميكرديم. آنجا چهار پنج نفر با هم گفتوگو ميكردند. در اين برنامه يك سري اجسام را به برنامه ميآوردند. يك بار بحثشان درباره سنگ پا بود. يك سنگ پا را داخل ظرف آب انداختند و پرسيدند چرا اين سنگ روي آب ميايستد.
چون سنگ بايد طبيعتا زير آب برود. نحوه ارائه بحث به بالا بردن ميزان مخاطبان كمك ميكند. اگر براي مباحث ما به ازاي تصويري در نظر گرفته شود يك بحث علمي هم ميتواند مخاطبان فراتر از قشر فرهيختگان داشته باشد. ما در برنامههايي موفق به اين كار شدهايم و بعضا هم نشدهايم.
يعني برنامه بسيار پيچيده شده است. بحثهاي آقاي ابراهيمي ديناني در برنامه معرفت، تخصصي و فلسفي است. اما ما از اقشار مختلف جامعه بازخوردهاي خوبي داريم كه نشان ميدهد به برنامه توجه ميكنند. استفاده از تكنيكهاي تلويزيوني و پيدا كردن مابه ازاهاي تصويري ميتواند در گستردهتر كردن مخاطب كمك كند.
آمار نشان ميدهد دو سال پيش در 6 ماهه اول سال 88 تعداد 55 هزار پيامك داشتهايم. در 6 ماهه اول سال 90 بيش از 440 هزار پيامك دريافت كردهايم. يعني ارتباط مخاطب با شبكه ما هشت برابر شده است. اگر دوستان ما در گروههاي مختلف همت كنند اين ميزان ميتواند بيشتر هم بشود.
منظورتان اين است كه شما هيچگاه سراغ موضوعات عاميانه نميرويد، اما همواره سعي ميكنيد جوري حرف بزنيد كه مردم عادي هم متوجه منظورتان بشوند؟
نميشود اين حكم كلي را داد. من برايتان مثال ميزنم. فلسفه در دنيا به سمت زندگي عيني و كاربردي رفته است. امروزه حتي فلسفه براي كودكان به عنوان يك شاخه علمي معرفي شده است. ما به معاونت سيما پيشنهاد داديم برنامهاي با عنوان فلسفه براي كودكان داشته باشيم. ما ميخواهيم به كودكان آموزش بدهيم كه چگونه فلسفي بينديشند. آموزش خردورزي به كودكان هدف اين برنامه است.
الان مشكل بزرگ اجتماعي ما اين است كه برخي مردم ما رفتارهاي احساسي و خرد گريزي دارند. ما به عنوان يك ضرورت بايد سراغ سنين پايين تا بالاي آموزش و پرورش برويم و روش خردورزي را به مردم آموزش بدهيم. شايد مخاطب ما عام باشد. نبايد به ما ايراد بگيرند كه چرا شبكه چهار وارد موضوعات مخاطب عام شده است. جواب ما اين است كه فلسفه به اين سمت رفته است.
فلسفه به سمت گفتوگو با كودكان رفته است تا به آنها ياد بدهد چطور فلسفي بينديشند. بايد توجه كنيم كار ظريف و پيچيده است. ملاكهاي زيادي مطرح است كه شبكه چهار به اين سمت برود يا نه. ما علاقهمند بوديم يك برنامه كودك در شبكه چهار داشته باشيم.
يعني كودكان را فرهيخته محسوب كنيم. به آنها كتاب معرفي كنيم و بخواهيم دست به قلم بشوند. بعضي از كودكان ديگر شايد ذوق سرودن شعر داشته باشند. به صرف اين كه كودك سنش پايين است نبايد فرض كنيم نميشود بحثهاي پيچيده را با او مطرح كرد. يك فيلسوف ميتواند با كودكان درباره انديشه اعتقاد به خداوند صحبت كند. بايد اين سعه صدر وجود داشته باشد كه شبكه چهار بتواند وارد اين حوزههاي كمتر شناخته شده هم بشود.
با اين تعريفي كه شما ارائه كرديد بين رويكرد شبكه چهار و شبكه آموزش تداخل پيش ميآيد. چون آنها هم سعي دارند يكسري مسائل را در حوزههاي علمي و تخصصي به مردم آموزش دهند. شما اين تداخل را حس كردهايد؟
رستموندي: بحثهاي آقاي ابراهيمي ديناني در برنامه معرفت، تخصصي و فلسفي است. اما ما از اقشار مختلف جامعه بازخوردهاي خوبي داريم كه نشان ميدهد به برنامه توجه ميكنند
رويكرد آنها آموزشي است، اما رويكرد ما آموزشي نيست. ما نميخواهيم صرفا مخاطب خودمان را يك نوع تعيلم گيرنده فرض كنيم. ما از جذابيتهاي علم استفاده ميكنيم و دنبال آگاهسازي و آشناسازي هستيم. مخاطب شبكه چهار بايد با آخرين تحولات علمي آشنا بشود. در ضمن همه شبكهها با هم همپوشانيهايي دارند. هم ما و هم شبكه آموزش بايد تلاش كنيم در حوزه ماموريت خودمان فعاليت كنيم. كار ما بيشتر آشناسازي است. شبكه آموزش رويكرد تعلمي دارد.
برنامه طلوع يكي از بهترين توليدات شبكه چهار است، چون با زباني ساده و همه فهم درباره موضوعات تخصصي صحبت ميكند. شما چه نظري درباره برنامه طلوع داريد؟
طلوع چون يك برنامه صبحگاهي است قصد دارد دانش عمومي را براي مردم مطرح كند. در آن ساعت مردم در حال خروج از خانه و رفتن به سمت محل كارشان هستند؛ بنابراين زياد فرصت ندارند بحثهاي پيچيده را دنبال كنند. آنجا سطح مباحث بايد بهگونهاي عمومي در نظر گرفته شود تا فرد در يك فرصت چند دقيقهاي بخشي از بحث را گوش كند و استفاده ببرد. شعار آنها عموميسازي علم است. ميخواهند مردم را با نقش علم و نگاه علمي در پيشرفت مطرح بسازند.
نميتوانيد رويكرد طلوع را در ديگر برنامهها هم تكرار كنيد؟ مثلا بياييد و ادبيات را هم عموميسازي كنيد. خيلي از شعرها به زندگي روزمره مردم راه يافته است. ادبيات يك موضوع تخصصي است و نخبگان جامعه به سراغش ميروند. اما عامه مردم با بخش ديگري از ادبيات ارتباط برقرار كردهاند. سوال من اين است كه آيا ميشود رويكرد برنامه طلوع را در ديگر حوزهها هم دنبال كرد؟
بله، ميشود. ما نبايد خودمان را محدود به قشر فرهيخته بكنيم. ما ميتوانيم براي هر برنامه يك مخاطب اصلي و يك مخاطب فرعي تعريف بكنيم. مخاطب اصلي ما ميتواند قشر فرهيخته باشد. اما كسي ما را منع نميكند كه جمعيت بيشتري مخاطبمان باشد. در شبكه چهار بايد يك تعداد برنامه خاص مثل طلوع را اين طور هدايت كرد. نميتوان انتظار داشت همه برنامههاي شبكه چهار اين طوري بشود. در اين حالت شبكه چهار هم شبيه شبكههاي ديگر ميشود.
در حوزه ادبيات داريم برنامه جذابي درباره شعر طنز ميسازيم. قصدمان اين است كه شعر را هم عمومي كنيم. به اين معنا كه از طبع بذلهگو و لطيفه گو و خندان جامعه براي گسترش قالب شعر استفاده كنيم. اين برنامه ميتواند مفرح و فرهنگي باشد. در حالي كه ميبينيم گهگاه تفريحهاي ما به فرهنگ لطمه ميزند.
اين برنامه ميتواند موضوع محور باشد. ما فهرستي تهيه كردهايم و به دوستان گفتهايم درباره ازدواج، طلاق، مدركگرايي و... هر شعر طنزي دارند بياورند. از مخاطبان برنامه هم ميخواهيم براي ما سرايش شعر داشته باشند. اينجوري ميخواهيم شعر طنز را عمومي كنيم. در قالبهاي ديگر هم چنين آزموني خواهيم داشت.
در حوزه كارهاي معارفي، جمعهها سخنرانيهاي آقاي الهي قمشهاي را پخش ميكرديد كه مخاطبان بيشماري داشت. به نظر شما رمز موفقيت آن برنامه چه بود؟
آقاي قمشهاي لحن جذاب و كلام گيرايي داشت. چهرهشاد ايشان براي مخاطبان جذاب بود. وگرنه او هم حرفهاي تخصصي ميزند. محور بحث ايشان عشق و محبت و زيبايي و جستجوي حقيقت است. اين مفاهيم فلسفي در قالب ادبيات ما جلوهگر شده است. وي سطح بحث را پايين نياورده است. كاملا استانداردها را حفظ ميكند. عوامل كمكي جذابيت برنامه را بيشتر ميكردند. من يادم ميآيد مجله سروش يك شمارهاش را به اين برنامه اختصاص داد. حتي چهره الهيقمشهاي را تحليل كرده بود.
پخش اين برنامه به چه صورت بود؟ برنامهها اختصاصا براي شبكه چهار تهيه شده بود؟
براساس توافقي كه با دفتر ايشان انجام شده بود دوستان به مكانهاي مختلف ميرفتند و سخنرانيهايشان را ضبط ميكردند. الان، هم حضور ايشان كمتر شده و هم دفتر ايشان زياد با ضبط سري جديد موافقت نكرده است. از جانب ما درخواست براي ضبط برنامه شان همچنان هست.
برنامههاي دور ميز شب و دو قدم مانده تا صبح هم جزو كارهاي پربيننده شبكه شما بودند. چرا پخششان ادامه پيدا نكرد؟
ما اين برنامه را تعطيل نكرديم. تا نوروز 90 برنامه روي آنتن رفت. در شش ماهه اول امسال دوستان در تدارك برنامه جديد بودند. در دو سه هفته آينده يك برنامه جايگزين دوقدم مانده تا صبح ميشود. برنامه جديد از شنبه تا چهارشنبه پخش ميشود. اين برنامه هر شب به يك موضوع مثل ادبيات، تاريخ، هنر و جامعه ميپردازد. به لحاظ ساختار و تكنيك با دو سري قبل متفاوت است. اين برنامه هزار و يك شب نام دارد. هزار و يك شب سابقهاي فرهنگي دارد. ما ميخواهيم قصه فرهنگ كشور را نقل كنيم. اميدواريم اين برنامه واقعا هزار و يك شب ادامه پيدا كند.
اين دو برنامه بحثهاي چالشي خوبي را در حوزه فرهنگ و هنر مطرح ميكردند. چندين بار هم در برنامه حرفهايي زده شد و مهمانان از خطوط قرمز رسانه ملي گذر كردند. البته اين اتفاق با توجه به زنده بودن برنامه طبيعي است. به نظر شما چطور ميشود از بروز چنين اتفاقاتي پيشگيري كرد يا اين كه حجمشان را كاهش داد؟
من يك تجربه حرفهاي دارم. اين كه ميگويند خط قرمز و حرفهاي مگو وجود دارد، درست است. اما من به شكل حداقلي به اين ماجرا نگاه ميكنم. من فكر ميكنم در كشور ما به اندازه كافي آزادي بيان داريم. اما هنر بيان يك چيز ديگر است. آنها كه هنر بيانشان ضعيف است دچار مشكل ميشوند. ما اگر بلد باشيم چگونه سخن بگوييم و با جامعه ايراني و افكار عمومي و رسانه ملي و اهداف نظام آشنا باشيم، ميتوانيم وارد حوزههاي خط قرمزي بشويم و سالم بيرون بياييم. يك حوزههايي واقعا ميدان مين است. شما اگر رعايت نكنيد و پايتان را روي مين بگذاريد منفجر و آزادي بيان منتفي ميشود. شما بايد بلد باشيد چطور از ميدان مين عبور كنيد. اگر مهارت خنثي كردن مينها را داشته باشيد موفق ميشويد . يكي از اصول جنگ نرم اين است كه در ميدان خودتان دلسوزانه انتقاد كنيد و وارد ميدان دشمن نشويد. اين يك هنر است.
شما رفتن به ميدان مين و سالم بيرون آمدن از آن را به تهيهكنندههايتان آموزش ميدهيد؟
اين يك كار جمعي است. همه مان بايد بلد باشيم. از من مدير شبكه تا مجري و تهيهكننده و رئيس سازمان صدا و سيما همه بايد با فنون حضور در ميادين جنگ نرم وارد باشيم. ممكن است من به برنامهساز بگويم وارد حوزههايي بشو، اما به دليل ناآشنايي آنها بحث منحرف بشود. كار رسانهاي يك كار جمعي است.
در حال حاضر شبكه چهار دارد اولين سريالش با نام نامهها را توليد ميكند. البته آنطور كه كارگردان ميگفت اسم اين سريال را بايد مجموعه نمايشي گذاشت و اصطلاح سريال براي اين كار درست نيست. درباره اين مجموعه كمي توضيح بدهيد.
ما اسمش را تله پلي گذاشته ايم. تله پلي فراتر از تله تئاتراست. تله تئاتر در يك ساختمان ضبط ميشود. ما به جاي اين كه در يك مكان دربسته باشيم يك خانه باغ را در نظر گرفتهايم. البته تصاوير بيروني هم داريم. در اين حد كه شخصيتها از در بيرون ميروند. اين كار يك مرحله مياني بين تلهتئاتر و سريال است.
چرا در اين مدت شبكه چهار هيچ سريالي نساخته است؟ مديران شبكه علاقهاي نداشتهاند يا به علت محدوديتهاي مالي اين اتفاق نيفتاده است؟
رستموندي: ميخواستيم مجله تئاتر داشته باشيم. نه نود هستيم و نه هفت و نه چيز ديگر. چون رويكرد چالشي و نقادي داريم مجله تئاتر به اين شكل درآمده است. اگر شما ميخواهيد تعبير نود تئاتر داشته باشيد مشكلي ندارد
سريالسازي به دليل هزينههاي هنگفتش در شبكه4 ميسر نيست. با هزينه اندكي نسبت به تله تئاتر ما به تلهپلي رسيديم. تله پلي اين امكان را به ما داده كه به جذابيت بصريمان اضافه كنيم. فكر ميكنم مجموعه نامهها در آذر ماه پخش بشود و يك نقطه عطف در كارهاي نمايشي باشد.
در آينده تلهپليهاي ديگر هم خواهيد ساخت؟
اين تلهپلي با كمك ريالي معاونت سيما بوده است. آقاي دارابي از اين كار استقبال كردند. گفتند اگر طرحهاي خوب نوشته شود، حمايت ميكنيم. ما دو طرح نوشته شده داريم كه آن را به معاونت سيما ارائه ميكنيم. اميدواريم براي نوروز يا تابستان 91 آماده پخش بشوند.
در رابطه با تله فيلم چه وضعيتي داريد؟ چون به لحاظ آماري به نظر ميرسد شبكه چهار توليدات كمتري نسبت به ديگر شبكهها دارد.
شبكه چهار در طول سال حدود 10 تله فيلم ميسازد. سقف تعهد ما همين مقدار بوده است.
تله فيلم ما شبكه چهاري ساخته ميشود و تعريف خاصي دارد. متنها عمدتا مربوط به فلسفه و معناي زندگي است. يعني چيزهايي كه مخاطب را وادار به انديشيدن ميكند. بيشتر تله فيلمهاي شبكههاي ديگر ويژگي سرگرمكنندگي دارند. تله فيلمهاي ما به دنبال ايجاد تفكر هستند.
برنامه سينما چهار قبلا بخش تحليل و بررسي مفصلتري داشت. چرا در حال حاضر اين بخش مختصر شده است؟
ما ميخواستيم قالب گفتوگو محور را تغيير بدهيم. همان تحليل را به شكل گزارش و صداي متن پخش كرديم. اما ديديم تقاضاهايي وجود دارد كه ميگويد روش قبلي بهتر بود. تامين برنامه ما به اين سمت رفته كه با همان قالب گفتوگو محور برنامه را احيا كند.
در حوزه تحليل سينما بجز سينما چهار برنامههاي راز و نشاني را هم پخش كرديد كه نگاه عميقتري به سينما داشت. برنامه نشاني به چه صورت ادامه پيدا ميكند؟
برنامه نشاني را با همكاري حوزه هنري توليد ميكرديم. آنها پيشنهاد كردهاند برنامه را به صورت مناسبتي جلو ببريم. مثلا در ماه محرم ميتوانيم به تحليل فيلمهاي عاشورايي بپردازيم. در دهه فجر بحث سينما و انقلاب اسلامي را دنبال ميكنيم. در فصل نوروز هم سراغ يك موضوع تخصصي ميرويم. برنامه نشاني بازخوردهاي خوبي داشت. به ما ميگفتند جاي بحثهاي تحليلي سينما در تلويزيون خالي است. ما تلاش كرديم اين خلا را پر كنيم. در نشاني به سينماي دفاع مقدس و سينماي ديني پرداختيم.
ما در انعكاس اخبار جشنوارههاي داخلي فعال شدهايم. الان داريم كارهاي جشنواره سينما حقيقت را دنبال ميكنيم. در اين حوزهها تلاش كردهايم فعالانه برخورد كنيم. مسابقه چهار سه دو يك هم سري دومش ضبط شده است. در سري جديد مسابقه به شكل عملي و حضوري اجرا ميشود.
برخي تهيهكنندگان هنرمندان شاخص مثل همايون اسعديان، حاتميكيا و پرويز پرستويي را به برنامههايشان ميآورند. اين گونه برنامهها بازخورد بيشتري نسبت به بقيه دارند. در ديگر كارهايتان چقدر تلاش ميكنيد آدمهاي شناخته شده را به برنامه بياوريد؟
من مهمانان شاخص برنامههاي ديگر را ميتوانم اسم ببرم. در برنامه زاويه آقاي مهدي نصيري و غرويان راجع به فلسفه و مكتب تفكيك با هم مناظره ميكردند. بحث خيلي پر سر و صدايي بود. چهرههاي ما چهرههاي فرهنگي هستند. ما نميتوانيم بازيگران آنچناني سينما و فوتباليستهاي سرشناس را بياوريم. كساني كه با حوزههاي فرهنگي آشنا باشند مهمانهاي ما برايشان برجسته است. مردم عادي شايد آنها را نشناسند. در سينما سعي ميكنيم به دنبال افراد انديشمند برويم. كساني كه آثار فاخر توليد كردهاند و جزو چهرههاي فرهنگي محسوب ميشوند.
سري جديد برنامه راز چه زماني پخش ميشود؟
آقاي طالبزاده پنج تا شش گفتوگوي اختصاصي با چند شخصيت برجسته داشته، مثلا با پسر اوليور استون كه به ايران آمده بود، گفتوگو داشت. راجع به مسائل ايران، بيداري اسلامي و آمريكا با افراد برجسته گفتوگو كردهاند. اين مصاحبهها در حال صداگذاري است. اميدواريم بتوانيم در آيندهاي نزديك اينها را پخش بكنيم.
زماني كه مجله تئاتر راه افتاد خيليها گفتند يك نود تئاتري به برنامههاي تلويزيون اضافه شد. در حالي كه پيشتر از اصطلاح نود سينمايي يا نود سياسي هم استفاده شده بود. شما خودتان به دنبال ساخت يك نود تئاتري بوديد؟
من تعبير نود را نميپسندم. برنامه نود به يك حوزه خاصي ميپردازد. شايد ما به خاطر كمبود اصطلاحات واژه نود را اينقدر به كار ميبريم. ما ميخواهيم به وظيفه خودمان عمل كنيم. نميخواهيم از كسي تقليد كنيم. نه از نود و نه از هفت و نه از چيز ديگر. ما ميخواهيم يك خلأ را پر كنيم. رسانه ملي از ما خواسته در حوزه تئاتر انحصارا و تخصصا فعال باشيم. ما احساس كرديم دغدغههاي اهل تئاتر جايي گفته نميشود. اهل تئاتر نقش مهمي در شكلگيري سينماي كشور دارند. تئاتر، پايه و اساس سينماست.
ما خواستيم روي اين رشته مادر سرمايهگذاري كنيم. ميخواستيم مجله تئاتر داشته باشيم. نه نود هستيم و نه هفت و نه چيز ديگر. چون رويكرد چالشي و نقادي داريم مجله تئاتر به اين شكل درآمده است. اگر شما ميخواهيد تعبير نود تئاتر داشته باشيد مشكلي ندارد . اما ما تلاش داشتيم كار جديدي انجام بدهيم. مجله تئاتر در اين چند ماهي كه روي آنتن رفته در حد خودش بسيار موفق بوده است. اين برنامه در دورهاي روي آنتن رفت كه اوضاع مديريت تئاتر بحراني بود و مسوولان تئاتر كشور استقبال خوبي از اين برنامه كردند.
شما تنها شبكهاي هستيد كه در تمام برنامه هايتان مجبوريد از مجري ـ كارشناس استفاده كنيد. درست است؟
به خاطر سطح مباحثمان اين الزام براي ما ايجاد شده است. مجريهاي ما بايد خودشان در يك زمينه فعال و اهل مطالعه باشند.
قبول داريد كه در تلويزيون به لحاظ داشتن مجري ـ كارشناسهاي توانمند كمبود داريم؟
به نظر من اسمش بحران است. كمبود نداريم. بحران داريم. كارشناسان زيادي بيرون از سازمان داريم كه يا علاقهمند نيستند يا شرايط حضور در رسانه را ندارند. بعضيها چهره يا صداي مناسب ندارند. بعضيها به جهت روحيات و خلقيات شان آمادگي حضور در حد يك مجري را ندارند.
رسانه بايد تلاش جدي براي تربيت مجري ـكارشناسها داشته باشد. الان متاسفانه وقتي به بسياري از اهل فكر بيرون مراجعه ميكنيم و پيشنهاد اجرا ميدهيم، آنها نميپذيرند. چون خيال ميكنند اجرا يك نوع توهين به شأنشان است. به نظر من بزرگترين خدمت فرهنگي اين است كه يك صاحب فكر بيايد و در يك برنامه تلويزيوني در قالب يك مجري بحثي را به مردم عرضه كند. آقاي طالبزاده يك آدم فرهنگي است.
چرا ميآيد اجراي تلويزيوني را ميپذيرد؟ چون دغدغههاي شخصي ايشان الزام ميكند. آقاي منصوري لاريجاني، استاد دانشگاه است. اما اجراي معرفت را به عهده ميگيرد. ما در شبكه چهار به سمت اهل فكر و انديشه دست طلب دراز ميكنيم. اميدوارم اينها به سمت رسانه بيايند و حضور پيدا كنند.
شبكه چهار چند برنامه موفق در حوزه روانشناسي دارد. برنامههايي مثل روي خط باشيد و تا خوشبختي راهي نيست كه به سوالات روانشناسانه مردم پاسخ ميدهند مخاطبان زيادي دارند. شبكه چهار در حوزه روانشناسي چه اهداف و سياستهايي دارد؟
عموم مردم به دو حوزه خيلي علاقهمندند. يكي موضوع بهداشت و سلامت و ديگري بحثهاي روانشناسي و تربيتي. شبكه چهار با روانشناسان ارتباطات خوبي دارد. اين شبكه بايد پلي باشد بين مردم و روانشناسان كشور. شهرنشيني و زندگي مدرن همه ما را دچار مشكلات فكري و روحي و رواني كرده است. زندگي دراين برجهاي سيماني ما را دچار فشارهاي روحي كرده است. مخاطب رسانه بايد بتواند پرسشهاي خودش را از روانشناسان داشته باشد.
برخي به ما ميگفتند شما بايد برنامههاي روانشناسي تخصصي بسازيد. تاكيد ميكردند نبايد گفتوگوي تلفني با مردم داشته باشيد. چون در برنامه روي خط باشيد مردم سوالاتشان را ميپرسيدند. من به اين دوستان گفتم بحث نظري روانشناسي فايدهاي ندارد. مثل پزشكي كه دائم درباره قلب و كليه و روده و معده صحبت كند اما نتواند مشكلي را در جامعه حل كند. ما بايد يك كارگاه آموزشي برگزار كنيم.
وقتي روانشناس مشكلات مردم را تحليل ميكند اين خودش يك كلاس روان شناسي براي دانشجويان اين رشته است. اين كه انتظار داشته باشند شبكه 4 صرفا مباحث نظري و انتزاعي را پيگيري كند برداشت غلطي است. شبكه چهار ميتواند مباحث فكري را به زندگي روزمره و جاري مردم ارتباط دهد و تلاش كند مشكلي را حل كند.
احسان رحيمزاده - راديو و تلويزيون
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


