روايت نخستين سفر ايرانيان به چين
محمد بزرگنیا در فیلم راه آبی ابریشم دوباره سراغ دغدغهها و علاقهمندیهای خودش رفته است، دغدغههایی كه میتوان رد آن را از اولین ساختههای او یعنی كشتی آنجلیكا تا فیلمهای بعدی او یعنی طوفان و جنگ نفتكشها پیدا كرد.

بزرگنیا در این گفتوگو وسوسه ساخت این فیلم را از همان زمان فیلم كشتی آنجلیكا میداند و با ذوق و شوق خاصی از دریانوردی ایرانیان و شگفتیهای آن میگوید.
طرح ابتدایی فیلم چگونه شكل گرفت؟
این طرحی بود كه از زمان ساخت كشتی آنجلیكا با آن برخورد كرده بودم. زمانی كه تحقیقات این پروژه را انجام میدادم با موضوع اولین سفر ایرانیان به چین و آغاز سفرهای اینچنینی برخورد كردم و همیشه هم معتقد بودم، چنین طرحی ظرفیت نمایشی خوبی دارد.
در همان زمان برای تحقیقات، كتابهای زیادی مطالعه میكردیم. به طور نمونه «تاریخ دریانوردی ایرانیان» كار اسماعیل رائین. در این كتاب به كتاب دیگری به عنوان «شگفتیهای جهان باستان» كه نسخه اصلی آن در یكی از كتابخانههای پاریس است و ما كپی آن را در كتابخانه ملی داریم، اشاره شده است.
در آن كتاب خاطرات تعدادی ناخدا و دریانورد درباره سفرهای طولانی كه شامل سفر به سواحل آفریقا، هند (و آنهایی كه جسارت بیشتری داشتند تا چین) مطالبی وجود داشت، البته نه به صورت سفرنامه؛ بلكه به طور مثال در كتاب عنوان شده بود كه در منطقهای به عنوان دیباجات، واحد پول چیست؟ چه رفتارهای اجتماعی دارند یا در چین چه اتفاقی شكل میگیرد و گمرك چین چگونه است.
با استناد به این مكتوبات مشخص بود سفری از بندر سیراف درخلیجفارس تا بندر خانفو در چین با همین كشتیهای بادبانی برای اولین بار انجام گرفته و این مسیر تجاری باز شده است. این یك فكر اولیه بود كه در همان زمان در حد یك طرح یك صفحهای باقی ماند.
پس دغدغه راه آبی ابریشم را از همان زمان داشتید؟
همیشه فكر میكردم این موضوع جالبی است و اگر شرایط تولید آن فراهم شود، قطعا آن را میسازم. تا اینكه در زمان مدیریت آقای جعفریجلوه در شبكه اول در جلسهای كه مربوط به موضوع دیگری بود، این طرح مطرح شد و این همزمان بود با ادعاهای پوچ كشورهای همسایه درباره هویت پارسی خلیجفارس.
من در همان زمان طرح را پیشنهاد دادم وعنوان كردم اگر وارد چنین پروژهای شویم بدون شعار میتوانیم بر هویت ایرانی خلیجفارس تآكید كنیم و بخشی از تاریخ پر افتخاردریانوردی ایرانیان را تصویر كنیم. طرح برای ساخت یك مجموعه تلویزیونی تصویب شد و قرار شد آقای بشكوفه كه در همان زمان درگیر تداركات «مدار صفر درجه» بودند، تهیهكنندگی كار را به عهده بگیرند. حدود 20 قسمت به صورت سیناپس نوشته شده بود كه با رفتن آقای جعفریجلوه از مدیریت شبكه اول سیما به معاونت سینمایی، ساختن سریال منتفی و طرح بایگانی شد.
دوباره بعد از مدتی در ملاقاتی با ایشان، از من خواستند در صورت امكان طرح را به یك فیلم سینمایی تبدیل كنم كه من هم پذیرفتم و كار با تشكیل یك گروه چهار نفره تحقیقاتی دوباره شروع شد.
تحقیقات به صورت میدانی و كتابخانهای انجام شد و حدود يكهزار فیش در ارتباط با تمام مسائل دریانوردی ایرانیان جمعآوری كردیم، نه تنها در آن دوره خاصی كه در فیلم مطرح میشود، بلكه 100 سال قبل و بعد از آن مورد بررسی قرار گرفت و در این ارتباط سفر نامههایی كه اشارهای به دریا داشت هم مطالعه شد.
چقدر برای تحقیقات فیلمنامه زمان صرف كردید؟
حدود یك سال و نیم تا دو سال این مرحله طول كشید تا ما به سیناپس یك فیلم سینمایی رسیدیم كه بعد به فیلمنامه تبدیل شد. بازنویسی نهایی بعد از دیدن لوكیشنها و ارزیابی امكانات تولیدی در داخل و خارج از ایران انجام گرفت و در نهایت به فیلمنامهای رسیدیم كه راه آبی ابریشم از آن ساخته شد.
آیا مشاورانی هم در بخش نگارش فیلمنامه داشتید؟
در مرحله نگارش مشاوری نداشتم، اما بعد از اتمام كار چند دوست و همكار، فیلمنامه را خواندند و پیشنهادهایی دادند، آنچه را پسندیدم در فیلمنامه اعمال كردم.
شما بعد از اتمام مراحل تحقیقات به مستنداتی دست پیدا كردید كه نشان از تاریخ دریانوردی در ایران دارد. چطور به این خط داستان رسیدید و شخصیتپردازیها شكل گرفت؟ چقدر از این بخش از ذهن و تخیل شما نشأت میگیرد؟ به طور نمونه وارد كردن قصه ماهورا.
متأسفانه منابع مكتوب و تصویری ما از این دوره تاریخی خاص خیلی كم است. ما فقط میدانستیم كه يكهزار سال پیش سفری از بندر سیراف ایران شروع و در بند خانفوی چین به پایان رسیده است.
البته قطعا این راهم میدانستیم كه در كشتی ناخدا، رهنامهنویس، دیدهبان، دكلبان و... وجود دارد. ولی تركیب داستانی این فیلم زايیده تخیل و ذهنیت من است. این سفرنامه باید جذابیتی برای مخاطب میداشت. در غیر این صورت باید از این تحقیقات مستند میساختیم. وقتی وارد كار داستانی میشویم، باید متن دراماتیزه میشد و عواملی شكل میگرفت تا كنشها و واكنشهایی در قصه شكل میگرفت. در آن زمان خریدن كنیز و همراه كردن آنان با خود برای بعضی از ناخدایان امری عادی بود.
ماهورا به شكل یك كنیز وارد قصه شد تا درامی شكل بگیرد. شخصیت ماهورا در فیلم یك بار تاریخی هم به همراه میآورد، زیرا ادعا میكند كه از نوادههای یعقوب لیث است. مساله چپاول، غارت و تجاوز را در سواحل جنوب مطرح میكند. آن سالها در یورشها نخستین غنیمتهایی كه گرفته میشد، برده و كنیز بود. زنان، كودكان و جوانان را به عنوان برده و كنیز میگرفتند. به جز این رمانس فیلم با حضور ماهورا ساخته میشود.
شخصیتپردازیهای این فیلم به گونهای است كه سفید یا خاكستری است و ما شخصیت سیاه یا كاملا منفی در راه آبی ابریشم نمیبینیم. این در اصل برگرفته از گذشته و تاریخ سرزمین ایران است كه افراد به این گونه زندگی میكردند و شخصیتهای منفی در آنها دیده نمیشود. در جامعه فعلی ما چنین افرادی كمتر دیده میشوند.
مسالهای كه شما درباره حضور چنین افرادی در گذشته عنوان كردید، كاملا صحیح است. اما از طرف دیگر به سلیقه من هم برمیگردد. نویسنده تصمیم میگیرد تا چه بخشی از طیف سیاهی را ببیند. به طور نمونه تا انتهای این نقطه حركت كند یا طیفهای میانه را برای آنها در نظر بگیرد.
بزرگنيا: تمام شخصیتهای خاكستری ما در فیلم برای كنش یا واكنشی كه نشان میدهند محق هستند. آنها در حماسه یا عمل قهرمانانهای كه در فیلم شكل میگیرد نیز سهیم هستند
ما از آغاز تصمیم گرفتیم در این فیلم شخصیت مطلق سیاه نداشته باشیم. تمام شخصیتهای خاكستری ما در فیلم برای كنش یا واكنشی كه نشان میدهند، محق هستند. آنها در حماسه یا عمل قهرمانانهای كه در فیلم شكل میگیرد نیز سهیم هستند.
در شكلی از فیلمنامه قهرمان فیلم هدف و نیازی دارد كه به سوی آن پیش میرود، ولی شخصیتهای منفی مانع از رسیدن او به هدف میشوند و با او به مقابله بر میخیزند، در این فیلم شخصیتها در مقابل یكدیگر نیستند، بلكه در كنار یكدیگرند اما خوی و خصلتهای آنها با یكدیگر تفاوت دارد.
ناخدا سلیمان با توجه به سن و سال، تجربه و تبحری كه دارد به اصولی پایبند است و اعتقاداتی دارد. شما در طول این فیلم اعتقادات وی را میبینید كه درباره زن، انتخاب افراد و... اعمال میكند. ناخدا ادریس هم به اصولی اعتقاد دارد. وقتی ناخدا سلیمان در صحنهای به وی میگوید كه دیگر دنبال من نیا چون زنی در كشتی داری، میگوید دریا مال تو نیست، من هم میتوانم این راه را ادامه دهم.
این شخصیتها در تقابل با اهداف قصه حركت نمیكنند، اینها در رقابت با هم در رسیدن به هدف حركت میكنند. به همین دلیل تصمیم گرفتیم كه شخصیت منفی سیاه نداشته باشیم. در نوع شخصیتپردازیها به گونهای عمل كردیم كه مخاطب به شخصیتهای خاكستری هم حق بدهد.
این در بخش موسیقی فیلم هم اعمال شده است. به طور نمونه در صحنه مرگ مرداس در فیلم از همان ساز نی استفاده میشود كه در ایران در زمان حركت كاروان استفاده كردیم. با این انتخاب قصد داشتیم مخاطب را به مبدأ ماجرا برگردانیم. یعنی گروهی با هم برای رسیدن به هدفی حركت كردند، اما در راه تلفاتی نیز دادهاند.
ناخدا ادریس در صحنه جنگ نشان میدهد كه اهل فرار نیست و جان خود را در دفاع از كشتی از دست میدهد، مرداس نیز بعد از مرگ ناخدا ادریس این حق را دارد كه ناخدای كشتی شود و ماهورا در اختیار او قرار گیرد؛ اما رفتارهای وی به گونهای است كه با اصول و عقاید ناخدا سلیمان سازگار نیست و سلیمان شاذان را به ناخدایی انتخاب میكند.
برای گرفتن صحنههای خارج از كشور از مشاوره افراد این حرفه در همان كشورها نیز استفاده كردید؟
امروزه حضور اینترنت كمك بزرگی به ما میكند. به راحتی میتوان درباره تاریخچه كشورهای دیگر جستجو كرد و اطلاعاتی به دست آورد. درباره اكثر كشورها اطلاعات نسبتا كاملی در فضای اینترنت وجود دارد. پروین صفری خیلی از اطلاعات را از همین طریق به دست آورد. در گریم هم آقای ملكان مطالعات زیادی انجام داد و اطلاعات بسیاری از طریق اینترنت به دست آورد.
در ساختن چنین فضاهایی مانند صحنههای مربوط به جزیره ناشناخته، آیا فیلمی دیده بودید كه از آن الهام گرفته باشید؟
من فیلم زیاد میبینم. اینكه چنین صحنههایی با همین مختصات دیده باشم، یادم نمیآید. تقریبا در تمام فیلمهایی كه بحث سفر به مناطق ناشناخته و بحث اكتشاف است، شما قطعا با چنین مناطقی روبهرو میشوید. مهم نوع نگاه شماست. ما این اطلاعات را از فیلمها به دست نیاوردیم، بلكه از راه تحقیقات به این فضاها رسیدیم.
در بانكوك با نگاهی به مجموعهای از ساختمانهای تاریخی و المانهای گذشته، یك شهرك توریستی ساختهاند كه ما از آنها در سكانسهای ملاقات با ملكه دیباجات و عروسی استفاده كردیم. در چین هم همانطور كه میدانید شهر ممنوعه تاریخی وجود دارد. اما بعد از فیلم «آخرین امپراتور» برتولوچی، دیگر دولت چین اجازه فیلمبرداری در این منطقه را نمیدهد. اما درست شبیه همین شهر را در جای دیگری ساخته است. این شهرك سینمایی متعلق به تلویزیون چین است كه ما در فیلم از آن برای سكانس پایانی و ملاقات با حاكم خانفو استفاده كردیم.
در انتخاب بازیگران چطور به این تركیب رسیدید؟
من در تمام فیلمهایم از حضور آقای انتظامی بهره بردهام. در فیلم كشتی آنجلیكا در خدمت داریوش ارجمند بودم. با كیانیان در «جایی برای زندگی» به عنوان مسوول انتخاب بازیگران همكاری داشتم. پیام دهكردی هم با بشكوفه در مدار صفر درجه پیش از این همكاری كرده بود. از طرف دیگر ما نیاز به یك ستاره یا چهره در فیلم داشتیم، بهرام رادان به دلیل موقعیتی كه در سینمای ایران داشت، انتخاب مناسبی بود. پگاه آهنگرانی هم بسیار انتخاب بجایی بود.
برای چنین كاری باید یك گروه حرفهای انتخاب میكردیم كه دغدغه و علاقهای به كار داشته باشند. زیرا كار كردن روی كشتی بسیار سخت است. ظاهر زیبایی دارد، اما به سرعت روی تعادل افراد اثر میگذارد. به غیر از سختی خطرهای بیشماری همچون افتادن به دریا گروه را تهدید میكند به ویژه درصحنههای حادثهای و پر جنب و جوش چون توفان و جنگ. یكی از دلایلی كه این فیلم به سرانجام رسید حضور یك گروه حرفهای علاقهمند بود.
بحثی كه در ارتباط با فیلم در جشنواره فجر مطرح شد این بود كه چرا شخصیتهای خارجی این فیلم باید فارسی صحبت میكردند. چرا از زیرنویس استفاده نكردید؟
بله، امكان زیرنویس داشتیم. اما زیرنویس حواس بیننده را پرت میكند. نیمی از گفتوگوهای فیلم باید زیرنویس میشد برای ملكه دیباجات، صحنههای مربوط به آقای انتظامی، حاكم جزیره ناشناس و حاكم خانفو. اما دقت كنید ملكه دیباجات باید به زبانی صحبت میكرد كه متعلق به هزار سال پیش آن منطقه بود كه هیچكس اطلاع درستی از این گویش نداشت، یا حاكم جزیره ناشناس یا حاكم خانفو.
دسترسی به این گویشهای متعدد متعلق به هزار سال پیش امكان پذیر نبود، ما زبان فارسی را برای ارتباط بهتر با مخاطب انتخاب كردیم. شما فیلم «آواتار» را قطعا دیدهاید. انساننماهایی در این فیلم وجود دارند كه در سیارهای دیگر زندگی میكنند. آیا تا به حال فكر كردهاید كه چرا این افراد به زبان انگلیسی صحبت میكنند؟! انتخاب زبان هم چون دیگر عوامل و ابزار بیانی در سینما قرادادی است میان فیلمساز و مخاطب.
بازیگران خارجی چطور انتخاب شدند؟
بازیگران خارجی از میان بازیگران تایلندی و چینی انتخاب شدند. این افراد به زبان مادری خود صحبت میكردند، اما در نوع بیان و لحن از آنـها خواسته میشد تا حد توان به زبان قدیمی منطقه خود نزدیك شوند.
بیتا موسوی - جامجمشما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


