گفت و شنودهای چالشی
به گزارش سرویس فرهنگ و هنر بولتن نیوز؛ برنامه های تلویزیونی زنده هر چند هم
تلاش داشته باشند تا به یک ایده آل در ذهن بیننده دست پیدا کنند،بازهم نکاتی باقی
می ماند که نمی تواند نگاه مخاطب را از خود راضی نگاه دارد. برنامه زنده تلویزیونی
«هفت» هم از جمله برنامه هایی بود که در ابتدای پخش خود با استقبال بسیاری از سوی
علاقه مندان روبرو شد ولی در واقع دیری نپایید که این تصور به نوعی سردرگمی بدل
شد. این برنامه گرچه برای تلویزیون و اقشار مختلف مردم ضروری به نظر می
رسید، اما نتوانست به جایگاه قابل قبولی در بین مردم دست یابد. می توان گفت معمولا در
بطن چنین برنامه هایی همواره اعتراض به اقشار و گروههای مختلف وجود دارد که این
برنامه نیز البته از این قاعده جدا نبوده است.

مهمترین وجه در برنامه زنده هفت را در
اولین گام می توان به وجوه بصری در بیننده دانست که چندان هم جذاب و موثر عمل
نکرده است. با توجه به موضوع انتخابی یعنی سینما،این برنامه باید ویژگی های لازم
ازلحاظ بصری را نیز در خود نهان داشته باشد. اما مباحث مطرح شده گویا بیشترین سهم
را در بیان مفاهیم داشته اند. از منظر عامه شاید پرداختن به بازیگران و گفت و شنود
رسانه ای آنان که گاه به جدال انجامیده است،برای بیننده قابل پذیرش باشد اما به
نظر می رسد این مفاهیم سطح علمی و کارشناسانه در محوریت برنامه را تغییر داده
باشد. این برنامه که در خصوص سینما به چالش گذاشته شده است،محور برنامه را
ناخودآگاه به سمت چالش می کشاند. به نظر می رسد این چالش ها تنها در خصوص بازیگران
اتفاق افتاده و هنوز در حوزه نویسندگی و کارگردانی خود را به نمایش نگذاشته است.
از تلاش های فریدون جیرانی برای به سرانجام رساندن این برنامه به شکل زنده نمی
توان گذشت چرا که وی زمانی از فعالان در عرصه روزنامه نگاری و فیلمنامه نویسی بوده
است. بینندگان به هر حال باید در چنین برنامه ای که تنها منوط به صنف سینمایی ها
نیست،به درکی درست در خصوصو مشکلات سینما دست پیدا کنند. این نکته زمانی پراهمیت
می شود که مردم جامعه باید از وضعیت فروش بلیط و یا سالن های جدیدی که ساخته شده
است روی خوش نشان دهند.
یکی از بخش های جالب توجهی که در این
برنامه از ابتدا خودنمایی کرده است،بخش سینمای تخریب شده یا به حالت تعطیل درآمده
در شهرستان هاست که معمولا توسط خود مردم به برنامه فرستاده می شود. نمایش برخی از
این تصاویر به قدری تکان دهنده است که ذهن بیننده را با خود درگیر می نماید. این
نکته در واقع ارتباط مستقیم و بی پروا در بینندگان با این برنامه را به نمایش می
گذاشت که خود مستقیما در محتوای اصلی دخیل باشند و چاره ای را از سوی مسئولین جویا
شوند.این بخش البته کم رنگ شده و حس و حالت گذشته را در بیننده بیدار نمی کند.
در این برنامه تا به حال سعی شده تا موضوعات به شکل شفافی مطرح شوند اما هنوز ناگفته ها در این برنامه به شکل مبهمی باقی مانده است. حضور عرب نیا به عنوان بازگیری که همزمان سریال مختارنامه را در حال پخش داشت،البته سر و صدای بیشتری را به راه اندخت اما پس از چندی شاید به دلیل دور شدن از چالش های همیشگی،این استقبال فروکش کرد. در برنامه اخیر هم طبق معمول شاهد بحث های گذشته در برنامه هستیم اما آنچه که اهمیت دارد،باز هم شفافیتی است که باید در خلال برنامه به بیننده منعکس شود. در این برنامه تا به حال افراد بسیاری به عنوان مهمان دعوت شده اند ولی شاید مشکلات فقط بیان شده اند و تا مدتها پس از آن هیچ راه حلی برایش اندیشیده نشده است. چنین برنامه ای اگر بخواهد به گام برداشتن در مسیر خود ادامه دهد،باسد به نکات جزئی تری در برانگیختن فکرها و انگیزه ها در فیلمسازان دست یابد. این برنامه شاخصه های لازم برای رسیدن به یک برنامه زنده تلویزیونی موفق را داراست اما باید تلاش مضاعفی در نوع نگاه خود برای هر نوع بیننده ای داشته باشد. بیننده در چنین برنامه ای به انتظار می نشیند تا شاهد بهره گیری از نوعی مفهوم و یا آشنایی با معضلات باشد و نه این که دائم گفتگوها و جدل های بی اثر را به تماشا بنشیند. برنامه هفت تا به اینجا مسیر دشواری را طی نموده است تا بلکه به یک شیوه صحیح برای رسیدن به مقصد خود برسد اما آن طور که از نتایج برآمده دیگر شاید آن شفافیت سابق برای بازگویی برخی مسائل خاص را در خود ندارد. برنامه هفت ایده خوبی برای برنامه های تلویزیونی است با این شرط که بتواند طراوت و تازگی دوباره خود را در بین بینندگان به دست آورد.
فرناز عبادی
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



اما کل بنامه به فراستیه واقعا جسارت رو یاد تلویون میده!
اگه یاد بگیر رسانه!
اضافه بر ایراداتی که در مقاله بود فکر میکنم اگر مجری و تهییه کننده از صنف خود سینما نبود و شخصیتی آزاد مثل فردوسی پور در برنامه نود داشته باشه برنامه سریعتر به سوی تکامل پیش میره ، چرا که جیرانی به هر حال مجبور به حفاظت از صنفش میباشد و خیلی از مشکلات ممکن است در فیلمهای خود او نیز باشد که این برنامه را تحت الشعاع قرار میدهد