پروژه «به مرگ گرفتن» ايران!
نشریه شما:
دشمني رژيم صهيونيستي با جمهوري اسلامي ايران به يكي دو روز گذشته بر نميگردد؛ حتي به 22 بهمن 57 هم بر نميگردد كه به گواهي اسناد، صهيونيستها با آموزش انواع بازجويي، شكنجه و... به نيروهاي ساواك، پروژه بهايي كردن جامعه ايران و هزار و يك اقدام پنهان و آشكار ديگر تلاش بسياري نمودند تا قيام خميني كبير را متوقف نمايند.
اين مورد آخر اما برايشان خيلي گران تمام شد؛ اينكه در جلسه يونسكو، وقتي نمايند اين رژيم در پاسخ به عضويت كشور فلسطين در يونسكو، گفت: NO، تقريباً همه اعضاي جلسه زدند زير خنده...
رژيم صهيونيستي همه اينها را زير سر ايران اسلامي ميداند، از قدرت روزافزون حزب الله و حماس تا بيداري اسلامي تا جنبش وال استريت و... حتي اينكه آمريكاييها به اين نتيجه رسيدهاند كه پولهايشان را از بانكهاي بزرگ بردارند را هم ايده سپاه قدس ميداند پس عجيب نيست كه در اين چند روز بر طبل مقابله با ايران بكوبند، اخبار كابينه نتانياهو را به بيرون «درز» دهند و از لزوم مقابله جدي با ايران سخن بگويند.
البته اين رجزخوانيها منحصر به رسانههايشان نيست؛ نخست وزير اين رژيم چندي پيش گفته بود: «ايران قدرتي منطقهاي است كه به دنبال سلاح هستهاي و خاورميانه و جهان راتهديد ميكند و تهديدي مستقيم عليه ما محسوب ميشود، بايد قدرتمند و مسئوليتپذير باشيم».
ايهود باراك وزير جنگ اين رژيم هم در اظهاراتي مشابه گفت كه ايران قصد دارد به يك قدرت اتمي تبديل شود؛ در ادامه اين جنجال صهيونيستها خبر مانور هوايي در ايتاليا و نيز آزمايش موشكي خود را كه معمولاً محرمانه انجام ميدادند را رسانهاي كردند تا به جهان بگويند كه تو رو خدا، جلوي ما را بگيريد تا به ايران حمله نكنيم(!)
اما اينكه چرا رژيم صهيونيستي به اين وضع رقت بار رسيده؟ پاسخ به آن چندان سخت نيست؛ مركز امنيت ملي اين رژيم هفته گذشته در گزارش خود تاكيد كرد كه اسرائيل به لحاظ راهبردي در بدترين شرايط خود قرار دارد كه سرنگوني متحد مهم اين رژيم در مصر، ادامه و قدرت روزافزون بيداري اسلامي در منطقه، تقويت حزب الله و حماس (به ويژه پس از مبادله اسرا) و بحران اقتصادي و سياسي در سرزمينهاي اشغالي تنها بخشي از دلايلي است كه اين مركز راهبردي در توضيح علل شرايط وخيم صهيونيستها آورده است.
با اين اوصاف هر گونه اقدام اين رژيم عليه جمهوري اسلامي ايران در حكم يك عمليات انتحاري بوده و لذا صهيونيستها با آگاهي كامل از اين موضوع همه دلخوشيشان را به گزارش پرتناقض آمانو گره زدهاند.
در واقع به نظر ميرسد پيام اين گزارش اين است كه از اين پس انحراف آژانس از مسير حقوقي به سمت سياسي با سرعت بيشتري نسبت به دوران البرادعي دنبال خواهد شد. ضمن آنكه وزارت خارجه آمريكا نيز در اشتباهي كودكانه به ادبيات دوران بوش كوچك روي آورد؛ ويكتوريا نولاند، سخنگوي وزارت خارجه گفت: «آمريكا از همه امكانات خود استفاده خواهد كرد تا فشارهاي بينالمللي را عليه ايران افزايش دهد».
همه اينها البته چيزي جز يك جنگ رواني تمام عيار عليه كشورمان نيست، جنگي كه با چند هدف دنبال ميشود: نخست؛ به دست آوردن اجماع جهت تشديد فشارهاي اقتصادي عليه ايران در مجامع بينالمللي و حتي الامكان شوراي امنيت.
دوم؛ گرفتن انتقام از جمهوري اسلامي ايران بواسطه شكستهاي پياپي در منطقه
سوم؛ انحراف افكار عمومي از جنبش وال استريت
و بالاخره چهارم كه ميتوان آن را مهمترين دانست، موضوع سوريه؛ كشوري كه به عنوان يكي از اضلاع مثلث مقاومت و يا به عبارت بهتر پل ارتباط ميان ايران و حزبالله، چند ماهي است كه حكم درختي را پيدا كرده كه نظام سلطه در صدد است تا با جمع كردن خاكهاي اطراف، آن را ساقط نمايد.
بديهي
است حمايت قاطع جمهوري اسلامي ايران كه حتي منجر به اميدواري ملت سوريه و
به خيابان آمدن چند بارهشان شد تا كنون مهمترين عامل حفظ دولت بشار اسد
بوده است؛ بنابر اين فشارهاي سياسي روزهاي اخير، گزارش آمانو و تهديد به
حمله نظامي را ميتوان به اصطلاح در حكم «به مرگ گرفتن» ايران دانست تا
شايد ما به «تب» سرنگوني دولت بشار اسد راضي شويم.
محسن مجتبايي
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


