تحصیلات

بهار در چهارسالگی به مكتب رفت و در شش سالگی فارسی و قرآن را به خوبی می‌خواند. از هفت سالگی نزد پدر را آموخت و اولین شعر خود را در همین دوره سرود. اصول ادبیات را نزد پدر فراگرفت و سپس تحصیلات خود را نزد میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری تكمیل كرد. در بیست سالگی به صف مشروطه طلبان خراسان پیوست و به انجمن سعادت خراسان راه یافت. اولین آثار ادبی- سیاسی او در روزنامه خراسان بدون امضا به چاپ می‌رسید كه مشهورترین آنها مستزادی است خطاب به محمدعلی شاه.

روزنامه نگاری

بهار در ۱۳۲۸، روزنامه نوبهار را كه ناشر افكار حزب دموكرات بود، منتشر ساخت و به عضویت كمیته ایالتی این حزب درآمد. این روزنامه پس از چندی به دلیل مخالفت با حضور قوای روسیه در ایران و مخاصمه با سیاست آن دولت، به امر كنسول روس تعطیل شد. او بلافاصله روزنامه تازه بهار را تأسیس كرد. این روزنامه در محرم ۱۳۳۰ به امر وثوق الدوله، وزیر خارجه تعطیل و بهار نیز دستگیر و به تهران تبعید شد. در ۱۳۳۲ به نمایندگی مجلس سوم شورای ملی انتخاب شد. یك سال بعد دوره سوم نوبهار(روزنامه) را در تهران منتشر كرد و در ۱۳۳۴ انجمن ادبی دانشكده و نیز مجله دانشكده را بنیان گذاشت كه به اعتقاد او مكتب تازه ای در نظم و نثر پدید آورد. علاوه بر بهار عده‌ای از اهل قلم مانند عباس اقبال آشتیانی، غلامرضا رشید یاسمی، سعید نفیسی و تیمورتاش با این مجله همكاری داشتند.انتشار نوبهار بارها ممنوع و دوباره آزاد شد. یكی از معروفترین قصیده‌های بهار، «بث‌الشكوی»، در ۱۳۳۷ به مناسبت توقیف نوبهار(روزنامه) سروده شده است. كودتای ۱۲۹۹ بهار را برای سه ماه خانه نشین كرد و در همین مدت، یكی از به یادماندنی‌ترین قصیده‌های خود، «هیجان روح»، را سرود.(1)

نمایندگی مجلس

چندی بعد كه زندانیان رژیم كودتا آزاد شدند، و قوام‌السلطنه نخست‌وزیر شد، بهار به نمایندگی مجلس چهارم انتخاب شد. از این دوره با سیدحسن مدرس رهبر فراكسیون اقلیت همراهی می‌كرد. بهار در این دوره نزد هرتسفلد زبان پهلوی می‌آموخت.

در مجلس پنجم بهار در صف مخالفان جمهوری رضاخانی جای گزید و معتقد بود كه موافقت سردارسپه با جمهوری، اسباب تردید مردم شده است و مردم نتیجه چنین جمهوری را دیكتاتوری رضاخان می‌بینند. بعدها بهار در این دوره خطر مخالفت با سردار سپه را دریافت و اشعاری ظاهراً در تحسین جمهوری سرود. در پایان دوره ششم مجلس، با استقرار سلطنت رضاشاه، دیگر زمینه‌ای برای فعالیت سیاسی بهار وجود نداشت و او هوشمندانه از سیاست كناره‌گرفت. وی پیش از آن در تیر ماه ۱۳۰۵ به عضویت شورای عالی معارف منصوب شده بود كه این سمت را تا ۱۳۲۲ حفظ كرد.(2)

 

 

كناره گیری از سیاست و شروع فعالیت های علمی

بهار در این دوران به فعالیت علمی و آموزشی روی آورد و در كنار استادانی چون عباس اقبال آشتیانی، بدیع‌الزمان فروزانفر، صادق رضازاده شفق در سال تحصیلی ۱۳۰۷-۱۳۰۸ در "دارالمعلمین عالی" به تدریس پرداخت. در ۱۳۰۸، به اتهام مخالفتهای پنهان با رضاشاه، برای مدتی به زندان افتاد و تا ۱۳۱۲ چند بار به حبس و تبعید محكوم شد. در ۱۳۱۲ از زندان آزاد و به اصفهان تبعید شد و در ۱۳۱۳ با وساطت محمدعلی فروغی برای شركت در جشنهای هزاره فردوسی به تهران فراخوانده شد.(3)

از آن به بعد، سرشارترین دوران كار علمی بهار كه با انزوای او در ۱۳۰۷ پس از پایان مجلس ششم و كناره گیری از مجلس آغاز شده بود غنای بیشتری یافت. طی این دوره بود كه بار دیگر به مطالعه متون و تتبع و تحقیق ادبی و زبانی پرداخت. در ۱۳۱۱ در اجرای قراردادهایی كه در زمان علی‌اصغر حكمت، وزارت معارف منعقد كرد، به تصحیح متونی چون: مجمل‌التواریخ و القصص، تاریخ بلعمی، جوامع‌الحكایات عوفی پرداخت. دستاورد ادبی و علمی او در این دوره، تصحیح متون، ترجمه آثاری از پهلوی به فارسی، تألیف سبكشناسی و نگارش احوال فردوسی بر مبنای شاهنامه بود. در ۱۳۱۶ تدریس در دوره دكتری ادبیات فارسی را به عهده گرفت.

با سقوط رضاشاه در شهریور ۱۳۲۰، بهار مجدداً به فعالیت سیاسی و اجتماعی روی آورد و قصیده «حب‌الوطن» را در اندرز به شاه جدید سرود. روزنامه نوبهار را دوباره منتشر كرد و تاریخ مختصر احزاب سیاسی را در ۱۳۲۲ نگاشت. از ۱۳۲۲ تا ۱۳۲۶، رئیس كمیسیون ادبی انجمن روابط فرهنگی ایران و شوروی بود و اولین كنگره نویسندگان ایران در ۱۳۲۴ از طرف این انجمن به ریاست او تشكیل شد.(4)

وزارت فرهنگ و نمایندگی مجلس

پس از غائله آذربایجان در ۱۳۲۴، بهار زیر لوای قوام‌السلطنه به فعالیت سیاسی روی آورد و در كنگره حزب دموكرات ایران مجدانه شركت كرد. در بهمن۱۳۲۴ در كابینه قوام وزیر فرهنگ شد، اما وزارت او چند ماهی بیش طول نكشید و استعفا كرد. در ۱۳۲۶ به عنوان نماینده تهران در مجلس پانزدهم انتخاب شد و ریاست فراكسیون حزب دموكرات را به عهده گرفت. اما بر اثر ابتلا به بیماری سل، تنها در ماههای تیر، مرداد و شهریور ۱۳۲۶ فرصت حضور در مجلس را یافت. در نیمه دوم ۱۳۲۶ بهار كه به بیماری سل مبتلا گشته بود، با استفاده از مرخصی استعلاجی از مجلس، برای معالجه به شهر لوزان در سویس رفت. بهار قصیده «به یاد وطن» معروف به «لُزَنیه» را در همین شهر سرود. اما مضیقه شدید مالی باعث گردید كه بهار با نیمه‌كاره رها كردن معالجه راهی ایران شود. سفر بهار به سویس كمی بیش از یك سال تا اردیبهشت ۱۳۲۸ طول كشید. بهار در بازگشت به ایران به تدریس دانشگاهی ادامه داد.

در خرداد ۱۳۲۹ «جمعیت ایرانی هواداران صلح» تأسیس گردید و بهار كه از پایه‌گذاران آن بود(اعضای مؤسس دیگر: دكتر شایگان، حائری‌زاده، مهندس قاسمی، دكتر حكمت، احمد لنكرانی، محمد رشاد و محمود هرمز)، به ریاست جمعیت انتخاب شد و قصیده معروف «جغد جنگ» را، به اقتفای چكامه بلند منوچهری سرود.(5)

بهار در روز دوم اردیبهشت ۱۳۳۰، در خانه مسكونی خود در تهران زندگی را بدرود گفت و در شمیران، آرامگاه ظهیرالدوله به خاك سپرده شد.

بررسی آثار:

آثار منثور و منظوم بهار متنوع است و انواع شعر سنتی و اشعار به زبان محلی، تصنیف و ترانه، مقاله‌ها و سخنرانی‌های سیاسی و انتقادی، رساله‌های تحقیقی، نمایشنامه، اخوانیات و مكتوبات، تصحیح انتقادی متون، ترجمه‌های متون پهلوی، سبك‌شناسی نظم و نثر، دستورزبان، تاریخ احزاب، مقدمه بر كتابها و حواشی بر متون به خصوص شاهنامه فردوسی را در برمی‌گیرد.

مهم‌ترین اثر بهار دیوان اشعار اوست كه به اعتباری كارنامه عمر او نیز به شمار می‌رود. این دیوان در زمان حیات او به چاپ نرسید. جلال متینی از بهار نقل می‌كند كه می‌خواسته است سروده‌های خود را از صافی نقد بگذراند و منتخب دیوان خود را به چاپ برساند و از وزارت فرهنگ خواستار شده بود كه دوتن آشنا با شعر و شاعری را برای پاك‌نویس اشعارش در اختیار او بگذارد، اما این تقاضا اجابت نشد.(6)

در میان آثار تحقیقی بهار نیز سبك‌شناسی یا تاریخ تطور نثر فارسی ممتاز است. این كتاب حاصل ۳۰ سال تتبع و تدریس استاد است. هنوز هم كتابی در این موضوع كه بتواند با آن رقابت كند تألیف نشده است. بهار به این مبحث از علوم ادبی در زبان فارسی استقلال و هویت بخشید و درس دانشگاهی آن، به حق به نام او مُهر خورد.

ژیلبر لازار در اثر نفیس خود «زبان كهن‌ترین آثار نثر فارسی» به سبك‌شناسی بهار بیش از هر اثر دیگر استناد كرده، و آن كتاب را اثری افتخارآمیز شمرده است.

بهار بخشی از سبك‌شناسی شعر را نیز كه چند دوره آن را درس داده، و با وزارت فرهنگ در بهار ۱۳۲۹ برای چاپ و نشر آن قرارداد بسته بود، نوشت كه با شدت گرفتن بیماری سل مجال آن پیدا نكرد تا تدوین و نگارش این اثر را به پایان برساند. اما تقریرات درسی او با عنوان تاریخ تطور شعر فارسی چاپ و منتشر شد.

عبدالحسین زرین‌كوب در وصف سبك‌شناسی شعر بهار می‌نویسد كه او بیان خصوصیات مكتب‌های شعر فارسی را ضابطه بخشید و كارهایی كه بعدها در این باب صورت گرفت، جز تكرار و شرح آن نیست.(6)

بهار در تدوین دستور زبان، معروف به دستور پنج استاد(تهران، ۱۳۲۹) سهم عمده دارد. به ویژه در مبحث فعل، تمایز مادهٔ مضارع و ماضی و انواع مشتقات هر یك، ابتكار شخصی اوست. او ضمن درس سبك‌شناسی نثر، نكات دستوری تازه‌ای بیان می‌كرد و اصرار داشت كه در امتحان درس سبك‌شناسی این نكات را نیز موضوع سؤال قرار دهد.

مقالات ادبی و تحقیقی بهار، در زمان حیات یا پس از وفات او در جراید و مجلات و نشریات متعدد از جمله نوبهار، مهر، ایران، دانشكده، باختر، ارمغان، تعلیم و تربیت، دانش، جهان نو، یغما، آموزش و پرورش، نگین، گل‌های رنگارنگ، پیام نو، نامهٔ فرهنگستان، فردوسی، آینده، آرمان، مهر ایران، ایران‌نامه و سخن چاپ و منتشر شد. این مقاله‌ها در مباحث گوناگون زبانی، ادبی، تاریخی، واژه‌شناسی، دستور، خط، احوال رجال سیاسی و مذهبی، نقد متون و همچنین شامل نقد شعر و مكاتبات است.(7)

در عرصه شاعری:

برخی را عقیده بر آن است كه بعد از جامی، در انسجام كلام و روانی طبع و جامعیت، شاعری هم پایه بهار نداشته ایم. بهار تحصیلات خود را به شیوه امروزی فرا نگرفته بود، اما با مطالعه عمیق در آثار گذشتگان به مدد حافظه پر بار و سرشار خود، این نقیصه را جبران كرد و در فنون ادبی و تحقیقی به پایه ای از جامعیت رسید كه بزرگترین محققان زمان به گفته‌ها و نوشته‌های او استناد می‌كردند. به زبان عربی تا آن حد كه بتواند از مسیر تحقیق و تتبع به آسانی بگذرد آشنا بود و با زبان‌های فرانسه و انگلیسی تا حدودی آشنایی داشت. دیوان‌های شاعران سلف را به دقت خوانده بود و این خود به حضور ذهن او در یافتن و به كار بردن لغات در تركیبات شعری یاری می‌رساند. بهار در بدیهه گویی و ارتجال، طبعی فراخ اندیش و زودیاب داشت و به آسانی از مضایق وزن و تنگنای قافیه بیرون می‌آمد. پایه و مقام شاعری او در عنفوان جوانی در حدی بود كه بعضی از حاسدان سروده‌های او را به پدرش یا به بهار شروانی نسبت می‌دادند. حاسدان او را در معرض آزمایش نیز قرار دادند و لغاتی ناهنجار را بارها در اختیار او قرار دادند تا آنها را در یك بیت یا یك رباعی جای دهد و او در همه موارد خوب از عهده برمی‌آمد، و اعجاب و تحسین حاضران را برمی‌انگیخت.

قصاید او بیشتر ساخته و پرداخته طبع خود اوست. گاه نیز قصاید شعرای سلف مانند: رودكی، فرخی، جمال الدین عبدالرزاق، منوچهری و سنایی را در وزن و قافیه تقلید كرده و به اصطلاح جواب گفته است. او در این شیوه تقلید نیز نوآوری‌هایی دارد. در قصیده ای كه به تقلید از منوچهری سروده، توانسته است الفاظ بیگانه را در مضامین نو چنان جای دهد كه در بافت كلام ناهمگون و ناهنجار به نظر نرسد.

هنر شاعری او را بعد از قصیده، باید در مثنوی‌های او دید، مثنوی‌های كوتاه و بلندی كه شمار آنها به بیش از هشتاد می‌رسد. در این میان مثنوی‌هایی كه در بحر حدیقه سنایی یا شاهنامه فردوسی و یا سبحه الابرار جامی سروده است بسیار جلب نظر می‌كند و در آنها از لحاظ شیوه گفتار به سبك این سه شاعر بسیار نزدیك شده است. بهار شاعری غزلسرا نبود و خود نیز چنین ادعایی نداشت. قصاید خود را به اقتضای طبع و غزلیات را بر سبیل تفنن می‌سرود. در میان غزل‌های او نمونه‌هایی كه بتوان آنها را از حیث مضمون با سروده‌های غزلسرایان معروف مقایسه كرد اندك است، هرچند از جنبه لفظی و فخامت و انسجام كلام بدان ایرادی نمی‌توان گرفت، جز آنكه در غزل نیز بر خلاف رسم متعارف، گاه به تصریح و گاه به كنایه، مضامین انتقادآمیز و شكوائیه و وطنی و سیاسی را نیز گنجانیده است. بهار در دیگر اقسام شعر نیز طبع آزمایی كرده و آثار ارزنده ای از خود به جا گذاشته است.

از تصنیفها و ترانه‌های سروده بهار «بهار دلكش»، «باد صبا بر گل گذر كن»، «ای شهنشه»، «ای شكسته دل»، «گر رقیب آید»، «ایران هنگام كار»، «ز من نگارم»، «پرده ز رخ برافكن»، «سرود پهلوی»، «عروس گل» و «مرغ سحر» را باید نام برد.(8)

فهرست كتاب‌های منتشرشده:

1- منظومه چهار خطابه، ۱۳۰۵

2- اندرزهای آذرباد ماراسپندان(ترجمه منظوم از پهلوی)، ۱۳۱۲

3- یادگار زریران(ترجمه منظوم از پهلوی)، ۱۳۱۲

4- زندگانی مانی، ۱۳۱۳

5- گلشن صبا، فتحعلی خان صبا(تصحیح)، ۱۳۱۳

6- احوال فردوسی، ۱۳۱۳

7- تاریخ سیستان(تصحیح)، ۱۳۱۴

8- رساله نفس ارسطو ترجمه باباافضل كاشانی(تصحیح)، ۱۳۱۶

9- مجمل‌التواریخ والقصص(تصحیح)، ۱۳۱۸

10- منتخب جوامع‌الحكایات، سدیدالدین عوفی(تصحیح)، ۱۳۲۴

11- سبك شناسی، (سه جلد)۱۳۲۱-۱۳۲۶

12- تاریخ مختصر احزاب سیاسی(دو جلد)،۱۳۲۱-۱۳۶۳

13- دستور زبان فارسی پنج استاد(به همراهی قریب، فروزانفر، رشید یاسمی، همایی)، ۱۳۲۹

14- شعر در ایران، ۱۳۳۳

15- تاریخ تطّور در شعر فارسی، ۱۳۳۴

16- دیوان اشعار، تهران، ۱۳۳۵

17- تاریخ بلعمی، ابوعلی محمدبن محمد بلعمی(تصحیح، به كوشش محمد پروین گنابادی)، ۱۳۴۱

18- فردوسی‌نامه بهار(به كوشش محمد گلبن)، ۱۳۴۵

19- رساله در احوال محمدبن جریر طبری

 

 

 

پی نوشتها:

1. بهار، محمدتقی، تاریخ مختصر احزاب سیاسی، تهران: شركت سهامی كتابهای جیبی، ۱۳۵۷.

2.سپانلو، محمدعلی، بهار، چاپ اول، تهران، طرح نو، ۱۳۷۴.

3.مصاحب، غلامحسین(سرپرست)، دایرةالمعارف فارسی، چاپ سوم، تهران، امیركبیر، كتابهای جیبی، ۱۳۸۱.

4.آخرین روزهای محمدتقی بهار به روایت پسرش.

5.سایت فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی

6.بهار، محمدتقی، سبك شناسی،تهران: شركت سهامی كتابهای جیبی،۱۳۵1

7. بهار، محمدتقی، دیوان بهار، چاپ اول، تهران، ۱۳۶۸.

8.سای ملك الشعراء بهار