تصویری از عصیان و ظلم
اگر چه فیلم
دارای برخی ضعف ها از لحاظ تصویری و حتی قصه است اما به هر حال گام محکمی برای خود
فیلمساز و سینمای ایران به حساب می آید. در این بین یک نکته خودنمایی می کند که آن
هم مربوط به نوع نگاه کارگردان است که چگونه دقت نظری به مسایل اطراف خود داشته
باشد. کارگردان با استفاده از عناصر مهم در شکل گیری قصه و استفاده از موضوعی مثل
مبارزه با اندیشه های انحرافی،به قسمتی مهم در پرداخت روایت دست یافته است. پرویز
شیخ طادی در این کار نشان داده است که اثر به اثر رشد می کند و نوید فیلمسازی
اندیشمند و توانا در عرصه سینما را خواهد داد. بی تردید او با دغدغه های مهمی که
در ذهن خود دارد و همچنین ایده های نابی که پرورش می دهد می تواند سهم عمده ای در
ارتقا فیلم های بعدی داشته باشد.

زنی یهودی که پس از مرگ همسرش با یک مرد مسیحی ازدواج کرده است،کودک خود را در پی اقدامات حقوقی با اصرارهای زیاد به پدربزرگش (علی نصیریان) می سپارد.پدربزرگ که یکی از سران فکری صهیونیسم است وعده می دهد که او مدت کوناهی در اینجا می ماند و پس ازآن کودک با اراده خود هر کجا که خواست برود. در این قصه کودکی بی گناه تحت تاثیر رفتارهای غیر انسانی و متعصب مذهبی به کودکی جنایتکار تبدیل می شود. این کودک که در واقع درون و بطن پاکی دارد،حالا باید تحت تعالیم نادرست و اغراق آمیز که از منبعی نادرست سرچشمه می گیرد به ریشه های غیر انسانی دست پیدا کند. در فیلم فوق،کودک فیلم در اختیار مسئولین مذهبی متعصب یهودی قرار می گیرد و به نوعی به یک استحاله فکری می رسد تا از این پس به انسانی خشن بدل شود. به کار گرفتن این نکته برای ایجاد لحظه های حسی به مخاطب مهمترین نقش را ایفا می نماید.
از منظر قصه می توان گفت به هر حال تبدیل کودکی بی گناه به کودکی جنایتکار چه از قوم یهود،چه مسیحی،چه مسلمان و هر دین و آیین دیگر امری به شدت نکوهیده و زشت است. به طور مسلم هدف سازندگان این فیلم مبارزه علنی با ادیان دیگر نیست،بلکه آنچه که بیش از همه مورد اهمیت قرار می گیرد به واقع همان فکر پنهان در اثر است که رفتارهای صحیح در دین را هشدار می دهد. فیلمساز این بابت دچار سردرگمی و پراکندگی نشده است .فیلمساز سعی داشته تا بر فضای کار مسلط باشد و واقعیت ها رابرای مخاطب به شیوه صحیحی ترسیم نماید. وارد شدن به فضای طبیعی و رئال در جامعه مورد نظر موجب شده است تا بینندگان ارتباط بیشتری با اثر برقرار نمایند.
در فیلم
شکارچی شنبه بازی بازیگران به ویژه بازیگر کودک فوق العاده است. این نکته موجب شده
است تا فضای فیلم شکلی ملموس و باور پذیر به خود بگیرد. علی نصیریان بار دیگر در
این فیلم توانایی های خود را همچون گذشته به نمایش گذاشته است. البته وقتی نام علی
نصیریان در بین کاندیداهای جشنواره فجر نبود،کمی تعجب از سوی برخی هنرمندان و
عوامل فیلم به وجود آمد.علی نصیریان در این نقش فاکتورهای مهمی مثل بیان و صدا را
به خوبی رعایت نموده است.او به خوبی مساله درگیری با نقش را به نمایش گذاشته و حتی
حس نفرت را در مخاطب ایجاد کرده اند.

فیلم شکارچی شنبه در ابعاد مختلف فیلمی فوق العاده به نظر می آید،کارگردان لحظه هایی بی نظیر و به شدت تاثیر گذار را در سکانس های فیلم ثبت کرده است و این موضوع حکایت از کارگردانی هنرمندانه و رو به رشد پرویز شیخ طادی دارد. مهم تر از بقیه موارد بکارگیری یک ایده جدید در بین قصه های ساده و دستمالی شده است که به لحظات فیلم جلوه بیشتری داده است. بهره گیری از یک ایده مناسب به روز شده همراه با کارگردانی آرام و بی حاشیه کارگردان،فضایی را فراهم آورده است تا همگان با تصاویری نو از یک اثر روبرو شوند. به هر حال ساخته شدن این فیلم برای سینمای ایران ضروری به نظر می رسید و حالا با ساخته شدن آن،این نگاه جدید در دنیا به وجود می آید که سینمای ایران تنها در دنیای فقر و تباهی خلاصه نشده است و بیش از همه اندیشه است که در آن راه پیدا می کند. سینمای ایران نیازمند چنین فیلم هایی است تا بلکه از این حالت رها شود و پایه های مستحمی را در آینده پایه ریزی نماید.
فرناز عبادیشما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



من میگم چرا چون قدرتهای بزرگ دنیا و دیکتاتورهای پشت پرده دنیا صهیون ها هستند و اصلا اجازه نمیدن کسی به اعتقادات مسخره اشون توهین کنه بعد ما مثلا مسلمونها هر فیلمی و هر توهینی بهمون میشه اصلا انگار نه انگار.
متاسفانه با گذشت زمان ایرانی ها غیرتشون از بین رفته (البته نه همشونوبلا نسبت بقیه) و به سمت بی غیرتی کامل میل میکنند.
میان فیلم درست میکنن دیکتاتور ، اساسه فیلم رو توهین به اسلام و ایران و نظام جمهوری اسلامی مینن بعد ایرانی فیلم میسازن جدایی نادر از سیمین که این میخواد از اون جدا شه چرا ؟ خدا میدونهو اونیکی اینیکی رو کشته و اینیکی عاشق اونیکی میشه بعد جدا میشنو قاتله پیدا میشه تموم.
دقیقا یادم نیست در سال چند اما 2008 یا 2009 یا همین حول و هوش بود که چنصدتا از بهترین فیلمهای دنیا که بیشترین جایزه رو گرفته بودوشدیدا ضد امام زمان بود واویلا به الان که 2012 اصلا مگه میشه فیلمی جایزه بگیره و تمجید و تحسین بشه و ضد اسلام و امام زمان نشه ؟ من که فک کنم به انگشتهای دست نرسه.