سال2012 چه برسر کره زمین می آید؟

این پیش بینی ها را بر سه محور ارائه می دادند :
1.بی نظمی های کهکشانی : گزارشاتی از طرف سازمان ناسا اعلام شد که کره زمین در سال 2012 از میان صفحه کهکشانی عبور می کند. بنابراین پیش بینی تغییرات شوم یا سرنوشت مرگباری برای زمین در 21 دسامبر 2012 میلادی اتفاق می افتد.
2.بی نظمی های زیست محیطی : زلزله های مرگبار و عظیم در هائیتی، ژاپن، چین و ... ، طوفان هایی نظیر طوفان کاترینا در نئواورلئان آمریکا ، سیل و خشکسالی در کشور های مختلف این حرف آمریکایی ها را تا حدود زیادی تایید می کند.
3.بی نظمی های اقتصادی و سیاسی : بر اساس این پیش بینی ها مردم کشورهای دنیا از جمله اروپا،خاورمیانه و آمریکا از فشارهای اقتصادی دولت هایشان به ستوه آمده و دست به اعتراضات گسترده و قیام می زنند.
حال باید این حرف ها و دلایل غرب را از دید دیگری بررسی کرد :
بی نظمی های کهکشانی : ناسا عهدهدار و مجری اکثر طرحهای دولتی آمریکا در زمینه فضا و علوم مربوط به آن است. همچنین ناسا مسئول مدیریت و اجرای پژوهشهای تجاری و نظامی در زمینه هوافضا است. بنابراین نمی توان نسبت به گزارشات و اخبار این سازمان در این رابط حسن ظن داشت.
بی نظمی های زیست محیطی : آیا راجع به تکنولوژی هارپ اطلاعاتی دارید؟ ارتعاشات راديويی هارپ باعث سرخ شدن لايه آيونوسفير شده و اين لايه را به نوسان در می آورد. اين نوسانات به نوبه خود موجب صدا با فرکانس های کوتاه از ١ تا ٢٠ هرتس می شوند که فرکانس ( ELF/ULF) نام دارند. این فرکانس ها پس از نفوذ به زمين، زلزله ايجاد می کنند. پس در نتیجه با استفاده از این تکنولوژی می توان زلزله ، سونامی و طوفان را در هر جای جهان بوجود آورد.
بی نظمی های اقتصادی و سیاسی : بر اساس مستندات سایت usdebtclock.org که متعلق به دولت آمریکاست بودجه دولت آمریکا 4.5 تریلیون دلار است،اما بدهی آن حدود 14.5 تریلیون دلار می باشد، یعنی دولت آمریکا در حال حاضر 10 تریلیون دلار بدهی به سایر کشورها و بانک جهانی دارد. این مطلب نشان می دهد که اقتصاد غرب در شکننده ترین حالت خود در چند سال گذشته قرار دارد.

همه ی مستندات مربوط به 2012 این پیش بینی را به تفکر مردم تزریق می کرد که جهان در سال 2012 به پایان می رسد اما در واقع غرب و صهیونیست به این قضیه مطلع بودند که این نظام سرمایه داری و اقتصاد غرب است که تا سال 2012 به پایان می رسد ولی نکته اصلی این ماجرا اینجاست که غربی ها هیچوقت راضی به نابودی خود نیستند و قبل از شکست قصد استفاده از منابع زیر زمینی کشورهای متحد خود در خاورمیانه و شمال آفریقا و نجات از این مرداب اقتصادی را داشتند. اما با شروع بیداری اسلامی و قیام در کشورهای اروپایی مثل یونان، ایتالیا،انگلیس و جنبش اشغال وال استریت در آمریکا رویاهای غرب به کابوسی پایان ناپذیر تبدیل شد. تنها روزنه های امید آنها با قیام های اسلامی مردم در مصر، تونس، بحرین، لیبی و ... و روی کار آمدن دولت های اسلامی همگام با انقلاب اسلامی ایران بسته شد.
حال باید به انتظار ایستاد که در این بازی پیروزی نهایی نصیب چه کسانی می شود؟
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



در این میان تنها افرادیکه نگران این فاجعه نیستند صهیونیستها و سرمایه داران آمریکاییند زیرا منابع سرمایه ای آنها وابسته به دلار نیست ویا بهتر بگوییم با برنامه ریزی خود اینها این بحران را به وجود آورده اند تا کاملا اقتصاد دنیا را به نفع خود مصادره کنند در حال حاضر کشوریکه بیشترین ذخیره ارزی را دارد کشور چین است و شما میبینید که در فیلم 2012 کشتیهای ساخت چین به داد سرمایه داران دنیا میرسند و آنها را از طوفان نوح آخرالزمان 2012 نجات میدهند و الان هم سردمداران اروپایی از کشور هایی که ذخیره ارزی بیشتری دارند از جمله چین تقاضا میکنند که برای حل بحران اقتصادی دنیا پیش قدم شوندیا بهتر است بگوییم صهیونیستها نقشه کشیده اند سرمایه داران غیر خودی را با این برنامه از میدان بدر کنند و خود یکه تاز میدان تجارت باشند و فصل برده داری نوین را عینیت بخشند که در این صورت همه مردم دنیا و همه کشورها زیر نظر آنها و مزدور آنها خواهند بود.
با اینکه آمریکا تریلیونها دلار بدهکار است ولی بیشترین طلای پشتوانه ای را دارد و وقتی ارزش دلار سقوط کند که میکند هر روز از بدهی آمریکا کاسته میشود و در این میان بانکهایی از آمریکا ورشکست میشوند و در میدان مبارزه بازنده اند که از سرمایه داران بزرگ آمریکا نیستند ولی خانواده های سرمایه دار درجه یک مراحل بازی را آنطور که دوست دارن ورق میزنند راکفلرها و روتچایلدها و همطرازان آنها اصلا نگران هیچ بحرانی نیستند چون خودشان بازی را راه انداخته اند تا شکارهای بیشتری وارد شکارگاه شوند.
ولی فی نفسه چه آن پیش داوری و چه این داوری تنها تئوری های بیشتری مطرح می سازند و هیچ راهكار عقل مداری برای خروج از بحران نمی دهند.
در اینكه ما صورت مساله را بهر نحو شفاف سازی كنیم تنها نیمی از بار ارزش زیستن بشریت را بر دوش دارد و نیم دیگر، پاسخ قطعی به این معادله ی چند مجهوله است.
باید از تفرقه دوری كنیم در برخورد با خط مشی این تئوری پایان روزگار و هوشیاری همگانی بشریت لازم است چرا كه احتمال توطئه های بزرگ جهانی به واقع بدور از عقل نیست.
بجای نگرای و ایجاد بیشتر فقدان هوشیاری و وحشت گنگ عمومی از این قضیه كه تبلیغات بسیار در جهان حامی آن بوده باید به اتحاد و اراده ی نیك انسانی ایمان داشته باشیم و بدون هر نوع نژاد گرایی در هر بحرانی دستان نیازمند دیگر آدمیان را بگیریم.