کد خبر: ۶۱۹۸۶
تاریخ انتشار: ۲۱ مهر ۱۳۹۰ - ۰۶:۲۱
کیهان:

1- 31سال پيش وقتي ارتش صدام با گستاخي از مرزهاي ايران عبور كرد، همين شهرهاي كرمانشاه (قصرشيرين، سرپل ذهاب، گيلان غرب و ...) تبديل به خط مقدم مقاومت و دفاع مقدس شدند. آن روز استان كرمانشاه مانند ديگر استان هاي مرزي ما، مظلوم واقع شد اما مردمان غيور آن پا پس نكشيدند و پهلواني را با جان خويش معنا كردند. 30 سال پس از آن يورش بي رحمانه اما ناكام، كرمانشاه ديگر خط مقدم مقاومت نيست چرا كه خط مقدم اكنون به خيابان هاي قاهره و بيروت و غزه و بغداد و صنعا و منامه منتقل شده است. و امروز تنها مردم ايران نيستند كه پنجه در پنجه مستكبران و طاغوت هاي سرسپرده انداخته اند بلكه ملت هاي مسلمان مصر و لبنان و فلسطين و يمن و بحرين و عراق نيز در اين مقاومت اسلامي وارد شده اند. با اين حال كرمانشاهي هاي خونگرم و غيور، جزو «السابقون» مجاهدت و مقاومت هستند و هر جا- مثل ديروز- كه مجال عرض اندام پديد آيد، هيبت پهلواني و شكوه پايمردي را به تماشا مي گذارند. گل از گل كرمانشاهي ها شكفت، آن هنگام كه مقتدا و مولايشان قدم بر اين سرزمين پاك نهاد. صداي اين ديدار شوق آفرين و طرب انگيز، حتما تا دوردست دنيا خواهد رفت و در ذهن هاي كنجكاو مشتاق دانستن، جاي بيشتري براي اين علامت سؤال خواهد گشود كه چرا در طوفان تقابل ملت ها و حاكمان در جهان، پيوندي چنين عميق و عاطفي ميان مردم و رهبري ايران برقرار است؟
هراس از ابعاد پر پژواك اين پرسش در دنياست كه آمريكايي ها را وادار مي كند مقارن اتفاق بزرگ در كرمانشاه، به خيال خود يك بمب صوتي- تبليغاتي در واشنگتن هوا كنند! از نگاه آمريكا و اسرائيل، اگر هيچ كلام و گفتار و استدلالي در سفر ولي امر مسلمين مبادله نشود، همين تصوير جوش و خروش محبت مردم نسبت به مردي كه او را مقتدا و امام و مولاي خود مي دانند، هراس انگيز است و نبايد در مصر و يمن و بحرين و عربستان و ليبي يا در آمريكا و انگليس و آلمان و فرانسه ديده شود. پس بايد همان هنگام كه اين تصاوير به دنيا مخابره مي شود، جنجال راه انداخت و هياهو به پا كرد و حواس افكار عمومي جهان را پرت كرد.
2- همين چند روز پيش بود كه سلفي ها به همراه تك تيراندازهاي اسرائيلي در قاهره به بازي فراخوانده شدند تا با راه اندازي جنايتي عليه قبطي هاي مسيحي شامل 300 كشته و زخمي به دنيا و به خود مردم مصر القا شود چقدر اسلامگراها خوفناك هستند و نبايد دعوت آنان را لبيك گفت! براي چندمين بار و در نقشه اي نخ نما آمريكا و اسرائيل به واسطه همراهي استخبارات يك دولت عربي- كه در عبريگري حرف اول را مي زند- كوشيد باز توليد و احياي مجدد القاعده را در مصر و ديگر كشورهاي اسلامي «تداعي» كنند. هدف اين بود كه هم مردم مسلمان و معتقد مصر را از اسلامگرايي بترسانند و راه حاكميت اسلام بر قانون اساسي و نظام سياسي آينده را سد كنند، هم اسلامگراهايي را كه هماهنگ با مردم انقلابي شعار «الاسلام هو الحل» سر مي دهند و عليه سازش كمپ ديويد و سيطره آمريكا موضع آشتي ناپذير مي گيرند، منفعل سازند و هم ديگر ملت ها را نسبت به اصل اسلامگرايي متوحش كنند. داستان سقوط فرعون نوكرمآب مصر، براي غرب هرگز كهنه نخواهد شد چرا كه اين ماتم بزرگ براي آنان، حكايت مرگ و زندگي است. بنابراين مي ارزد در يك شب، چند صد نفر وسط خيابان هاي قاهره به خاك و خون كشيده شوند شايد كه از دل اين «فتنه مذهبي و قومي»، راه حل جادويي شكست انقلاب اسلامي مصر پيدا شود.
9-8 ماه است كه صهيونيست ها سراسيمه فرياد مي زنند شعار «الله اكبر» و «اسلام هو الحل» و راهپيمايي هاي اعتراض از مبدأ نمازجمعه و نتايج نظرسنجي هاي هفتگي- حاكي از اوج گيري تمايلات اسلام خواهانه مردم مصر- به غايت خطرناك است. طي اين مدت از يك سو صهيونيست ها و از يك سو دولت عبري- عربي آلوده به القاعده و طالبان، علي الدوام آمريكا را به سرزنش گرفته اند كه در برابر تصاعد امواج بيداري اسلامي و به زير كشيدن ديكتاتورها، منفعل و مستاصل عمل مي كند. تشديد صداي انقلاب ها در حد فاصل بيت المقدس تا حرمين شريفين، به معناي آن است كه تنها دو ستون باقي مانده براي اعمال سياست هاي استكباري در منطقه خاورميانه، به غايت تقّ و لق شده و هر لحظه مي تواند فرو بريزد. در اين ميان هيبت انقلاب اسلامي ايران و الهام بخشي و توفندگي آن، مكالمات خلوت مستكبران را نيز درنورديده و اكنون در تحليل هاي آشكار آنان پيداست. آنها امروز ديگر نمي توانند اين رازمگو را پنهان كنند كه انقلاب اسلامي ايران نه تنها مهار و محدود و منكوب و منفعل و منزوي نشده بلكه هر روز در آينه انقلاب يكي از ملت هاي منطقه باز مي تابد و كاخ ديكتاتور ديگري از ديكتاتورهاي فاسد غربگرا را دق الباب مي كند؛ حاكي از اينكه مهلت شما تمام است و بايد نواي «ارحل» و «الرحيل» را به جان بخريد.
اكنون در حالي كه انقلابي مصري و مجاهد لبناني و فلسطيني صراحتا با افتخار مي گويند كه چشم به انگشت اشارت و بشارت «امام خامنه اي» در ايران دارند، سرويس هاي اطلاعاتي انگليس و آمريكا و اسرائيل به همراه بازوهاي رسانه اي اختاپوسي بسيج مي شوند تا اين سيماي تابناك ايران را مخدوش نشان دهند و به نام مستند، روايتي واژگونه تحويل مخاطب دهند. اكنون بازوي فرهنگي پنتاگون- ناتوي فرهنگي- با تمام قوا و استعداد نيرو بسيج شده تا به همه آن صدها ميليون ناظر به جنبش درآمده در اكناف دنيا بگويد «اسلام»، دهشتناك و «ايران» خوف انگيز است و بايد از هر دوي آنها گريخت نه اينكه به چشم الگو و ايده و افق و آرمان نگريست.
3- چند ساعت مانده به آن اتفاق بزرگ در كرمانشاه كه نگاه مردمي مشتاق در نگاه مهربان مقتداي خود گره بخورد و طنين امواج اين عشق بيكران به عنوان خبري مهم در كانون توجه افكار عمومي دنيا قرار گيرد، تمام دستگاه تبليغاتي آمريكا (از رئيس جمهور و وزير خارجه و وزير دادگستري تا رئيس اف بي آي و همه رسانه هاي وابسته) به تكاپو افتادند تا با همهمه و توليد سر و صدا و جنجال عليه جمهوري اسلامي، فاز ديگري از سناريوي اورژانسي ايران هراسي را - به موازات پروژه اسلام هراسي- به اجرا بگذارند. آنها ادعا كرده اند دو ايراني مرتبط با سپاه، مي خواسته اند با حمله به سفارت عربستان و اسرائيل، عادل الجبير سفير عربستان در واشنگتن را طي عمليات بمبگذاري ترور كنند. با آغاز اين سناريو، اوباما مدعي شد «ايران قوانين بين المللي را نقض كرده» و كلينتون گفت«ايران منزوي خواهد شد و رفتار آنها زمينه ساز محدوديت بيشتر است». دستپاچگي و شلختگي در نوشتن اين سناريوي- به قول رابرت مولر رئيس اف اف بي آي- هاليوودي آن قدر واضح است كه كسي از سناريونويسان به ذهن خود فشار نياورده و براي اين پرسش مقدر پاسخي تعبيه نكرده كه از بمبگذاري در سفارت عربستان و ترور سفير سعودي در آمريكا، چه چيزي نصيب ايران مي شود؟ و اساسا چنين اقدامي چه ارزش سياسي، اطلاعاتي يا تبليغاتي و رسانه اي دارد؟ اگر هم قرار باشد كسي از ترور و تروريسم بپرسد-همان گونه كه روزنامه لوموند اخيرا با لحني چالشي نوشت- اين ايران است كه بايد آمريكا و همدستانش را در منطقه به چالش بگيرد كه چرا از انواع ترورها و گروه هاي تروريستي عليه ملت و نخبگان و مقامات ايراني جانبداري كرديد؟ يا مثلا رذل آدمكشي مثل عبدالمالك ريگي را كدام سرويس هاي غربي و عبري-عربي تر و خشك مي كردند و قصه ديدار در ماناس قزاقستان و دوبي امارات و افغانستان چه بود؟
اما وقتي كسي سقوط مي كند نمي شود از او پرسيد كه چرا رفتاري از سر منطق و استدلال و اتقان ندارد. او دستش به هر چيز كه در اطراف خود برسد، چنگ مي اندازد. طي 7-6 دهه پس از جنگ جهاني دوم و تاسيس رژيم نامشروع صهيونيستي، هرگز ابرقدرت آمريكا و رژيم صهيونيستي و نوكران وابسته به آنها مانند امروز مستأصل و سرآسيمه نبوده اند. بنابراين اگر در حالي كه به گوشه انزوا خزيده اند رگبار بي هدف بگيرند و سروصدا توليد كنند نبايد پرسيد منطق شما چيست و روي كدام حساب و كتاب چنين مي كنيد. آنها با تاسيس رژيم اشغالگر قدس در سال 1948 و كودتا عليه نهضت نفت در ايران (1953) و انواع خيانت ها و جنايت هاي زنجيره اي- كه يكي از آنها همين تحميل جنگ به ملت هاي ايران و عراق و افغانستان و لبنان و فلسطين - بود، به ملت هاي مسلمان منطقه اعلام جنگ كردند و امروز فقط پاتك آن تك هاي يكطرفه را دريافت مي كنند. 30 سال پيش ماشين نظامي آنان در كرمانشاه و ايلام و خوزستان به گل نشست و امروز در ديگر خطوط مقدم مقاومت به باتلاق افتاده است. بنابراين ما از بن دندان ايمان داريم كه جنگ در جريان است اما اين جنگ قصه امروز و ديروز نيست كه آب در دلمان تكان بخورد. همچنان كه جنگ ما قصه گلوله و بمب و ترور و جنايت و كشتار جمعي نيست. ايران اگر با جبهه استكبار مي جنگد، سلاح بزرگ و كاري اش، محبتي است كه در ميان ملت ها برمي انگيزد و متقابلا رعبي است كه در دل قدرت ها مي اندازد. اين حكايت جنگ نرم ماست كه دشمن را- ولو لب و انگشت به دندان بگزد- خلع سلاح مي كند. قل موتوابغيظكم. ما و مولاي ما دعا كرده پيامبراعظم(ص) هستيم. امام صادق(ع) فرمود «پيامبر(ص) بسيار در نماز خود دعا مي كرد كه خداوندا! به علي بن ابيطالب، محبت در سينه مومنان و هيبت و عظمت در سينه منافقان را ببخش!» بنابراين آيه نازل شد كه انّ الذين آمنوا و عملوا الصالحات سيجعل لهم الرحمن ودّاً». محبت متقابلي كه مهر ماه سال گذشته ميان امام و امت در قم مقدس به جلوه درآمد، امسال از خيابان هاي كرمانشاه جوشيده است يعني كه تلاطم دلدادگي، مركز و مرز نمي شناسد و جغرافيا بردار نيست. دشمن نيز از همين محبت بي كرانه و عشق بدون مرز به هراس افتاده است؛ از اينكه هر چه عشق به اسلام و ايران بيشتر منكوب و سركوب مي شود، بيشتر شعله مي كشد. هر چه مي خواهند ايران را منزوي و اسلام را ايزوله كنند، قالب هاي تحميلي بيشتر در هم مي شكند و انقلاب اسلامي بيشتر جلب توجه مي كند. (البته در اين ميان، همين تناقضات 2-3 سال اخير دولت اوباما ثابت كرد سگ زرد، برادر شغال است و توبه گرگ، مرگ!).
4- در اين صحنه فراخ جنگ كه دشمن چه در قبال ملت ايران و چه ملت هاي ستمديده منطقه، «اميد و ايمان و اتحاد» را آماج جنگ نرم قرار داده، بي انصافي است كه سياستمداران و گروه ها و رسانه هايي در داخل به اعتبار رفتار يا گفتار خود، در 3 ركن «روحيه و باور و وحدت» خلل بيافرينند يا به حاشيه سازي بپردازند. اگر سر زندگي و پويندگي و رزمندگي مدل «امت- امامت» ايران الگويي الهام بخش در جهان است كه قطعا چنين است، حركت برخلاف اين الگوي شاداب و الهام بخش، جفايي نابخشودني است. چندي پيش دكتر لنكراني وزير سابق بهداشت نقل كرده بود« تنها زماني كه عصبانيت رهبرانقلاب را ديدم، وقتي بود كه براي شركت در مراسم افطار اساتيد، از پشت حسينيه مي آمديم. در طول مسير، دو نفر از مسئولان هر كدام گلايه اي از ديگري را گفتند. ايشان برآشفت و فرمود شما كه براي كار خودتان مسئوليت نگرفته ايد! بايد همت تان رفع مشكل كشور و خدمت به مردم باشد. اين دعواها را دور بريزيد. به جاي آن برويد كار كنيد. مبناي كارتان هم قانون باشد نه سلايق شخصي خودتان».
آفرينندگان حماسه 22 خرداد و 9 دي 88، و رقم زنندگان حماسه مهرماه 89 قم و مهرماه 1390 كرمانشاه همه پيامشان در اين بيان بلند ولي امر مسلمين خلاصه شده است كه «اكنون دنيا در يك پيچ تاريخي است. اينجاست كه نظام ما مي تواند الگو بودن خود را به اثبات برساند... اگر ناامني و ركود و تفرقه داشته باشيم، مردم منطقه مأيوس خواهند شد. ملت ايران الگوي مردم منطقه هستند».
محمد ايماني

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین
پرطرفدارترین