کد خبر: ۶۱۸۴۷۹
تعداد نظرات: ۵ نظر
تاریخ انتشار: ۲۵ تير ۱۳۹۸ - ۲۳:۴۵
نقد شبکه اقتصاد سیاسی بر برنامه سوم عمرانی
ایراد بزرگ برنامه عمرانی سوم این است که در سالهای 1341 تا 1346 شاه نباید زمین های خانها و مالکین بزرگ را بین کشاورزان تقسیم می کرد و تنها باید مالیات بیشتری می گرفت

گروه اقتصادی: شبکه اجتماعی اقتصاد سیاسی با نقدی برنامه عمرانی سوم نوشت زمینها نباید بین مردم تقسیم می شد و باید در اختیار بزرگ مالکان وخوانین باقی می ماند و فقط دولت باید مالیات بیشتر از بزرگ مالکان و خانها می گرفت.

 

شاه نباید زمینهای خوانین و مالکان بزرگ را بین کشاورزان تقسیم می کرد

 

به گزارش بولتن نیوز، در این گزارش آمده است: معمولا از برنامه عمرانى سوم(١٣٤١-١٣٤٦) با اختلاف به عنوان بهترين برنامه توسعه ايران ياد مى شود. ارقام عملكرد اين برنامه چنان تحسين برانگيز است كه كمتر به نقاط ضعف آن پرداخته مى شود.

خداداد فرمانفرييان كه در دفتر اقتصاد سازمان برنامه وظيفه نگارش و در قائم مقامى بانك مركزى بخش مهمى از اجراى اين برنامه موفق را به عهده دارد، در خاطرات شفاهى هاروارد( نوار دوم، سمت دوم) به مرور اشكالات برنامه سوم مي پردازد:

علاقه به رشد آنقدر زياد بود كه نابرابري اجتماعى و خدمات رفاه به يك الويت ثانوي بدل شده بود هر چند كه در باره اين موارد هم در دفتر گفتگو مى شد.

حجم وسيع مقررات دست و پاگير باقي ماند، هر چند اميد مى رفت به مرور مسئله حل شود ولي مي شد در دل برنامه سوم اين مسير را تسريع كرد.

در بخش كشاورزى انحراف اعتبارات بسيار زياد بود و ناكارآيي در مديريت اعتبارات بخش كشاورزى در نهايت خود را به صورت كاهش سرانه توليد كشاورزي نشان داد.

مورد سوم( يعني انحراف اعتبارات كشاورزى) بخصوص شايان توجه است. بخصوص اگر بدانيم يكي از علل رشد بسيار بالاي بخش صنعت در طى اين برنامه، به عدم انحراف نظارت اعتبارى در بخش صنعت ارجاع داده مى شده است. علت اين تفاوت چيست؟

يك توضيح مى تواند اين باشد كه در چارچوب برنامه، عاليخانى با هر رشته صنعت به عنوان يك ابرپروژه با بازيگران محدود برخورد مى كرد كه در طى يك مسابقه اعتبارى مرحله به مرحله بالا مى آمدند و يك تمركز خصوصي نظارت شونده با اعتبار را فراهم مى آوردند.
در نقطه مقابل به عنوان يك نتيجه مستقيم برنامه اصلاحات ارضى بخش كشاورزى به سرعت به سمت عدم تمركز حركت كرد. اين عدم تمركز جدا از اثرات منفى بر صرفه مقياس توليد، عملا امكان بازآفريني آن نوع اقتصاد مبتنى بر اعتبار كه در بخش صنعت فراهم مى كرد را هم سلب نمود. به بيان ديگر مقام اعتبارى به جاي مواجه بودن با چند نفر محدود كه رفتار اعتباري و توليدي آن ها كاملا قابل پايش بود با انبوهي از كشاورزان تازه مالك شده طرف بود كه اساسا مفهوم نظارت اعتباري را از كار مى انداخت.( اين البته جدا از تاثير اصلاحات ارضى بر افزايش كارگر در دسترس براي صنعت است)
تلاش براي باز متشكل سازى ساختار كشاورزى در قالب روش هاي مشاركت جمعى البته تقريبا از همان ابتداى اصلاحات ارضى آغاز شد اما خيلي زود مشخص شد اين روش در مقابل يكپارچه سازى مالكيتي چندان كارا نيست.

از اين زاويه مى توان تصور كرد اگر نوع متفاوتى از اصلاحات ارضى انجام مى شد، مثلا با حفظ و تضمين حداقلى از حقوق آموزشي، احتماعى براي كشاورزان وابسته به زمين از جانب دولت با افزايش ماليات بر درآمد مالكان و نيز افزايش كنترل امنيتي از جالب دولت مركزي بر مالكين، ذات نظام بزرگ مالكي حفظ مى شد و از نظام اعتبارات براي مدرن و منقاد شدن آن استفاده مى شد، احتمالا نتايج اقتصادي بسيار بهترى بدست مى آمد. يك حالت ديگر محدود كردن اصلاحات ارضى به مالكان بسيار بزرگ با تاثير گذاري سياسي بالا و دست نخورده نگه داشتن بدنه اصلي نظام مالك- كشاورز بود.

با توجه به مجموع حقايق اقتصادي موجود، امكان بازسازى نظام املاك زراعى وسيع آنچنان كه تعداد مخاطبين سياستهاي اعتبارى كم باشند احتمالا مقدور نيست اما يك راه بهتر رفتن به نقطه توزيع و هدايت اعتبار روي شركتهاي توزيع محصولات كشاورزي است به نحوى كه تريدر هاي بزرگ و كم تعداد تشكيل شوند. چنين سياستي اولا از باب روش تامين مالي كشاورزي كه بخش مهمى از نقش توزيع كننده عملا تامين مالي هم هست قابليت شار اعتبارى بالا در كل شبكه كشاورزى را دارد. ثانيا با ايجاد تريدرهاى بزرگ وابستگي دردناك ايران به تريدرهاي كموديتى كشاورزى آمريكايي( كه بسيار دردناك و تلخ است) را به تدريج خواهند كاست.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۵
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
محمدمهدی جعفریان
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۸/۰۴/۲۶ - ۰۴:۵۳
0
1
بنام خدا.هدف شاه از تقسیم اراضی فقط در جهت جلوگیری از شورش طبقه کشاورز و ایجاد حکومت کمونیستی بود بهمان ترتیبی که در روسیه اتفاق افتاد اما بجایش میتوانست با اجرای سفت و سخت قانون کشاورزان را در عایدی محصول با مالکین با درصد عادلانه ای شریک سازد که همین حالا هم در استان ما این روش (مازندران) هست و اگر اجرایش میکرد امروز شاهد این همه خرده مالک نبودیم که کمر به قتل سفره های آب زیزمینی زدند و برنامه های کشت را ابتر میسازند و باعث بسیاری از مصائب شدند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۸/۰۴/۲۶ - ۰۷:۱۳
0
1
شاه با اینکار نظم و مدیریت سنتی حاکم بر
روستاها را از بین برد و هیچ چیزی را هم جایگزین آن نکرد. خان و ملاک هر
چند عموما به زور گویی معروف بودند اما به هر حال مدیر بودند و تعیین می
کردند که کشاورز چه بکارد و چه قدر آب کجا مصرف شود. پس اینطور نبود که
یکسال کشاورزان با گران شدن پیاز همه با هم پیاز بکارند و سال بعد از
وفور پیاز همه ورشکست شوند و هیچ کدام پیاز نکارند تا سال بعدی دولت
مجبور به آزاد کردن واردات بشود! ایضا در خشکسالی و زمستان
خان و ملاک به هر حال چیزی به کشاورز می داد که از بدبختی تلف نشود و
مانع از مهاجرت او بود. اما حالا کشاورز صاحب زمین البته راحت ترین راه
را انتخاب می کند و زمینش را می فروشد یا رها می کند و به شهر می آید! تا
اقلا سیگاری بفروشد و زنده بماند. بحران بزرگ زاغه نشینی و مهاجرت روستاییان
به شهر دقیقا بعد از اصلاحات ارضی شروع شد.
البته کسی که اسلام را قبول دارد می
داند که اصلاحات ارضی به معنای غصب زمینها و بی برکت شدن محصول بود. و
همین شد ماجرای داستان شهید برونسی و کتاب خاکهای نرم کوشک. پس همین یک
جنایت برای هزار بار اعدام شاه کافی بود!

البته این را هم باید گفت که کشورهایی در اصلاحات ارضی نسبتا موفق عمل
کردند یک سیاست کشاورزی اشتراکی نظیر آنچه اسراییل به صورت کیبوتص و
موشاو و شوروی به صورت کلخوز و سوخوز ایجاد کردند. اما متاسفانه این
طرحها هم در ایران قابل اجرا نیست چرا که روحیه همکاری و کار تیمی در
ایرانیها صفر است. ایرانی همیشه باید یک نفر بالای سرش باشد و دستور بدهد
تا کار بکند. حتی روش آمریکایی هم قابل اجرا نیست چون از آن زمینها بزرگ
خبری نیست و کشاورز فقیر به تنهایی توان مکانیزه کردن کشاورزی را دارد و
بفرض هم که پول به او بدهیم کمباین در زمینهای کوچک چند جریبی فعلی به
صرفه نیست.
حقگو
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۸/۰۴/۲۶ - ۱۳:۳۳
1
0
آقای نخبه مالیات بیشتر گرفتن را هنوز متوجه نشدی که خانه آخرش از کی دریافت می شود ؟؟؟!!! اگر مخالفتی شد برای اصلاحات اراضی فقط از طرف مالکان بزرگ بود که مخالف از دست دادن قدرتشان می شد و دیگری وقفیات بزرگی بود که اکنون نیز در دست تولیتداران وقف هست و حتی برای گرفتن مالیات بعد از 40 سال ترس وجود داشت که از آستانقدس گرفته شود .وتمام گرفتاری ما هنوز هم ادامه همان داستان قبلی است که لاینحل ماند.
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۳۹۸/۰۴/۲۶ - ۱۳:۳۳
قطعا مالکان مخالفت کردند اما حق داشتند. چون زمین مال آنها بود. اتفاقی هم که افتاد چیزی جز غصب ظالمانه زمینها نبود. راه چاره حمایت از رعیت در مقابل ملاکین بود نه از بین بردن اصل مالکیت. برای همین متدینان هم اینکار را خلاف شرع می دانستند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۸/۰۵/۱۰ - ۱۱:۱۴
0
0
شاه دانسته یا نداسته سیاستی رااجرا میکردکه وابستگی غذایی مردم کشوربه آمریکا رابدنبال داشت. اوباازبین بردن زمینهای کشاورزی بزرگ که ازپایه های توسعه کشاورزی است تولیدات کشاورزی ایران راگرانترازخارج ساخت وباافتخار می گفت بادرآمد نفت نیازی به کشاورزی نداریم.باایجاد صنایع وابسته باهدف جذب روستاییان درتولیدات صنعتی مونتاژووابسته کشورراکاملا وابسته آمریکاوغرب ساخت.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین
پرطرفدارترین