کد خبر: ۶۱۳۲۷
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
واکاوی طرح محمود عباس و پیشنهاد منطقی جمهوری اسلامی ایران

اقتدار و پیروزی ارمغان طرح ایران برای فلسطینیان

امیر حسین ثمالی

بولتن نیوز :  آرمان آزادی فلسطین و قدس شریف از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی از جمله مطالبات و آرمان های مورد توجه جمهوری اسلامی بوده است و در این راه از پرداخت هر هزینه ای فروگذار نشده است.اما جای بسی تاسف است که مسئولان تشکیلات خودگردان فلسطین از یاسر عرفات تا محمود عباس همواره با مسامحه و مماشات با دشمنان اسلام و ارائه پیشنهاداتی که که ذره ای در پی استیفای حقوق آوارگان فلسطینی نیست، تمام زحمات مبارزان فلسطینی و جمهوری اسلامی را به تاراج می برد.

محمود عباس نیز که هیچگاه موضع مناسب و قاطعی در برابر مسائل فلسطین و اسرائیل نداشته است در سخرانی خود در سازمان ملل برای چندمین بار طرح به بن بست رسیده تشکیل دولت مستقل فلسطین را طرح نمود اما برای همگان واضح است که این طرح بیش از آنکه به دنبال تامین استقلال فلسطین باشد، ارمغان تثبیت رژیم صهیونیستی را برای غاصبان به همراه دارد.


رهبر معظم انقلاب نیز با هوشیاری کامل در برابر این طرح شکست خورده در بيانات خود در كنفرانس حمايت از انتفاضه فلسطين‌ نظریه «فلسطین؛ از بحر تا نهر» را ارائه نمودند که سناریوی جدیدی را در این عرصه ایجاد می نماید.

جهت واکاوی هر چه بیشتر این نظریه، چند محور می بایست مورد تحلیل قرار گیرد: 1- نگاهی به طرح محمود عباس 2- تفاوت ها و مزایای نظریه «فلسطین؛ از بحر تا نهر»

1- نگاهی به طرح محمود عباس

طرحي كه محمود عباس دنبال مي كند عملا مشروعيت بخشيدن به رژيم صهيونيستي است و تنها جزء كوچكي از سرزمين هاي فلسطيني آن هم با ارتش و نظام  رژیم جعلی به رسمیت شناخته خواهد شد.


بحث تشکیل یک کشور مستقل برای فلسطینی که صهیونیست ها روزگاری صد در صد خاک آن را اشغال کردند متعلق به چند دهه قبل است. البته فلسطین فرضی که محمود عباس در مورد ایجاد شدن آن صحبت به میان می آورد، قرار است فقط در ۲۱ درصد خاک فلسطین اشغالی و اراضی ۱۹۶۷ تشکیل شود؛ کشوری که مساحت آن حتی کمتر از کشور مشخص شده در مذاکرات تقسیمی در سال ۱۹۴۷ است.

این کشور جدید که کارشناسان امر از اختصاص سرزمین های نامطلوب فلسطین به آن خبر داده اند توسط یک دولت فلسطینی اداره خواهد.

حسین رویوران کارشناس مسائل خاورمیانه در همین زمینه می گوید: "طرح تشکیل کشور فلسطین به معنای قرار گرفتن بخشی از کرانه باختری و نوار غزه در اختیار فلسطینیان است که ۲۱ درصد کل خاک را تشکیل می‌دهد و این یعنی چشم‌پوشی از ۷۹ درصد دیگر."

او همچنین می افزاید: "بر اساس تقسیمی که در سال ۱۹۴۷ انجام شده ۴۴ درصد خاک این کشور به فلسطینی‌ها، ۵۴ درصد به اسرائیلی‌ها و دو درصد به منطقه بین‌المللی اختصاص داده شده و تشکیل کشور فلسطینی یعنی اینکه همان ۴۴ درصد نیز به ۲۱ درصد تقلیل می‌یابد."

به عبارت دیگر نخستین اتفاق طبیعی که با این تشکیل خواهد افتاد، به رسمیت شناخته شدن حاکمیت صهیونیستها در تمام ۷۹ درصد دیگر خاک فلسطین توسط خود فلسطینی ها است.برهمه ناظران واضح است که محمود عباس از رهگذر این طرح به دنبال کسب استقلال نمی باشد بلکه نزدیک شدن انتخابات محلی در تشکیلات خودگردان او را وادار به کسب وجاهت نموده است. 

نکته قابل توجه این است که این طرح از همان ابتدا با عدم اقبال از سوی تمامی افراد و گروهها روبرو شده است؛ مساله به رسميت شناخته شدن رژيم صهيونيستي يكي از مهم‌ترين نگراني‌ها و ايرادات حماس به اين طرح است. چرا كه به رسميت شناخته شدن كشور فلسطين در مرزهاي سال 67 منجر به رسميت يافتن «اسرائيل» در اراضي اشغالي سال 48 و كوتاه شدن دست فلسطينيان از بخش غربي قدس شريف مي‌شود و اين يعني همان چيزي كه تمامي فلسطينيان از آن بيم دارند. به عبارت ديگر، به رسميت شناختن موجوديت رژيم صهيونيستي خطري عليه قدس خواهد بود، چرا كه بخش غربي قدس به عنوان پايتخت «اسرائيل» به رسميت شناخته خواهد شد و بخش شرقي آن نيز تحت نظارت طرف بين‌المللي قرار گرفته و به اين ترتيب قدس از دست خواهد رفت.

از سوي ديگر، تشكيل كشور فلسطيني به معناي پايان عمر تشكيلات خودگردان فلسطين به عنوان نهاد اجرايي موقتي در فلسطين تحت اشغال خواهد بود و اين مساله به نوبه خود باعث مي‌شود سرپرستي فلسطينيان مقيم اردوگاه‌هاي كشورهاي مختلف و در كل فلسطينيان خارج از مرزهاي سال 67 از حيطه اختيارات طرف فلسطيني خارج شود و طرف فلسطيني نتواند به امور آوارگان و فلسطينيان خارج رسيدگي كند.

حتی رژیم صهیونیستی که بیشترین منفعت از این طرح خائنانه برای خویش می برد نیز از ابتدای طرح این موضوع با دست پیش گرفتن جهت افزایش قدرت چانه زنی، مخالفت خود را با طرح محمود عباس اعلام داشته است.باراک اوباما هم که به مانند محمود عباس در آستانه انتخابات قرار دارد، با تایید مواضع رژیم صهیونیستی سعی در جذب حمایت AIPAC و دیگر تراست های صهیونیزم دارد.

2- تفاوت ها و مزایای نظریه «فلسطین؛ از بحر تا نهر»

جمهوری اسلامی که الهام بخش موج بیداری اسلامی در منطقه بوده است در برابر این طرح مذموم، سناریوی نوینی را مطرح نموده است که بیشترین قرابت و نزدیکی را با استیفای حقوق مظلومان و آوارگان فلسطینی دارد که می توان از آن با نام «فلسطین؛ از بحر تا نهر» یاد کرد.

ولی امر مسلمین جهان در تشریح این نظریه در كنفرانس حمايت از انتفاضه فلسطين فرمودند:

« اول اين كه مدعاى ما آزادى فلسطين است، نه آزادىِ بخشى از فلسطين. هر طرحى كه بخواهد فلسطين را تقسيم كند، يكسره مردود است. طرح دو دولت كه لباس حق‌به‌جانبِ «پذيرش دولت فلسطين به عضويت سازمان ملل» را بر آن پوشانده‌اند، چيزى جز تن دادن به خواسته‌ى صهيونيستها، يعنى «پذيرش دولت صهيونيستى در سرزمين فلسطين» نيست. اين به معناى پايمال كردن حق ملت فلسطين، ناديده گرفتن حق تاريخى آوارگان فلسطينى، و حتّى تهديد حق فلسطينيانِ ساكن سرزمينهاى 1948 است؛ به معناى باقى ماندن غده‌ى سرطانى و تهديد دائمى پيكره‌ى امت اسلامى، مخصوصاً ملتهاى منطقه است؛ به معناى تكرار رنجهاى ده‌ها ساله و پايمال كردن خون شهداست.

هر طرح عملياتى بايد بر مبناى اصلِ «همه‌ى فلسطين براى همه‌ى مردم فلسطين» باشد. فلسطين، فلسطينِ «از نهر تا بحر» است، نه حتّى يك وجب كمتر. البته اين نكته نبايد ناديده بماند كه ملت فلسطين همان طور كه در غزه عمل كردند، هر بخش از خاك فلسطين را كه بتوانند آزاد كنند، به وسيله‌ى دولت برگزيده‌ى خود، اداره‌ى امور آن را بر عهده خواهند گرفت، ولى هرگز هدف نهائى را از ياد نخواهند برد.

طرح جمهورى اسلامى براى حل قضيه‌ى فلسطين و التيام اين زخم كهنه، طرحى روشن، منطقى و منطبق بر معارف سياسىِ پذيرفته شده‌ى افكار عمومىِ جهانى است كه قبلاً به تفصيل ارائه شده است. ما نه جنگ كلاسيكِ ارتشهاى كشورهاى اسلامى را پيشنهاد ميكنيم، و نه به دريا ريختن يهوديان مهاجر را، و نه البته حكميت سازمان ملل و ديگر سازمانهاى بين‌المللى را؛ ما همه‌پرسى از ملت فلسطين را پيشنهاد ميكنيم. ملت فلسطين نيز مانند هر ملت ديگر حق دارد سرنوشت خود را تعيين كند و نظام حاكم بر كشورش را برگزيند. همه‌ى مردم اصلى فلسطين، از مسلمان و مسيحى و يهودى - نه مهاجران بيگانه - در هر جا هستند؛ در داخل فلسطين، در اردوگاه‌ها و در هر نقطه‌ى ديگر، در يك همه‌پرسىِ عمومى و منضبط شركت كنند و نظام آينده‌ى فلسطين را تعيين كنند. آن نظام و دولتِ برآمده‌ى از آن، پس از استقرار، تكليف مهاجران غير فلسطينى را كه در ساليان گذشته به اين كشور كوچ كرده‌اند، معين خواهد كرد.»

نظریه مطرح شده از سوی جمهوری اسلامی متضمن چند اصل ذیل می باشد:

الف- موضع اقتدار

این طرح به خوبی از موضع اقتدار مسلمین و همراهی افکار عموی فلسطین با آن خبر می دهد؛ بر خلاف طرح محمود عباس که حکایت از ضعف و سستی تشکیلات خودگردان دارد، در این طرح به چیزی جز استقلال فلسطین اندیشیده نشده و نه تنها رژیم صهیونیستی را بری از هرگونه حق می داند، بلکه این رژیم در این معادله جدید اساسا به حساب نمی آید. 

ب- راه حل منطقی و جهانی

راه حل مطرح شده از سوی جمهوری اسلامی نیز دارای منطقی انسانی و جهانی است؛ با وجود آنکه رژیم صهیونیستی به زور قتل عام و کشتار شاهد تولد نامشروع خود بوده است و حق آن است که از همین راه از سرزمین های اشغالی خارج شود اما با راه حلی دموکراتیک و منطقی نیز شاهد محو آن از صفحه روزگار خواهیم بود.

 این رژیم که با ادعای انتقام هولوکاست وارد منطقه شده است و سودای نیل تا فرات را در سر می پروراند در این سال ها جز با قتل عام زنان و کودکان و مردم بی سرپناه در پی احقاق نظر خود نبوده اما با این وجود راه حل ایران از این کشتار صرف نظر کرده است و خواهان حل مسئله از شیوه ای مردمی و انسانی است.

ج- حفظ تمامیت ارضی فلسطین

بر خلاف طرح محمود عباس که تنها متضمن 21درصد از خاک فلسطین می باشد در طرح ارائه شده از سوی رهبر انقلاب به صراحت سخن از «فلسطین از بحر تا نحر و نه یک وجب کمتر» به میان می آید و این حکایت از حفظ تمامیت ارضی فلسطین دارد.

به نظر می آید که محمود عباس و دیگر مسئولان تشکیلات خودگردان دچار فراموشی شده اند و «غصب» فلسطین را از یاد برده و برای غده سرطانی هم حقی قائل اند و این نکته خود گویای خیانت های مسئولان تشکیلات خودگردان است.

د- همسویی با موج بیداری اسلامی

نکته بسیار مهمی که در طرح محمود عباس لحاظ نشده است، موج بیداری اسلامی در خاورمیانه می باشد؛ در این روزها که سفارت های رژیم جعلی صهیونیستی یکی پس از دیگری مورد حمله جوانان و مردم کشورها قرار می گیرند و جایگاه اسرائیل از هر روزی متزتزل تر شده است، معلوم نیست که تشکیلات خودگردان بر اساس چه تحلیلی اقدام به ارائه طرحی می کنند که بیش از همه چیز ترس و هراس این تشکیلات از رژیم صهیونیستی را خبر می دهد.

نظریه مطرح شده از سوی رهبر معظم انقلاب به خوبی با موج بیداری اسلامی همراهی می کند و باید اذعان داشت که حذف فیزیکی اسرائیل مکمل بیداری اسلامی در کشورهای آفرقایی و حاشیه خلیج فارس است.

امید است دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی و تمامی نخبگان سیاسی در ایران و جهان اسلام با دقت بیشتر در این نظریه سعی در تحقق هرچه زودتر آن داشته باشد.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین