بيشتر از نان شب به فلسفه نياز داريم
بولتن نیوز : غلامحسين
ابراهيم ديناني عضو هيئت علمي مؤسسه حكمت و فلسفه در دومين همايش «در محضر شيخالرئيس»
كه با عنوان «عشق در محضر بوعليسينا» برگزار شد، اظهار داشت: ابنسينا به ذات شاعر نيست اما از اين باب كه
در تمام علوم و فنون زمان خود طبع آزمايي كرد در شعر نيز طبع خود را آزمود.
وي
با اشاره به رباعي معروف «دل گرچه در اين باديه بسيار شتافت» پرداخت و گفت: باديه
در اين رباعي به معناي بيابان است منظور جهان همان جهان بدون تفكر محسوب ميشود.
ديناني
ادامه داد: اگر در جامعه منهاي تفكر حتي رفاه براساس تصادف فراهم شود؛ باز جز
برهوتي نيست. باديه است بهشت اگر در آن معرفت نباشد باديه است بهشت نتيجه معرفت
است.
ديناني
گفت: انسان موجود فرهنگي است و بين طبيعت و فرهنگ تفاوت وجود دارد مزاج هر انساني
طبيعي است اما انسان فقط بدن نيست. انسان منهاي فرهنگ يك حيواني بيش نيست.
مؤلف
كتاب «دفتر عقل و آيت عشق» در ادامه افزود: خرد اساس تفكر است. تفكر از خرد بيرون
كشيده شود خطرناك است. تكنيك بدون خرد وحشتناك است.آنجا كه فلسفه نيست باديه محسوب
ميشود. قومي كه فلسفه ندارد خاك بر سر است. ملتي به من نشان بدهيد كه فلسفه
نداشته باشد و توانسته پيشرفت كند.
وي
ادامه داد: ملتي كه فلسفه ندارد دين هم ندارد. دين تعالي فهم است. ملتي كه فلسفه
درست ندارد دين را نيز نميفهمد.
ديناني
سخنان خود را با آرزوي ادامه داد و گفت: اي كاش ابنسينا علم طبابت نميدانست براي
اينكه دنياي معاصر و قديم خواستار فلسفه نبودند به خاطر آگاهي او به علم طب،
پادشاهان او را راحت نميگذاشته و موجب آزار و اذيت او را فراهم ميآوردند.
مؤلف
كتاب «نيايش فيلسوف» ادامه داد: هرچيزي كه ابنسينا نوشته بعد از هزار سال دنيا
بايد با دقت نگاه كند كه ابنسينا چه ميگويد. منطق جديد تازه پيبرده است كه چه
نكاتي در منطق ابنسينا وجود دارد و اين نكات در منطق ارسطو موجود نيست.
ديناني
گفت: در حال حاضر الفاظ و عبارت فلسفي را ياد ميگيريم. فلسفه نميخوانيم اين در
حالي است كه فلسفه اصطلاحات نيست و فهم درست. هنوز در ايران كسي فلاسفه ديگر
از جمله شيخ اشراق را نميشناسد و 800 سال است كسي نميخواهد شيخ اشراق را بشناسد.
وي
افزود: اگر شما يك سرنگ داشته باشيد و ابنسينا را از فرهنگ اسلامي بيرون بكشيد
از اين علوم چيزي باقي نميماند؛ در كلام فقه، اصول و ساير علوم اصولي ردپاي ابنسينا
پررنگ است در حال حاضر فلسفه نميخوانيم چند اصطلاح ياد ميگيريم و فيلسوف ميشويم.
اين در حالي است كه كلمات و اصطلاحات به همان اندازه كه رهنما است صدبرابر راهزن
است.
مؤلف
كتاب «شعاع انديشه و شهود در فلسفه سهروردي» با بيان اينكه ما بايد ابنسينا را از
نوع بشناسيم، گفت: ما هزار سال با ابنسينا زندگي كرديم اما خودمان نميدانيم هميشه
از من ميپرسند كه چرا فلسفه اسلامي در زندگي ما حضور ندارد؟ فلسفه ابنسينا
نه تنها در زندگي ما حضور دارد بلكه جايگاه ارزنده دارد.
عضو
هيئت علمي مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران با بيان اينكه بيشتر سخنانم درد دل
بود، گفت: فلسفه نور دانش و خرد است و ما به فلسفه بيشتر از نون شب نيازمنديم
و ملتي كه فلسفه نداشته باشد تمام زندگياش وارداتي ميشود.
وي
ادامه داد: اگر دين هم داشته باشيم بايد دين را بفهميم مگر ابن تيمه، طالبان و بنلادن
دين نداشتند اگر بنلادن دنيا را ميگرفت خاك بر سر دنيا ميشد. بس دين نيز
نياز به معرفت دارد.
ديناني
با اين ادعا كه هنوز ابن سينا را نشناختيم، افزود: اين ادعا كه ابنسينا رئيس
حكمت فلسفه است؛ يك دروغ شاخدار است. ابنسينا يك اشراقي تمام عيار است و فيلسوف
تمام عياري به حكمت مشاء اشراف كامل دارد.
وي
گفت: ابنسينا به حكمت ديگري دست يافت كه از نوع حكمت مشاء نبود و 40 مجلد از او
در حمله محمود غزنوني به آتش كشيده شد و در تاريخمان از اين همه آتشسوزي كم
نداشتيم.
ديناني
در پايان خاطرنشان كرد: غربيها ابنسينا را نوافلاطوني ميدانستند. اين در حالي
است كه ابنسينا با توجه به آثاري كه از افلاطون به دست او رسيده است افلاطون را
بيسواد ميدانست. عربها و غربيها براي اينكه نميخواستند ايران باستان را ارزشگذاري
كنند فلسفه اشراق را نفهميدند. ايران بدان علت كه فرهنگ داشت اسلام را بالاتر
از ساير اقوام فهم كرد.
بنابراين
گزارش دومین همایش در محضر شیخ الرییس، با عنوان "عشق در اندیشه ابن
سینا"، دوم شهریورماه، با حضور اندیشمندان حوزههای مختلف علمی و فلسفی
و به همت بنیاد بو علی سینا و فرهنگسرای ابن سینا در سالن سعدی برج میلاد
برگزار شد و در پایان مراسم از فعالیتهای علمی غلامرضا اعوانی، عضو هیئت امنای بنیاد
علمی و فرهنگی بوعلیسینا و دبیر علمی جشنواره حکمت سینوی در سال 1388 تقدیر به عمل
آمد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



) باید با آب طلا نوشت و بر سر در همه مراکز علمی زد.اما در نهایت ایشان مشخص نکرده اند که ما قلسفه را که انهمه به آن نیاز داریم برای چه میخواهیم ؟ آیا هر دانستنی می باید در زندگی ما تاثیر عملی داشته باشد ؟ اگر آری در آن صورت خروجی فلسفه در زندگی ما چیست ؟ ای کاش ایشان واضحتر صحبت میکردند.