کد خبر: ۵۶۰۱۲
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

ترميدور انقلاب در مصر؟!

جوان:

وقتي مردم مصر آخرين ساعات روز 22 بهمن 89 را به خاطر كناره‌گيري ديكتاتور 30 ساله كشورشان، ‌حسني مبارك از قدرت جشن مي‌گرفتند، شايد كمتر شخصي فكر مي‌كرد كه اين انقلاب فقط پس از چند ماه رنگ و بوي ترميدور به خود گرفته و بسياري از عوامل داخلي و خارجي براي ناكام ماندن بزرگ‌ترين انقلاب خاورميانه پس از انقلاب اسلامي ايران، دست به هر كاري بزنند. ترميدور اصطلاح رايجي است كه وقتي انقلاب‌هاي دموكراتيك از سوي مخالفان و بازماندگان رژيم پيشين ربوده شده و دوباره براي بازگشت به ديكتاتوري تلاش مي‌كنند، به كار مي‌رود.

از اين رو بايد گفت كه مصر اولين كشوري است كه تنها پس از پنج ماه با خطر ترميدور مواجه شده است. نكته قابل توجه اين است كه در اين سناريوي بازگشت به ديكتاتوري، دست‌هاي آلوده بسياري وجود دارد كه خواهان بازگرداندن منافع از دست رفته شان هستند. اما شهروندان انقلابي مصر در روزهاي اخير نشان داده‌اند كه نه تنها روحيه انقلابي خود را از دست نداده‌اند بلكه براي پيروزي نهايي حركتي كه از بهمن ماه آغاز كرده‌اند، برنامه دارند.

بنابر اين پس از پنج ماه به خيابان‌ها آمده و ميدان التحرير را بار ديگر سنگر انقلاب ساختند تا به دولتمردان موقت خود بگويند كه با رفتن حسني مبارك، مصر جديد خواهان از بين رفتن ساختار سياسي ديكتاتوري است. در اين شرايط اين سؤال ايجاد مي‌شود كه چه كساني در حال مبارزه با ملت مصر بوده و به دنبال ربودن انقلاب آنها هستند.

براي پاسخ به اين پرسش بايد به عوامل داخلي مصر و همچنين مخالفان منطقه‌اي و بين‌المللي انقلاب مصر و حتي ديگر انقلاب‌هاي منطقه حساس خاورميانه پرداخت. در گام اول مي‌توان گفت كه در داخل كشورمصر عواملي وجود دارد كه تمايلي به پيروزي انقلاب و حاكميت اسلام در اين كشور ندارند. در همان ايامي كه شهروندان مصري ميدان التحرير و همچنين خيابان‌هاي اصلي شهر قاهره، پايتخت اين كشور را فتح كرده بودند، اين عوامل تنها با اعلام تلويزيوني كناره‌گيري حسني مبارك، به كودتايي سفيد دست زدند و با كناره‌گيري رئيس‌جمهور مخلوع و خانواده‌اش از قدرت، به دنبال فرونشاندن تب تند انقلاب بودند. سناريويي كه تا حدودي در آن موفق نيز شدند چون پس از آن مردم به اميد اينكه حركتشان به ثمر رسيده كم كم به خانه‌هايشان برگشته و بدون آنكه قدرت را به دست بگيرند، در انتظار انتخابات شهريور ماه، آن را به شورايي نظامي سپردند.

در حالي كه اين شورا خود يكي از مهمترين ستون‌ها و عوامل حفظ نظام سابق بود و به اين دليل نتوانست به درستي اين كار را انجام دهد و در برابر خواسته‌هاي مردم ايستادگي كند، رئيس‌جمهور سابق را قرباني كرد تا ساختار سياسي غربگرا دست نخورده باقي بماند. هم اكنون نيز اين شورا همراه با بدنه اصلي به جا مانده از ساختاري كه حسني مبارك طي 30 سال گذشته ساخته بود، براي سرپا نگه‌داشتن نظام سياسي سابق تلاش مي‌كنند. اين موضوع دو دليل عمده دارد.

اول اينكه در صورت نهايي شدن انقلاب مصر و ايجاد مردم سالاري آميخته به اسلام گرايي عوامل پيشين همه منافع خود را بر باد رفته خواهند ديد و حتي اين امكان وجود دارد كه با اجراي عدالت جان و مال خود را نيز از دست بدهند.

مسئله دوم اين است كه منافع منطقه‌اي و بين‌المللي بسياري از بازيگران خارجي از دست خواهد رفت. اين در حالي است كه عمدتا منافع عوامل داخلي مصر و بازيگران خارجي به شدت به هم گره خورده است كه براي حفظ آن هر دو مجبور به حفظ نظام ديكتاتوري هستند. اما بازيگران خارجي چه كسان و كشورهايي هستند؟ براي روشن شدن اين مسئله بيش از همه بايد به سراغ رژيم صهيونيستي رفت. اسرائيل با وجود حسني مبارك و ساختار ديكتاتوري او كاملاً احساس امنيت مي‌كرد. چون مصر سابق در تمامي سياست‌هاي منطقه‌اي اسرائيل به ويژه در مواقعي كه اين رژيم در مقابل ملت فلسطين عمل مي‌كرد، حامي و پشتيبانش بود. اين مسئله به راحتي در بسته شدن گذرگاه رفح در دوران محاصره غزه قابل مشاهده است. از اين رو با رفتن مبارك، رژيم صهيونيستي بزرگ‌ترين پشتيبان منطقه‌اي خود را از دست داد. بنابراين تمايلي ندارد كه ساختار سياسي دوران مبارك نيز كاملاً از هم پاشيده شود. عربستان سعودي گزينه دوم در منطقه خاورميانه است. عربستان با سرريز كردن دلارهاي چمداني به مصر در تلاش است تا انقلاب اين كشور نهايي نشود.

چون در غير اين صورت مثلث سياسي و منطقه‌اي اسرائيل، عربستان و مصر از بين خواهد رفت. اين مسئله انگيزه‌هاي پنهان زير پوستي انقلاب در عربستان سعودي را بيدار خواهد كرد. در حال حاضر آل سعود تقلا مي‌كند با تقويت سلفي‌هاي وهابي در مصر از اتحاد مسلمانان و اسلام گرايان جلوگيري كند. همه از اين موضوع مطلع هستند كه اين دست از اسلام گرايان در مصر انديشه‌هاي طالباني دارند و تاريخ دو – سه دهه اخير نيز نشان داده كه پيوندهاي امريكا، عربستان و طالبان ناگسستني است. اما تنها در برخي موارد نوع بهره‌برداري آنها از يكديگر و تقسيم منافع متفاوت است كه امروز در افغانستان خود را نشان داده است. اما سومين عامل و مخالف انقلاب كشور مصر ايالات متحده امريكا و در مجموع غرب است.

اين عامل بين‌المللي به هيچ عنوان آمادگي وقوع انقلاب منطقه‌اي را نداشت. بر همين اساس بود كه دچار شوك سياسي شد. مردم سالاري منطقه‌اي كه در هر صورت به خاطر متن اجتماعي خاورميانه، رنگ و بوي مردم سالاري ديني به خود مي‌گيرد، به كابوسي براي امريكا و غرب تبديل شده است. غرب براي فرار از اين كابوس آزار دهنده، دست به دامان عوامل داخلي مصر و همچنين بازيگران منطقه‌اي شده تا در همكاري با يكديگر ساختار سياسي مصر را حتي در نبود حسني‌مبارك حفظ كنند. حركتي كه زنگ بيداري مردم مصر را دوباره به صدا در آورده و به ميدان التحرير بار ديگر رنگ انقلاب داده است.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین