کد خبر: ۵۵۹۲۱
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

كف و سقف وحدت اصولگرايان

کیهان:

تكاپوي طيف هاي اصولگرا براي تشكيل «جبهه متحد»، موضوع اين نوشتار است. از زواياي گوناگون مي توان به جبهه متحد اصولگرايان نگريست. 1-تركيب گروه ها 2-هويت اصولگرايي و اهداف جبهه از اتحاد 3-سازوكار وحدت 4-انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي و اقتضائات آن 5-سناريوي دشمنان انقلاب و آرايش گروه هاي معارض 6-لوازم، ظرفيت ها و موانع وحدت 7-سوابق موضوع و تجارب انباشته 8-مديريت تفاوت ها و اختلاف ها (وحدت در عين كثرت و كثرت در عين وحدت) و تعيين «كف» و «سقف» توقعات از اين اتحاد. تعبير «جبهه» تفاوت ها را به رسميت مي شناسد و پسوند «متحد اصولگرايان» حدود و هويت آن را توضيح مي دهد. يعني قرار نيست سليقه ها كلا مضمحل شوند و در عين حال قرار هم نيست آن سليقه ها و علاقه ها چنان پررنگ شود كه عملا راه را بر «اصولگرايي» از يك طرف و «اتحاد و الفت» از طرف ديگر ببندد.
در تبيين حد و رسم جبهه متحد اصولگرايان مي توان ملاحظاتي را مدنظر داشت:
1- تدوين فهرست واحد براي انتخابات نهمين دوره مجلس، كف توقعات از جبهه متحد اصولگرايان است و نه سقف و اولويت آن. حتي اگر انتخابات مجلس، در دستور كار «جبهه» قرار گرفت كه به وقتش بايد چنين شود، تدوين «فهرست» آخرين كار درباره انتخابات است و پيش از آن بايد روشن كرد كه اولا اقتضائات نمايندگي در مجلس چيست؟ ثانيا مجلس نهم در چه شرايطي شكل مي گيرد و از چه اولويت هايي برخوردار است؟ ثالثا نقاط قوت و ضعف مجلس هشتم براي ارتقاي مجلس نهم كدام است و از مجلس ششم تا نهم چه فراز و نشيب ها و نوسان هايي طي شده است؟ رابعا هر نامزد از كليت حدود 285 نامزد قرار است كدام قطعه از يك پازل بزرگ را پر كند؟ با اين حال، تدوين فهرست همچنان كه گفته شد، آخرين كار جبهه متحد است. آنچه در اين ميان اولويت دارد، هدفگذاري مرحله اي (ميان مدت و طولاني مدت) براي رسيدن به يك سازمان منسجم و ايفاي نقش مؤثرتر در زمينه مسئوليت هاي اسلامي، انقلابي، ملي و جهاني نيروهاي اصولگراست. اين «مسئوليت» از يك سو از متن رهنمودهاي امام خميني و امام خامنه اي استخراج مي شود، از سوي ديگر معطوف به اقتضائات پيشرفت و تعالي كشور در دهه چهارم انقلاب است و از جانب سوم، نظر به تحولات شتابان منطقه اي- بين المللي دارد. از اين چشم انداز، جبهه متحد اصولگرايان تكاليف بزرگي بر روي دوش دارد و رقابت هاي سياسي يا تفاوت هاي سليقه اي طيف هاي حاضر در جبهه نمي تواند آن تكليف ها را مخدوش كند.
2- هر چند كه ممكن است ائتلاف انتخاباتي بهانه به هم رسيدن اصولگرايان و تازه شدن ديدارها شود اما بايد توجه داشت كه سخن از «جبهه متحد» است و نه كف ماجرا يعني «ائتلاف انتخاباتي» محض. ائتلاف هم خوب و مورد نياز است اما كافي نيست. اين سازمان بايد چنان قوام گيرد كه بماند و مانند يك قرارگاه و ستاد دايمي عمل كند. و بايد چنان تأسيس شود كه چابكي لازم براي تحليل و بررسي و چاره انديشي و گره گشايي و فرصت سازي را داشته باشد. به عبارت ديگر سازمان جديد نبايد در گروه سياستگذار 7+8 (يا هر عدد ديگر) متوقف بماند بلكه بايد بتواند از يك سو زمينه ايجاد «پارلمان اصولگرايي» و از سوي ديگر ساختار اجرايي و كميته هاي فرعي گوناگون براي تسهيل امور را فراهم كند. آنچه مي تواند روح آرماني اين «اتحاد» را در كالبد واقعيت وارد كند، اهتمام ويژه به ملات سازمان و لوازم چسبندگي و پيوستگي آن است. دعوت به «اخلاص» و «تقوا» در گذاشتن سنگ بناي جبهه متحد، صرفا يك نصيحت اخلاقي محض نيست بلكه دعوت به استفاده از يك قانون كارساز و فرمول طلايي است. الفت و اتحاد حقيقي شكل نمي گيرد مگر به سبب الفت دل هاي پيراسته از انواع غلّ و غش. الفتي را كه به بركت ايمان و اخلاص مي توان ميان دل ها پديد آورد هرگز با خرج كردن سرمايه هاي هنگفت و دادن سهم به افراد نمي توان. خداوند در آيات 62 و 63 سوره انفال، درباره اين قانون طلايي مي فرمايد: «و اگر دشمنان با تو خدعه كنند، پس پروردگار براي تو كفايت مي كند. (اي پيامبر) او كسي است كه با نصرت خود و به واسطه مؤمنان تو را تأييد كرد. و ميان قلب هاي آنان الفت داد. اگر همه آنچه را روي زمين است انفاق و صرف مي كردي، نمي توانستي ميان دل هاي آنان الفت دهي اما خداوند ميان آنها الفت داد. او عزيز و حكيم است».
هر چند كه اصولگرايان در انتخابات يا مقاطع ديگر با «فتنه گران» و «منحرفان» به هم مي رسند و پنجه در پنجه مي اندازند اما اين، معارضه و هماوردي است نه همراهي و مسابقه. اصولگرايان اساسا با منافقان و منحرفان و فتنه گران و فرصت طلبان و زراندوزان و قدرت زدگان در يك ميدان مسابقه با قوانين و اهداف و مسير مشترك حاضر نمي شوند كه بخواهند مانند آنها و به همان سمت و سو كه آنان مي دوند، تكاپو كنند. اين نكته بديهي و مبنايي، گاه مغفول واقع مي شود و اسباب سقوط يا بي بركتي عمل سياسي را فراهم مي كند. نمي توان به اسم منافقان و منحرفان و دنياپرستان و لائيك ها و سكولارها بد گفت اما به رسم و اخلاق همان ها عمل كرد. بسياري از همين ها كه از آغاز منافق و فتنه گر و منحرف و ماده پرست و ملحد نبودند. اگر اخلاص و ايمان و تقوا و روح اخوت و مجاهدت و ايثار و حسن ظن و صبر و احتساب- ولو در قبال جفاها و كم لطفي ها و غفلت ديگران - سراغ ما آمد، اين همان چسب خلل ناپذير سازمان متحد اصولگرايي است. اما اگر قرار شد مقصد را گم كنيم و با همان هايي كه رو به پرتگاه مي دوند، مسابقه دهيم يا نتوانيم به خاطر آرمان هاي بزرگ تر، از لغزش هاي كوچك تر بگذريم و تلافي كنيم و هر يك- براي تخليه هيجان ها و احساسات- تيپايي به وحدت بزنيم، چيزي در اين ميان باقي نخواهد ماند و همه با هم ضرر خواهيم كرد. آن وقت است كه بايد گفت ولو با شعار اصولگرايي و خدمتگزاري و سازندگي و آباداني و پايداري و حتي جهاد و بصيرت، در عمل در زمين دشمن بازي كرده و در پر كردن خانه هاي جدول دشمنان و منحرفان و فتنه گران ياري رسانده ايم!
اينكه در كف كف ماجرا يعني فهرست ائتلافي انتخاباتي باقي بمانيم و حتي به آن هم نرسيم يا همت بلند داريم و در تراز سربازي يا فرماندهي سپاه نائب امام زمان(عج) مانند سلمان و ابوذر و مقداد و مالك و عمار بدرخشيم، متوقف به همين است كه قبل از هر مهندسي سياسي، برگرديم و ببينيم طهارت و ظرفيت اين مهندسي را در دست و زبان و جان خويش فراهم كرده ايم يا نه؟ ببينيم عمل ما فارغ از مرحبا و احسنت رفقا در گعده ها و محافل خودماني، مورد رضايت امام حاضر و ناظر(عج) قرار مي گيرد و مايه زينت اهل بيت است يا اسباب شرمساري آنان؟ تا ما ميان خود و خداي خود را اصلاح نكرده باشيم چگونه مي شود ميانه ما يا ميانه ما و مردم اصلاح شود؟ افرادي كه از طرف اضلاع جبهه اصولگرايي به «جبهه متحد» معرفي مي شوند بايد عنايت داشته باشند كه نماينده رئيس جمهور و رئيس مجلس و شهردار ... يا گروه الف و ب و ج نيستند بلكه قبل از هر چيز اصولگرا هستند. بنابراين بايد در جبهه نيز نگاه جبهه اي و نه حزبي داشته باشند. در اين ميان تعيين سخنگو براي جبهه و حذف بسياري از اظهارنظرهاي پراكنده، كمك به انسجام بيشتر اصولگرايان است.
3- يكي از چاره هاي عملي اتحاد و انسجام بيشتر، عنايت به رهنمود مقتداي انقلاب در زمينه «جذب حداكثري و دفع حداقلي» در كنار «رفق و مدارا» ميان دوستان انقلاب و مرزبندي با دشمنان و فتنه گران است. صريح تر عرض كنيم، اگر قرار باشد مثلاً از نگاه هر يك از طيف ها و اضلاع منتقد، رئيس جمهور يا رئيس مجلس و شهردار و...- با همه نقاط قوت و ضعفشان- در دايره جذب حداكثري قرار نگيرند و با نگاه افراطي، هر كدام ديگري را نفي و طرد كنند، ته اين ظرف تنگ چه كسي باقي مي ماند؟ البته مسئوليت رجال سياسي و سران طيف ها در زمينه پايبندي به قواعد و اصول دو چندان است و اصرار به خطا از طرف آنها نابخشودني تر و آزاردهنده تر مي نمايد اما از ديگر سو، بايد مراقب بود تا گرفتار مرام خوارج نشد. همان قدر كه مرام مداهنه و مصانعه اموي- جملي مذموم است، مرام خوارج مطرود است. درعين حال بايد به «دفع حداقلي» نيز پايبند بود. نمي شود كه كساني بخواهند اصولگرا باشند و همزمان به هر دليل دلشان نزد فتنه گران و منحرفان گير باشد. اين گيرها را بايد رفع كرد وگرنه مرد سياست را تا هلاكت مي برد. بد عاقبت و ملعون خواهد شد به شهادت تاريخ، هر كس كه دندان طمع قدرت و رأي و منصب به هر قيمت را نكنده باشد و بخواهد به خاطر اين تمنا، با باطل بسازد.
4- همچنان كه در اتحاد بايد حداقل ها را احراز كرد، در عين حال بايد توجه داشت رجل سياسي بي عيب و نقص كمتر پيدا مي شود. آرمانگرايي و واقع گرايي را بايد در نقطه معقول و مشروع «مصلحت» چنان جمع كرد كه اگر به 100 آرمان نرسيديم، لااقل به 70 آن برسيم و اگر دستيابي به اهداف به «تأخير» افتاد، دست كم از اساس فوت نشده باشد. به عنوان مثال، مجلس نهم در نصاب بايد به مراتب پاكدست تر، كوشاتر و منسجم تر از مجلس هشتم باشد اما از آن سو بايد عنايت داشت كه قرار نيست دشمن از غفلت ما استفاده كند و مجلس ششم را با ابعادي خيانت بارتر باز مهندسي كند. بايد بر تدوين فهرستي منسجم تر، بصيرتر، آزاده تر، انقلابي تر، متخصص تر و پرتلاش تر اصرار داشت اما همچنين بايد مراقب بود ماجراي انتخابات شوراي شهر سوم كه به واسطه اختلاف ميان اصولگرايان رخ داد و اسباب ورود چند تن از اعضاي جريان مقابل اصولگرايي به شوراي شهر تهران و برخي شهرهاي ديگر شد، تكرار نشود. نه چنان اختلافي پسنديده است و نه برخي رفتارهاي غيراصولگرايانه شماري از نمايندگان در مجلس هشتم (مانند ماجراي دانشگاه آزاد، طرح نظارت بر نمايندگان، گروكشي متقابل با دولت و...). با اين حال همچنان كه گفته شد تهيه فهرست نامزدها، آخرين كار است و قبل از آن بايد جايگاه مجلس و عملكرد ادوار آن را با حوصله بررسي كرد تا منطبق با اين برآورد، بتوان فهرست همه جانبه اي تدارك كرد.
5- «زيست انگلي» بهترين عنواني است كه به رويكرد جريان هاي معارض با اصول انقلاب مي توان داد. اين طيف هاي گونه گون كه در نقطه معارضه با اصول هم رأي هستند، به خودي خود هيچ وزن اجتماعي و سياسي درخوري ندارند اما اينكه چرا با وجود ضعف و فرتوتي همچنان به حيات خود در طول دهه ها ادامه داده اند، به حيات انگلي آنان برمي گردد. آنها به تفرقه و اختلاف و منازعه و مجادله ميان اصولگرايان زنده اند و از خون تازه اي كه در اين منازعات مي مكند، ارتزاق مي كنند. جريان هاي انگلي بيش از آن كه روي توان خود حساب كنند، بر بي رمق كردن و ضعيف كردن حريف متمركز هستند. آنها به سياق هر انگلي بر پيكره «ميزبان» خيمه مي زنند و زهر خود را مي ريزند، گاه براي كشتن و تمام كردن كار، و گاه براي نيمه جان كردن ميزبان و مكيدن شيره جان وي. پادزهر جريان هاي طفيلي، وحدت بيشتر و طرد همه معارضان با اصول است، كساني كه بودنشان در پيكر اصولگرايان به منزله حمله دروني به سيستم ايمني پيكر است.
6- بايد از سرنوشت جناح زدگي و مناسبات فرسوده درون اصولگرايان در سال هاي 76-72 و همچنين اتفاقات تلخ دو سال اخير (برآمده از افراط گري و انحراف) عبرت اندوخت و چنان سازماني ساخت كه نه دچار فرسودگي ها و ريزش اجتماعي دهه 70 شود و نه به تندروي ها و حذف گرايي هاي متأخر بينجامد. عمل دسته جمعي (معطوف به امر به معروف و نهي از منكر) و پرهيز از تك روي يا باندبازي و قبيله گرايي، تا حدود زيادي از باز توليد آفات پيشين ممانعت مي كند. بايد از صبر كه بهار آن همين ماه مبارك رمضان است، استعانت جست و بذر سازمان تازه براي انسجام و اتحاد اصولگرايان را در همين فصل پربركت رويش افشاند. ناگزير- مكلف- هستيم كه قد كوتاه همت و اراده خود را بلندتر كنيم. مي توانيم و بايد كه شانه هاي خود را بالاتر بگيريم. قرار است مجاهد في سبيل الله و سرباز امام زمان(عج) باشيم، پس بايد سنگيني هاي دست و پاگير را فرو گذاريم. تخففوا تلحقوا. كلام اميرمؤمنان است «همانا غايت نهايي (رضوان خدا) پيش روي شماست و ساعت قيامت شما را از پشت سر مي راند. بار خود را سبك كنيد تا برسيد، جز اين نيست كه گذشتگان شما انتظار آيندگان شما را مي كشند (خطبه 21 و مشابه آن در خطبه 167 نهج البلاغه).
محمد ايماني

 

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
حمید
|
BELGIUM
|
۱۵:۲۴ - ۱۳۹۰/۰۵/۱۱
0
0
نوشته فوق حاوی این گرایش است که پهنه سیاست و کار سیاسی در ایران عرصه ایست متعلق به اصولکرایان و برای گرایشات عیر اصولگرا هیج حقی برای دخالت در امور احرایی و سیاسی قائل نیست . بنظر من این گرایش در ست است که رهبری سیاسی در ایران با ید در دست انقلابی ترین گرایشات باشد اما نباید از این موضوع ا ین نتیجه نادرست را گرفت که فقط گرایشی واحد حق دخالت در سیاست را دارند. با این دید غلط حتی منتقدین یا دگر اندیشان دوستدار نظام هم طی یک پروسه به دشمنان نظام تبدیل خواهند شد.
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین