تفكيك جنسيّتي دانشگاهها؛ امكان و ضرورت
محمدحسين سياح طاهري
تفكيك جنسيّتي در دانشگاهها همواره از موارد مورد بحث ميان مسؤولان و
كارشناسان مذهبي و دانشگاهي بوده است. موافقان از آنجا كه تفكيك جنسيّتي
به تعديل فضاي فرهنگي و رواني حضور دانشجويان در دانشگاه كمك مينمايد آن
را يكي از جنبههاي مهم اسلامي شدن دانشگاهها ميدانند، در حالي كه
طراحان و حاميان طرح جداسازي جنسيّتي در دانشگاهها، مخالف حضور زن در
اجتماع بوده و مدعي هستند كه با اجراي اين طرح، شأن انساني زنان ناديده
انگاشته و اين مسأله، توهين به دانشجويان است.
اين افراد براي اثبات نظر خود تلاش ميكنند تا اين طرح را همان ديواركشي بين زن و مرد در خيابان جلوه داده و با استدلال عدم توانايي كنترل روابط دختر و پسر در خارج از دانشگاه و همچنين عدم امكان اجرايي شدن آن، اين طرح را شكست خورده دانسته و به نقد آن ميپردازند. ما در ادامه تلاش ميكنيم با بيان نكاتي، به ضرورت تفكيك جنسيّتي به لحاظ نظري و امكانپذيري آن در مقام عمل بپردازيم.
تفكيك جنسيّتي مراكز علمي از ديدگاه اسلام
----------------------------------------------------
از نظر اسلام، ميدان فعاليّت و تلاش علمى، اقتصادى و سياسى براى زنان، كاملاً باز است. اگر كسى با استناد به بينش اسلامى بخواهد زن را از كار علمى محروم، از تلاش اقتصادى باز و از تلاش سياسى و اجتماعى بىنصيب سازد، به خلاف حكم خدا عمل كرده است.[1] از نظر اسلام در تمامياين فعاليتهاى مربوط به جامعهي بشرى و فعاليتهاى زندگى، زن و مرد داراى اجازهيمشترك و همسان هستند. البته در عرصهياين فعاليتها، اسلام حدودى را معيّن كرده است كه اين حدود، مربوط به زن و اجازه داشتن او براى فعاليت نيست و مربوط به اختلاط زن و مرد است كه اسلام روى اين مسأله حسّاسيّت خاص دارد. اسلام معتقد است كه زن و مرد بايد يك مرزبندى ميان خود در همه جا - در خيابان، در اداره و ... - داشته باشند[2].
از ديدگاه اسلام، تأكيد بر آن است تا جايي كه امكان دارد از فضاهاي مختلط در محلهاي كار و تحصيل پرهيز شود و حتي در جايي كه مربوط به امور معنوي و عبادي ميشود افراد به صورت مجزا به فعاليت بپردازند؛ نه به گونهاي كه فعاليت افراد منع شود. براي مثال پيامبر اسلام به زنان اجازهي شركت در نماز جماعت مساجد را ميداد و زنان ايشان نيز براي اداي نماز به مسجد ميرفتند. با اينحال ايشان تأكيد داشتند كه محل اقامهي نماز زنان از مردان جدا باشد و در ورودي زنان نيز از در ورودي مردان مجزا گردد.[3] حسّاسيّت اين موضوع به حدّي بود كه در كتاب اصول كافي آمده است كه حضرت فرمود در هنگام تردد به مسجد: «مردان از وسط و زنان از كنار كوچه بروند.»[4] اين مسأله در سنن ابيداود نيز به گونهاي ديگر نقل شده است: «روزي پيامبر در بيرون مسجد بود كه ديد مردان و زنان، از مسجد با هم بيرون ميآيند.» پس رو به زنها كرد و فرمود: «بهتر است صبر كنيد و پس از رفتن مردان برويد.»[5]
اين احاديث نشان ميدهد كه رسول خدا متوجه آسيبهاي خروج زنان از منزل بوده است و ايشان برخلاف خلفايي كه بعدها آمده و با پاككردن صورت مسأله و دستور به عدم خروج، راه آسان را برگزيدند، ميكوشيدند با تعيين شرايط عدم اختلاط، جلوي آسيبها را تا حد امكان بگيرند. بنابراين نظر اسلام بر اين است كه تا حد امكان با كاهش اختلاط زن و مرد در محيطهاي علمي، ضمن تأكيد بر حضور زن و مرد در اجتماع و ياري رساندن به ايشان براي كسب مدارج علمي و انساني، زمينهي ايجاد گناه و فساد را تا حدّ ممكن كاهش دهد.[6]
امكانپذيري تفكيك جنسيّتي؟
---------------------------------
به نظر ميرسد آنچه كه سبب برخورد و انتقاد جدّي به بحث تفكيك جنسيّتي ميشود، فراهم آوردن امكانات و بسترسازي محيطي است كه آيا به واقع در دانشگاهها و مراكز آموزش عالي، تعداد اساتيد هيأت علمي، خوابگاه، آزمايشگاه و ساير امكانات آموزشي به حدّ قابل قبولي است كه بتواند پاسخگوي نياز دانشجويان به صورت جدا از هم باشد؟
مخالفان بر اين اعتقادند كه تفكيك جنسيّتي هزينهي زيادي به لحاظ مادي در بر خواهد داشت كه اجراي آن را غيرممكن ميسازد. براي مثال، در كلاسي 60 نفره كه 50 دانشجوي دختر و 10 پسر وجود دارد، با تفكيك جنسيّتي به جاي تشكيل دو گروه متعادل 30 نفره، يك گروه 50 نفره و يك گروه 10 نفره تشكيل ميشود كه موجب افت كيفيّت آموزش و مشكلاتي نظير ظرفيت كلاسها، نحوهي اداره و امكانات كمك آموزشي ميگردد.
از سوي ديگر در بسياري از رشتهها كه تعداد دانشجويان كمتر از 40 نفر در هر گروه ميباشد، هم اكنون يك كلاس براي گروه تشكيل ميشود كه در صورت تفكيك جنسيّتي بايستي دو كلاس تشكيل شود كه به معناي دو برابر شدن كلاسهاي مورد نياز، استاد و هزينههاي برگزاري جهت تشكيل كلاس است. همچنين در مقاطع تحصيلات تكميلي كه تعداد دانشجويان در دورهي كارشناسي ارشد غالباً بين 5 تا 15 نفر و در دورهي دكتري بين 3 تا 7 نفر ميباشد، تبديل يك كلاس به دو كلاس در عمل با توجه به محدوديّت اساتيد در دورههاي تحصيلات تكميلي تقريباً ناممكن بوده و ممكن است در بسياري از كلاسها يك يا دو دانشجوي پسر يا دختر حضور داشته باشند.
در پاسخ بايد گفت كه اگر هدف، تفكيك جنسيّتي دانشجويان در «يك دانشگاه» باشد اين بيان صحيح است و تفكيك مستلزم هزينهي مادي زيادي خواهد بود، اما اگر بخواهيم «دانشگاههاي يك استان» را در يك رشته تفكيك كنيم، اين كار به راحتي ممكن ميشود. به عنوان مثال در شهر كرج، پنج دانشگاه وجود دارد كه رشتهي حسابداري را ارايه ميدهند و در تمامي اين دانشگاهها كلاسها مختلط برگزار ميشود. به راحتي ميتوان با همين اساتيد و امكانات، سه دانشگاه را به حسابداري دخترانه و دو دانشگاه را به حسابداري پسرانه تبديل كرد. همين كار را نيز براي شهرهاي نزديك به هم براي مثال مانند يزد، مهريز، اشكذر و ... ميتوان انجام داد و رشتههاي مشترك بين اين شهرها را به صورت دخترانه يا پسرانه درآورد كه هزينهاي هم در بر نداشته باشد.
بر اين اساس كافي است كه وزارت علوم آمايش سرزميني هر رشته را در هر استان به نحوي صورت دهد كه در هر استان تمام رشتههايي كه در دانشگاههاي مختلف مشترك هستند به صورت تفكيك شده درآيند. در حال حاضر هم تفكيك صرفاً در حد كارداني و كارشناسي انجام شود و رشتههاي ارشد و دكتري مانند گذشته به كار خود ادامه دهند. تنها مشكل اين پيشنهاد اين است كه اگر به عنوان مثال رشتهي كامپيوتر دانشگاه صنعتي اصفهان پسرانه شود و رشتهي كامپيوتر دانشگاه اصفهان دخترانه، آن وقت ممكن است دختران به لحاظ سطح علمي گلهمند شوند كه چرا دانشگاه بهتر پسرانه شده است؟
راه حل موقت اين است كه يك رشتهي ديگر را به صورت برعكس عمل كنيم؛ يعني بار ديگر مثلاً رشتهي برق دانشگاه صنعتي اصفهان دخترانه شود و رشتهي برق دانشگاه اصفهان پسرانه و به همين ترتيب ... (به نظر عنوان يكي از رشتهها يا دانشگاهها بايد تغيير كند.)
راه حل دراز مدت هم اين است كه سطح تمامي دانشگاهها با يكديگر برابر گردد و ديگر آنكه تمام دانشگاههاي خوب با هم جفت شوند؛ مثلاً «دانشگاه اميركبير و دانشگاه علم و صنعت» و يا «دانشگاه زنجان و دانشگاه قزوين» و ... يكي پسرانه و يكي دخترانه شود كه بعيد است به لحاظ علمي در مجموع خيلي با هم متفاوت باشند.
پي نوشت ها:
[1] بيانات مقام معظم رهبرى در جمع خواهران اروميه، 28/6/1375
[2] بيانات مقام معظم رهبري در اجتماع زنان خوزستان، 20/12/1375
[3] احكام المساجد، ج 2، ص 93 .
[4] كافي، ج 5، ص 518 .
[5] سنن ابي داوود، ج 2، ص 658 .
[6] در تهيه اين مقاله از منابع زير بهره گرفته شده است:
تفكيك جنسيّتي در دانشگاهها همواره از موارد مورد بحث ميان مسؤولان و كارشناسان مذهبي و دانشگاهي بوده است. موافقان از آنجا كه تفكيك جنسيّتي به تعديل فضاي فرهنگي و رواني حضور دانشجويان در دانشگاه كمك مينمايد آن را يكي از جنبههاي مهم اسلامي شدن دانشگاهها ميدانند، در حالي كه طراحان و حاميان طرح جداسازي جنسيّتي در دانشگاهها، مخالف حضور زن در اجتماع بوده و مدعي هستند كه با اجراي اين طرح، شأن انساني زنان ناديده انگاشته و اين مسأله، توهين به دانشجويان است.
اين افراد براي اثبات نظر خود تلاش ميكنند تا اين طرح را همان ديواركشي بين زن و مرد در خيابان جلوه داده و با استدلال عدم توانايي كنترل روابط دختر و پسر در خارج از دانشگاه و همچنين عدم امكان اجرايي شدن آن، اين طرح را شكست خورده دانسته و به نقد آن ميپردازند. ما در ادامه تلاش ميكنيم با بيان نكاتي، به ضرورت تفكيك جنسيّتي به لحاظ نظري و امكانپذيري آن در مقام عمل بپردازيم.
تفكيك جنسيّتي مراكز علمي از ديدگاه اسلام
----------------------------------------------------
از نظر اسلام، ميدان فعاليّت و تلاش علمى، اقتصادى و سياسى براى زنان، كاملاً باز است. اگر كسى با استناد به بينش اسلامى بخواهد زن را از كار علمى محروم، از تلاش اقتصادى باز و از تلاش سياسى و اجتماعى بىنصيب سازد، به خلاف حكم خدا عمل كرده است.[1] از نظر اسلام در تمامياين فعاليتهاى مربوط به جامعهي بشرى و فعاليتهاى زندگى، زن و مرد داراى اجازهيمشترك و همسان هستند. البته در عرصهياين فعاليتها، اسلام حدودى را معيّن كرده است كه اين حدود، مربوط به زن و اجازه داشتن او براى فعاليت نيست و مربوط به اختلاط زن و مرد است كه اسلام روى اين مسأله حسّاسيّت خاص دارد. اسلام معتقد است كه زن و مرد بايد يك مرزبندى ميان خود در همه جا - در خيابان، در اداره و ... - داشته باشند[2].
از ديدگاه اسلام، تأكيد بر آن است تا جايي كه امكان دارد از فضاهاي مختلط در محلهاي كار و تحصيل پرهيز شود و حتي در جايي كه مربوط به امور معنوي و عبادي ميشود افراد به صورت مجزا به فعاليت بپردازند؛ نه به گونهاي كه فعاليت افراد منع شود. براي مثال پيامبر اسلام به زنان اجازهي شركت در نماز جماعت مساجد را ميداد و زنان ايشان نيز براي اداي نماز به مسجد ميرفتند. با اينحال ايشان تأكيد داشتند كه محل اقامهي نماز زنان از مردان جدا باشد و در ورودي زنان نيز از در ورودي مردان مجزا گردد.[3] حسّاسيّت اين موضوع به حدّي بود كه در كتاب اصول كافي آمده است كه حضرت فرمود در هنگام تردد به مسجد: «مردان از وسط و زنان از كنار كوچه بروند.»[4] اين مسأله در سنن ابيداود نيز به گونهاي ديگر نقل شده است: «روزي پيامبر در بيرون مسجد بود كه ديد مردان و زنان، از مسجد با هم بيرون ميآيند.» پس رو به زنها كرد و فرمود: «بهتر است صبر كنيد و پس از رفتن مردان برويد.»[5]
اين احاديث نشان ميدهد كه رسول خدا متوجه آسيبهاي خروج زنان از منزل بوده است و ايشان برخلاف خلفايي كه بعدها آمده و با پاككردن صورت مسأله و دستور به عدم خروج، راه آسان را برگزيدند، ميكوشيدند با تعيين شرايط عدم اختلاط، جلوي آسيبها را تا حد امكان بگيرند. بنابراين نظر اسلام بر اين است كه تا حد امكان با كاهش اختلاط زن و مرد در محيطهاي علمي، ضمن تأكيد بر حضور زن و مرد در اجتماع و ياري رساندن به ايشان براي كسب مدارج علمي و انساني، زمينهي ايجاد گناه و فساد را تا حدّ ممكن كاهش دهد.[6]
امكانپذيري تفكيك جنسيّتي؟
---------------------------------
به نظر ميرسد آنچه كه سبب برخورد و انتقاد جدّي به بحث تفكيك جنسيّتي ميشود، فراهم آوردن امكانات و بسترسازي محيطي است كه آيا به واقع در دانشگاهها و مراكز آموزش عالي، تعداد اساتيد هيأت علمي، خوابگاه، آزمايشگاه و ساير امكانات آموزشي به حدّ قابل قبولي است كه بتواند پاسخگوي نياز دانشجويان به صورت جدا از هم باشد؟
مخالفان بر اين اعتقادند كه تفكيك جنسيّتي هزينهي زيادي به لحاظ مادي در بر خواهد داشت كه اجراي آن را غيرممكن ميسازد. براي مثال، در كلاسي 60 نفره كه 50 دانشجوي دختر و 10 پسر وجود دارد، با تفكيك جنسيّتي به جاي تشكيل دو گروه متعادل 30 نفره، يك گروه 50 نفره و يك گروه 10 نفره تشكيل ميشود كه موجب افت كيفيّت آموزش و مشكلاتي نظير ظرفيت كلاسها، نحوهي اداره و امكانات كمك آموزشي ميگردد.
از سوي ديگر در بسياري از رشتهها كه تعداد دانشجويان كمتر از 40 نفر در هر گروه ميباشد، هم اكنون يك كلاس براي گروه تشكيل ميشود كه در صورت تفكيك جنسيّتي بايستي دو كلاس تشكيل شود كه به معناي دو برابر شدن كلاسهاي مورد نياز، استاد و هزينههاي برگزاري جهت تشكيل كلاس است. همچنين در مقاطع تحصيلات تكميلي كه تعداد دانشجويان در دورهي كارشناسي ارشد غالباً بين 5 تا 15 نفر و در دورهي دكتري بين 3 تا 7 نفر ميباشد، تبديل يك كلاس به دو كلاس در عمل با توجه به محدوديّت اساتيد در دورههاي تحصيلات تكميلي تقريباً ناممكن بوده و ممكن است در بسياري از كلاسها يك يا دو دانشجوي پسر يا دختر حضور داشته باشند.
در پاسخ بايد گفت كه اگر هدف، تفكيك جنسيّتي دانشجويان در «يك دانشگاه» باشد اين بيان صحيح است و تفكيك مستلزم هزينهي مادي زيادي خواهد بود، اما اگر بخواهيم «دانشگاههاي يك استان» را در يك رشته تفكيك كنيم، اين كار به راحتي ممكن ميشود. به عنوان مثال در شهر كرج، پنج دانشگاه وجود دارد كه رشتهي حسابداري را ارايه ميدهند و در تمامي اين دانشگاهها كلاسها مختلط برگزار ميشود. به راحتي ميتوان با همين اساتيد و امكانات، سه دانشگاه را به حسابداري دخترانه و دو دانشگاه را به حسابداري پسرانه تبديل كرد. همين كار را نيز براي شهرهاي نزديك به هم براي مثال مانند يزد، مهريز، اشكذر و ... ميتوان انجام داد و رشتههاي مشترك بين اين شهرها را به صورت دخترانه يا پسرانه درآورد كه هزينهاي هم در بر نداشته باشد.
بر اين اساس كافي است كه وزارت علوم آمايش سرزميني هر رشته را در هر استان به نحوي صورت دهد كه در هر استان تمام رشتههايي كه در دانشگاههاي مختلف مشترك هستند به صورت تفكيك شده درآيند. در حال حاضر هم تفكيك صرفاً در حد كارداني و كارشناسي انجام شود و رشتههاي ارشد و دكتري مانند گذشته به كار خود ادامه دهند. تنها مشكل اين پيشنهاد اين است كه اگر به عنوان مثال رشتهي كامپيوتر دانشگاه صنعتي اصفهان پسرانه شود و رشتهي كامپيوتر دانشگاه اصفهان دخترانه، آن وقت ممكن است دختران به لحاظ سطح علمي گلهمند شوند كه چرا دانشگاه بهتر پسرانه شده است؟
راه حل موقت اين است كه يك رشتهي ديگر را به صورت برعكس عمل كنيم؛ يعني بار ديگر مثلاً رشتهي برق دانشگاه صنعتي اصفهان دخترانه شود و رشتهي برق دانشگاه اصفهان پسرانه و به همين ترتيب ... (به نظر عنوان يكي از رشتهها يا دانشگاهها بايد تغيير كند.)
راه حل دراز مدت هم اين است كه سطح تمامي دانشگاهها با يكديگر برابر گردد و ديگر آنكه تمام دانشگاههاي خوب با هم جفت شوند؛ مثلاً «دانشگاه اميركبير و دانشگاه علم و صنعت» و يا «دانشگاه زنجان و دانشگاه قزوين» و ... يكي پسرانه و يكي دخترانه شود كه بعيد است به لحاظ علمي در مجموع خيلي با هم متفاوت باشند.
پي نوشت ها:
[1] بيانات مقام معظم رهبرى در جمع خواهران اروميه، 28/6/1375
[2] بيانات مقام معظم رهبري در اجتماع زنان خوزستان، 20/12/1375
[3] احكام المساجد، ج 2، ص 93 .
[4] كافي، ج 5، ص 518 .
[5] سنن ابي داوود، ج 2، ص 658 .
[6] در تهيه اين مقاله از منابع زير بهره گرفته شده است:
· http://www.hawzah.net/FA/MagArt.html?MagazineID=0&MagazineNumberID=3870&MagazineArticleID=29051· http://www.asremroz.ir/vdcf.1dmiw6d1mgiaw.htm
http://www.asremroz.ir/vdcf.1dmiw6d1mgiaw.html
منبع: برهان
اين افراد براي اثبات نظر خود تلاش ميكنند تا اين طرح را همان ديواركشي بين زن و مرد در خيابان جلوه داده و با استدلال عدم توانايي كنترل روابط دختر و پسر در خارج از دانشگاه و همچنين عدم امكان اجرايي شدن آن، اين طرح را شكست خورده دانسته و به نقد آن ميپردازند. ما در ادامه تلاش ميكنيم با بيان نكاتي، به ضرورت تفكيك جنسيّتي به لحاظ نظري و امكانپذيري آن در مقام عمل بپردازيم.
تفكيك جنسيّتي مراكز علمي از ديدگاه اسلام
----------------------------------------------------
از نظر اسلام، ميدان فعاليّت و تلاش علمى، اقتصادى و سياسى براى زنان، كاملاً باز است. اگر كسى با استناد به بينش اسلامى بخواهد زن را از كار علمى محروم، از تلاش اقتصادى باز و از تلاش سياسى و اجتماعى بىنصيب سازد، به خلاف حكم خدا عمل كرده است.[1] از نظر اسلام در تمامياين فعاليتهاى مربوط به جامعهي بشرى و فعاليتهاى زندگى، زن و مرد داراى اجازهيمشترك و همسان هستند. البته در عرصهياين فعاليتها، اسلام حدودى را معيّن كرده است كه اين حدود، مربوط به زن و اجازه داشتن او براى فعاليت نيست و مربوط به اختلاط زن و مرد است كه اسلام روى اين مسأله حسّاسيّت خاص دارد. اسلام معتقد است كه زن و مرد بايد يك مرزبندى ميان خود در همه جا - در خيابان، در اداره و ... - داشته باشند[2].
از ديدگاه اسلام، تأكيد بر آن است تا جايي كه امكان دارد از فضاهاي مختلط در محلهاي كار و تحصيل پرهيز شود و حتي در جايي كه مربوط به امور معنوي و عبادي ميشود افراد به صورت مجزا به فعاليت بپردازند؛ نه به گونهاي كه فعاليت افراد منع شود. براي مثال پيامبر اسلام به زنان اجازهي شركت در نماز جماعت مساجد را ميداد و زنان ايشان نيز براي اداي نماز به مسجد ميرفتند. با اينحال ايشان تأكيد داشتند كه محل اقامهي نماز زنان از مردان جدا باشد و در ورودي زنان نيز از در ورودي مردان مجزا گردد.[3] حسّاسيّت اين موضوع به حدّي بود كه در كتاب اصول كافي آمده است كه حضرت فرمود در هنگام تردد به مسجد: «مردان از وسط و زنان از كنار كوچه بروند.»[4] اين مسأله در سنن ابيداود نيز به گونهاي ديگر نقل شده است: «روزي پيامبر در بيرون مسجد بود كه ديد مردان و زنان، از مسجد با هم بيرون ميآيند.» پس رو به زنها كرد و فرمود: «بهتر است صبر كنيد و پس از رفتن مردان برويد.»[5]
اين احاديث نشان ميدهد كه رسول خدا متوجه آسيبهاي خروج زنان از منزل بوده است و ايشان برخلاف خلفايي كه بعدها آمده و با پاككردن صورت مسأله و دستور به عدم خروج، راه آسان را برگزيدند، ميكوشيدند با تعيين شرايط عدم اختلاط، جلوي آسيبها را تا حد امكان بگيرند. بنابراين نظر اسلام بر اين است كه تا حد امكان با كاهش اختلاط زن و مرد در محيطهاي علمي، ضمن تأكيد بر حضور زن و مرد در اجتماع و ياري رساندن به ايشان براي كسب مدارج علمي و انساني، زمينهي ايجاد گناه و فساد را تا حدّ ممكن كاهش دهد.[6]
امكانپذيري تفكيك جنسيّتي؟
---------------------------------
به نظر ميرسد آنچه كه سبب برخورد و انتقاد جدّي به بحث تفكيك جنسيّتي ميشود، فراهم آوردن امكانات و بسترسازي محيطي است كه آيا به واقع در دانشگاهها و مراكز آموزش عالي، تعداد اساتيد هيأت علمي، خوابگاه، آزمايشگاه و ساير امكانات آموزشي به حدّ قابل قبولي است كه بتواند پاسخگوي نياز دانشجويان به صورت جدا از هم باشد؟
مخالفان بر اين اعتقادند كه تفكيك جنسيّتي هزينهي زيادي به لحاظ مادي در بر خواهد داشت كه اجراي آن را غيرممكن ميسازد. براي مثال، در كلاسي 60 نفره كه 50 دانشجوي دختر و 10 پسر وجود دارد، با تفكيك جنسيّتي به جاي تشكيل دو گروه متعادل 30 نفره، يك گروه 50 نفره و يك گروه 10 نفره تشكيل ميشود كه موجب افت كيفيّت آموزش و مشكلاتي نظير ظرفيت كلاسها، نحوهي اداره و امكانات كمك آموزشي ميگردد.
از سوي ديگر در بسياري از رشتهها كه تعداد دانشجويان كمتر از 40 نفر در هر گروه ميباشد، هم اكنون يك كلاس براي گروه تشكيل ميشود كه در صورت تفكيك جنسيّتي بايستي دو كلاس تشكيل شود كه به معناي دو برابر شدن كلاسهاي مورد نياز، استاد و هزينههاي برگزاري جهت تشكيل كلاس است. همچنين در مقاطع تحصيلات تكميلي كه تعداد دانشجويان در دورهي كارشناسي ارشد غالباً بين 5 تا 15 نفر و در دورهي دكتري بين 3 تا 7 نفر ميباشد، تبديل يك كلاس به دو كلاس در عمل با توجه به محدوديّت اساتيد در دورههاي تحصيلات تكميلي تقريباً ناممكن بوده و ممكن است در بسياري از كلاسها يك يا دو دانشجوي پسر يا دختر حضور داشته باشند.
در پاسخ بايد گفت كه اگر هدف، تفكيك جنسيّتي دانشجويان در «يك دانشگاه» باشد اين بيان صحيح است و تفكيك مستلزم هزينهي مادي زيادي خواهد بود، اما اگر بخواهيم «دانشگاههاي يك استان» را در يك رشته تفكيك كنيم، اين كار به راحتي ممكن ميشود. به عنوان مثال در شهر كرج، پنج دانشگاه وجود دارد كه رشتهي حسابداري را ارايه ميدهند و در تمامي اين دانشگاهها كلاسها مختلط برگزار ميشود. به راحتي ميتوان با همين اساتيد و امكانات، سه دانشگاه را به حسابداري دخترانه و دو دانشگاه را به حسابداري پسرانه تبديل كرد. همين كار را نيز براي شهرهاي نزديك به هم براي مثال مانند يزد، مهريز، اشكذر و ... ميتوان انجام داد و رشتههاي مشترك بين اين شهرها را به صورت دخترانه يا پسرانه درآورد كه هزينهاي هم در بر نداشته باشد.
بر اين اساس كافي است كه وزارت علوم آمايش سرزميني هر رشته را در هر استان به نحوي صورت دهد كه در هر استان تمام رشتههايي كه در دانشگاههاي مختلف مشترك هستند به صورت تفكيك شده درآيند. در حال حاضر هم تفكيك صرفاً در حد كارداني و كارشناسي انجام شود و رشتههاي ارشد و دكتري مانند گذشته به كار خود ادامه دهند. تنها مشكل اين پيشنهاد اين است كه اگر به عنوان مثال رشتهي كامپيوتر دانشگاه صنعتي اصفهان پسرانه شود و رشتهي كامپيوتر دانشگاه اصفهان دخترانه، آن وقت ممكن است دختران به لحاظ سطح علمي گلهمند شوند كه چرا دانشگاه بهتر پسرانه شده است؟
راه حل موقت اين است كه يك رشتهي ديگر را به صورت برعكس عمل كنيم؛ يعني بار ديگر مثلاً رشتهي برق دانشگاه صنعتي اصفهان دخترانه شود و رشتهي برق دانشگاه اصفهان پسرانه و به همين ترتيب ... (به نظر عنوان يكي از رشتهها يا دانشگاهها بايد تغيير كند.)
راه حل دراز مدت هم اين است كه سطح تمامي دانشگاهها با يكديگر برابر گردد و ديگر آنكه تمام دانشگاههاي خوب با هم جفت شوند؛ مثلاً «دانشگاه اميركبير و دانشگاه علم و صنعت» و يا «دانشگاه زنجان و دانشگاه قزوين» و ... يكي پسرانه و يكي دخترانه شود كه بعيد است به لحاظ علمي در مجموع خيلي با هم متفاوت باشند.
پي نوشت ها:
[1] بيانات مقام معظم رهبرى در جمع خواهران اروميه، 28/6/1375
[2] بيانات مقام معظم رهبري در اجتماع زنان خوزستان، 20/12/1375
[3] احكام المساجد، ج 2، ص 93 .
[4] كافي، ج 5، ص 518 .
[5] سنن ابي داوود، ج 2، ص 658 .
[6] در تهيه اين مقاله از منابع زير بهره گرفته شده است:
تفكيك جنسيّتي در دانشگاهها همواره از موارد مورد بحث ميان مسؤولان و كارشناسان مذهبي و دانشگاهي بوده است. موافقان از آنجا كه تفكيك جنسيّتي به تعديل فضاي فرهنگي و رواني حضور دانشجويان در دانشگاه كمك مينمايد آن را يكي از جنبههاي مهم اسلامي شدن دانشگاهها ميدانند، در حالي كه طراحان و حاميان طرح جداسازي جنسيّتي در دانشگاهها، مخالف حضور زن در اجتماع بوده و مدعي هستند كه با اجراي اين طرح، شأن انساني زنان ناديده انگاشته و اين مسأله، توهين به دانشجويان است.
اين افراد براي اثبات نظر خود تلاش ميكنند تا اين طرح را همان ديواركشي بين زن و مرد در خيابان جلوه داده و با استدلال عدم توانايي كنترل روابط دختر و پسر در خارج از دانشگاه و همچنين عدم امكان اجرايي شدن آن، اين طرح را شكست خورده دانسته و به نقد آن ميپردازند. ما در ادامه تلاش ميكنيم با بيان نكاتي، به ضرورت تفكيك جنسيّتي به لحاظ نظري و امكانپذيري آن در مقام عمل بپردازيم.
تفكيك جنسيّتي مراكز علمي از ديدگاه اسلام
----------------------------------------------------
از نظر اسلام، ميدان فعاليّت و تلاش علمى، اقتصادى و سياسى براى زنان، كاملاً باز است. اگر كسى با استناد به بينش اسلامى بخواهد زن را از كار علمى محروم، از تلاش اقتصادى باز و از تلاش سياسى و اجتماعى بىنصيب سازد، به خلاف حكم خدا عمل كرده است.[1] از نظر اسلام در تمامياين فعاليتهاى مربوط به جامعهي بشرى و فعاليتهاى زندگى، زن و مرد داراى اجازهيمشترك و همسان هستند. البته در عرصهياين فعاليتها، اسلام حدودى را معيّن كرده است كه اين حدود، مربوط به زن و اجازه داشتن او براى فعاليت نيست و مربوط به اختلاط زن و مرد است كه اسلام روى اين مسأله حسّاسيّت خاص دارد. اسلام معتقد است كه زن و مرد بايد يك مرزبندى ميان خود در همه جا - در خيابان، در اداره و ... - داشته باشند[2].
از ديدگاه اسلام، تأكيد بر آن است تا جايي كه امكان دارد از فضاهاي مختلط در محلهاي كار و تحصيل پرهيز شود و حتي در جايي كه مربوط به امور معنوي و عبادي ميشود افراد به صورت مجزا به فعاليت بپردازند؛ نه به گونهاي كه فعاليت افراد منع شود. براي مثال پيامبر اسلام به زنان اجازهي شركت در نماز جماعت مساجد را ميداد و زنان ايشان نيز براي اداي نماز به مسجد ميرفتند. با اينحال ايشان تأكيد داشتند كه محل اقامهي نماز زنان از مردان جدا باشد و در ورودي زنان نيز از در ورودي مردان مجزا گردد.[3] حسّاسيّت اين موضوع به حدّي بود كه در كتاب اصول كافي آمده است كه حضرت فرمود در هنگام تردد به مسجد: «مردان از وسط و زنان از كنار كوچه بروند.»[4] اين مسأله در سنن ابيداود نيز به گونهاي ديگر نقل شده است: «روزي پيامبر در بيرون مسجد بود كه ديد مردان و زنان، از مسجد با هم بيرون ميآيند.» پس رو به زنها كرد و فرمود: «بهتر است صبر كنيد و پس از رفتن مردان برويد.»[5]
اين احاديث نشان ميدهد كه رسول خدا متوجه آسيبهاي خروج زنان از منزل بوده است و ايشان برخلاف خلفايي كه بعدها آمده و با پاككردن صورت مسأله و دستور به عدم خروج، راه آسان را برگزيدند، ميكوشيدند با تعيين شرايط عدم اختلاط، جلوي آسيبها را تا حد امكان بگيرند. بنابراين نظر اسلام بر اين است كه تا حد امكان با كاهش اختلاط زن و مرد در محيطهاي علمي، ضمن تأكيد بر حضور زن و مرد در اجتماع و ياري رساندن به ايشان براي كسب مدارج علمي و انساني، زمينهي ايجاد گناه و فساد را تا حدّ ممكن كاهش دهد.[6]
امكانپذيري تفكيك جنسيّتي؟
---------------------------------
به نظر ميرسد آنچه كه سبب برخورد و انتقاد جدّي به بحث تفكيك جنسيّتي ميشود، فراهم آوردن امكانات و بسترسازي محيطي است كه آيا به واقع در دانشگاهها و مراكز آموزش عالي، تعداد اساتيد هيأت علمي، خوابگاه، آزمايشگاه و ساير امكانات آموزشي به حدّ قابل قبولي است كه بتواند پاسخگوي نياز دانشجويان به صورت جدا از هم باشد؟
مخالفان بر اين اعتقادند كه تفكيك جنسيّتي هزينهي زيادي به لحاظ مادي در بر خواهد داشت كه اجراي آن را غيرممكن ميسازد. براي مثال، در كلاسي 60 نفره كه 50 دانشجوي دختر و 10 پسر وجود دارد، با تفكيك جنسيّتي به جاي تشكيل دو گروه متعادل 30 نفره، يك گروه 50 نفره و يك گروه 10 نفره تشكيل ميشود كه موجب افت كيفيّت آموزش و مشكلاتي نظير ظرفيت كلاسها، نحوهي اداره و امكانات كمك آموزشي ميگردد.
از سوي ديگر در بسياري از رشتهها كه تعداد دانشجويان كمتر از 40 نفر در هر گروه ميباشد، هم اكنون يك كلاس براي گروه تشكيل ميشود كه در صورت تفكيك جنسيّتي بايستي دو كلاس تشكيل شود كه به معناي دو برابر شدن كلاسهاي مورد نياز، استاد و هزينههاي برگزاري جهت تشكيل كلاس است. همچنين در مقاطع تحصيلات تكميلي كه تعداد دانشجويان در دورهي كارشناسي ارشد غالباً بين 5 تا 15 نفر و در دورهي دكتري بين 3 تا 7 نفر ميباشد، تبديل يك كلاس به دو كلاس در عمل با توجه به محدوديّت اساتيد در دورههاي تحصيلات تكميلي تقريباً ناممكن بوده و ممكن است در بسياري از كلاسها يك يا دو دانشجوي پسر يا دختر حضور داشته باشند.
در پاسخ بايد گفت كه اگر هدف، تفكيك جنسيّتي دانشجويان در «يك دانشگاه» باشد اين بيان صحيح است و تفكيك مستلزم هزينهي مادي زيادي خواهد بود، اما اگر بخواهيم «دانشگاههاي يك استان» را در يك رشته تفكيك كنيم، اين كار به راحتي ممكن ميشود. به عنوان مثال در شهر كرج، پنج دانشگاه وجود دارد كه رشتهي حسابداري را ارايه ميدهند و در تمامي اين دانشگاهها كلاسها مختلط برگزار ميشود. به راحتي ميتوان با همين اساتيد و امكانات، سه دانشگاه را به حسابداري دخترانه و دو دانشگاه را به حسابداري پسرانه تبديل كرد. همين كار را نيز براي شهرهاي نزديك به هم براي مثال مانند يزد، مهريز، اشكذر و ... ميتوان انجام داد و رشتههاي مشترك بين اين شهرها را به صورت دخترانه يا پسرانه درآورد كه هزينهاي هم در بر نداشته باشد.
بر اين اساس كافي است كه وزارت علوم آمايش سرزميني هر رشته را در هر استان به نحوي صورت دهد كه در هر استان تمام رشتههايي كه در دانشگاههاي مختلف مشترك هستند به صورت تفكيك شده درآيند. در حال حاضر هم تفكيك صرفاً در حد كارداني و كارشناسي انجام شود و رشتههاي ارشد و دكتري مانند گذشته به كار خود ادامه دهند. تنها مشكل اين پيشنهاد اين است كه اگر به عنوان مثال رشتهي كامپيوتر دانشگاه صنعتي اصفهان پسرانه شود و رشتهي كامپيوتر دانشگاه اصفهان دخترانه، آن وقت ممكن است دختران به لحاظ سطح علمي گلهمند شوند كه چرا دانشگاه بهتر پسرانه شده است؟
راه حل موقت اين است كه يك رشتهي ديگر را به صورت برعكس عمل كنيم؛ يعني بار ديگر مثلاً رشتهي برق دانشگاه صنعتي اصفهان دخترانه شود و رشتهي برق دانشگاه اصفهان پسرانه و به همين ترتيب ... (به نظر عنوان يكي از رشتهها يا دانشگاهها بايد تغيير كند.)
راه حل دراز مدت هم اين است كه سطح تمامي دانشگاهها با يكديگر برابر گردد و ديگر آنكه تمام دانشگاههاي خوب با هم جفت شوند؛ مثلاً «دانشگاه اميركبير و دانشگاه علم و صنعت» و يا «دانشگاه زنجان و دانشگاه قزوين» و ... يكي پسرانه و يكي دخترانه شود كه بعيد است به لحاظ علمي در مجموع خيلي با هم متفاوت باشند.
پي نوشت ها:
[1] بيانات مقام معظم رهبرى در جمع خواهران اروميه، 28/6/1375
[2] بيانات مقام معظم رهبري در اجتماع زنان خوزستان، 20/12/1375
[3] احكام المساجد، ج 2، ص 93 .
[4] كافي، ج 5، ص 518 .
[5] سنن ابي داوود، ج 2، ص 658 .
[6] در تهيه اين مقاله از منابع زير بهره گرفته شده است:
· http://www.hawzah.net/FA/MagArt.html?MagazineID=0&MagazineNumberID=3870&MagazineArticleID=29051· http://www.asremroz.ir/vdcf.1dmiw6d1mgiaw.htm
http://www.asremroz.ir/vdcf.1dmiw6d1mgiaw.html
منبع: برهان
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



و به عوض اینکه ایرانیان دانش در هر کجا باشد میروند تا ثریا آن را بدست اورند دشمن و استکبار می امدند دانش از ما یاد بگیرند و اکنون ما آن ها تحریم مینمودیم و به فکر این می افتادند که هواپیمای بی سرنشین ما را بزنند و بدزدند و مهندسی معکوس کنند و آواره میشدند از دانش استفاده شده . و سرویس آنتی ویروس و .... را قطع میکردیم برای آنها و شاخصhdi به عوض 78 میشد 1-10 و .... و دیگر مثال ایرانیان بروند دانش به دست آورند منحل میشد و مگر قرار است تا ابد ما برویم کشور دشمن دانش به دست اوریم و مهندسی معکوس کنیم با دوز و کلک بازی دانش آنها را بدزدیم و استفاده کنیم.
هزار رحمت به چربی گوسفند و گاو که بسوزانیم در غار و نور و گرما ایجاد شود به عوض برق اختراع شده توسط دشمن .
این مورد مثل مورد عمو یادگار دیگه نمیری تو غار منحل شده بود و دشمن بیاید سراغ ایرانیان دانش بیاموزد میشد.
کلا این مثال را منحل کنید و بگویید مال 1000 سال پیش بود که دشمن مسلمانان را درس میداد و آزاد میشد و دیر به فکر افتادید ولی هر وقت ماهی را از آب بگیرید تازه است.
لطف نمایید این مورد را به فرهنگستان علوم و امثال آن و وزارت علوم و آقای کامران دانشجو اعلام نمایید این مثل کاملا منحل شود و دیگر تکرار نشود .
کلا مفهوم بدی دارد.
انگشتم پینه بست اینقدر تایپ کردم و فسفر سوزاندم . لطفا منتشر و به فرهنگستان امثال و علوم ارسال کنید بی نتیجه نماند این تدابیر .