اصولگرایان و ابتلا به سنت انقلاب اسلامی
1. چند روز پیش، آيتالله مهدوي كني رئيس مجلس خبرگان رهبري و دبير كل جامعۀ روحانيت مبارز در همايش بزرگ جامعۀ روحانيت تهران كه در دانشگاه امام صادق(ع) برگزار شد، در بخشی از سخنانشان اظهار داشتند: «ما هیچگاه قصد دخالت در انتخابات را نداریم اما معتقدیم که باید شاخصهها را تعیین کنیم تا راهنمای خوبی برای مردم باشیم، از این رو شما روحانیون نیز میتوانید در این راستا نقش تاثیرگذاری را ایفا کنید.»
رئیس مجلس خبرگان رهبری در پایان سخنانش با تاکید بر حفظ وحدت و اتحاد در جریان اصولگرا گفت: «وحدت و اتحاد امری لازم و ضروری است، البته این روزها اخباری مبنی بر اعلام موجودیت جمعیتی منتشر شده است که بنده در همین جا تمامی اصولگرایان را از اختلاف و انشعاب نهی میکنم.»
وی گفت: «دشمنان از این اختلاف سو استفاده میکنند ضمن آنکه سایتهای خبری و روزنامهها نیز مطالبی مبنی بر اینکه بین این جریان اختلاف و دشمنی ایجاد شده است را مطرح کردند.»

2. در طول تاریخ سی و سه سالۀ انقلاب اسلامی، چه بسیار افراد و جریانهایی که تا مدتی بر عرش ادعای انقلابی بودن زیسته و در نزد عامه، به عنوان پرچمدار امتداد آرمانهای انقلاب اسلامی قلمداد میشدند ولی از آنجا که همراهی ایشان با آن آرمانها از سر "هر کسی از ظن خود شد یار من" بود، بالاخره روزی حباب کاذب ادعاهایشان ترکید و به علت تضاد با معیارها و افقهای انقلاب اسلامی، نتوانستند جایگاه قبلیشان را حفظ کرده و دچار اضمحلال شدند و جای خود را به سایر افرادی دادند که یا به حقیقت یا به دروغ، خود را در چهارچوب ملاکهای مدنظر معرفی میکردند.
به عبارت دیگر، انقلاب اسلامی ما سنتی حسنه را در درون خویش جای داده که طبق آن، هر فرد یا گروهی که در مقام بیان، حرف از انقلابی بودن بزند ولی نتواند حرفش را به کرسی بنشاند و معلوم شود آن همه ادعا صرفاً سرابی بوده و بس، پس از مدتی پرده از چهرهاش میافتد و آن عزت ناشی از هواداری انقلاب اسلامی را از دست میدهد. و البته که همۀ این ریزشها و کنار رفتنها، از منظر انقلاب اسلامی و برای آن - و نه جریانهای سیاسی ضربه دیده- مصداق خیر بوده و البته پس از آن رویشهایی وجود داشته که از اصالت انقلابی بیشتری برخوردار بودهاند.
حال، روزگار جریان اصولگرایان نیز از همین قرار است. همه به یاد داریم وقتی که در آخرین نفسهای شورای شهر اول، مردم از سیاسی بازیهای جریان اصلاحطلب خسته شده بودند چگونه به اصولگرایان رو آوردند و انتخابات پشت انتخابات، بر خیل مشتاقان ایشان افزوده شد. البته باید توجه کرد که این گرایش، از سر همراهی این جریان با معیارها و افقهای انقلاب اسلامی بوده و کمتر کسی به خاطر اصولگرا بودن فردی، به وی رأی داده. در نتیجه تا زمانی که این جریان در راستای مطالبات مردم و رهبری که ناشی از ارزشهای انقلاب است گام برداشته، بر مدار قدرت چرخیده و بیشتر کرسیهای سپهر سیاست این مملکت را از آن خود کرده.
اما این روزها خبر از انشقاق و جدایی و انشعاب در جریان اصولگرایی به گوش میرسد. خبری که از منظر درونگروهی اصولگرایان – به معنای یک حریان سیاسی- چیز خوبی نیست، زیرا ایشان را از اکثریت در قدرت میاندازد و باعث شده که بزرگان این جریان به "چه کنم چه کنم" بیافتند، ولی از منظر انقلاب اسلامی نه تنها این اتفاق - اگر رخ دهد- چیز بدی نیست، بلکه اولاً؛ نشاندهندۀ عدم همراهی نسبی این جریان با معیارهای انقلاب اسلامی است که دارد این بلا سرش میآید و دچار سنت انقلاب اسلامی میشود و ثانیاً؛ با توجه به سابقۀ تاریخی این قضیه، میتوان انتظار داشت که نیروهای صالحتر به عرصۀ سیاسی کشور وارد شوند. کسانی که در عمل حزباللهیاند نه در حرف و شعار. این موضوع را دیگر همه ما به خوبی می دانیم که افراد زیادی در جریان اصولگرا وجود دارند که اساسا هیچ نسبتی با مختصات اصولگرایی ندارند اما متاسفانه فعلا بنا به هر دلیلی خود را در این جریان جا زده اند. و حال چه بهتر که در این شرایط به وجود آمده این افراد نیز به مرور راه خود را جدا کرده و جریان اصیل انقلاب اسلامی خالص و خالص تر شود.

3. ولی باید در این رویش جدید نیز تأملی داشت، زیرا پیش میآید که ما زمینی را بستر علفهای هرز میکنیم و به خیال برداشتی با برکت، آه و کاه برمیچینیم. باید مراقب بود زایشی که در فضای سیاسی کشور بوجود میآید و قرار است جای جریانهای سابق را بگیرد، محصول و در راستای اهداف انقلاب اسلامی باشد و بخواهد رکود و کدورتهای موجود را از بین ببرد و علم و عمل اسلامی را سکۀ بازار سیاست کند و نه صرفاً ولد نامشروع قدرتطلبی عدهای جا مانده از تمتعات سیاسی بوده که با لباس انقلاب اسلامی، قصد فریب جریان حزبالله را دارند. باید عالم بود و رصد کرد و در صورت وقوع چنین اتفاقی، دست به سقط جنین سیاسی زد.
برای عدم ابتلا به این بلای مضاعف، لازم است تا معیار و آگاهی را در خدمت عموم مردم قرار داد و همان کاری را کرد که آیت الله مهدوی کنی، در همان نشست بیان داشتند: « بنده در مصاحبهای به نقش و جایگاه روحانیت اشاره کرده بودم و در این همایش بار دیگر به این جایگاه اشاره میکنم چرا که روحانیت میتواند نقش بسیار تاثیرگذاری در حفظ نظام و انقلاب ایفا کند ... روحانيت بايد معارف دين را تبين و گسترش دهد و با سكوت خود اجازه ندهد كه در حكومت اسلامي منكرات اشاعه پيدا كند. معناي وحدت اين نيست كه همگي يكي شويم، بلكه ما بايد در مسائل با هم مشورت كنيم و بعد از آن با جمع بندي قول اصلح را انتخاب كنيم. و اگر مباحث تمام نشد بايد به رهبري مراجعه كرد. لذا واقعيت اين است كه نظام جمهوري اسلامي ايران مردمي ترين و دينيترين حكومت است كه بر محور ولايت فقيه استوار است و امام (ره) فرمودند حفط اين نظام از اوجب واجبات است.»
سیدمجتبی نعیمی
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


