کد خبر: ۵۳۷۹۷
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
گزارشي از گسترش فعاليت‎هاي دلالان در فوتبال

يقه‌سفيدهاي فوتبال!

در اين بين انگشت اتهام به‎سمت افشين قطبي سرمربي سابق پرسپوليس و تيم ملي نيز نشانه گرفته شد و بسياري بر اين باور بودند که پيت بيوتر پيش از آن‎که دستيار قطبي شود و به کادر فني تيم ملي ايران نيز راه يابد، در بازار نقل و انتقالات فوتبال هلند، نقش فعالي داشته و بيش از آن‎که مربي باشد، يک دلال است...

بولتن نيوز: در تمام دنيا به هنگام نقل و انتقالات، واسطه‎هايي فعاليت مي‎کنند که بخشي از مبالغ رد و بدل شده را نيز به جيب مي‎زنند، ولي شايد کمتر جايي مثل ايران وجود داشته باشد که واسطه‎ها به‎خاطر عقد قراداد يک بازيکن با يک باشگاه فوتبال سهم بيشتري از بازيکن موردنظر نصيب‎شان شود! کم نيستند بازيکنان دسته چندم خارجي که براي حضور در يک تيم فوتبال، به غذا و جاي خواب و حقوقي اندک قناعت مي‎کنند، ولي به‎عنوان ستاره و با قيمتي گزاف به تيم‎ها واگذار مي‎شوند و البته از مبلغ قرارداد هماني نصيب شان مي‎شود که دنبالش بودند و باقي آن به جيب آن‎هايي مي‎رود که به دلالان فوتبال مشهورند. دلالاني که عمدتا نوع فعاليت‎شان قانوني نيست و البته بيش از مدير برنامه‎هاي رسمي فعالند!

شايد گمان کنيد اين واژه فقط مختص به افرادي است که در کنار فوتبال هستند و شغل
‎شان دلالي است، اما حقيقت اين است که در جمع آن‎ها اهالي فوتبال حضوري چشمگير دارند، از خبرنگار گرفته تا مديرعامل و مربي و حتي بازيکن! کم نيستند مربياني که به‎خاطر دلالي شهره هستند و در قرارداد بازيکنان مستقيما دخالت مي‎کنند تا بخشي از مبالغ قراردادهاي منعقد شده را به جيب بزنند. البته اخيرا منشور اخلاقي شامل حال برخي‎شان شد تا موقتا از مربيگري محروم شوند، ولي کمي بعد دوباره فعاليت خود را از سر گرفتند!


در اين بين انگشت اتهام به
‎سمت افشين قطبي سرمربي سابق پرسپوليس و تيم ملي نيز نشانه گرفته شد و بسياري بر اين باور بودند که پيت بيوتر پيش از آن‎که دستيار قطبي شود و به کادر فني تيم ملي ايران نيز راه يابد، در بازار نقل و انتقالات فوتبال هلند، نقش فعالي داشته و بيش از آن‎که مربي باشد، يک دلال است! همين اتهامات در زمان حضور قطبي در پرسپوليس نيز مطرح شد، زماني‎که وي اصرار داشت مارکوي برزيلي را به کادر فني بياورد و در آن مقطع نيز اين مربيان به‎خاطر جذب بازيکني دسته چندمي به نام دي‎کارمو متهم به دلالي شدند و کمي بعد مديرعامل سابق پرسپوليس از رابطه مارکو با دلالي پرده برداشت.

 



در مورد حضور فعال برخي از اهالي رسانه در امر پردرآمد دلالي فوتبال نيز اخبار متعددي منتشر شده که اوج آن با دستگيري جمع کثيري از آن
‎ها همراه بود. اسفند سال 87 برخي از مديران فوتبال، به توصيه مسئولان بلند پايه کشور فهرستي از افراد شاغل در بازار نقل و انتقالات تهيه کردند که به‎طور غير قانوني به کار دلالي مشغول بودند و با کمترين تلاش به بيشترين سود دست مي‎يافتند. مراجع امنيتي در همين راستا وارد عمل شده و اقدام به‎دستگيري برخي از واسطه‎ها کردند و اعترافات آن‎ها، خبر از فعاليت غير قانوني برخي اصحاب رسانه و مربيان در نقل و انتقالات داد.

کمي بعد جمع کثيري از فعالان مطبوعات ورزشي که در بين آن
‎ها چهره‎هايي بسيار سرشناس وجود داشت، دستگير شدند. آن‎ها اعتراف کردند با استفاده از موقعيت رسانه‎اي خود و البته در برخي موارد با همدستي برخي مربيان و مديران عامل باشگاه‎ها، بازيکنان معمولي را به عرش رسانده و قيمت آن‎ها را در بازار چند برابر مي‎کردند تا از اين طريق به سود بالايي از فروش اين به اصطلاح ستاره‎هاي فوتبال دست يابند، ستاره‎هاي خاموشي که قيمت واقعي‎شان بسيار پايين‎تر بود.

در آن مقطع قاضي حداد معاون امنيت دادسراي تهران، در مورد دستگيرشدگان گفت: «با اطلاعاتي که توسط سازمان اطلاعات استان تهران به
‎دست آمد، جرياني آلوده در مباحث ورزشي کشف شد و گزارشي مفصل در اين رابطه مبني بر اخاذي و دلالي از بازيکنان و مربيان تيم‎هاي ورزشي به مرجع قضايي ارسال شد. اين افراد با قصد اخاذي، اقداماتي را در مطبوعات ورزشي انجام مي‎دادند، از جمله اين‎که يک بازيکن را چهره و در صورت همراه نشدن اين بازيکن، او را مورد تخريب قرار مي‎دادند. اين افراد با اخاذي‎هايي که انجام مي‎دادند اقدام به‎جابه‎جايي بازيکنان ورزشي به ويژه در حوزه فوتبال کرده و پول‎هاي بسيار زيادي را از اين طريق به‎دست مي‎آوردند.»

مسئولان ذيربط گمان کردند با دستگيري تعدادي خبرنگار و دلال، اين پديده در فوتبال ايران ريشه
‎کن مي‎شود و اعلام کردند پاک‎سازي خوبي در فضاي ورزشي به‎ويژه در فوتبال به‎وجود خواهد آمد، اما بسياري از اين متخلفان کماکان به‎کار خود ادامه مي‎دهند و بسياري از نفراتي که دستگير شده بودند، امروز با اسم مستعار در رسانه‎ها مشغول فعاليت هستند و شايد اين فعاليت‎ها در آينده بار ديگر براي‎شان دردسرساز شود.

بسياري از غيرورزشي
‎ها نيز بحث دلالي در فوتبال را موردتوجه قرار داده‎اند. نمايندگان مجلس چندي پيش از علي سعيدلو در اين خصوص توضيح خواستند که البته وي با بيان اين مطلب که دلالي فقط مختص به فوتبال نيست، به نوعي از پاسخ‎گويي فرار کرد. يکي از نمايندگان مجلس (جلال يحيي‎زاده) نيز يک روز پس از افشاي تباني در ليگ دسته سوم فوتبال (که منجر به دريافت 22 گل از سوي يک تيم شد!) در تذکري به محمود احمدي‎نژاد خواستار برخورد قاطع با دلالي و تباني آشکار در فوتبال شد.

برنامه
‎سازان تلويزيوني نيز بارها اين مسأله را به طرق مختلف مورد نقد قرار داده‎اند. مهران مديري در سريال «مرد دوهزار چهره» به‎خوبي و با زبان طنز بحث تباني در فوتبال ايران و نفوذ برخي روزنامه‎ها در بازار نقل و انتقالات را به تصوير کشيد و نشان داد که چگونه مي‎توان بازيکنان و مربيان فوتبال را از عرش به فرش رساند و بالعکس!

چندي پيش نيز سريال «در مسير زاينده
‎رود» واقعيتي تلخ را نشان داد، واقعيتي که اعتراض اهالي ورزش به‎ويژه فوتبال را در پي داشت. در اين سريال يک دلال فوتبال نشان داده شد که حرفه اصلي‎اش جابه‎جا کردن روده گوسفند بود و به‎دليل ورشکستگي وارد فوتبال شد و فهميد که شغل جديدش بسيار پردرآمد است. گرکاني (دلالي که نقش آن را هومن برق‎نورد ايفا کرد) که به‎قدري در فوتبال قدرت دارد که ادعا مي‎کند مي‎تواند يک فوتباليست اعدامي را نيز به ديگر تيم‎ها بفروشد، در يکي از ديالوگ‎هاي تلخ اين سريال مي‎گويد: «خبرنگاران به‎دنبال نابودي من هستند، اما به‎دليل ارتباط خوبي که با مديران باشگاه‎ها دارم، اين تلاش آن‎ها هرگز به نتيجه نمي‎رسد.» اسماعيل عفيفه تهيه‎کننده در مسير زاينده‎رود در واکنش به انتقادهاي اهالي ورزش از اين سريال گفت: «من به شخصه براي تمامي ايجنت ‎(مديربرنامه)هاي رسمي فوتبال ايران که بر اساس مجوز فدراسيون جهاني فوتبال فعاليت مي‎کنند احترام قايلم، اما بايد قبول کنيم دلالي و دلال‎بازي غيررسمي در فوتبال ايران کمابيش وجود دارد. متأسفانه 90 درصد بي‎اخلاقي‎هاي موجود در فوتبال ايران از حضور افرادي نظير «گرکاني» سرچشمه مي‎گيرد. ما در اين سريال به‎دنبال آن بوديم که نسل جوان ما با تماشاي اين اتفاقات، متوجه شود اگر قرار است وارد اين عرصه شود، بايد مراقب خودش باشد.»

اخيرا دلال
‎ها راه خوب ديگري براي امرار معاش يافته‎اند و بازار جديدي براي خود در خارج از مرزها ايجاد کرده‎اند. اين افراد به‎طور غيرقانوني بازيکنان درجه سه فوتبال ايران را به شرق آسيا منتقل مي‎کنند. جالب اين‎جاست که عامل اصلي اين نوع انتقال، برخي از بازيکنان خارجي هستند که در گذشته در فوتبال ايران فعال بوده‎اند و امروز بازيکنان جوان را از ليگ‎هاي دسته يک، دو و سه ايران به کشورهاي شرق آسيا مانند اندونزي، سنگاپور و مالزي مي‎برند، آن‎هم بدون آن‎که تشريفات قانوني نقل و انتقال بازيکن را انجام دهند.

به گفته يکي از اين بازيکناني که از سوي يک دلال به اندونزي برده شده است، در اندونزي دو ليگ وجود دارد که از سوي دو برادر اداره مي
‎شود؛ يکي سوپر ليگ و ديگري «تري ميا ليگ»، سوپر ليگ از سوي منابع دولتي تغذيه مي‎شود و تري ميا ليگ از سوي دومين شخص پولدار اندونزي. هرکدام از اين ليگ‎ها نيز مدعي هستند از ديگري بهترند و مي‎خواهند تيم‎هاي شرکت‎کننده در ديگر ليگ را جذب خود کنند. در چنين شرايطي است که برخي از دلال‎ها، با استفاده از ارتباطاتي که با برخي از باشگاه‎هاي ليگ برتر ايران دارند، بازيکنان درجه سوم ايران را به‎عنوان بازيکن مطرح به اندونزي مي‎برند و آن‎ها را به‎عنوان بازيکن درجه يک معرفي مي‎کنند و از اين تجارت نامتعارف در فوتبال سود خوبي مي‎برند و بر اعتبار فوتبال ايران چوب حراج مي‎زنند.

 



به گفته اين بازيکن، اين دلال
‎ها با مسئولان برخي باشگاه‎هاي ليگ برتري، ارتباط دارند و نام بازيکنان درجه سوم را در سايت خارجي تيم‎هاي ليگ برتري وارد مي‎کنند و آن سايت را به مسئولان باشگا‎ه‎هاي اندونزي نشان مي‎دهند و آن‎ها را مجاب مي‎کنند که رقم‎هاي خوبي به اين بازيکن درجه سه که به‎عنوان بازيکن ممتاز ليگ برتري به اندونزي برده شده بپردازند. مديران فوتبال اندونزي تجربه لازم را ندارند. آن‎ها به يک بازيکن به پول ايران مبلغي در حدود 4 ميليون و 500 هزار تومان به‎عنوان حقوق ماهانه، مي‎دهند که رقم قابل‎توجهي براي يک بازيکن درجه سوم است. اما مسأله اصلي اين است که وقتي بازيکنان درجه سه ايراني بازيکن مطرح معرفي مي‎شوند، اعتبار فوتبال ايران نزد اهالي شرق آسيا و به‎ويژه کشور اندونزي خدشه‎دار مي‎شود. اکنون چند بازيکن ايراني در اندونزي بازي مي‎کنند، بدون آن‎که مراحل قانوني انتقال را انجام داده باشند.

مدارس فوتبال راه ديگري است براي برخي سودجويان تا با سوءاستفاده از علاقه کودکان و نوجوانان به فوتبال، خانواده
‎هاي آن‎ها را سرکيسه کرده و پول خوبي به جيب بزنند. اگر اهل خواندن روزنامه‎هاي ورزشي باشيد، قطعا بارها با آگهي‎هاي رنگارنگ اين مدارس فوتبال مواجه شده‎ايد که اين نويد را به شما مي‎دهند که مي‎توانيد از طريق آن‎ها فرزندان‎تان را به فوتباليست‎هاي مطرح در ايران تبديل کنيد. هميشه نيز نام يک چهره سرشناس به‎عنوان متولي مدرسه درج مي‎شود، اما وقتي فرزندان شما در اين مدارس شروع به فعاليت مي‎کنند، هرگز اثري از آن‎چهره سرشناس نمي‎بينند! برخي از کارشناسان فوتبال اين مسأله را نقد و بارها گوشزد کرده‎اند که بايد ارگان و سازمان خاصي وجود داشته باشد که بر عملکرد اين مدارس نظارت کند. مدارسي که تنها به دريافت پول از والدين اقدام مي‎کنند تا کودکان‎شان را به مدارج بالاي فوتبال برسانند، اما در عمل هيچ خروجي ندارند.

مسئولان فدراسيون در سال
‎هاي اخير با طرح‎هايي مانند منشور اخلاقي و اخيرا قانون سقف قرارداد تلاش کرده‎اند تا حدي به مقابله با اين پديده شوم بپردازند، اما نمي‎توان با قاطعيت گفت که به هدف خود رسيده‎اند. بسياري از نفراتي که منشور اخلاقي گريبان‎گيرشان شد، با گذشت زمان فعاليت خود را از سر گرفتند و در بحث سقف قراردادها نيز اهالي فوتبال به‎خوبي در جريان چگونگي دور زدن اين قانون هستند. برخي بازيکنان که قيمت‎شان به‎طور غيرطبيعي بالا رفته است، با مبلغي پايين که در قرارداد درج مي‎شود، به باشگاهي جديد مي‎پيوندند اما دريافتي آن‎ها بسيار بيشتر از رقم درج شده است و به اين شکل با همان مبلغي که مي‎خواهند به تيم جديد مي‎روند تا دلالان نيز متضرر نشوند!

آخرين ورژن دلالان فعال در فوتبال نيز به «يقه
‎سفيدهاي فوتبال» معروف شده‎اند. اين تعبيري است که عليرضا عليپور، دبير رسيدگي به تخلفات حرفه‎اي فوتبال، براي اين فرصت‎طلبان به‎کار مي‎برد. به گفته عليپور برخي از پيشکسوتان و کارشناس‎نما‎ها به فدراسيون و سازمان ليگ رفت و آمد دارند و به اتاق مسئولان ارشد فدراسيون و سازمان ليگ مي‎روند و با آن‎ها احوال‎پرسي مي‎کنند. اين افراد در اين آمد و رفت‎ها يا سؤال شفاهي از دبيرخانه فدراسيون،‎ متوجه نتيجه پرونده برخي از مربيان، بازيکنان و باشگاه‎ها مي‎شوند و بعد به‎سراغ فرد يا باشگاه مورد نظر مي‎روند و مي‎گويند، 5 ميليون تومان به من بدهيد تا مثلا محروميت شما را تقليل بدهم؛ زيرا من ارتباط خوبي با حوزه رياست فدراسيون فوتبال دارم. برخي از آن‎ها کارت ويزيت‎هايي نيز چاپ کرده‎اند و خود را کارشناس داوري يا کارشناس مسايل مديريتي فوتبال معرفي مي‎کنند، اما در واقع در فوتبال اخاذي مي‎کنند.

مشخص نيست که چه سازماني بايد در اين زمينه وارد عمل شود و به همين دليل تا امروز دلالي در فوتبال ريشه
‎کن نشده و روز به روز بر قدرتش افزوده مي‎شود. کماکان قيمت‎هاي کاذب در بازار نقل و انتقالات و بازيکنان درجه چندم و مديران و مربيان ناپاک، خبرساز مي‎شوند. همچنان بازيکنان خارجي با قيمت‎هاي بالا سر از فوتبال ايران در مي‎آورند و کمي بعد مشخص مي‎شود به بيماري‎هاي صعب‎العلاجي گرفتارند! همچنان مربيان خارجي با رزومه‎اي درخشان، هدايت تيم‎هاي ايراني را بر عهده مي‎گيرند و کمي بعد شصت‎مان خبردار مي‎شود که اين‎ها در کشور خودشان هر کاري مي‎کرده‎اند، غير از مربي‎گري فوتبال و تمام اين شاهکارها حاصل فعاليت دلالاني است که به‎خوبي کارشان را بلد هستند و مي‎دانند چطور از اين آب گل‎آلود فوتبال ما، ماهي‎هاي درشت صيد کنند


مهدي محمدي / نشريه پنجره

 

 

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
captcha
(کد امنیتی به حروف کوچک و بزرگ حساس نیست)

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین