سال جهاد اقتصادي و مأموريتهاي ويژه مديران!
بولتن نيوز: همانطور که میدانید، ادارات و سازمانهای مختلفی که در این کشور وجود دارند علاوه بر فعالیتهای روتینشان، یکسری کارهای فوقالعاده نیز انجام میدهند که به آن مأموریت کاری میگویند و پاداش و مزایای جداگانهای برای کارمندان به ارمغان میآورد. مأموریتهای سازمانها ممکن است شهری، شهرستانی، استانی و یا کشوری باشند. در نتیجه به تناسب اهمیت مسئلۀ مورد بررسی، از کارشناسان مجرب سازمان برای رفع نقایص بروز کرده استفاده میکنند. از سوی دیگر، مأموریتها زمان خاصی ندارند و گاه بدون پیشبینی و دفعی هستند و گاهی نیز از پیش تعیین شده و معلوم.
همچنین در مأموریتهای کاری، توقع این است که کارمند مزبور، فعالیتی بیشتر از آنچه که در دستورالعمل اجرایاش آمده را انجام دهد و شاید برای بهتر شدن کار، مجبور باشد سختیهایی را تحمل نماید. حال که زوایای کلی مأموریتهای اداری را ترسیم کردیم، میخواهیم نگاهی بیاندازیم به چنین فعالیتهایی که در فصل تابستان گرمای بیشتری پیدا میکنند و بازار مأموریت رفتن، داغ داغ میشود.
چند روز پیش و به طور کاملاً اتفاقی، از زبان یکی از مدیران اقامتگاههای تفریحی یکی از سازمانها کلامی به گوش رسید که جای تعجب، تأمل و تأسف داشت. قضیه از این قرار بود که فردی با مدیر مد نظر تماس گرفته و برای استقرار یکی از کارمندان تهرانی در اقامتگاه تفریحی تحت مدیریت وی، التماس دعا داشت. آقای مدیر که از چرت زدنهای مکررش در تاکسی (بگذریم از اینکه چرا او بجای ماشین دولتی از تاکسی استفاده میکرد) به نظر میرسید خیلی این روزها سرش شلوغ است، به کسی که آنطرف خط بود گفت: «اصلاً جا نداریم. تا آخر ماه همه جا پر است. کلاً استانهایی که تفریحیاند مثل گیلان و مازندران، اصفهان، خراسان رضوی و قم همیشه تابستان شلوغاند. باید از قبل وقت گرفت. بدبختی اینجاست که آقایون با خانوادهشان هم میآیند و کلی کار ما را اضافه میکنند ...»

یادم آمد چند هفته پیش نیز یکی از بستگانمان که مسئول روابط عمومی یکی از ادارت کل است، به یکی از مهمانیهای خانوادگی نیامد. علتش را که جویا شدیم همسرش گفت: «راستش را بخواهید یکی از معاونین وزیر... با خانواده آمده، امروز و فردا ایشون باید در رکاب آقای معاون وزیر باشند.» ما هم از همه جا بیخبر، کلی دلمان سوخت که چقدر کار میکنند و حتی این وقت شب نیز باید قاطی کلی پرونده و ارباب رجوع، از خواب خوششان بزنند و کار امت اسلام را جلو ببرند. هنوز این کلام از دهنمان بیرون نیامده بود که همسرش با خندهای چندشآور گفت: «نه بابا، الآن که اداره نیستند. رفتهاند ... (یک جای تفریحی که این حقیر تا به حال شرایط مالی رفتن به آنجا را نداشتهام) تازه ظهر هم فلان جا بودهاند و فردا هم قرار است بروند بسار جا. برای نهار این غذا را نوش جان کردهاند و شام هم قرار است این یکی غذا را به شكم مبارك بزنند. برای فردا هم گفتیم این چیز و این یکی چیز دیگر را بیاورند که بهشان بدهیم برای یادگاری.»
نمیدانم چرا پدیدۀ مأموریت، در این فصل تابستان رونق میگیرد و همۀ کارمندان بینوا و پرتلاش، قصد رفتن به مأموریت دارند؟ نمیدانم چرا در این استانهای مسافرخیز، نُه ماه دیگر سال هیچ خبری نیست و اَد، در این فصل گرما، مأموریتهای سخت است که نصیب کارمندان بندهخدا میشود و ایشان و خانوادۀ محرومشان را به سختی میاندازد؟
سوال دیگری که ذهنم را پر کرده این است که چرا این کارهای طاقتفرسا، چنین دشوار و کمرشکن هستند که مأمورین مأموریتها مجبورند برای تحمل سختی وارد شده، خانوادهشان را نیز با خود ببرند تا شاید مرهمی باشد برای دردهای بیدرمان مأموریت کاری!
در ضمن، آخر چرا باید در کنار تحمل این همه سختی و با وجود هدفمند کردن یارانهها و سختیهای اقتصادی روزافزون، پول مأموریت را نیز این کارمندان از جیبشان بپردازند و خرج خود و خانوادهشان را از حقوق اندک و سرمایۀ حقیرشان متحمل شوند؟ پس بیتالمال را برای چه وقتی گذاشتهاند؟
نكتهي جالبتر اين كه چند روز پيش خبر مأموريت دستهجمعي!!! مديران استان مازندران به كشور تركيه و آنطور كه سايت مشرق نيوز روايت كرده بود به آنتالايا منتشر شد. اين ديگر انصافا شاهكار است! تا به حال چنين مأموريتي آن هم به هم چين جايي نديده بوديم! نكتهي از اين با حال تر اين است كه استاندار محترم در واكنش به اين خبر فرمودند كه مخارج سفر به هيچ وجه از امكانات دولتي نبوده است. البته نفرمودند پس از چه جاي ديگري بوده است. و لابد يكي از سرمايهداران محترم نذر كرده بود اگر گره از كارهايش باز شود همهي مديران استان را براي زيارت بفرستد آنتاليا!
ایکاش این اتفاق که سالهاست رخ میدهد، در امسال كه آقا توصيهي به جهاد اقتصادی كردهاند تکرار نمیشد. ایکاش حضرات وزیر و وکیل و مدیر، علاوه بر کنتری که برای کارهایشان قرار دادهاند و بابت ثانیه ثانیهاش پول از بیتالمال ميگيرند، برای تفریحات و مأموریتهای تابستانیشان هم کنتر میانداختند. ایکاش یک بار کسی ماجرای به امانتگرفتن دستبند دختر حضرت امیر از بیتالمال مسلمین را برای این اقتصادگران جهادخرابکن میخواند تا شاید به رگ غیرتشان برمیخورد.
در هر صورت، رعایت کردن قانون دین و ممکلت اسلام از یکسو برعهدۀ مسئولین است که باید همۀ همّ و غمشان را صرف رعایت آن کنند و از سوی دیگر برعهدۀ جامعۀ مسلمین است تا انجام دادن آن را مطالبۀ عمومی کرده و در وقت و شرایط مناسب، روند عملی اجراییات را از مدیران مربوطه پیگیری کنند. در نتیجه، اگر فلان آقای مدیر چنان اشتباهی میکند و تقصیر بزرگی مرتکب میشود، ما هم مقصریم که وقتی با چنین منکراتی مواجه میشویم، لب به اعتراض باز نمیکنیم و مجالی برای گستاخی او فراهم میسازیم. پس اول یک سوزن به خودمان بزنیم و بعد ...
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


