کد خبر: ۵۲۳۳۷
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
نگاهی به عملکرد مطبوعات زنجیره‎ای در دوران اصلاحات

خداوند رسوا مى‎کند!

مرکز کنترل و اتاق فکر مطبوعات زنجیره‎ای، شرکتی به ‎نام «جامعه روز» بود که با هدایت و مدیریت افرادی چون عیسی سحرخیز، ماشاءالله شمس‎الواعظین، محمد عطریانفر و... رهبری و سازمان‎دهی مطبوعات زنجیره‎ای را از جامعه و توس گرفته تا صبح امروز و... بر عهده داشتند. درست همان چیزی که رهبر معظم انقلاب در دیدار مصلا به آن اشاره داشتند...

1- «متأسفانه امروز مى‎بینم همان دشمنى که به‎وسیله‎ى تبلیغات خود، همتش این بود که افکار عمومى یک کشور را به‎سمتى متوجه کند، به‎جاى رادیوها آمده در داخل کشور ما پایگاه زده است! بعضى از این مطبوعاتى که امروز هستند، پایگاه‎هاى دشمنند؛ همان کارى را مى‎کنند که رادیو و تلویزیون‎هاى بى‎بى‎سى و امریکا و رژیم صهیونیستى مى‎خواهند بکنند!»

ایراد این سخنان از سوی رهبر معظم انقلاب در دیدار با جوانان در اولین روز اردیبهشت 1379 کسی را بهت‎زده نکرد. گرچه این سخنان به ذائقه مطبوعات اصلاح‎طلب، تند و به سامعه‎شان سنگین آمد اما مردم و حتی مسئولان وقت، انتظار چنین واکنشی را به هنجارشکنی و قانون‎گریزی برخی مطبوعات داشتند.


تنها 5 روز پیش از این دیدار تاریخی در مصلای تهران، رهبری انقلاب در خطبه‎های نماز جمعه گفته بودند: «این‎که بعضى افراد به دشمن بیشتر اعتماد مى‎کنند تا به دوست؛ به بیگانه بیشتر روى خوش نشان مى‎دهند تا به دوست؛ حرف بیگانه را تکرار مى‎کنند على‎رغم دوست؛ این داستان بسیار غم‎انگیز و ماجراى تلخى است که من امروز نمى‎خواهم وارد این قضیه شوم. اما نمى‎توانم هم بالأخره این قضیه را با شما ملت ایران در میان نگذارم. من یک وقت بالأخره خواهم گفت که بعضى کسان در این کشور، به‎نفع دشمن و علیه این ملت، به‎نفع متجاوز و علیه مظلوم، چه دارند مى‎کنند!»


2- سخنان اول اردیبهشت ماه مقام معظم رهبری بازتاب‎ها و پیامدهای گوناگونی داشت. دادستانی تهران علیر‎غم جنجال‎ و هیاهوی مطبوعات‎چی‎ها و دیگرانی که نسبت به تعبیر «پایگاه دشمن» انتقاد و اعتراض داشتند، بالأخره صدای مردم و رهبری را شنید و دست به‎کار شد تا چندین نشریه را هم‎ز‎مان و به‎صورت یک‎جا توقیف کند.


به‎کارگیری اصطلاح «مطبوعات زنجیره‎ای» که برگرفته از سخنان رهبری انقلاب بود، برای کسانی که می‎کوشیدند موج ساختارشکنی در مطبوعات را جریانی برآمده از دل مردم معرفی کنند، گران می‎آمد. تلقی و القای مطبوعات آن بود که مردم با انتخاب سیدمحمد خاتمی به ریاست‎جمهوری، در پی روزگاری نو برآمده‎اند که برای راهیابی به آن باید از روی ویرانه‎ ارزش‎های اسلامی و نهادهای انقلابی گذشت! گرچه خاتمی و برخی یارانش هیچ‎گاه این رویکرد را نپذیرفتند و تلاش بسیاری برای انکار و پنهان کردن این جریان داشتند، اما چندی نگذشت که با کلید خوردن پروژه عبور از خاتمی، چهره واقعی این جریان از پرده به در افتاد.


با گشایش پرونده پایگاه‎های دشمن، کم‎کم اطلاعات بیشتری از پشت پرده مطبوعات متخلف آشکار شد که سخنان مقام معظم رهبری را تأیید می‎کرد. مرکز کنترل و اتاق فکر مطبوعات زنجیره‎ای، شرکتی به ‎نام «جامعه روز» بود که با هدایت و مدیریت افرادی چون عیسی سحرخیز، ماشاءالله شمس‎الواعظین، محمد عطریانفر و... رهبری و سازمان‎دهی مطبوعات زنجیره‎ای را از جامعه و توس گرفته تا صبح امروز و... بر عهده داشتند. درست همان چیزی که رهبر معظم انقلاب در دیدار مصلا به آن اشاره داشتند:


«ده عنوان، پانزده عنوان‎ روزنامه، گویا از یک مرکز هدایت مى‎شوند؛ با تیترهاى شبیه به هم در قضایاى مختلف. قضایاى کوچک را بزرگ مى‎کنند و تیترهایى مى‎زنند که هرکس این تیترها را مى‎بیند، خیال مى‎کند که همه‎چیز در کشور از دست رفته است!...



3- به‎رغم جنجال‎های فراوان، همه می‎دانستند مسأله‎ای که مقام معظم رهبری را رنج می‎دهد، آزادی مطبوعات نیست. ایشان خود تصریح کرده بودند که «من نه با آزادى مطبوعات مخالفم، نه با تنوع مطبوعات. اگر به‎جاى بیست عنوان روزنامه، دویست عنوان روزنامه در این کشور دربیاید، بنده خوشحال‎تر هم خواهم بود و از این‎که روزنامه‎هاى کشور زیاد شوند، هیچ احساس بدى ندارم. اگر مطبوعات، آن‎طورى که در قانون اساسى هست، مایه‎ روشنگرى باشند، مصالح کشور را رعایت کنند، به‎نفع مردم قلم بزنند، به‎نفع دین قلم بزنند، هرچه بیشتر باشند، بهتر است. اما امروز مطبوعاتى پیدا مى‎شوند که همه‎ى همت‎شان، تشویش افکار عمومى و ایجاد اختلاف و بدبینى در مردم و خوانندگانشان نسبت به نظام است!»

پیامد گشایش این پرونده، طبیعتا توقیف برخی مطبوعات و حبس و تعزیر برخی گردانندگان آن‎ها بود. در چنین فضایی، تلاش برخی بر آن بود که برخورد با مطبوعات متخلف از قانون را «برخورد با منتقدان» و «بستن دهان مخالفان» نمایش دهند. گویی که نظام اسلامی دوست و دشمن واقعی خود را نمی‎شناسد و با ایراد اتهام «پایگاه دشمن» به برخی مطبوعات، خود را از نقدهای سازنده و دلسوزانه آن‎ها محروم می‎کند!


حامیان مطبوعات زنجیره‎ای به‎ویژه در دولت و مجلس وقت، می‎کوشیدند این متخلفان را دوست‎داران اسلام و نظام اسلامی و منتقدانی مشفق! بنمایانند اما گفتار و رفتار گردانندگان و دست‎اندرکاران این نشریات در سال‎های بعد، این نقش را بر آب زد.


4- با روی کار آمدن مجلس هفتم و به‎ویژه دولت نهم به ریاست محمود احمدی‎نژاد - که به گفته رهبر معظم انقلاب توانست روند سکولاریسم پنهان در دستگاه‎های تصمیم‎گیری و اجرایی کشور را تا اندازه‎ای سد کند- مطبوعات‎چی‎های تندرویی که پیش از این در عین سهم‎خواهی و گردانندگی مراکز قدرتی مانند مجلس ششم و دولت هشتم، ژست اپوزیسیون نظام را نیز رها نمی‎کردند، انگیزه حضور و فعالیت در داخل ایران را از دست داده و یکی پس از دیگری به خارج از کشور پناه بردند.


روند مهاجرت (فرار) این دسته از فعالان اصلاح‎طلب بیش از همه طرح و برنامه کسانی را به‎هم زد که سال‎ها می‎کوشیدند سکولاریسم اندیشه‎ای و رفتاری دوستان خود را زیر عبای اصلاح‎طلبی سیدمحمد خاتمی و دولت او پنهان کنند.


5- از جمله حساسیت‎های اصلاح‎طلبان تندرو که هم‎اکنون نیز در میان برخی بازماندگان و رهروان‎شان دیده می‎شود، همواره آن بود که با برخی چهره‎ها و جریان‎های بدنام در تاریخ اسلام، مقایسه شوند. جالب این‎جاست که آن روزها کسی چون محمد نوری‎زاد در برابر این حساسیت فعالان مطبوعات اصلاح‎طلب ایستاد و برنامه‎ای مانند «پروانه‎ها می‎نویسند» را روی آنتن تلویزیون برد که در آن آشکارا خواص ‎بی‎بصیرت و ریزش کرده صدر اسلام را با سیاسیون ریاکار دهه هفتاد و هشتاد مقایسه می‎کرد. گرچه نوری‎زاد، امروز خود به همان راهی می‎رود که روزی دیگران را برای پیمودن آن سرزنش می‎کرد... بگذریم!


از جمله وقایع صدر اسلام و دوران حکومت امیرالمؤمنین که با وضعیت فراریان مطبوعاتی اصلاح‎طلب شباهت جالبی دارد، ماجرای «نجاشی شاعر» است. او از یاران امیرالمؤمنین بود که بارها على (علیه‎السلام) را مدح کرده و در شعر، به هجو دشمنان وى پرداخته بود؛ از جمله در جنگ صفین و برای تحریض و تشویق مردم در مقابل معاویه. آن‎هم در روزگاری که شعر، مهم‎ترین وسیله‎ى تبلیغاتى‎ای بود که دل‎ها و ذهن‎ها را متوجه حقايق مى‎کرد.


روزی به امیرمؤمنان خبر رسید که نجاشی در روز ماه رمضان، شرب خمر و لاابالی‎گرى کرده است. حضرت فرمود بیاوریدش تا حد خدا را بر او جاری کنم. نجاشى گفت: «من شاعر و مداح حکومت شما هستم و با دشمنان شما با ابزار زبان مبارزه کرده‎ام. مى‎خواهى مرا شلاق بزنى؟!» حضرت شبیه این بیان را فرمودند که آن به‎جاى خود محفوظ، خیلى هم عزیزى، خیلى هم خوبى، ارزش هم دارى؛ اما من حد خدا را تعطیل نمى‎کنم!


افرادى آمدند که: آقا! ایشان این قدر براى شما شعر گفته، این‎قدر به شما محبت کرده است؛ او را نگه دارید. فرمود: بله، بماند؛ قدمش روى چشم؛ اما باید حد خدا را جارى کنم. بالأخره حضرت دستور داد نجاشی را آوردند و بر او حد شرب خمر را جارى کردند.


بعد از آن‎که امیرالمؤمنین این کار را در مورد کسى که دوست و مداح ایشان و گرداننده‎ رسانه‎ جمعى بود! کرد، دوستان و ‎هم‎قبیله‎ای‎های‎ ‎نجاشى نزد علی (علیه‎السلام) آمده و گفتند: این‎چه کارى بود که کردید؟ تا پیش از این خیال نمى‎کردیم که دوستان و مطیعان، با مخالفان و عصیان‎گران برابر باشند؛ اما با حدى که بر او جارى کردید، فهمیدیم که در نظر شما، دوست و دشمن هیچ فرقى با هم ندارند! آیا شما خدمت‎کار و مخالف خودتان را تشخیص نمى‎دهید و فرقى نمى‎گذارید؟ شما با دست خود، ما را در راهى مى‎اندازید که تاکنون خیال مى‎کردیم اگر کسى به آن راه برود، اهل آتش است!


نجاشى هم بعد از آن‎که شلاق خورد، گفت حالا که این‎طور است، بعد از این مى‎روم براى معاویه شعر مى‎گویم. حالا که در حکومت شما، با شاعر و هنرمند و روشنفکرى مثل من، بلد نیستند که چگونه باید رفتار کنند، من هم مى‎روم آن‎جایى که قدر مرا بشناسند! از کنار امیرالمؤمنین رفت؛ شبانه فرار کرد و به اردوگاه معاویه ملحق شد.


6- هشدار به برخی مطبوعات متخلف از ارزش‎های اسلامی و منافع ملی، هیچ‎گاه سبب نشد که رهبر معظم انقلاب حکمی کلی درباره همه فعالان اصلاح‎طلب عرصه مطبوعات صادر کنند. در همان سخنرانی معهود، ایشان تأکید داشتند: «... من مى‎دانم که در بسیارى از این مطبوعات، آدم‎هاى خوب و مؤمنى مشغول کارند؛ چه کسانى‎که قلم مى‎زنند، چه کسانى‎که اداره مى‎کنند.»


آن‎چه موجب هشدار رهبری شد، وجود برخی عناصر نفوذی و منافق‎صفت در این میانه بود.


اکنون و با گذشت چندین سال از سخنان رهبری انقلاب در آن دیدار تاریخی و بازخوانی کارنامه مطبوعات‎چی‎های تندرو اصلاح‎طلب که روزی از تعبیر پایگاه دشمن به خشم آمدند و چندی بعد به آغوش گرم کارفرمایان خویش پناه بردند، درک این پیش‎بینی رهبری انقلاب برای افکار عمومی به‎ آسانی ممکن شده است که «این کارها به‎جایى هم نخواهد رسید؛ خداى متعال رسوا مى‎کند!»


مصطفی غفاری / نشريه پنجره

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین