نگاهی به عملکرد مطبوعات زنجیرهای در دوران اصلاحات
خداوند رسوا مىکند!
مرکز کنترل و اتاق فکر مطبوعات زنجیرهای، شرکتی به نام «جامعه روز» بود که با هدایت و مدیریت افرادی چون عیسی سحرخیز، ماشاءالله شمسالواعظین، محمد عطریانفر و... رهبری و سازماندهی مطبوعات زنجیرهای را از جامعه و توس گرفته تا صبح امروز و... بر عهده داشتند. درست همان چیزی که رهبر معظم انقلاب در دیدار مصلا به آن اشاره داشتند...
1- «متأسفانه امروز مىبینم همان دشمنى که بهوسیلهى تبلیغات خود، همتش این بود که افکار عمومى یک کشور را بهسمتى متوجه کند، بهجاى رادیوها آمده در داخل کشور ما پایگاه زده است! بعضى از این مطبوعاتى که امروز هستند، پایگاههاى دشمنند؛ همان کارى را مىکنند که رادیو و تلویزیونهاى بىبىسى و امریکا و رژیم صهیونیستى مىخواهند بکنند!»
ایراد این سخنان از سوی رهبر معظم انقلاب در دیدار با جوانان در اولین روز اردیبهشت 1379 کسی را بهتزده نکرد. گرچه این سخنان به ذائقه مطبوعات اصلاحطلب، تند و به سامعهشان سنگین آمد اما مردم و حتی مسئولان وقت، انتظار چنین واکنشی را به هنجارشکنی و قانونگریزی برخی مطبوعات داشتند.
تنها 5 روز پیش از این دیدار تاریخی در مصلای تهران، رهبری انقلاب در خطبههای نماز جمعه گفته بودند: «اینکه بعضى افراد به دشمن بیشتر اعتماد مىکنند تا به دوست؛ به بیگانه بیشتر روى خوش نشان مىدهند تا به دوست؛ حرف بیگانه را تکرار مىکنند علىرغم دوست؛ این داستان بسیار غمانگیز و ماجراى تلخى است که من امروز نمىخواهم وارد این قضیه شوم. اما نمىتوانم هم بالأخره این قضیه را با شما ملت ایران در میان نگذارم. من یک وقت بالأخره خواهم گفت که بعضى کسان در این کشور، بهنفع دشمن و علیه این ملت، بهنفع متجاوز و علیه مظلوم، چه دارند مىکنند!»
2- سخنان اول اردیبهشت ماه مقام معظم رهبری بازتابها و پیامدهای گوناگونی داشت. دادستانی تهران علیرغم جنجال و هیاهوی مطبوعاتچیها و دیگرانی که نسبت به تعبیر «پایگاه دشمن» انتقاد و اعتراض داشتند، بالأخره صدای مردم و رهبری را شنید و دست بهکار شد تا چندین نشریه را همزمان و بهصورت یکجا توقیف کند.
بهکارگیری اصطلاح «مطبوعات زنجیرهای» که برگرفته از سخنان رهبری انقلاب بود، برای کسانی که میکوشیدند موج ساختارشکنی در مطبوعات را جریانی برآمده از دل مردم معرفی کنند، گران میآمد. تلقی و القای مطبوعات آن بود که مردم با انتخاب سیدمحمد خاتمی به ریاستجمهوری، در پی روزگاری نو برآمدهاند که برای راهیابی به آن باید از روی ویرانه ارزشهای اسلامی و نهادهای انقلابی گذشت! گرچه خاتمی و برخی یارانش هیچگاه این رویکرد را نپذیرفتند و تلاش بسیاری برای انکار و پنهان کردن این جریان داشتند، اما چندی نگذشت که با کلید خوردن پروژه عبور از خاتمی، چهره واقعی این جریان از پرده به در افتاد.
با گشایش پرونده پایگاههای دشمن، کمکم اطلاعات بیشتری از پشت پرده مطبوعات متخلف آشکار شد که سخنان مقام معظم رهبری را تأیید میکرد. مرکز کنترل و اتاق فکر مطبوعات زنجیرهای، شرکتی به نام «جامعه روز» بود که با هدایت و مدیریت افرادی چون عیسی سحرخیز، ماشاءالله شمسالواعظین، محمد عطریانفر و... رهبری و سازماندهی مطبوعات زنجیرهای را از جامعه و توس گرفته تا صبح امروز و... بر عهده داشتند. درست همان چیزی که رهبر معظم انقلاب در دیدار مصلا به آن اشاره داشتند:
«ده عنوان، پانزده عنوان روزنامه، گویا از یک مرکز هدایت مىشوند؛ با تیترهاى شبیه به هم در قضایاى مختلف. قضایاى کوچک را بزرگ مىکنند و تیترهایى مىزنند که هرکس این تیترها را مىبیند، خیال مىکند که همهچیز در کشور از دست رفته است!...
ایراد این سخنان از سوی رهبر معظم انقلاب در دیدار با جوانان در اولین روز اردیبهشت 1379 کسی را بهتزده نکرد. گرچه این سخنان به ذائقه مطبوعات اصلاحطلب، تند و به سامعهشان سنگین آمد اما مردم و حتی مسئولان وقت، انتظار چنین واکنشی را به هنجارشکنی و قانونگریزی برخی مطبوعات داشتند.
تنها 5 روز پیش از این دیدار تاریخی در مصلای تهران، رهبری انقلاب در خطبههای نماز جمعه گفته بودند: «اینکه بعضى افراد به دشمن بیشتر اعتماد مىکنند تا به دوست؛ به بیگانه بیشتر روى خوش نشان مىدهند تا به دوست؛ حرف بیگانه را تکرار مىکنند علىرغم دوست؛ این داستان بسیار غمانگیز و ماجراى تلخى است که من امروز نمىخواهم وارد این قضیه شوم. اما نمىتوانم هم بالأخره این قضیه را با شما ملت ایران در میان نگذارم. من یک وقت بالأخره خواهم گفت که بعضى کسان در این کشور، بهنفع دشمن و علیه این ملت، بهنفع متجاوز و علیه مظلوم، چه دارند مىکنند!»
2- سخنان اول اردیبهشت ماه مقام معظم رهبری بازتابها و پیامدهای گوناگونی داشت. دادستانی تهران علیرغم جنجال و هیاهوی مطبوعاتچیها و دیگرانی که نسبت به تعبیر «پایگاه دشمن» انتقاد و اعتراض داشتند، بالأخره صدای مردم و رهبری را شنید و دست بهکار شد تا چندین نشریه را همزمان و بهصورت یکجا توقیف کند.
بهکارگیری اصطلاح «مطبوعات زنجیرهای» که برگرفته از سخنان رهبری انقلاب بود، برای کسانی که میکوشیدند موج ساختارشکنی در مطبوعات را جریانی برآمده از دل مردم معرفی کنند، گران میآمد. تلقی و القای مطبوعات آن بود که مردم با انتخاب سیدمحمد خاتمی به ریاستجمهوری، در پی روزگاری نو برآمدهاند که برای راهیابی به آن باید از روی ویرانه ارزشهای اسلامی و نهادهای انقلابی گذشت! گرچه خاتمی و برخی یارانش هیچگاه این رویکرد را نپذیرفتند و تلاش بسیاری برای انکار و پنهان کردن این جریان داشتند، اما چندی نگذشت که با کلید خوردن پروژه عبور از خاتمی، چهره واقعی این جریان از پرده به در افتاد.
با گشایش پرونده پایگاههای دشمن، کمکم اطلاعات بیشتری از پشت پرده مطبوعات متخلف آشکار شد که سخنان مقام معظم رهبری را تأیید میکرد. مرکز کنترل و اتاق فکر مطبوعات زنجیرهای، شرکتی به نام «جامعه روز» بود که با هدایت و مدیریت افرادی چون عیسی سحرخیز، ماشاءالله شمسالواعظین، محمد عطریانفر و... رهبری و سازماندهی مطبوعات زنجیرهای را از جامعه و توس گرفته تا صبح امروز و... بر عهده داشتند. درست همان چیزی که رهبر معظم انقلاب در دیدار مصلا به آن اشاره داشتند:
«ده عنوان، پانزده عنوان روزنامه، گویا از یک مرکز هدایت مىشوند؛ با تیترهاى شبیه به هم در قضایاى مختلف. قضایاى کوچک را بزرگ مىکنند و تیترهایى مىزنند که هرکس این تیترها را مىبیند، خیال مىکند که همهچیز در کشور از دست رفته است!...

3- بهرغم جنجالهای فراوان، همه میدانستند مسألهای که مقام معظم رهبری را رنج میدهد، آزادی مطبوعات نیست. ایشان خود تصریح کرده بودند که «من نه با آزادى مطبوعات مخالفم، نه با تنوع مطبوعات. اگر بهجاى بیست عنوان روزنامه، دویست عنوان روزنامه در این کشور دربیاید، بنده خوشحالتر هم خواهم بود و از اینکه روزنامههاى کشور زیاد شوند، هیچ احساس بدى ندارم. اگر مطبوعات، آنطورى که در قانون اساسى هست، مایه روشنگرى باشند، مصالح کشور را رعایت کنند، بهنفع مردم قلم بزنند، بهنفع دین قلم بزنند، هرچه بیشتر باشند، بهتر است. اما امروز مطبوعاتى پیدا مىشوند که همهى همتشان، تشویش افکار عمومى و ایجاد اختلاف و بدبینى در مردم و خوانندگانشان نسبت به نظام است!»
پیامد گشایش این پرونده، طبیعتا توقیف برخی مطبوعات و حبس و تعزیر برخی گردانندگان آنها بود. در چنین فضایی، تلاش برخی بر آن بود که برخورد با مطبوعات متخلف از قانون را «برخورد با منتقدان» و «بستن دهان مخالفان» نمایش دهند. گویی که نظام اسلامی دوست و دشمن واقعی خود را نمیشناسد و با ایراد اتهام «پایگاه دشمن» به برخی مطبوعات، خود را از نقدهای سازنده و دلسوزانه آنها محروم میکند!
حامیان مطبوعات زنجیرهای بهویژه در دولت و مجلس وقت، میکوشیدند این متخلفان را دوستداران اسلام و نظام اسلامی و منتقدانی مشفق! بنمایانند اما گفتار و رفتار گردانندگان و دستاندرکاران این نشریات در سالهای بعد، این نقش را بر آب زد.
4- با روی کار آمدن مجلس هفتم و بهویژه دولت نهم به ریاست محمود احمدینژاد - که به گفته رهبر معظم انقلاب توانست روند سکولاریسم پنهان در دستگاههای تصمیمگیری و اجرایی کشور را تا اندازهای سد کند- مطبوعاتچیهای تندرویی که پیش از این در عین سهمخواهی و گردانندگی مراکز قدرتی مانند مجلس ششم و دولت هشتم، ژست اپوزیسیون نظام را نیز رها نمیکردند، انگیزه حضور و فعالیت در داخل ایران را از دست داده و یکی پس از دیگری به خارج از کشور پناه بردند.
روند مهاجرت (فرار) این دسته از فعالان اصلاحطلب بیش از همه طرح و برنامه کسانی را بههم زد که سالها میکوشیدند سکولاریسم اندیشهای و رفتاری دوستان خود را زیر عبای اصلاحطلبی سیدمحمد خاتمی و دولت او پنهان کنند.
5- از جمله حساسیتهای اصلاحطلبان تندرو که هماکنون نیز در میان برخی بازماندگان و رهروانشان دیده میشود، همواره آن بود که با برخی چهرهها و جریانهای بدنام در تاریخ اسلام، مقایسه شوند. جالب اینجاست که آن روزها کسی چون محمد نوریزاد در برابر این حساسیت فعالان مطبوعات اصلاحطلب ایستاد و برنامهای مانند «پروانهها مینویسند» را روی آنتن تلویزیون برد که در آن آشکارا خواص بیبصیرت و ریزش کرده صدر اسلام را با سیاسیون ریاکار دهه هفتاد و هشتاد مقایسه میکرد. گرچه نوریزاد، امروز خود به همان راهی میرود که روزی دیگران را برای پیمودن آن سرزنش میکرد... بگذریم!
از جمله وقایع صدر اسلام و دوران حکومت امیرالمؤمنین که با وضعیت فراریان مطبوعاتی اصلاحطلب شباهت جالبی دارد، ماجرای «نجاشی شاعر» است. او از یاران امیرالمؤمنین بود که بارها على (علیهالسلام) را مدح کرده و در شعر، به هجو دشمنان وى پرداخته بود؛ از جمله در جنگ صفین و برای تحریض و تشویق مردم در مقابل معاویه. آنهم در روزگاری که شعر، مهمترین وسیلهى تبلیغاتىای بود که دلها و ذهنها را متوجه حقايق مىکرد.
روزی به امیرمؤمنان خبر رسید که نجاشی در روز ماه رمضان، شرب خمر و لاابالیگرى کرده است. حضرت فرمود بیاوریدش تا حد خدا را بر او جاری کنم. نجاشى گفت: «من شاعر و مداح حکومت شما هستم و با دشمنان شما با ابزار زبان مبارزه کردهام. مىخواهى مرا شلاق بزنى؟!» حضرت شبیه این بیان را فرمودند که آن بهجاى خود محفوظ، خیلى هم عزیزى، خیلى هم خوبى، ارزش هم دارى؛ اما من حد خدا را تعطیل نمىکنم!
افرادى آمدند که: آقا! ایشان این قدر براى شما شعر گفته، اینقدر به شما محبت کرده است؛ او را نگه دارید. فرمود: بله، بماند؛ قدمش روى چشم؛ اما باید حد خدا را جارى کنم. بالأخره حضرت دستور داد نجاشی را آوردند و بر او حد شرب خمر را جارى کردند.
بعد از آنکه امیرالمؤمنین این کار را در مورد کسى که دوست و مداح ایشان و گرداننده رسانه جمعى بود! کرد، دوستان و همقبیلهایهای نجاشى نزد علی (علیهالسلام) آمده و گفتند: اینچه کارى بود که کردید؟ تا پیش از این خیال نمىکردیم که دوستان و مطیعان، با مخالفان و عصیانگران برابر باشند؛ اما با حدى که بر او جارى کردید، فهمیدیم که در نظر شما، دوست و دشمن هیچ فرقى با هم ندارند! آیا شما خدمتکار و مخالف خودتان را تشخیص نمىدهید و فرقى نمىگذارید؟ شما با دست خود، ما را در راهى مىاندازید که تاکنون خیال مىکردیم اگر کسى به آن راه برود، اهل آتش است!
نجاشى هم بعد از آنکه شلاق خورد، گفت حالا که اینطور است، بعد از این مىروم براى معاویه شعر مىگویم. حالا که در حکومت شما، با شاعر و هنرمند و روشنفکرى مثل من، بلد نیستند که چگونه باید رفتار کنند، من هم مىروم آنجایى که قدر مرا بشناسند! از کنار امیرالمؤمنین رفت؛ شبانه فرار کرد و به اردوگاه معاویه ملحق شد.
6- هشدار به برخی مطبوعات متخلف از ارزشهای اسلامی و منافع ملی، هیچگاه سبب نشد که رهبر معظم انقلاب حکمی کلی درباره همه فعالان اصلاحطلب عرصه مطبوعات صادر کنند. در همان سخنرانی معهود، ایشان تأکید داشتند: «... من مىدانم که در بسیارى از این مطبوعات، آدمهاى خوب و مؤمنى مشغول کارند؛ چه کسانىکه قلم مىزنند، چه کسانىکه اداره مىکنند.»
آنچه موجب هشدار رهبری شد، وجود برخی عناصر نفوذی و منافقصفت در این میانه بود.
اکنون و با گذشت چندین سال از سخنان رهبری انقلاب در آن دیدار تاریخی و بازخوانی کارنامه مطبوعاتچیهای تندرو اصلاحطلب که روزی از تعبیر پایگاه دشمن به خشم آمدند و چندی بعد به آغوش گرم کارفرمایان خویش پناه بردند، درک این پیشبینی رهبری انقلاب برای افکار عمومی به آسانی ممکن شده است که «این کارها بهجایى هم نخواهد رسید؛ خداى متعال رسوا مىکند!»
مصطفی غفاری / نشريه پنجره
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


