کد خبر: ۵۰۹۰۵
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

اعتراضات مردمي در عربستان و چالش وهابيت

دكتـر فريبــرز درجــزي
بولتن نیوز : عربستان‌سعودي از مذهبي‌ترين و بسته‌ترين كشورهاي خاورميانه است و در حالي كه زماني تنها يك پادشاهي توسعه نيافته صحرايي بود اما اينك به لطف منابع سرشار نفتي به يكي از غني‌ترين و ثروتمندترين ممالك منطقه مبدل شده است. اين كشور كه حتي نام خود را از خاندان آل‌سعود كه در قرن هجدهم در اين منطقه به قدرت رسيده‌اند وام گرفته، ناحيه حجاز يعني محل تولد رسول اكرم(ص) را در خود جاي داده كه اين مساله نوستالژيك در كنار حمايت‌هاي آل‌سعود از يك تفسير هرمنوتيكي و انعطاف‌ناپذير از اسلام اهل سنت كه همانا وهابيت است موجب شده عربستان هويتي انحرافي اما نيرومند كسب كند و در اين ميان حمايت آمريكا از آن به دليل دامن زدن به ارتجاع در منطقه مزيد بر علت شده و از آنجا كه منافع خاندان سلطنتي عربستان ايجاب مي‌كند تا ثبات در منطقه حفظ و عناصر افراطي سركوب شوند لذا عربستان سعودي از استقرار نيروهاي آمريكا‌يي در خاك خود در پي حمله عراق به كويت در سال 1990 و تداوم حضور آنها استقبال كرد.

ملك‌عبدالعزيز كه به شير نجده شهره بود عربستان‌سعودي را در سال 1932 پايه‌گذاري و با تصاحب حجاز از خاندان هاشمي، كشوري متحد و تحت سلطه و هژمون خاندان خود تاسيس كرد و اين بدان معنا بود كه از آن پس شاهان يكي پس از ديگري توانستند بر پارادايم نوسازي كشور و توسعه نقش آن به‌عنوان يك قدرت منطقه‌اي متمركز، عمل كنند.

به عقيده بيشتر كارشناسان اما ترويج گروه‌هاي ناراضي و بعضا خطرناك از جمله سازمان القاعده نيز به عدم تحمل هرگونه مخالفت از جانب قدرت حاكم بازگشته كه اين گروه‌ها از تنفر مردم نسبت به نقش آمريكا در منطقه بهره مي‌برند. در حقيقت عربستان‌سعودي كه مقر افراطيون و بنيادگراهاست، قصد دارد با همسو شدن با سياست‌هاي جهاني و تمكين به دكترين ليبراليسم غربي، نقشي محوري در جامعه جهاني بويژه در جهان عرب ايفا كند و اصولا همين پارادوكس آشكار موجب شده حاكميت عربستان به‌طور جدي و فزاينده تحت فشارهاي داخلي و خارجي قرار گيرد. ميل طبيعي و نياز به تقويت امنيت داخلي از يكسو و تن دادن به ماحصل فشار ناشي از گفتمان حقوق بشر و ترويج دموكراسي سفارشي غرب از سوي ديگر، مقامات سعودي را بر سر دوراهي سركوب تروريست‌هاي انتحاري يا راهبرد پاسخ به مطالبات جهت اصلاحات سياسي، انگشت به دهان و معلق و آويزان نگه داشته است. امروزه قلمداد كردن جنبش‌هاي افراطي به‌عنوان "بنيادگرايي " امري عادي است ليكن اصطلاح بنيادگرايي در اصل يك گفتمان پروتستان آمريكا‌يي بوده كه براي تشخيص كليساهاي پروتستان كه از بعضي جهات با اكثريت كليساهاي عادي متفاوت بوده به كار مي‌رفته است.

بنيادگرايي اما شاكله‌اي از مجموعه متون، شعارها، نمادها و هنجارهايي كه بشدت رايج و در سطح اجتماع، مابه‌ازاي ملموس داشته را پيشنهاد كرده لذا در 2 مورد بسيار مهم نقد چيزهاي اشتباه و تنظيم برنامه جهت پيشبرد امور، پشت حمايت عمومي آن واقع مي‌شود.

در واقع هنگامي ايدئولوژي در مقام ساحت سياسي فعليت بيروني يافته و در سياست خارجي به تبلور مي‌رسد كه نياز ضروري درون نظام سياسي به جبران كاستي‌ها حياتي جلوه‌گر شده كه صراحتا به كمبود بايسته‌هاي داخلي و فلج شدن موضعي كاركرد خرده‌سيستم‌‌ها در انطباق با درون داده‌هاي بديع اشاره دارد. فقدان مشروعيت سياسي و هراس پارانويايي‌وار طبقه حاكمه بستر مناسبي را در توسعه‌طلبي يك كشور تدارك ديده و به تعبيري سياست خارجي توسعه‌طلبانه گوياي عدم تعادل ميان ملزومات و مقدورات است و نوعي تشنج در اندام‌هاي حياتي يك جامعه سياسي شمرده مي‌شود. نفوذ عربستان در نواحي قبيله‌نشين پاكستان كه حاكي از قرائت خشك و غيرمقدس از اسلام است را نه در كيفيت بالاي ديپلماسي عربستان كه بايد ناشي از منافعي كه در بسط وهابيت در سطح منطقه موجود است، دانست. اين سيكل معيوب ناشي از فركانس سكرآور حاكميت در ممالك در حال توسعه خاورميانه و دولت‌هاي حاشيه خليج‌فارس در 3 دهه پيشين به فشاري ساختاري مبدل شده و عموما عمر درازي نداشته و در آخر راه هستند. از نظر بسياري از نوگرايان، حيات طبقاتي در جوامع دشوار شده لذا ساختارهاي سياسي غيردموكراتيك و دچار بحران مشروعيت با قبول دموكراسي غربي در عمل به استحاله و نابودي خود راي داده و اگرچه هم سرمايه‌داري و هم طبقه تحصيلكرده متفقا ريشه‌هاي چالش نوسازي را تعريف كرده از آنجا كه در ليبراليسم، سيستم كارآمد جذب دانش‌آموختگان و روشنفكران واقعي وجود ندارد ابزارهاي نفوذ و قدرت طبقاتي همچنان در اختيار طبقه سنتي حاكم باقي مي‌ماند. هم‌اكنون در عربستان و بحرين اوضاع اينچنين است و چالش اقليت شيعي در عربستان و حداكثري شيعه در بحرين نيز مزيد بر آنها شده است.

طنز روزگار اينجاست كه مخالفان اصلاحات، از نقش پادشاه سعودي به‌عنوان حافظ و خادم بلاد مقدس اسلام نيز سوءاستفاده كرده و با برداشت‌هاي ناصواب و تفاسير به راي از اسلام، از هرگونه رفرم جلوگيري كرده و معتقدند هرگونه تغيير و تحولي بايد با موقعيت منحصر به فرد پادشاه هماهنگ و لذا در عمل هر اصلاحاتي را مغاير با مسؤوليت خطير پادشاه به‌عنوان خادم‌الحرمين مي‌دانند.

اينگونه تجاهل و مقاومت در برابر خواست و اراده مردم اما به نوعي انتحار سياسي محسوب شده لذا درآمد بي‌حساب نفت براي حاكمان سعودي فقط مصونيتي موقتي، شكننده و غيرواقعي ايجاد كرده كه نمي‌توان با تكيه بر آن خود را فريب داد و آينده‌اي نامطمئن ساخت كمااينكه تحولات اخير خاورميانه به درستي اثبات كرد در مقابل اراده مردم از دست پايگاه‌هاي غرب در منطقه، حضور ناوگان ايالات متحده و حتي ورود نيروهاي ناتو به صحنه نيز كاري برنخواهد آمد.

نويسنده : دكتـر فريبــرز درجــزي روزنامه‌نگار و استاد دانشگاه

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۳
احسان عالمی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۱۳ - ۱۳۹۰/۰۳/۲۷
0
0
مقاله فوق العاده و واقع گرایانه ای است که انشاال.. پس از تغییر سیاست خارجی نیز امکان انتشار داشته باشد
ناشناس
|
Iceland
|
۰۱:۴۷ - ۱۳۹۰/۰۳/۲۸
0
0
Baba kheili sangin bud yekam khodemuni benevis fek kon man 2 kelas sevad daram!!!
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین