آوینی شـدن
«آوینی شدن» هم آهنگ است با «جهانی شدن». و چیزی است در همان مایهها. و البته به مراتب مهمتر. بدین معنا که آوینی شدن نیز مانند جهانی شدن «پروسه» است نه «پروژه». زمانبَر است. بنابراین به طریق اولی «آوینی سازی» نیز چون جهانی سازی محصولی یک شبه نیست. اتفاقی است در طول سالها و دههها. و به قدمت همهی عمر.
در مورد آوینی حرفهای زیادی گفته شده و نوشته شده است. از نظر من در مرتبهي اول، هنر آوینی در روایت فتح و مستند بشاگرد و… ساختن، یا احساسات زیبای او در متنهایی که در مورد جبهه و دفاع مقدس نوشت یا حتی نقدهای عالمانه و دقیقش از «تمدن غرب» یا مقولهی «سینما» نیست. که معمولا هر وقت بحث از آوینی میشود یاد اینها می افتیم و از این موضوعات نام می بریم. هنر آوینی در دو چیز است:
۱- حرکت در جهت «شدن»: آوینی همهی زندگیش را در حال «شدن» است. آوینی دوران نوجوانی و جوانی، با آوینی اول انقلاب، و با آوینی دههی ۶۰ و دهه ی ۷۰ تفاوت دارد. اگر چه فصل مشترک همهی دوران عمر او همان طور که گفته شد پویایی و تحرک و «شدن» است. این جمله را بارها از مرحوم «ع.ص» نقل کردهام که «کفر متحرک به اسلام می انجامد، و اسلام راکد به کفر.» که تفاوت سلمانها و زبیرها در همین نکته است. و همین است که از آوینی نیچه و کافکا و سارترخوان و به قول خودش شبه روشنفکر، آوینی انقلابی و عدالتخواه و جهادگر می سازد.
2- بصیرت داشتن: اگر مهمترین پیامد بصیرت را «شناخت راه» و «تشخیص درست» بدانیم، آوینی «بصیر» بود. از همین روی، کارهای او «به خلاف آمد عادت» بود. تا جایی که حتی خیلی از بچه حزباللهیها هم او را تکفیر میکردند. برای آوینی هیجان و شور و احساسات زودگذر مهم نبود. او سعی میکرد به «تکلیف»ش عمل کند و عَلَم کارهایی را بر دارد که بر زمین مانده است. کارهایی که افق دید هر کسی به آنها قطع نمی داد. به همین دلیل است که می بینیم:
- وقتی بیشتر نیروهای انقلابی جوان از روی شور و هیجان و دیگر مسائل، به نهادهایی چون سپاه و بسیج و کمیته می روند، آوینی وارد جهاد سازندگی می شود و مستند بشاگرد می سازد
- وقتی در دوران جنگ همه کلاشینکف به دوش می اندازند و به مصاف سخت با دشمن ميروند، آوینی دوربین روی دوش گذاشته و در جبههي جنگ نرم، تصویر جمع كرده و روایت فتح می سازد
- وقتی بسیاری از نیروهای انقلابی گرفتار احساسات نوستالژیک بعد از جنگاند، آوینی وارد جمع های روشنفکری و هنری می شود و عَلَم هنر و ادبیات متعهد و انقلابی را بلند می کند. «سوره» را در می آورد و جمعی از نیروهای مومن و انقلابی را دور هم جمع می کند
- و سرانجام وقتی که رهبر انقلاب می گوید که باید یاد شهدا در جامعه زنده شود، مجددا شروع به ساختن روایت فتح می کند.
اینها است که از آوینی شخصیتی میسازد که برای چون منی که در آن روزها كودكی بیش نبودم میشود «اسطوره». اما نه اسطورهای غیر قابل تصور و دست نیافتني؛ اسطورهای که می توان از روی آن الگوبرداری کرد در جهت «نیرو سازی».
به نظر ميرسد امروز انقلاب اسلامی برای تداوم و پویایی خود به شدت نیازمند آوینی سازی است. یعنی تربیت نیروهایی که دارای دو شاخصهی آوینی باشند: «حرکت در جهت شدن» و «بصیرت داشتن». ای کاش برای مسئولین کشور آوینی سازی نیز مانند جهانی سازی دارای اهمیت می شد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


