تحقیر فرهنگ ملی در رسانه ملی!
بولتن نیوز: ژوزف نای در تحلیل «قدرت نرم» که بر قلب ها و اذهان تاثیرگذار است مهم ترین حوزه ی نفوذ آن را در حوزه ی رسانه و ارتباطات و مباحث فرهنگی می داند. «رسانه» چه در اشکال قدیم خود که به صورت مکتوب و در موضوعاتی چون کتاب و روزنامه و مجلات گوناگون نمایان بود و چه در اشکال جدید خود و در قالب رادیو و تلویزیون و ماهواره و اینترنت و... از آن جا که به صورت غیر مستقیم و بر ضمیر ناخودآگاه انسان اثر می گذارد، همیشه به عنوان یک موضوع مهم مطالعاتی برای محققین و پژوهشگران اجتماعی با اهمیت بوده است.
در دوران حاضر که بیشترین حوزه ی نفوذ رسانه از طریق تولیدات بصری و تصویری بوده، مساله ای به نام سینما و تلویزیون از اهمیت دو صد چندانی برخوردار شده است. به طوری که می بینیم تمدن غرب بیشترین تبلیغ سبک زندگی (life style) خود را از طریق همین موارد در کشورهای مقصد که عمدتا شامل کشورهای اسلامی است انجام می دهد.
بسیاری از محققین بر این باورند که جلوی نفوذ فرهنگ غرب که از طریق این رسانه ها تبلیغ می شود را نمی توان گرفت مگر به وسیله ی همان ابزار. بدین معنا که جواب رسانه را باید با رسانه داد. جواب فیلم و سریال و تولیدات سمعی و بصری را تنها باید از همین راه داد. نمی توان تنها به اقدامات سلبی و یا حتی اقدامات ایجابی تئوریک، دلخوش شد و به اینها بسنده کرد. باید حتما در حوزه ی «عمل» نیز ورود کرد و با «تولید» و ساخت برنامه های خوب و پر محتوا از هجمه های دشمنان کاست.
آن گاه می توان در مقابل فرهنگ وارداتی و هجمه های بی امان شبکه های ماهواره ای چون «فارسی وان» و «من و تو» و... ایستاد که بتوان در داخل کشور، با تولید آثار خوب و فاخر، ذائقه ی فرهنگی مردم را تغییر داده و آنان را جذب کرد.
با این مقدمه، به نظر می رسد در این میان نقش رسانه ی ملی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که به عنوان متولیان و ناظران اصلی مقوله ی تولیدات سینمایی و برنامه های تصویری هستند بیش از سایر نهادها است. اما متاسفانه روندی که در این دو نهاد وجود دارد حاکی از این امر است که انگار این دو نهاد هیچ گونه نگاه و برنامه ی فرهنگی و استراتژیکی که قرار است طی یک فرایند چند ساله فرهنگ و سبک زندگی ایرانی- اسلامی را جایگزین فرهنگ وارداتی و غربی کند ندارد.
تعطیلات نوروزی هر سال که یک فرصت مغتنم دو هفته ای برای
رسانه ی ملی است و می تواند از این فرصت خدادادی بهترین استفاده را کرده و با تولید
آثار با درصد غنای بالا، مخاطبین داخلی را متوجه خود کند متاسفانه تبدیل شده است
به منبعی برای کسب درآمد تهیه کنندگان برنامه های جلف و کم عمق و بی محتوا.

نیم نگاهی به سریال های شبانگاهی رسانه ی ملی که هر شب در این ایام از شبکه های محتلف سیما پخش می شود موید همین مطلب است. «پایتخت»، «راه در رو»، «موج و صخره» و... که مثلا قرار است سریال های طنزی با مضامین اجتماعی باشند عملا تبدیل شده است به لودگی های گاها زننده ی بازیگران، و یا تمسخر مردمان و دیگر خرده فرهنگ های به جز پایتخت نشینان. به باور تهیه کنندگان این سریال ها، مردمان دیگر شهرها و شهرستان های ایران، مردمی ساده و ساده لوح اند که دائما باید با کارهای احمقانه ی خود، موجبات خنده ی مخاطبین محترم پایتخت نشین رسانه ملی را فراهم کنند. کارکترهای شهرستانی و روستایی این مجموعه ها انگار از پشت کوه آمده اند و هیچ سنخیتی با مردم شهری ندارند و بویی از فرهنگ جدید نبرده اند. و این ها یعنی تحقیر و تمسخر سایر فرهنگ ها و خرده فرهنگ ها بدون آن که خود بدانیم.



این بلا دامن گیر شبکه ی ویدیویی خانگی کشور نیز شده است. فی المثل در سریال «قهوه تلخ» نیز شاهد آن هستیم که غیر مستقیم به فرهنگ و تمدن ایرانی – اسلامی توهین می شود. درست است که ایران اسلامی در زمان سلطنت پادشاهان خودکامه و بی لیاقت، برای سال ها از چرخه ی پیشرفت و توسعه باز ماند اما این بدان معنا نیست که از این مساله سوء استفاده کرده و مردم دویست سال پیش ایران را مردمی احمق و بی شعور فرض کنیم. و آنان را مردمی نشان بدهیم که نه سواد خواندن و نوشتن داشند و نه حتی عقل و شعوری مناسبی برای فهم مسائل و مباحث زندگی. این اشتباه است. در همین دوران سیاه هم ما شاهد وجود افراد و جنبش های اجتماعی بزرگی بوده ایم.
این موضوع را در ساخته ی قبلی مهران مدیری یعنی «شب های برره» نیز می توان دید. در آن سریال هم سیامک انصاری در قامت یک مصلح اجتماعی سعی در تغییر جامعه ی پیرامون خود دارد اما مردم جامعه، آن قدر کودن و بی فرهنگ هستند که نه تنها هیچکدام از حرف های او را متوجه نمی شوند که او را به تمسخر هم می گیرند.
و حالا شما بگویید آیا با این گونه تولیدات می توان در مقابل فرهنگ بیگانه مقابله کرد؟
چگونه می توان با تحقیر و تمسخر هویت بومی و ملی در مقابل فرهنگ وارداتی ایستادگی کرد؟
آیا وقت آن نشده که رسانه ی ملی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در برنامه های خود تجدیدنظر کرده و حداقل برنامه و استراتژی منسجم و کوتاه مدتی برای خود داشته باشند؟
محمد پورغلامی
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



و بعضا اينان كساني هستند كه خواسته و ناخواسته در ناتوي فرهنگي دشمن گرفتار آمده اند.!آيا سينماي غرب نيز اينگونه است يا براي ترويج ايده هاي خود از تمامي ابزار و تكنولوژي بهره مي برد . در حيرتيم آنان در باطلي خود چه مجتمع ولي ما در حق بودن خودن متفرقيم . معماي كه ظاهرآ بدست ما هم كه از مسلمانان عهد رسول خدا هم برتريم حل نخواهد شد. ولي وعده صادق خداست . آينده از آن ماست اگر كمي همت كنيم. انشاءا..
سرزمین طبرستان میزبان اولین حکومت شیعی در ایران بود و آقای سیروس مقدم مردمان این دیار را در سریال پایتخت مورد وهن قرار می دهد. نمی دانم مسئول این همه کودنی و حماقت و ولنگاری کیست؟ چرا به خود اجازه چنین کاری می دهید؟
مقایله با تولیدات بی محتوای غرب پیش کش تلویزیون ، فرهنگ کنونی ملت شهید داده ی ایران را درست معرفی کنند .
اعتراض و انتقاد و... هیچ فایده ای ندارد. رسانه ملی یعنی رسانه ای که 2500 سال تاریخ ایران زمین را در بر میگیرد که در این مدت سهم جمهوری اسلامی و فرهنگ اسلام ناب محمدی چقدر میشود؟
بیشتر از 35% است؟ خوب، همه در این رسانه نماینده دارند، مگر غیر از این است؟
شما خود را از نوک برج میلاد به زمین پرت کن...
والسلام
من مازندرانی هستم و ساکن تهران . به نظر من در فیلم پایتخت هیچ توهینی به ما نشده بر عکس صفا و صمیمیت. صداقت و سادگی و ... را به نحو احسن نشان داده به جای اینکه با سخنان بی ادبانه و حرکات ناشایاست مردم را در قالب فیلم طنز مردم را بخندانند متن فیلم هم خنده را داراست و هم جدیت و جذابیت.
این فقط یک نظر است که توسط بولتن ارائه شده
اینکه چقدر به واقعیت مد نظر کارگردان و تهیه کننده نیز نزدیک است نمی دانم
واقعیت در جهان امروز این است
که اصحاب رسانه و مالکان تریبون ها
صرف نظر از اینکه رسانه اشان سرد است یا گرم
نرم است یا سخت
به دنبال منافع خود هستند و کمتر پیش میادید واقعا به دنبال واقعیت باشند
بررسی وضعیت تولیدات رسانه ملی
چند وجهی است
محاسنی وجود دارد و معایبی
این درست نیست که فقط انتقاد کنیم و به دنبال تخریب باشیم
اگرچه این حرف من به معنای تائید برنامه های مورد بحث هم نیست
عرضه و تقاضا دو فاکتور اساسی در شکل دهی میدان تولید برنامه های تلویزیونی است
ای کاش با تدبیری سطح آگاهی و سلیقه مردم را نسبت به پذیرش یا عدم پذیرش برنامه ها افزایش دهیم
جالب هم اینکه لر ها مازنی ها و ترک ها بیشترین حجم از این سخره گرفتن شامل حالشون شده.
تا وقتی نشه از صدا وسما و ارگان هایی همانند اون که تو کشور ما عادت به جوابگو نبودن دارند شکایت کرد ...این قضیه ادامه خواهد داشت
در ضمن تهرانی و شهرستانی نداریم.خودتون دارین بهاین مسائل دامن میزنین.همه مون ایرانی هستیم
پس در این همه فیلم و سریال که دزد و قاتل و لات و لوتش با لهجه تهرانی حرف می زنند ، مگه ما ناراحت میشیم؟