استعفای وزیر، حداقل اقدامی برای تسکین دل بازماندگان
آخوندی! نمک بر زخم داغداران میپاشد/ لغو سخنرانی مطهری شرمساری است یا کشته شدن 45 بیگناه ایرانی
در شرایطی که به صورت عادی مسئولین میبایست تمام توجه خود را به این دو اتفاق متمرکز کنند تا زخم مردم التیام پیدا کند، رئیس جمهور به فکر لغو یک سخنرانی است و وزیر مربوطه نیز ارزش کشته شدگان حادثه قطار را به اندازه کالا پایین میآورد و از بیمه بودن تمام مسافران صحبت میکند.
گروه اجتماعی: اتفاقات ناخوشایندی طی چند روز گذشته در کشور رخ داد که کام مردم ایران را به شدت تلخ کرد؛ انفجار تروریستی داعش در حله عراق و کشته شدن تعداد زیادی از هموطنان عزیزمان و حادثه قطار تبریز - مشهد، ایران را غرق در ماتم کرد. در شرایطی که به صورت عادی مسئولین میبایست تمام توجه خود را به این دو اتفاق متمرکز کنند تا زخم مردم التیام پیدا کند، رئیس جمهور به فکر لغو یک سخنرانی است و وزیر مربوطه نیز ارزش کشته شدگان حادثه قطار را به اندازه کالا پایین میآورد و از بیمه بودن تمام مسافران صحبت میکند.

به گزارش بولتن نیوز، حادثه قطار تهران - مشهد اولین اتفاق از این نوع در دوره صدارت عباس آخوندی نیست و دائما در حال تکرار است. وزیری که هدف خود را از بین بردن کمبودها و توسعه ناوگان ریلی و هوایی و توسعه و ترمیم و اصلاح جادههای کشور در روز رأی اعتمادش ذکر کرده بود، حال با تعداد بسیار زیاد اتفاقات سالانه رو در روست و کوچکتربن واکنشی نیز از خود نشان نمیدهد.
از سوی دیگر دکتر روحانی به جای این که از تکرار حوادثی مشابه در زمان مسئولیتش ناراحت باشد و واکنشی جدی از او شاهد باشیم، بیشتر شاهد دغدغه ایشان برای لغو یک سخنرانی هستیم! چگونه است که برای لغو سخنرانی مطهری، به رؤسای سایر قوا نامهنگاری میکند و این اتفاق را مایه شرمساری میداند، اما اتفاقی که درست در نقطه مقابل سخنان خود ایشان در چند ماهه گذشته است را مایه شرمساری خود نمیداند؟! ایشان توقع ندارند که سخنانشان را مبنی بر این که اگر چیزی از دستاوردهای دولت برجا بماند، یکی توسعه و تجهیز ناوگان ریلی است را فراموش کنیم.

همه این موارد در کنار هم مسئولیت اصلی را متوجه دو فرد میسازد. رئیس جمهور و وزیر راه! عباس آخوندی باید پاسخگو باشد که چرا اتفاقی مشابه در سال گذشته دقیقا در همین مسیر و منطقه رخ داد و مجددا امسال نیز تکرار شد. اگر حس مسئولیتپذیری در آخوندی وجود داشت میبایست پس از وقوع تمام این حوادث و سایر موارد فراوانی که در حیطه وظایفش رخ داد، کمترین کار را انجام میداد، یعنی با استعفای خود، وظیفه شناسی خود را نشان میداد. نه این که در اولین واکنش خود سخن از بیمه بودن تمام مسافران و عدم وجود هیچگونه مشکلی بگوید.
جان انسانها را به اندازه کالا پایین آوردن آیا نشان از حس مسئولیت پذیری ایشان است؟! آیا داغ مردم با این سخنان التیام مییابد؟! مگر ایشان از مدافعان اندیشه و الگوی لیبرالیسم در مدیریت نیستند. پس چگونه است که بر طبق اصول لیبرالیسم رفتار نمیکنند و استعفا نمیدهند. لیبرالیسم از مسئولیت پذیری تمام واحدی که تحت نظر یک مدیر فعالیت میکنند سخن میگوید و مدیر را پاسخگوی اعمال افراد زیردست خود میداند. در شرق که اوضاع جالبتر است. مدیران به راحتی و با کوچکترین اشتباه از سوی افراد در پایینترین رده مدیریتی با ستعفای خود و پوزش از مردم، وظیفهشناسی خود را نشان میدهند. تا جایی که تنها برای غرق شدن یک کشتی تفریحی از مقام خود استعفا میدهند.

نقطه مقابل این تفکر و نوع رفتار در مدیران ایرانی است. طبق هر سبک مدیریتی و الگوی رفتاری آخوندی تاکنون میبایست به هر شکلی از سمت خود کنار نیرفت. حال چه به صورت استعفا و یا کنار کذاشتن از سوی رئیس جمهور. اما وقتی که مدیریت راه آهن با آن حجم از خدمات و موفقیت در طی سالیان گذشته و تخصص در امر راهآهن، به دلیل حس وظیفهشناسی و مسئولیت اجتماعی از سمت خود استعفا میدهد، بلافاصله از سوی آخوندی پذیرفته میشود. آخوندی از این استعفا در خیال خود به عنوان سپر بلا و قربانی استفاده میکند تا همچنان در وزارت باقی بماند اما این بار واقعا اتفاقی تکرار گشته است و کمکاری و بد اخلاقیای از سوی وی سر زده است که به راحتی از خاطر نمیرود.
مجلس یک بار برای همیشه باید نوعی رفتار کند که چه این دولت و چه هر دولتی که سال آینده بر سر کار میآید هشیار شود که اگر خود مدیران دولتی حس مسئولیت پذیری ندارند، مجلس بیدار است و با تمام قوا با افرادی که لیاقت انجام ادامه کار را ندارند، برخورد میکند. اکنون نیز مجلس موظف است که آخوندی را استیضاح و از مسئولیت برکنار کند تا او و سایر مدیران کنونی و آیندگان فرابگیرند که جان مردم کالا نیست و اگر در روز اول وعدهای داده شد و بر خلاف آن عمل شد، میبایست مسئولیت این کمکاری و ضعف عملکرد را پذیرفت.

به گزارش بولتن نیوز، حادثه قطار تهران - مشهد اولین اتفاق از این نوع در دوره صدارت عباس آخوندی نیست و دائما در حال تکرار است. وزیری که هدف خود را از بین بردن کمبودها و توسعه ناوگان ریلی و هوایی و توسعه و ترمیم و اصلاح جادههای کشور در روز رأی اعتمادش ذکر کرده بود، حال با تعداد بسیار زیاد اتفاقات سالانه رو در روست و کوچکتربن واکنشی نیز از خود نشان نمیدهد.
از سوی دیگر دکتر روحانی به جای این که از تکرار حوادثی مشابه در زمان مسئولیتش ناراحت باشد و واکنشی جدی از او شاهد باشیم، بیشتر شاهد دغدغه ایشان برای لغو یک سخنرانی هستیم! چگونه است که برای لغو سخنرانی مطهری، به رؤسای سایر قوا نامهنگاری میکند و این اتفاق را مایه شرمساری میداند، اما اتفاقی که درست در نقطه مقابل سخنان خود ایشان در چند ماهه گذشته است را مایه شرمساری خود نمیداند؟! ایشان توقع ندارند که سخنانشان را مبنی بر این که اگر چیزی از دستاوردهای دولت برجا بماند، یکی توسعه و تجهیز ناوگان ریلی است را فراموش کنیم.

همه این موارد در کنار هم مسئولیت اصلی را متوجه دو فرد میسازد. رئیس جمهور و وزیر راه! عباس آخوندی باید پاسخگو باشد که چرا اتفاقی مشابه در سال گذشته دقیقا در همین مسیر و منطقه رخ داد و مجددا امسال نیز تکرار شد. اگر حس مسئولیتپذیری در آخوندی وجود داشت میبایست پس از وقوع تمام این حوادث و سایر موارد فراوانی که در حیطه وظایفش رخ داد، کمترین کار را انجام میداد، یعنی با استعفای خود، وظیفه شناسی خود را نشان میداد. نه این که در اولین واکنش خود سخن از بیمه بودن تمام مسافران و عدم وجود هیچگونه مشکلی بگوید.
جان انسانها را به اندازه کالا پایین آوردن آیا نشان از حس مسئولیت پذیری ایشان است؟! آیا داغ مردم با این سخنان التیام مییابد؟! مگر ایشان از مدافعان اندیشه و الگوی لیبرالیسم در مدیریت نیستند. پس چگونه است که بر طبق اصول لیبرالیسم رفتار نمیکنند و استعفا نمیدهند. لیبرالیسم از مسئولیت پذیری تمام واحدی که تحت نظر یک مدیر فعالیت میکنند سخن میگوید و مدیر را پاسخگوی اعمال افراد زیردست خود میداند. در شرق که اوضاع جالبتر است. مدیران به راحتی و با کوچکترین اشتباه از سوی افراد در پایینترین رده مدیریتی با ستعفای خود و پوزش از مردم، وظیفهشناسی خود را نشان میدهند. تا جایی که تنها برای غرق شدن یک کشتی تفریحی از مقام خود استعفا میدهند.

نقطه مقابل این تفکر و نوع رفتار در مدیران ایرانی است. طبق هر سبک مدیریتی و الگوی رفتاری آخوندی تاکنون میبایست به هر شکلی از سمت خود کنار نیرفت. حال چه به صورت استعفا و یا کنار کذاشتن از سوی رئیس جمهور. اما وقتی که مدیریت راه آهن با آن حجم از خدمات و موفقیت در طی سالیان گذشته و تخصص در امر راهآهن، به دلیل حس وظیفهشناسی و مسئولیت اجتماعی از سمت خود استعفا میدهد، بلافاصله از سوی آخوندی پذیرفته میشود. آخوندی از این استعفا در خیال خود به عنوان سپر بلا و قربانی استفاده میکند تا همچنان در وزارت باقی بماند اما این بار واقعا اتفاقی تکرار گشته است و کمکاری و بد اخلاقیای از سوی وی سر زده است که به راحتی از خاطر نمیرود.
مجلس یک بار برای همیشه باید نوعی رفتار کند که چه این دولت و چه هر دولتی که سال آینده بر سر کار میآید هشیار شود که اگر خود مدیران دولتی حس مسئولیت پذیری ندارند، مجلس بیدار است و با تمام قوا با افرادی که لیاقت انجام ادامه کار را ندارند، برخورد میکند. اکنون نیز مجلس موظف است که آخوندی را استیضاح و از مسئولیت برکنار کند تا او و سایر مدیران کنونی و آیندگان فرابگیرند که جان مردم کالا نیست و اگر در روز اول وعدهای داده شد و بر خلاف آن عمل شد، میبایست مسئولیت این کمکاری و ضعف عملکرد را پذیرفت.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


