خيزش عليه نظام نابرابر
ميشل فوكو، فيلسوف فرانسوي كه از نزديك انقلاب اسلامي 57 ايران را مشاهده كرده بود، در توصيف آن رويداد تاريخي نوشت: اين انقلاب خيزش مرداني با دستهاي خالي بود كه ميخواستند باري را كه بر جهان...
ميشل فوكو، فيلسوف فرانسوي كه از نزديك انقلاب اسلامي 57 ايران را مشاهده
كرده بود، در توصيف آن رويداد تاريخي نوشت: اين انقلاب خيزش مرداني با
دستهاي خالي بود كه ميخواستند باري را كه بر جهان، بر دوش تك تك ما و
بويژه بر دوش خودشان سنگيني ميكرد، بردارند و نظم جهاني جديدي را
پايهريزي كنند. آنها كارگران، كشاورزان و روستائياني بودند كه مقابل حكومت
ايستادند. اين شايد اولين خيزش بزرگ بر ضد سيستم ناعادلانه جهاني بود،
الگوي تازه قيام عمومي كه مدرنترين و مؤثرترين آنها است.
فيلسوف فرانسوي بعد از اين اظهارات بشدت از سوي كساني كه انقلاب ايران را در امتداد خواستههاي خود نميديدند، به چالش كشيده شد.
مفهوم «نظام حاكم» يا «سيستم جهاني» در نگاه فوكو كاملاً روشن است، نظام جهاني در برهه انقلاب ايران در اراده سياسي دو قطب امريكا و شوروي تبلور داشت. اين سيستم جهاني به صورت بيوقفه از رژيم شاه حمايت ميكرد اما بلافاصله با ظهور انقلاب بازيگران آن روز نظام بينالملل يكي پس از ديگري پشت رژيم استبدادي ايران را خالي كردند. بيگمان اگر قرار بود فوكو، نسخه ديگري از نظريه «جامعه شناسي انقلاب» را در باب قيامهاي امروز جهان عرب تدوين كند، چنين اظهار ميكرد كه امريكاي دوره اوباما در جهان عرب درست در همان مسيري قرار گرفته است كه سال 1357 كارتر در برابر ايران قرار داشت. نظام حاكم بر امريكا از سويي حاضر نيست رسماً از مبارك بخواهد، استعفا دهد اما از سوي ديگر به جانشين مبارك پيام ميدهد كه با اجراي اصلاحات دموكراتيك قيام حاضر را مهار كند.
به هر حال آنچه پيداست جنبشهاي كنوني جهان عرب فصل تازهاي در نظريات انقلابها گشوده است. ويژگيهاي رفتاري كه ظرف 15 روز اخير در حركت مصريها نمايان شده گوياي اين است كه انقلاب كرانه نيل با تئوري فوكو انطباق بيشتري دارد كه مذهب را يك عامل اساسي و قدرتمند در انقلابهاي منطقه ميدانست بر همين اساس چندان دور از انتظار نبود كه در انقلاب مصر همان كساني زنگ خطر را نسبت به غلبه مذهب و جريانهاي ديني به صدا درآوردند كه در تجربه انقلاب ايران، اسلام را تهديدي براي خود خواندند. در حال حاضر نمادهاي ديني در جنبش مصر بازتاب گسترده در رسانهها و محافل جهان پيدا كرده است، برپايي نماز در ميدان التحرير قاهره تا انتخاب مساجد به عنوان مبدأ شروع راهپيماييها، در هر شبكه خبري دهها تصور ميتوان سراغ گرفت.
جنبش كنوني مصر الگويي منحصر به فرد در قيامهاي جهان عرب است. معترضان مصري دست كم ظرف 15 روز بسياري از الگوهاي منسوخ جنبشهاي مخملي را پشت سر گذاشتند و اثبات كردند در جنبش بومي ميتوان در كمال صلح و آرامش صداي اعتراض خود را به گوش ديگران رساند و جهاد كرد، حتي اگر از سوي رژيم با حملات مرگبار روبهرو شوي. چنين جنبش ريشهداري، هر حكومت پليسي را به وحشت مي افكند. آن هم حكومتي كه به رغم داشتن داعيه استقرار اقتصاد نئوليبرال بيش از نيمي از مردم آن با درآمد 2 دلار در روز زيرخط فقر زندگي ميكنند، پيداست دولتي كه از بستر اين انقلاب برخيزد ديگر از اين سياستهاي اقتصادي پيروي نخواهد كرد، براي امريكاو ديگر شركاي نظام مبارك مسجل شده كه نظام آينده مصر در پروژه سايش خاورميانه يا مبارزه با تروريسم اراده خود را به دست امريكا نخواهد سپرد. چنان كه تئوريسينهاي انقلاب پيشبيني كردهاند جنبش جديد مصر گونهاي جديد از نظم جهاني را پي خواهد گرفت كه كاملاً متفاوت با سياستهاي اقتصادي و سياسي كنوني و در تضاد با منافع امريكا و نظام سلطه كنوني است.
ایران
فيلسوف فرانسوي بعد از اين اظهارات بشدت از سوي كساني كه انقلاب ايران را در امتداد خواستههاي خود نميديدند، به چالش كشيده شد.
مفهوم «نظام حاكم» يا «سيستم جهاني» در نگاه فوكو كاملاً روشن است، نظام جهاني در برهه انقلاب ايران در اراده سياسي دو قطب امريكا و شوروي تبلور داشت. اين سيستم جهاني به صورت بيوقفه از رژيم شاه حمايت ميكرد اما بلافاصله با ظهور انقلاب بازيگران آن روز نظام بينالملل يكي پس از ديگري پشت رژيم استبدادي ايران را خالي كردند. بيگمان اگر قرار بود فوكو، نسخه ديگري از نظريه «جامعه شناسي انقلاب» را در باب قيامهاي امروز جهان عرب تدوين كند، چنين اظهار ميكرد كه امريكاي دوره اوباما در جهان عرب درست در همان مسيري قرار گرفته است كه سال 1357 كارتر در برابر ايران قرار داشت. نظام حاكم بر امريكا از سويي حاضر نيست رسماً از مبارك بخواهد، استعفا دهد اما از سوي ديگر به جانشين مبارك پيام ميدهد كه با اجراي اصلاحات دموكراتيك قيام حاضر را مهار كند.
به هر حال آنچه پيداست جنبشهاي كنوني جهان عرب فصل تازهاي در نظريات انقلابها گشوده است. ويژگيهاي رفتاري كه ظرف 15 روز اخير در حركت مصريها نمايان شده گوياي اين است كه انقلاب كرانه نيل با تئوري فوكو انطباق بيشتري دارد كه مذهب را يك عامل اساسي و قدرتمند در انقلابهاي منطقه ميدانست بر همين اساس چندان دور از انتظار نبود كه در انقلاب مصر همان كساني زنگ خطر را نسبت به غلبه مذهب و جريانهاي ديني به صدا درآوردند كه در تجربه انقلاب ايران، اسلام را تهديدي براي خود خواندند. در حال حاضر نمادهاي ديني در جنبش مصر بازتاب گسترده در رسانهها و محافل جهان پيدا كرده است، برپايي نماز در ميدان التحرير قاهره تا انتخاب مساجد به عنوان مبدأ شروع راهپيماييها، در هر شبكه خبري دهها تصور ميتوان سراغ گرفت.
جنبش كنوني مصر الگويي منحصر به فرد در قيامهاي جهان عرب است. معترضان مصري دست كم ظرف 15 روز بسياري از الگوهاي منسوخ جنبشهاي مخملي را پشت سر گذاشتند و اثبات كردند در جنبش بومي ميتوان در كمال صلح و آرامش صداي اعتراض خود را به گوش ديگران رساند و جهاد كرد، حتي اگر از سوي رژيم با حملات مرگبار روبهرو شوي. چنين جنبش ريشهداري، هر حكومت پليسي را به وحشت مي افكند. آن هم حكومتي كه به رغم داشتن داعيه استقرار اقتصاد نئوليبرال بيش از نيمي از مردم آن با درآمد 2 دلار در روز زيرخط فقر زندگي ميكنند، پيداست دولتي كه از بستر اين انقلاب برخيزد ديگر از اين سياستهاي اقتصادي پيروي نخواهد كرد، براي امريكاو ديگر شركاي نظام مبارك مسجل شده كه نظام آينده مصر در پروژه سايش خاورميانه يا مبارزه با تروريسم اراده خود را به دست امريكا نخواهد سپرد. چنان كه تئوريسينهاي انقلاب پيشبيني كردهاند جنبش جديد مصر گونهاي جديد از نظم جهاني را پي خواهد گرفت كه كاملاً متفاوت با سياستهاي اقتصادي و سياسي كنوني و در تضاد با منافع امريكا و نظام سلطه كنوني است.
ایران
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


