سونامي سياسي در شاخ آفريقا
مصر خاكريز اول سقوط دولتهاي فاسد و تبهكار عربي است كه سر در آخور آمريكا و رژيم صهيونيستي دارند. آمريكاييها در ارزيابي مشت اول ملت مصر به مبارك، پذيرفته است كه او بازي را باخته است.
اين روزها در قاهره و شهرهاي بزرگ مصر چه ميگذرد؟ فريادهايي كه در اردن، تونس، الجزاير، يمن و... به گوش ميرسد از چه جنسي است؟
آواي خوش الله اكبر و صفوف منظم نمازهاي يوميه در ميدان هاي نبرد سياسي عليه مظاهر غرب در شاخ آفريقا و خاورميانه حاكي از چيست؟
آيا ما با يك انقلاب تمام عيار اسلامي و ديني در جهان اسلام و جهان عرب روبهرو هستيم يا يك موج اعتراض اجتماعي و اقتصادي كه به زودي فرو مي نشيند؟ آيا ما با يك سونامي سياسي در شاخ آفريقا روبهرو هستيم كه كاخ هاي ستم و استبداد را نشانه گرفته است؟
آنچه كه مسلم است متن مردم در صحنه هستند و همه لايههاي اجتماعي و سياسي دارند سهم خود را در تحولات اخير ايفا ميكنند.
واقعيت اين است كه آزادي و حقوق بشر به عنوان نمادهاي ارزش مدرنيته در جوامع اسلامي در بعد سياسي منجر به استبداد سياسي و در بعد اقتصادي توليد فساد و همين ارزشها در بعد فرهنگي توليد بيبندوباريهاي اخلاقي و فساد اخلاقي ميكند.
بوي تعفن اين فساد همه اقشار جامعه از فقير و غني را آزار ميدهد.
حتي پديداري طبقه متوسط جامعه با استانداردهاي مدرنيته نيز نتوانسته است تاج و تخت سلطه غرب در جوامع اسلامي را حفظ كند و اولين جماعتي كه بر اين تبهكاريهاي مدرن شوريده، همين جماعت است.
سرويسهاي موساد و سيا كه نبض تحولات خاورميانه را در دست دارند ظاهرا به اين واقعيتها رسيده و حوادث و درگيريهاي اين روزها را پيشبيني كرده بودند.
راه حل سرويسهاي امنيتي غرب براي فروكش كردن اين رويدادها، مديريت و سازماندهي آن و سوزنباني در حركت و رهبري جنبشهاي اجتماعي در كشورهاي ياد شده اين بود كه نگذارند مردم اين كشورها يك الگوي موفق را در پيش روي خود ببينند و از روي آن نسخه درمان دردهاي خود را بپيچند.
لذا همه قدرت نرم واستعداد فريب و نيرنگ غرب و در راس آن آمريكا و رژيم صهيونيستي و بويژه فرانسه و انگليس متوجه جمهوري اسلامي ايران شد. آنها براي دهمين دوره رياست جمهوري ايران خوابها ديده بودند كه متاسفانه در فعل سياسي يك جماعت رو سياه و تبهكار در قبل و بعد از انتخابات ظهور پيدا كرد. آنها فراتر از يك رقابت سياسي حيات نظام و انقلاب و فهم و بصيرت مردم را نشانه گرفته بودند. آنها ميخواستند بگويند انقلاب اسلامي در دهه چهارم به نقطه پايان رسيده است و زنگ بازگشت به غرب و ارزشهاي مدرنيته در ايران به صدا در آمده است. غرب ميخواست با استفاده از جماعتي كه غبار جهل، غفلت، عناد و لجاجت بر سرورويشان نشسته بود از جامعه امروز ايران يك جامعه پشيمان از مبارزه و شرمگين از كفر به مظاهر مدرنيته تصوير كند. لذا نتايج روشن و شفاف انتخابات را بهانه قرار داد تا آنها را در 13 آبان به چند خيابان تهران بفرستند و شعارهايي بدهند كه گويي ملت ما از مبارزه با آمريكا پشيمان و شرمنده است.
همان جماعت را در روز قدس به مصاف مردم ما آورد تا شعار ننگين "نه غزه نه لبنان، جانم فداي ايران" سر دهد. همين روسياهان در روز 16 آذر سال گذشته به ساحت مقدس امام خميني(ره) بنيانگذار جمهوري اسلامي - آن هم در مكان مقدسي چون دانشگاه - اهانت كردند و نقط پايان تبهكاريهاي آنها در روز عاشوراي سال گذشته بود كه شعار عليه اصل نظام و ولايت فقيه سر دادند.
مردم ايران كارهاي آنها را رصد كردند و پاسخ قاطع و روشن خود را در روز 9 دي به صورت خودجوش و در يك مقياس ميليوني در سراسر كشور دادند. مردم به اين پاسخ اكتفا نكردند و در روز 22 بهمن سال گذشته پاسخ قاطعتري به آمريكا دادند.
مردم سران فتنه را رسوا كردند و در راهپيمايي سراسري خود آنها را به نام، نام خانوادگي و شماره شناسنامه سياسي لعن و نفرين و جريان نفاق جديد را در زندان نفرت عمومي حبس كردند.
تصويري كه جهان بويژه جهان اسلام و جهان عرب از ايران در 9 دي و 22 بهمن سال گذشته دريافت كرد اين بود كه؛ يك انقلاب عميقتر و وسيعتر و پرجاذبهتر در ايران در حال جوشش و خودنمايي است كه تصاوير زيباي سالهاي 56 و 57 را باز توليد و باز تعريف ميكند.
اين تصوير دقيق و شفاف اين بود كه جوانان ايران و نسل سوم انقلاب ريزشهاي انقلاب را شناسايي كردهاند، از آنهايي كه غرب زير بغلشان را گرفته تا آسيبي به انقلاب برسانند متنفر هستند و اجازه خودنمايي به آنان نميدهند. جوانان برومند ايران نشان دادند، فريب خوردگان و وابستگان به دشمن را در هر لباسي ولو لباس انقلابيگري ميشناسند و با اكسير بصيرت و آگاهي از خونينترين و مقدسترين انقلاب معاصر بيهيچ ترديدي صيانت ميكنند.
امروز ايران اسلامي در نگاه جوانان جهان اسلام و جهان عرب به عنوان يك الگوي موفق و كارآمد كه مسير گفتمان پيشرفت، خدمت و عدالت را هوشمندانه طي ميكند، ياد ميكنند يك كشور با مردمي مقتدر و رهبري مومن، مدبر، شجاع وآگاه به زمان.
همين تصوير جهان اسلام و جهان عرب را دعوت به جنبش اسلامي پايدار ميكند. غرب به آنها هر روز وعده ميداده است كه فرياد اسلام در ايران بزودي خاموش ميشود. مردم جهان، جوانان جهان اسلام و انقلابيون عرب ديدند كه بيش از سه دهه است مردم پرافتخار ايران زير پرچم اسلام روزگار ميگذرانند، به قدرتهاي جهان "نه" گفتهاند و روز به روز هم پر قدرتتر، با عزتتر و با عظمتتر و پيشرفتهتر شدهاند. امروز ملت مصر با يك تاخير 30 ساله دست به انقلابي تمام عيار زده است. فرزندان خالد اسلامبوليها جلودار نهضت اسلامي ملت مصر هستند. البته رسيدن به قله پيروزيهاي ايران هزينه دارد. ملت مصر امروز با شجاعت و تهور قبول كرده است اين هزينه را بپردازد.
مصر خاكريز اول سقوط دولتهاي فاسد و تبهكار عربي است كه سر در آخور آمريكا و رژيم صهيونيستي دارند. آمريكاييها در ارزيابي مشت اول ملت مصر به مبارك، پذيرفته است كه او بازي را باخته است. لذا از مدتها پيش البرادعي را در آب نمك خواباندهاند. آمريكا مصر پس از مبارك را مصري ميخواهد كه به تعهدات مبارك به غرب و رژيم صهيونيستي پايبند باشد. اين نتيجه يعني انقلاب ضرب در هيچ مساوي با هيچ!بيترديد مردم و رهبران واقعي مصر به اين مهم توجه دارند. نسلي از خالد اسلامبوليها ارتش را از قرار گرفتن در برابر مردم و خونريزي پرهيز داده است. آمريكا ارتش مصر را دست نخورده و سالم ميخواهد و لذا نيروهاي امنيتي را به مقابله با مردم فرستاده تا زمان بگيرد. آمريكا در مصر به دنبال به دست آوردن زمان و به تاخير انداختن سقوط مبارك است، تا بتواند با رهبران جنبش اسلامي مصر كنار بيايد. مردم مصر با حضور در ميادين مبارزه بايد به آمريكاييها ثابت كنند كه آتش يك انقلاب عميق و ژرف را با فوت دهان نميشود خاموش كرد.
با سقوط مبارك انشاءالله رژيمهاي استعماري در شاخ آفريقا و خاورميانه يكي پس ازديگري فرو ميريزند. آن روز خيلي دور نيست.
محمدکاظم انبارلویی/ رسالت
آواي خوش الله اكبر و صفوف منظم نمازهاي يوميه در ميدان هاي نبرد سياسي عليه مظاهر غرب در شاخ آفريقا و خاورميانه حاكي از چيست؟
آيا ما با يك انقلاب تمام عيار اسلامي و ديني در جهان اسلام و جهان عرب روبهرو هستيم يا يك موج اعتراض اجتماعي و اقتصادي كه به زودي فرو مي نشيند؟ آيا ما با يك سونامي سياسي در شاخ آفريقا روبهرو هستيم كه كاخ هاي ستم و استبداد را نشانه گرفته است؟
آنچه كه مسلم است متن مردم در صحنه هستند و همه لايههاي اجتماعي و سياسي دارند سهم خود را در تحولات اخير ايفا ميكنند.
واقعيت اين است كه آزادي و حقوق بشر به عنوان نمادهاي ارزش مدرنيته در جوامع اسلامي در بعد سياسي منجر به استبداد سياسي و در بعد اقتصادي توليد فساد و همين ارزشها در بعد فرهنگي توليد بيبندوباريهاي اخلاقي و فساد اخلاقي ميكند.
بوي تعفن اين فساد همه اقشار جامعه از فقير و غني را آزار ميدهد.
حتي پديداري طبقه متوسط جامعه با استانداردهاي مدرنيته نيز نتوانسته است تاج و تخت سلطه غرب در جوامع اسلامي را حفظ كند و اولين جماعتي كه بر اين تبهكاريهاي مدرن شوريده، همين جماعت است.
سرويسهاي موساد و سيا كه نبض تحولات خاورميانه را در دست دارند ظاهرا به اين واقعيتها رسيده و حوادث و درگيريهاي اين روزها را پيشبيني كرده بودند.
راه حل سرويسهاي امنيتي غرب براي فروكش كردن اين رويدادها، مديريت و سازماندهي آن و سوزنباني در حركت و رهبري جنبشهاي اجتماعي در كشورهاي ياد شده اين بود كه نگذارند مردم اين كشورها يك الگوي موفق را در پيش روي خود ببينند و از روي آن نسخه درمان دردهاي خود را بپيچند.
لذا همه قدرت نرم واستعداد فريب و نيرنگ غرب و در راس آن آمريكا و رژيم صهيونيستي و بويژه فرانسه و انگليس متوجه جمهوري اسلامي ايران شد. آنها براي دهمين دوره رياست جمهوري ايران خوابها ديده بودند كه متاسفانه در فعل سياسي يك جماعت رو سياه و تبهكار در قبل و بعد از انتخابات ظهور پيدا كرد. آنها فراتر از يك رقابت سياسي حيات نظام و انقلاب و فهم و بصيرت مردم را نشانه گرفته بودند. آنها ميخواستند بگويند انقلاب اسلامي در دهه چهارم به نقطه پايان رسيده است و زنگ بازگشت به غرب و ارزشهاي مدرنيته در ايران به صدا در آمده است. غرب ميخواست با استفاده از جماعتي كه غبار جهل، غفلت، عناد و لجاجت بر سرورويشان نشسته بود از جامعه امروز ايران يك جامعه پشيمان از مبارزه و شرمگين از كفر به مظاهر مدرنيته تصوير كند. لذا نتايج روشن و شفاف انتخابات را بهانه قرار داد تا آنها را در 13 آبان به چند خيابان تهران بفرستند و شعارهايي بدهند كه گويي ملت ما از مبارزه با آمريكا پشيمان و شرمنده است.
همان جماعت را در روز قدس به مصاف مردم ما آورد تا شعار ننگين "نه غزه نه لبنان، جانم فداي ايران" سر دهد. همين روسياهان در روز 16 آذر سال گذشته به ساحت مقدس امام خميني(ره) بنيانگذار جمهوري اسلامي - آن هم در مكان مقدسي چون دانشگاه - اهانت كردند و نقط پايان تبهكاريهاي آنها در روز عاشوراي سال گذشته بود كه شعار عليه اصل نظام و ولايت فقيه سر دادند.
مردم ايران كارهاي آنها را رصد كردند و پاسخ قاطع و روشن خود را در روز 9 دي به صورت خودجوش و در يك مقياس ميليوني در سراسر كشور دادند. مردم به اين پاسخ اكتفا نكردند و در روز 22 بهمن سال گذشته پاسخ قاطعتري به آمريكا دادند.
مردم سران فتنه را رسوا كردند و در راهپيمايي سراسري خود آنها را به نام، نام خانوادگي و شماره شناسنامه سياسي لعن و نفرين و جريان نفاق جديد را در زندان نفرت عمومي حبس كردند.
تصويري كه جهان بويژه جهان اسلام و جهان عرب از ايران در 9 دي و 22 بهمن سال گذشته دريافت كرد اين بود كه؛ يك انقلاب عميقتر و وسيعتر و پرجاذبهتر در ايران در حال جوشش و خودنمايي است كه تصاوير زيباي سالهاي 56 و 57 را باز توليد و باز تعريف ميكند.
اين تصوير دقيق و شفاف اين بود كه جوانان ايران و نسل سوم انقلاب ريزشهاي انقلاب را شناسايي كردهاند، از آنهايي كه غرب زير بغلشان را گرفته تا آسيبي به انقلاب برسانند متنفر هستند و اجازه خودنمايي به آنان نميدهند. جوانان برومند ايران نشان دادند، فريب خوردگان و وابستگان به دشمن را در هر لباسي ولو لباس انقلابيگري ميشناسند و با اكسير بصيرت و آگاهي از خونينترين و مقدسترين انقلاب معاصر بيهيچ ترديدي صيانت ميكنند.
امروز ايران اسلامي در نگاه جوانان جهان اسلام و جهان عرب به عنوان يك الگوي موفق و كارآمد كه مسير گفتمان پيشرفت، خدمت و عدالت را هوشمندانه طي ميكند، ياد ميكنند يك كشور با مردمي مقتدر و رهبري مومن، مدبر، شجاع وآگاه به زمان.
همين تصوير جهان اسلام و جهان عرب را دعوت به جنبش اسلامي پايدار ميكند. غرب به آنها هر روز وعده ميداده است كه فرياد اسلام در ايران بزودي خاموش ميشود. مردم جهان، جوانان جهان اسلام و انقلابيون عرب ديدند كه بيش از سه دهه است مردم پرافتخار ايران زير پرچم اسلام روزگار ميگذرانند، به قدرتهاي جهان "نه" گفتهاند و روز به روز هم پر قدرتتر، با عزتتر و با عظمتتر و پيشرفتهتر شدهاند. امروز ملت مصر با يك تاخير 30 ساله دست به انقلابي تمام عيار زده است. فرزندان خالد اسلامبوليها جلودار نهضت اسلامي ملت مصر هستند. البته رسيدن به قله پيروزيهاي ايران هزينه دارد. ملت مصر امروز با شجاعت و تهور قبول كرده است اين هزينه را بپردازد.
مصر خاكريز اول سقوط دولتهاي فاسد و تبهكار عربي است كه سر در آخور آمريكا و رژيم صهيونيستي دارند. آمريكاييها در ارزيابي مشت اول ملت مصر به مبارك، پذيرفته است كه او بازي را باخته است. لذا از مدتها پيش البرادعي را در آب نمك خواباندهاند. آمريكا مصر پس از مبارك را مصري ميخواهد كه به تعهدات مبارك به غرب و رژيم صهيونيستي پايبند باشد. اين نتيجه يعني انقلاب ضرب در هيچ مساوي با هيچ!بيترديد مردم و رهبران واقعي مصر به اين مهم توجه دارند. نسلي از خالد اسلامبوليها ارتش را از قرار گرفتن در برابر مردم و خونريزي پرهيز داده است. آمريكا ارتش مصر را دست نخورده و سالم ميخواهد و لذا نيروهاي امنيتي را به مقابله با مردم فرستاده تا زمان بگيرد. آمريكا در مصر به دنبال به دست آوردن زمان و به تاخير انداختن سقوط مبارك است، تا بتواند با رهبران جنبش اسلامي مصر كنار بيايد. مردم مصر با حضور در ميادين مبارزه بايد به آمريكاييها ثابت كنند كه آتش يك انقلاب عميق و ژرف را با فوت دهان نميشود خاموش كرد.
با سقوط مبارك انشاءالله رژيمهاي استعماري در شاخ آفريقا و خاورميانه يكي پس ازديگري فرو ميريزند. آن روز خيلي دور نيست.
محمدکاظم انبارلویی/ رسالت
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


