کد خبر: ۳۹۲۴۹
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

در این قلمرو کسوف نخواهد شد

هزار و چند صد سال و اندي از رحلت پيامبرعظيم الشأن اسلام در نيمروز دوشنبه اي-28صفر 11هجري- مي گذرد و در پهنه تمامي اين سال ها و سده ها متكاثران و زراندوزان و چپاولگران با لطايف الحيل و به انحاء مختلف نقشه ها كشيدند، فتنه ها تدارك ديدند، ترفندها و دسيسه هايي پي در پي به صحنه آوردند تا در برابر خورشيد پرفروغ «اسلام» كسوفي برمدار كارشكني ها و دشمني ها دراندازند، اما به شهادت تاريخ طي همه اين اعصار و دوره ها شعاع نوراني و تابنده اسلام عالمگير شده است.
اسلام نه در شبه جزيره عربستان يا جهان عرب و يا ايران بلكه در اقصي نقاط دنيا تا اروپا و آمريكا و آفريقا مرزها را يكي پس از ديگري درنورديده است.
 

آنچنانكه «نيويورك تايمز» طي گزارشي پيرامون گسترش و نفوذ روزافزون دين اسلام در بين لايه هاي مختلف جامعه آمريكا و اقشار مختلف مردماني كه حاكمانشان ادعا دارند بهترين و ايده آل ترين شرايط زندگي و معيشت را تامين نموده اند مي نويسد: «ساليانه بيش از 200 هزارنفر از آمريكايي ها به دين اسلام مي گروند.»
اين وضعيت به اعتراف مقامات و سياستمداران اروپايي در آنجا هم حاكم است و نگراني از حاكميت «ايدئولوژي اسلامي» پيوست دغدغه ها و مشغوليت هاي حاكمان اروپايي است. به عنوان نمونه و از آنجا كه مشت نمونه خروار است مي توان به اظهارات «گيرت ويلدرز» نماينده-وقت- پارلمان هلند و از فعالان سياسي مشهور اين كشور اشاره كرد كه عجز آلود با ابراز نگراني از گسترش روزافزون اسلام در غرب تصريح ميدارد؛ «اگر جلوي سونامي اسلامي را در هلند نگيريم مسلمانان به اكثريت تبديل خواهند شد.»
بسيار خوب، همين يكي، دو نمونه- كه اندكي از بسيارها است- به وضوح و آشكارا نشان مي دهد اولا؛ جريان سلطه و نظام استكباري در برابر امواج «اسلام» در ميان افكارعمومي و ملت ها و همه آزاديخواهان و عدالت طلبان به ستوه آمده است و قافيه را بدجوري باخته است ثانياً؛ چاره كار را در آن ببينند كه در نبرد و كارزار تمام عيار با اسلام و مسلمانان به هر طريق و شيوه اي متمسك شوند تا جلوي حركت دومينووار «ايدئولوژي اسلامي» را بگيرند.
 

اما همچنانكه دشمنان اسلام در زمان پيامبراعظم(ص) دچار خطاي تحليل شدند و نمي پنداشتند كه نبي مكرم اسلام با دستان خالي و بدون برخورداري از امكانات مادي و مالي و تبليغاتي تمدن بزرگ اسلامي را در مدينه الرسول(ص) بنيان گذارد؛ در روزگار معاصر نيز دشمنان حاكميت اسلام در صحنه اجتماع و سياست گمان نمي كردند مردي از تبار اسلام نبوي، ترجماني ناب از اسلام اصيل را در «انقلاب اسلامي» متبلور نمايد. آن هم در شرايطي كه مناسبات و فضاي حاكم بر محيط بين الملل به قطب غرب و مكتب ليبراليسم يا به قطب شرق و نظام هاي سوسياليستي و كمونيستي ميل كرده بودند. امروز پس از 23 سال درك اين گفته در گرو بازبيني صحنه است. دنيا دو جنگ اول و دوم جهاني را پشت سر گذاشته و ايالات متحده به سركردگي غرب و اتحاد جماهير شوروي به نمايندگي شرق، در جنگ سرد- جنگ جهاني سوم- زورآزمايي مي نمايند و هركدام براي اردوگاه خود يار و قشون شكار مي كند كه انقلاب اسلامي شعار و دكترين «نه شرقي، نه غربي»، را در عرصه مناسبات بين المللي وارد مي كند و «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي» را فرياد مي كشد.
 

بنابراين مقارن با فضايي كه «اسلام» پس از قرن ها كارشكني ها و عداوت ها و كينه توزي ها يكبار ديگر در قالب «انقلاب اسلامي» به صحنه اجتماع و سياست بازمي گردد طبيعي است كه دشمنان و قدرت هاي زياده طلب و چپاولگري كه «ايدئولوژي اسلامي» را سد محكمي براي جاه طلبي ها و افزون خواهي هاي خود مي دانند با دست يازيدن به حربه ها و ترفندهاي نويني تقلا نمايند تا عنصر «اسلاميت» را در اذهان و باورها ترور كنند. تاكتيك حربه جديد تكويني و پله كاني است. بدين صورت كه؛ 1- اسلام تنها به آموزه هاي عبادي و فردي منتهي شود و از مسائل سياسي و اجتماعي دور بماند. 2- هرچند آموزه هاي اجتماعي و سياسي اسلام بايد عينيت نيابد و جامه عمل برتن نكند همان آموزه هاي فردي و عقيدتي نيز بايد رنگ و بوي خرافه و شايعه بگيرد و با پاره اي اوهام و استنباط هاي مغلوط غيرعقلاني از آن ترويج شود. 3- معرفي اين آيين ساختگي و غيرعقلاني به نام اسلام، اتهاماتي نظير خشونت، تروريسم، نقض حقوق بشر را در پي داشته باشد و شرايط را براي پروژه «اسلام هراسي» مهيا و آماده كند و 4- اينكه «اسلام هراسي» به «اسلام ستيزي» تبديل شود و به حاشيه رفتن و انزواي اسلام را در پي داشته باشد.
از همين رهگذر است كه «ويليام كوهن» وزير جنگ پيشين ايالات متحده از «جنگ چهارم جهاني» ميان آمريكا و اذنابش با «اسلام» سخن مي گويد.
 

نكته اي كه نبايد مغفول بماند اين است كه هنگامي تاكتيك هاي دشمنان اسلام به ثمر مي نشيند و آنها موفق مي شوند از «اسلام ستيزي» طرفي بربندند كه سيمايي تحريف شده و هويتي تخريب گشته از اسلام اصيل و ناب به افكار عمومي پمپاژ كنند تا در ادامه آنچه را كه به زعم خودشان طرح ريزي نموده اند، عملياتي و اجرايي نمايند. بديهي است به جنگ آمدن با اسلام ناب و اسلامي كه- به تعبير رهبر معظم انقلاب-؛ «پاسدار حرمت و حقوق انسان ها است، تضمين كننده اخلاق و فضيلت است، منادي آرامش و امنيت است» سخت مي نمايد و پيشاپيش شكست سهمگيني را براي حريف در پي خواهد داشت.
از همين روي؛ اگر امروز قدرت هاي غربي، جمهوري اسلامي را به عنوان طليعه دار و پرچمدار نهضت بيداري اسلامي به نقض حقوق بشر، تلاش براي تسليحات اتمي و كمك به تروريست ها متهم مي كنند و همواره ناكام مانده اند معطوف به اين علت است كه نتوانسته اند حقيقت جمهوري اسلامي را دستخوش تحريف و تخريب كنند.
اين سؤال كليدي و بنيادي در طول تاريخ از صدر اسلام و پس از آن هنگامي كه انقلاب اسلامي به منصه ظهور پيوست ذهن دشمنان و معاندان را مشغول كرده است كه چرا هرچه در ترور و حذف «اسلام» كوشيده اند نه تنها ميسر نشده است بلكه دنياي كنوني گواهي مي دهد كه نتيجه معكوس داده و گرايش وسيع و پرشتاب به شريعت اسلام اوج گرفته است.
 

اين ر وزها با انتفاضه مردمي تونس كه برخاسته از انقلاب اسلامي است و گريختن ديكتاتور آمريكايي آن كشور را در پي داشته است، اين سونامي به مصر، يمن، اردن و عربستان نيز رسيده است و آشكارا بر اين نكته دلالت دارد كه آحاد مردم منطقه و مسلمانان به «حاكميت قانون اسلام» باور و اعتقاد راسخ دارند.
جالب است كه فرانسيس فوكوياما استراتژيست برجسته آمريكايي كه زماني نظريه «پايان تاريخ» را ارايه كرده بود و البته با شروع دومينوي ويرانگر اقتصادي در اروپا و آمريكا در مصاحبه با نيوزويك نظريه اش را پس گرفت؛ اواسط سال پيش در مطلبي كه وال استريت ژورنال منتشر كرد با اشاره به نظريه «نوا فلدمن» استاد حقوق و تاريخ به اين حقيقت اعتراف مي كند كه؛ «امروزه گرايش وسيع به احكام شريعت در بسياري از كشورهاي خاورميانه بيانگر تمايل مردم به نوعي قانونمداري در مقابل استبداد مطلقه اي است كه در قالب پادشاهي و يا رياست جمهوري هاي مادام العمر در كشورهاي عربي حاكم است»
 

بنابراين امروز علي رغم تمامي تلاش ها براي تحريف چهره واقعي اسلام و بهره گيري از پروپاگانداي رسانه اي اردوگاه الحاد و كفر در ضربه زدن به جمهوري اسلامي، افكار عمومي و ملت ها و انسان هاي آزاديخواه از عمق جان پي برده اند كه: «اسلام دين زندگي است اما زندگي تهي از شرف و آزادگي و عزت را مرگ مي شمارد، دين عقلانيت است اما با نفسانيتي كه خود را عقلانيت مي نماياند و دستمايه همان كساني است كه پيامبران خدا را مجنون مي خواندند، مبارزه مي كند. دين اتحاد و برادري و صلح جهاني است اما اتحاد ظالم با مظلوم و فشردن دست جلاد بر سر جنازه شهيدان عدالت را خيانت مي داند. دين واقع بيني و حسابگري است اما توجيه ستم هاي جهاني به نام واقع بيني را گناه مي داند. دين احكام جاودانه است اما جمود و قشري گري را نمي پذيرد. دين اجتهاد و نوانديشي است اما بدعتگذاري و التقاط را رد مي كند. دين گذشت و اغماض است اما ظلم پذيري و ذلت را مجاز نمي داند. دين تمدن و علم و آباداني است اما علمي را كه وسيله بردگي و كشتار ملت ها و تمدني را كه دستاويز تحقير انسان ها باشد جهل و وحشيگري مي داند. دين جهاد است اما جنگ بي منطق و قدرت طلبانه را جهاد نمي نامد. دين عزت و قدرت و حاكميت است اما اين را دستمايه توجيه وسايل ناشرافتمندانه نمي سازد.» (پيام رهبر بصير انقلاب به كنگره حج-1/2/18)
 

اينچنين است كه اين اسلام قدرت نرم و خارق العاده اي دارد كه دشمنان در مهار آن دچار استيصال و سردرگمي شده اند و آنچه اين استيصال را مضاعف كرده است بروز و ظهور جمهوري اسلامي در روزگار كنوني و نقش غيرقابل انكار آن در معادلات و تصميم گيري هاي منطقه اي و فرامنطقه اي است. اينجاست كه در قضايا و تحولات اخير نگراني غرب از تبديل انقلاب تونس و مصر به انقلاب اسلامي ديگري موج مي زند.

حسام الدين برومند/ کیهان

  
 

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین