کد خبر: ۳۸۴۹۱
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

اين تيتر، ارزش خبري ندارد!

محمد پورغلامي

بولتن نيوز: روزگاري «علي‌‌محمد مؤدب» عزيز وقتي خبر مرگ «هاجر نويدي» دختري روستايي از اهالي روستاي قلعه‌رئيسي (از توابع استان كهكيلويه) را شنيد كه بر اثر بيماري ساده‌ي «سرماخوردگي» و تنها به دليل ناتواني مالي براي تهيه‌ي دارو جان داد، چنين سرود:

 

ما کار خودمان را کردیم

ما دو صفحه روزنامه، از مرگ عجیب تو نوشتیم

و سخنگوی اصلاحات، به خبرنگارمان خندید

ما خبر مرگت را در روزنامه تیتر یک کردیم

«مرگ در اثر سرماخوردگی»

 

اما باید آدم‌فضایی‌ها

با اسلحه‌های عجیب تو را هدف می‌گرفتند

تا ما هم

از دوربین تفنگ‌ آن‌ها

تو را در تلویزیون‌ها و پایگاه‌های اینترنتی می‌دیدیم

باید صاعقه‌ای از آسمان می‌آمد

و در آتشی سبز می‌سوختی

تا به چشم بیایی

یا دست کم باید زیباتر می‌بودی

و در حین بازگشت از کلاس موسیقی

با گلوله‌ای مشکوک کشته می‌شدی

 

خواهرم هاجر نویدی

روستازاده جوان‌مرگ به تیر 1381

خواهرانم، برادرانم

درگذشتگان به تاریخ این خاک سرخ

باید مثل خواهرم ندا به خرداد 1388 می‌مردید

تا به چشم می‌آمدید!

شاید به احترامتان یک دقیقه سکوت می‌کردند!

 

و اين روزگاري، روزگار امروز سايت‌ها و رسانه‌هاي خبري ما نيز هست. ديروز يكي ديگر از مادران شهدا جان داد. «قر‌ةالعین ناوان». در بهشت‌زهرا. و بر سر مزار دو شهيدش. هنگام اذان ظهر. و در حال غبار روبي قبر فرزندانش. اما اين تيتر ارزش خبري نداشت. به خاطر همين حتي بسياري از سايت‌هاي خبري مثلا اصول‌گرا هم به آن نپرداختند. ولو به اندازه‌ي درج خبر در ستون سمت راست يا چپ خود. حتي رسانه‌ي به ظاهر ملي هم به خودش زحمت نداد اين خبر را در يكي از بخش‌هاي خبري خود بگويد. آخر اين خبر نه جنجالي است، نه مخاطب دارد و نه مسأله‌ي روز است. سايت‌ها بايد به مسائل مهم‌تري بپردازند. مثل مشايي و رحيمي و توكلي و نادران و امثالهم. رسانه‌ي ملي هم كارهاي مهمي دارد. ناسلامتي تا ساعاتي ديگر، تيم ملي با كره‌ي جنوبي بازي دارد و رسانه‌ي ملي وظيفه دارد براي افزايش روحيه‌ي بازيكنان تيم ملي، كركري‌هاي افشين‌خان قطبي براي مربي كره را پخش كند.


اي كاش سايت‌هاي ما هم به اندازه‌ي سايت‌هاي ضد انقلاب، كار خبري بلد بودند. فقط كافي است نگاهي به اين سايت‌ها بياندازيد. براي يك روز غذا نخوردن دروغين تاج‌زاده و يا اعتصاب غذاي خشك نوري‌زاد، چه هياهويي كه راه نمي‌اندازند. فقط كافي است يك روز مجيد توكلي شكم‌درد بگيرد، فردا همه‌ي اين سايت‌ها تيتر يك مي‌زنند «مجيد توكلي، دانشجوي آزاديخواه ايراني، در اثر شكنجه‌هاي زياد، دچار خونريزي معده شد». راه به راه با خانواده‌ي زندانيان سياسي مصاحبه مي‌كنند و جملات و عكس‌هايي از آن‌ها منتشر مي‌كنند كه احساسات و عواطف را بر مي‌انگيزد و اصلا مخاطب فراموش مي‌كند كه تا چند ماه پيش همين افراد بودند كه مي‌خواستند اين نظام را ساقط كنند.


آري، وقتي آرمان‌هاي انقلاب اسلامي را خلاصه ‌كنيم به دعوا بر سر لحاف ملا، بايد هم از درگيري توكلي و نادران با رحيمي، يا مكتب ايراني مشايي، يا اصول‌گرا و اصلاح‌طلب بودن علي مطهري و... بنويسيم و جان دادن اين مادر شهيد را فراموش كنيم. بايد هم فراموش كنيم كه روزي روزگاري پدران و مادراني هم در اين ملك بودند كه تمام هستي خود، يعني فرزندان‌شان را براي دفاع از انقلاب و اسلام به ميدان فرستادند. و حال در كنار عدم توجه مسئولين، تك به تك در حال پر كشيدن از اين ديارند.


كاش سايت‌ها و رسانه‌ها به اندازه‌ي مشايي و رحيمي و توكلي و نادران و ايضا قطبي و تيم ملي و الخ هم كه شده براي اين اتفاقات جايي باز مي‌كردند. مشكل همه‌ي اين حضرات فوق‌الذكر و البته همه‌ي ما در اين است كه گاهي فراموش مي‌كنيم كه براي چه انقلاب كرديم، و چه كساني و با چه آرمان‌هايي انقلاب را تا بدين‌جا رسانيده‌اند.


آقاي توكلي! جناب نادران! رحيمي را رها كنيد. عدالت‌خواهي فقط مبارزه‌ي با رحيمي نيست برادر! رحيمي دكتر باشد يا نه، خيلي توفيري ندارد. عدالت‌خواهي يعني همه را ديدن. و براي هر كس و هر چيز به اندازه‌ي خود، جا باز كردن. سهم اين مادر شهيد در تز عدالت‌خواهي شما كجا است؟

آقاي مشايي! موضوع جعفر پناهي مهم‌تر است يا موضوع اين مادر شهيد و خانواده‌هاي شهدا؟ كدام يك به گردن شما بيشتر حق دارند؟ اصلا مكتب ايراني را ول كن برادر، بچسب «مكتب شهدا» را!

آقاي مطهري! به جاي جمع كردن امضاء براي استيضاح احمدي‌ن‍ژاد، به دنبال استيضاح خود و ديگر نمايندگان مجلس باش. ناسلامتي شما نمايندگان اين مردم‌ايد! با رأي همين‌ها به كرسي سبز مجلس تكيه زده‌ايد. اصلا فردا در صحن علني مجلس رأي‌گيري كنيد كه چند نفر از نمايندگان خبر جان دادن اين مادر شهيد را شنيده‌اند؟


ديروز يكي ديگر از مادران شهدا جان داد. «قر‌ةالعین ناوان». در بهشت‌زهرا. و بر سر مزار دو شهيدش. هنگام اذان ظهر. و در حال غبار روبي قبر فرزندانش. او مادر شهيدان «مجید و محسن صادقی» بود. و من از آن مي‌ترسم كه اين مادر شهيد در آن دنيا شكايت بي‌وفايي اين قوم را به فرزندان شهيدش بكند. و خدا نياورد روزي را كه شهدا از اين قوم روي برگردانند.

 


شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۹:۲۷ - ۱۳۸۹/۱۱/۰۲
0
0
از مطلب بجا و تاثر انگیزتون متشکرم
وقتی حضرت آقا میفرمایند مطالب فرعی و اصلی نظام و باز بعضی خواص در چاه بی بصیرتی و لجبازی گیر میکنند همین میشود
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین