حزباللهي يعني اين!
بزرگترين مشكلاتي كه انسانها در طول زندگي خود با آن مواجهاند دو چيز است: «ترس» و «اضطراب». ترس از موضوعات و حوادثي كه به وقوع پيوسته، و اضطراب از وقايعي كه قرار است در آينده اتفاق بيفتد. انسانها همواه در برزح ترس و اضطراب گرفتارند. و همين امر باعث ميشود كه بسياري از انسانها نتوانند در مواقع لزوم تصميمات درست را اتخاذ كنند. خداوند نيز در قرآن كريم به اين موضوع اشاره كرده و چنين صفتي را براي برخي انسانها استثناء ميداند. در سورهي يونس آيات 62 و 63 ميخوانيم:
«أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿۶۲﴾ الَّذِينَ آمَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُونَ (63)»
«اهل تقوا» يا همان اولياءلله كساني هستند كه نه خوفي (ترس) دارند و نه حزني (اضطرابي). خوف و حزن دو سلاح شيطان در مصاف با انسان در زمان حوادث و بحرانها است. و «اهل تقوا» كه تنها و تنها دل به خدا بستهاند را چه ترس و اضطراب از گذشته حال و آينده! به همين دليل است كه در آيهاي ديگر خداوند ميفرمايد: « الا ان حزبالله هم الغالبون». جريان حزبالله هميشهي تاريخ پيروز و غالب بوده و خواهد بود اگر و تنها اگر دل در گرو الطاف و امداد خداوند داشته و از هيچ قدرت و نيرويي ترس و اضطراب نداشته باشد.
مذاكرات ژنو 3 بيش از هر چيز نماينگر پيروزي جريان حزبالله بود. و به همين علت منجر به پيروزي بلاشك جمهوري اسلامي شد. سعيد جليلي بيش و پيش از اينكه يك ديپلمات و يا مسئول شوراي عالي امنيت ملي ايران باشد يك بچه حزباللهي است. از آن دست بچه حزباللهيهايي كه اگر سيدمرتضي آويني زنده بود كلي به آن افتخار ميكرد و حتما متني در تجليل از او مينوشت.

سعيد جليلي هنگام جنگ
سعيد جليلي از آن بچه حزباللهيهايي است كه خيلي خوب قدرت مادي و معنوي انقلاب اسلامي و عمق استيلاي استراتژيك آن را بر افكار و اذهان جهانيان درك كرده است. آن قدر كه مسئول سياست خارجهي اتحاديهي اروپا را پشت در نگه ميدارد تا كاترين اشتون بفهمد كه دنيا دست كيست. يا اينكه آخر از همه وارد سالن مذاكرات بشود تا همهي كشورها به احترام جمهوري اسلامي قيام كنند. و يا اينكه حاضر به گفتگوي دو جانبه با مثلا ابرقدرتي به نام انگليس و آمريكا نشود.

جليلي بيش از آنكه يك مسئول عاليرتبهي دولتي باشد يك سرباز ولايت است. سربازهايي از جنس همت و باكري و خرازي و كاظمي و همه و همهي آنهايي كه با خون خود نگذاشتند حرف امام روي زمين بماند. و همينها است كه باعث پيروزي ديپلماتيك جمهوري اسلامي در ژنو 3 شد.

بر خلاف او، تكنوكراتهاي محافظهكار - كه دست بر قضا در اين مورد بين اصولگرا و اصلاحطلبشان هيچ فرقي وجود ندارد- نه تنها اعتقاد به چنين كارهايي ندارند بلكه حتي اين دست كارها را خلاف عرف ديپلماتيك ميدانند. حتما شما هم در اين روزها از زبان چنين افرادي شنيدهايد كه اين چه كاري بود كه جليلي كرد و اينقدر صريح و راديكال در مذاكرات صحبت كرد و گويا هيچ چيزي از قواعد و اصول دپلماتيك و ميز مذاكره نميداند و اصلا مگر ميشود با قدرتهاي بزرگ جهان آن هم آمريكا و انگليس در افتاد! تكنوكراتهاي محافظهكار همهي خصوصيات يك ديپلمات را آنطور كه در دانشكدههاي سياست ياد دادهاند دارند. اما وقتي نگاهي به كارنامهي ديپلماتيك آنان در همين موضوع پروندهي انرژي هستهاي ايران مياندازيم جز شكست و باجدهي به حريف، چيز ديگري نميبينيم. تا جايي كه حاضر شدند تمامي تأسيسات هستهاي ايران را به خاطر رضايت چند كشور غربي پلمپ كنند و عزت ايران را به ثمن بخس بفروشند.
سعيد جليلي نمايندهي جريان حزبالله در حوزهي رفتار ديپلماتيك جمهوري اسلامي است. كاري كه جليلي در ژنو3 كرد نه آنطور كه رسانهها گفتند و نوشتند «محاكمهي 1+5» بود بلكه تحقير غرب بود. جليلي در ژنو، غرب را به تمام معنا تحقير كرد. و به نظر ميرسد بر خلاف نظر «حسين شريعتمداري» عزيز كه چند روز پيش نوشتند با اين اوضاع بايد عطاي ژنو را به لقاي آن بخشيده و خرماي ختم آن را بخوريم، من باب تحقير غرب هم كه شده، وجود چنين مذاكراتي خالي از لطف نيست.
محمد پورغلامي
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


