گفتگو براي روشنگري
محمد كاظم انبارلويي
ديروز سعيد جليلي دور تازهاي از گفتگوها را در ژنو با 1+5 آغاز كرد. وي در
تير ماه سال جاري طي نامهاي به اشتون رئيس سياست خارجي اتحاديه اروپا
ادامه گفتگوها را منوط به پاسخ صادقانه به سه سئوال زير كرد.
1- هدف از گفتگوها براي تعامل و همكاري است يا ادامه دشمني و تقابل با حقوق ملت ايران؟
2- آيا به منطق گفتگو كه لازمه آن اجتناب از هر گونه تهديد يا فشار است التزام خواهيد داشت؟
3- براي روشن شدن مباني مشترك گفتگو، نظر صريح و روشن شما درباره سلاحهاي هستهاي رژيم صهيونيستي چيست؟
ايران يك روز قبل از گفتگوها با اعلام خبر توليد انبوه كيك زرد هستهاي، اين پيام را به 1+5 داد كه در رسيدن به حقوق ملت ايران ذرهاي غفلت ندارد. 8 روز قبل از گفتگوها ترور دو دانشمند هستهاي توسط جوخههاي مرگ 1+5 اين پيام به ايران رسيد كه هدف گفتگوها تعامل و همكاري نيست بلكه تداوم دشمني و تقابل با حقوق ملت ايران است.
بنابراين غرب به سئوال اول با ادامه خصومت و پرهيز از تعامل و همكاري پاسخ روشن داد.
غرب در پاسخ به سئوال دوم جمهوري اسلامي ايران در خصوص منطق گفتگو از مدتها پيش با صدور قطعنامههاي شوراي امنيت پاسخ روشن داشت. اما در آستانه گفتگوهاي تازه يك پاسخ جديد هم داشت و آن اين بود كه به "تهديد" و "تحريم" مقوله "ترور" را هم اضافه كرد. لذا عدم التزام خود به منطق گفتگو را هم اعلام كرد.
اما در خصوص سئوال سوم كه اعلام نظر صريح و روشن در خصوص سلاحهاي هستهاي رژيم صهيونيستي است، ما با يك منطق دوگانه روبهرو هستيم و آن اينكه سلاح هستهاي براي 1+5 به علاوه رژيم صهيونيستي آري، براي ديگر كشورها بويژه ايران هرگز. آنها به اين پاسخ يك تبصره هم اضافه كردهاند و آن تبصره اين است نه تنها سلاح هستهاي براي ايران هرگز، بلكه فناوري صلحآميز هستهاي هم هرگز! لذا گفتگوها فاقد مباني مشترك است.
با اين همه اختلاف در علايق دو طرف، اين سئوال مطرح است كه چرا غرب اين قدر اصرار و اشتياق براي گفتگو دارد و به همان ميزان جمهوري اسلامي پرهيز از گفتگو ندارد. غرب گفتگو براي گفتگو را جهت گرفتن امتيازات بيشتر در دستور كار خود دارد اين استراتژي در دولت اصلاحات مقداري جواب داد. اما با آمدن دكتر محمود احمدينژاد در دولت نهم ودر پاسخ به شعار مردم "انرژي هستهاي حق مسلم ماست" به اين سياست پايان داده شد و از موضع عزت و با تكيه به دستاورد دانشمندان هستهاي ايران زمين، بدون دعوت قبلي، جمهوري اسلامي وارد باشگاه هستهاي جهان شد. از آن زمان تاكنون گامهاي بزرگي برداشته شده است و نيازهاي علمي و عملي ما در زمينه فناوري هستهاي به همت مسئولان يكي پس از ديگري بر طرف شده است. آژانس به صلح آميز بودن روند فناوري هستهاي ايران شهادت داده است و جهان به مظلوميت ملت ما و ستم و زياده خواهي قدرتهاي جهان پي برده است. به همين دليل جنبش غير متعهدها و كنفرانس اسلامي منطق برخورد غرب با ايران را نپذيرفتند و بارها از حق هستهاي ايران دفاع كردند.
لذا اجماع جهاني عليه ايران شكسته شد. اكنون جهان به شوراي امنيت و 1+5 به عنوان يك باند تبهكار هستهاي نگاه ميكند كه نه تنها ميخواهد مانع حقوق هستهاي ملت ايران شود بلكه ميخواهد همه ملتها را از اين حق محروم كند. اما سئوال دوم؛ چرا جمهوري اسلامي ايران از گفتگو پرهيز ندارد؟ جمهوري اسلامي ايران به دو دليل با ادامه گفتگوها مخالف نيست. دليل اول اينكه جمهوري اسلامي خود را محق ميداند و به دنبال تبليغ و ترويج منطق حقانيت خود است. هيچ كس در جهان نميتواند بپذيرد كه يك ملت از دستاوردهاي علمي خود در فناوري هستهاي بهرهمند نباشد و فقط چند كشور محدود از اين نعمت برخوردار باشند لذا غرب هم مجبور شده ولو به ظاهر اين حق را به رسميت بشناسد. دليل دوم اينكه جمهوري اسلامي واقعا به دنبال ساخت بمب اتم نيست. لذا موضوع گفتگوها از قبل منتفي است. دليل سوم اينكه ايران به دنبال خلع سلاح هستهاي 1+5 و بويژه خلع سلاح هستهاي رژيم صهيونيستي به عنوان بزرگترين تهديد در منطقه خاورميانه است. اگر روند گفتگوها در مسير منطقي ايران پيش برود به چنين نقطه روشني خواهيم رسيد.
چهارمين دليل براي رضايت دادن به ادامه گفتگوها اين است كه جمهوري اسلامي ميخواهد نشان دهد غرب در آنچه مدعي است صادق نيست به همين دليل به تهديد و تحريم و ترور روي آورده است. ايران با پذيرش هزينههاي گفتگو در حقيقت به "درآمد" آن كه اصل روشنگري است ميانديشد. محاسبات ايران در اين "هزينه - فايده" درست است. ديروز دكتر جليلي اولين دور مذاكرات با 1+5 را با اشاره به ترور دانشمندان هسته اي ايران به صحنه محاكمه غرب تبديل كرد.اين اولين درآمد گفتگو هاي ديروز بود.
1- هدف از گفتگوها براي تعامل و همكاري است يا ادامه دشمني و تقابل با حقوق ملت ايران؟
2- آيا به منطق گفتگو كه لازمه آن اجتناب از هر گونه تهديد يا فشار است التزام خواهيد داشت؟
3- براي روشن شدن مباني مشترك گفتگو، نظر صريح و روشن شما درباره سلاحهاي هستهاي رژيم صهيونيستي چيست؟
ايران يك روز قبل از گفتگوها با اعلام خبر توليد انبوه كيك زرد هستهاي، اين پيام را به 1+5 داد كه در رسيدن به حقوق ملت ايران ذرهاي غفلت ندارد. 8 روز قبل از گفتگوها ترور دو دانشمند هستهاي توسط جوخههاي مرگ 1+5 اين پيام به ايران رسيد كه هدف گفتگوها تعامل و همكاري نيست بلكه تداوم دشمني و تقابل با حقوق ملت ايران است.
بنابراين غرب به سئوال اول با ادامه خصومت و پرهيز از تعامل و همكاري پاسخ روشن داد.
غرب در پاسخ به سئوال دوم جمهوري اسلامي ايران در خصوص منطق گفتگو از مدتها پيش با صدور قطعنامههاي شوراي امنيت پاسخ روشن داشت. اما در آستانه گفتگوهاي تازه يك پاسخ جديد هم داشت و آن اين بود كه به "تهديد" و "تحريم" مقوله "ترور" را هم اضافه كرد. لذا عدم التزام خود به منطق گفتگو را هم اعلام كرد.
اما در خصوص سئوال سوم كه اعلام نظر صريح و روشن در خصوص سلاحهاي هستهاي رژيم صهيونيستي است، ما با يك منطق دوگانه روبهرو هستيم و آن اينكه سلاح هستهاي براي 1+5 به علاوه رژيم صهيونيستي آري، براي ديگر كشورها بويژه ايران هرگز. آنها به اين پاسخ يك تبصره هم اضافه كردهاند و آن تبصره اين است نه تنها سلاح هستهاي براي ايران هرگز، بلكه فناوري صلحآميز هستهاي هم هرگز! لذا گفتگوها فاقد مباني مشترك است.
با اين همه اختلاف در علايق دو طرف، اين سئوال مطرح است كه چرا غرب اين قدر اصرار و اشتياق براي گفتگو دارد و به همان ميزان جمهوري اسلامي پرهيز از گفتگو ندارد. غرب گفتگو براي گفتگو را جهت گرفتن امتيازات بيشتر در دستور كار خود دارد اين استراتژي در دولت اصلاحات مقداري جواب داد. اما با آمدن دكتر محمود احمدينژاد در دولت نهم ودر پاسخ به شعار مردم "انرژي هستهاي حق مسلم ماست" به اين سياست پايان داده شد و از موضع عزت و با تكيه به دستاورد دانشمندان هستهاي ايران زمين، بدون دعوت قبلي، جمهوري اسلامي وارد باشگاه هستهاي جهان شد. از آن زمان تاكنون گامهاي بزرگي برداشته شده است و نيازهاي علمي و عملي ما در زمينه فناوري هستهاي به همت مسئولان يكي پس از ديگري بر طرف شده است. آژانس به صلح آميز بودن روند فناوري هستهاي ايران شهادت داده است و جهان به مظلوميت ملت ما و ستم و زياده خواهي قدرتهاي جهان پي برده است. به همين دليل جنبش غير متعهدها و كنفرانس اسلامي منطق برخورد غرب با ايران را نپذيرفتند و بارها از حق هستهاي ايران دفاع كردند.
لذا اجماع جهاني عليه ايران شكسته شد. اكنون جهان به شوراي امنيت و 1+5 به عنوان يك باند تبهكار هستهاي نگاه ميكند كه نه تنها ميخواهد مانع حقوق هستهاي ملت ايران شود بلكه ميخواهد همه ملتها را از اين حق محروم كند. اما سئوال دوم؛ چرا جمهوري اسلامي ايران از گفتگو پرهيز ندارد؟ جمهوري اسلامي ايران به دو دليل با ادامه گفتگوها مخالف نيست. دليل اول اينكه جمهوري اسلامي خود را محق ميداند و به دنبال تبليغ و ترويج منطق حقانيت خود است. هيچ كس در جهان نميتواند بپذيرد كه يك ملت از دستاوردهاي علمي خود در فناوري هستهاي بهرهمند نباشد و فقط چند كشور محدود از اين نعمت برخوردار باشند لذا غرب هم مجبور شده ولو به ظاهر اين حق را به رسميت بشناسد. دليل دوم اينكه جمهوري اسلامي واقعا به دنبال ساخت بمب اتم نيست. لذا موضوع گفتگوها از قبل منتفي است. دليل سوم اينكه ايران به دنبال خلع سلاح هستهاي 1+5 و بويژه خلع سلاح هستهاي رژيم صهيونيستي به عنوان بزرگترين تهديد در منطقه خاورميانه است. اگر روند گفتگوها در مسير منطقي ايران پيش برود به چنين نقطه روشني خواهيم رسيد.
چهارمين دليل براي رضايت دادن به ادامه گفتگوها اين است كه جمهوري اسلامي ميخواهد نشان دهد غرب در آنچه مدعي است صادق نيست به همين دليل به تهديد و تحريم و ترور روي آورده است. ايران با پذيرش هزينههاي گفتگو در حقيقت به "درآمد" آن كه اصل روشنگري است ميانديشد. محاسبات ايران در اين "هزينه - فايده" درست است. ديروز دكتر جليلي اولين دور مذاكرات با 1+5 را با اشاره به ترور دانشمندان هسته اي ايران به صحنه محاكمه غرب تبديل كرد.اين اولين درآمد گفتگو هاي ديروز بود.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


