نامه یا اعترافنامه؟
اعترافات جالب مهدی هاشمی در نامه اش به دادستان کل
آیا این مصداق شانتاژ علیه دستگاه قضائی نیست؟ این که دیگر برای افکار عمومی اظهر من الشمس است که هر متهمی خود را بیگناه می داند و انتظار دارد دادگاه او را تبرئه کند! اما اینکه مشروعیت دستگاه قضائی را هم زیر سؤال ببری دیگر نوبر است، آن هم نوبرانه پاییز 89!
آخرین تحول در پرونده مهدی هاشمی، به نامهی وی به سخنگوی قوه قضائیه مربوط است. در این نامه، 9 موضوع مطرح شده است و از نوع نگارش سردستی و محاوره¬ای آن به نظر می رسد که پیغامی شفاهی بوده که بعداً به دلایلی و از جمله امکان انتشار در رسانه هایی مانند شرق، آفتاب، کلمه، گویانیوز، دویچه وله، بیبیسی و... نوشته شده است و البته انشایی بسیار ضعیف دارد و ادبیات ضعیف تر.
به گزارش خبرنگار رجانیوز ، این مطلب پاسخ به آن نامه نیست بلکه یادآوری چند نکته است در رابطه با ادعاهایی که در آن شده است:
1. مهدی هاشمی مدعی است که مسئولیت نظارت بر دانشگاه های آزاد خارج از کشور را دارد که ظاهراً منظور وی شعبات دانشگاه آزاد در خارج کشور است یا شاید روابط دانشگاه مذکور با خارج کشور و یا چیزی شبیه این. با این حال، عجیب است که در اولین بند نامه، عنوان سمت او در دانشگاه آزاد مبهم و ناقص نوشته شده است. اما اینکه او در همین اولین بند می گوید که در حال نوشتن پایان نامه دکترا برای دانشگاه آکسفورد است، هم قابل تأمل است زیرا لابد در رشته ای است که دکترایش در داخل کشور نیست یا دانشگاه آکسفورد (که اگر اشتباه نکنم مهاجرانی هم تحت پوشش آن است) به گونه ای دکترا می دهد که از دانشگاه های داخل کشور آسان تر است.
اما اینکه در رابطه با اتهامات وارده و لزوم حضور در دادگاه از این موضوع ذکری به میان آورده برای این است که توجیهی آبرومند برای خروج نابهنگامش از کشور در سال گذشته مطرح کرده باشد و در آینده معنون به دکتر شود؛ غافل از اینکه پنبه این دکتراها را مدتهاست زده اند و دیگر کسی با این عناوین رنگ نمی شود. نکته دیگر آنکه هیچ یک از اینها، نه سمت در دانشگاه آزاد و نه دکترا گرفتن، دلیلی برای حضور نیافتن در دادگاه و محاکمه نیست که وی بخواهد بر سر قوه قضائیه منت بگذارد که با وجود مشغله زیادش حاضر است در دادگاه حضور یابد، آن هم با شرط و شروط. متهم، موظف به حضور در دادگاه و طی مراحی قانونی و تحمل مجازات در صورت محکومیت است. این روند برای همه یکسان است و مهدی هاشمی تافته جدابافته ای نیست.
2. چرا مهدی هاشمی با نیروهای امنیتی مشکل دارد؟ آیا این نیروها دلبخواه با این و آن درگیر می شوند و به نظارت و بررسی روابط و رفتارشان می پردازند؟ آیا مملکت چنین بی در و پیکر است که دستگاه امنیتی و اطلاعاتی آن تمام وظیفه اصلی خود را که کشف تحرکات و نفوذهای خطرناک دشمنان در سیستم حکومتی و حفظ کشور از رخنه های اطلاعاتی سایر کشورهاست، رها کرده و همین طوری به یک نفر به اصطلاح گیر بدهد؟ عقل سلیم چنین چیزی را نمی پذیرد و همین خواسته مهدی هاشمی نشان می دهد که لابد "چیزی" در میان است که این همه "چیزها" دربارهاش در میان مردم گفته می شود. چرا باید چشم و گوش دستگاه اطلاعاتی نظام بر این شخص بسته شود؟
3. «خودتان میدانید که احضاریه مورد اشاره شما همانگونه که وکیل اینجانب اعلان کرده؛ قانونی صادر نشده، گویا فقط برای اعلان و انجام وظیفه بوده. زیرا در آن اسم متهم و اسم پدر غلط نوشته شده.» این ادعا هم بیشتر یک هزل است تا استدلال. اگر این چنین بوده آن احضاریه را چه کسی تحویل گرفته است؟ اگر اسم شخص و اسم پدر شخص در آن اشتباه نوشته شده، می توانسته آن را تحویل نگیرد. اگر هم آن را تحویل گرفته و تشخیص داده که منظور، خودش است، می توانسته به شعبه دادگاه مراجعه و ابهام را رفع کند. لازم نبوده که به بهانه ای از کشور خارج شود و به شانتاژ تبلیغاتی و جوسازی بپردازد. اتفاقاً این رفتارها شائبه مجرم بودن را تشدید می کند. گفته اند چوب را که بلند کنی...
4. اینکه در رسانه ها چه چیزی منتشر می شود به کنار، اما آنها چه تأثیری بر روند رسیدگی به اتهامات دارند؟ مگر دادگاه و قاضی نشسته اند که ببینند رسانه ها در مورد فلان متهم چه می گویند تا بر اساس آن حکم بدهند؟ بعد از رسیدگی به اتهامات متهم، متهم هم می تواند در مورد مطالبی که در رسانه ها درباره اش منتشر شده، اعلام شکایت کند تا رسیدگی شود. تازه آن حدی که علیه وی در رسانه ها مطلب منتشر شده، چند برابرش هم در سانه هایی که با پول و حمایت دشمنان آشکار این نظام و کشور اداره می شوند، به نفع مهدی هاشمی تبلیغ و از او تجلیل شده است. این را چگونه باید تحلیل کرد؟
5. «شما میدانید با ادعای همراهی دادستانهای زیر دست خودتان، مأموران شبانه به دفتر هیئت امنای دانشگاه آزاد اسلامی یورش بردند و هر چه میخواستند؛ بردهاند؛ بدون اینکه صورتجلسهای به امضای متصدیان دفتر برسانند و دستگاه قضایی به درخواستهای وکلای اینجانب برای دریافت لیست اموال و اسناد برده شده توجهی نمیکنند. انصاف بدهید آیا این اعمال منافی شرط عدالت و استقلال قضایی نیست؟» این ادعا مستند به چیست؟ بر فرض که آن اسناد بدان گونه (که محال است) هم برده شده باشند. چه ربطی میان آن اسناد با اتهامات وی وجود دارد؟ در چه زمانی آن اتفاق افتاده است؟ در میان آن اسناد چه مدارکی بوده که وی اکنون به آنها اشاره می کند و آنها را در اتهامات خود مؤثر می داند؟ این ادعا مصداق دقیق شانتاژ است زیرا در آن اتهام همکاری برای «یورش به دفتر هیئت امنای دانشگاه آزاد اسلامی» به دادستان های کشور زده شده است. سند این اتهام کجاست؟
6. اینکه «برخی از شخصیت های کشور به اتهام همکاری با اینجانب بازداشت و محاکمه شده اند و از آنها اعترافات نادرست گرفته اند» هم خودبزرگ بینی است و هم فرار به جلو برای مخدوش جلوه دادن اعترافات برخی متهمین فتنه سال گذشته. اکر آنها اعترافاتی نادرستی کرده باشند، متهم باید اسناد اثبات بی گناهی اش را ارائه دهد. تاکنون هیچ اعترافی که مستند نبوده در هیچ محکمه ای مورد استفاده برای محکوم کردن کسی قرار نگرفته است.
7. اما این ادعا از همه سخیف تر است: «هر بار که احتمال مراجعت اینجانب قوی شده است، شاهد اوج این شانتاژها بودهایم و این خود نشان این است که این جریان دستش خالی است و مایل به برقراری این محکمه نیست و بیشک هدف اینها شخص اینجانب نیست، بلکه هدف پدر مظلوم من است و خودشان میدانند که آسیب این ظلمها دامن انقلاب را هم میگیرد.» کدام جریان؟ باز هم باید پرسید مگر دادگاه منتظر اظهار نظر رسانه هاست تا به پرونده ای رسیدگی کند؟ اساساً این خود مهدی هاشمی بوده که مدام پای پدرش را به پرونده خود کشیده تا از سوابق او برای نجات خود استفاده کند. پدرش برای دست کم هشت سال آماج بدترین اهانت ها از سوی کسانی بود که مهدی هاشمی مدت هاست با آنها همکاری دارد و همین حالا هم در آن سوی مرزها با آنها در گفت و خند است. این هم از عجایب است که با دشمنان پدرت هم کاسه شوی و مدعی شوی که دیگران می خواهند او را مورد ظلم قرار دهند!
8. «انتظار شخص اینجانب این است که جلوی این شانتاژها را بگیرید و فضا را برای یک دادرسی معتبر، عادلانه، منصفانه و ترجیحاً علنی مناسب کنید. البته این تقاضا فقط برای شخص خودم نیست؛ بلکه انتظار همه دوستان انقلاب این است که برای تمام شاکیان و متهمان چنین فضایی در محاکم جمهوری اسلامی وجود داشته باشد که متأسفانه هم اکنون نیست.» آیا این مصداق شانتاژ علیه دستگاه قضائی نیست؟ این که دیگر برای افکار عمومی اظهر من الشمس است که هر متهمی خود را بیگناه می داند و انتظار دارد دادگاه او را تبرئه کند! اما اینکه مشروعیت دستگاه قضائی را هم زیر سؤال ببری دیگر نوبر است، آن هم نوبرانه پاییز 89!
۹. بند آخر نامه مهدی هاشمی اگر چه خطاب به دادستان کشور است اما توهینی است به مردم. او (یا کسی از طرف او) می نویسد: «من در این نامه وقت شما را درباره خدمات خود و خانوادهام به انقلاب نمیگیرم وگرنه از حضور در نقاط خطرناک جبهه و جانباز شیمیایی شدن و تأسیس صنایع استراتژیک دریایی و پایهگذاری برنامه مهم بهینهسازی و پارس جنوبی و عسلویه و غیره مطالب زیادی دارم که در موقع خود مطرح خواهد شد.» در این مملکت به لطف خداوند افراد لایق و متعهد و بی ادعایی هستند که بسیار بهتر می توانستند و می توانند خدمات شایسته ای به مملکت و نظام و مردم انجام دهند و «خانوادگی» هم به جان اقتصاد کشور نمی افتند و علیه مقدسات این مردم هم نیستند و بلکه از جنس خود مردمند و نه از جنس آقازاده های اشرافی. هیچ کدامشان هم در پی استفاده از امکانات بیت المال برای کسب قدرت و «زمین زدن» دیگران و مسافرت های خارج و ویلاهای آنچنانی و ... نیستند. همانهایی که حضور امثال این متهم جا و عرصه را برای آنها چنان تنگ کرد که به حاشیه رانده شدند. اتفاقاً باید منتظر روزی بود که آن «خدمات» ریز به ریز گفته شود و منافع حاصل از آن هم برای خانواده روشن گردد تا معلوم شود این خدمات برای کشور بیشتر منفعت داشته یا برای ...! ما هم با اشتیاق منتظریم.
مجید مسعودی
به گزارش خبرنگار رجانیوز ، این مطلب پاسخ به آن نامه نیست بلکه یادآوری چند نکته است در رابطه با ادعاهایی که در آن شده است:
1. مهدی هاشمی مدعی است که مسئولیت نظارت بر دانشگاه های آزاد خارج از کشور را دارد که ظاهراً منظور وی شعبات دانشگاه آزاد در خارج کشور است یا شاید روابط دانشگاه مذکور با خارج کشور و یا چیزی شبیه این. با این حال، عجیب است که در اولین بند نامه، عنوان سمت او در دانشگاه آزاد مبهم و ناقص نوشته شده است. اما اینکه او در همین اولین بند می گوید که در حال نوشتن پایان نامه دکترا برای دانشگاه آکسفورد است، هم قابل تأمل است زیرا لابد در رشته ای است که دکترایش در داخل کشور نیست یا دانشگاه آکسفورد (که اگر اشتباه نکنم مهاجرانی هم تحت پوشش آن است) به گونه ای دکترا می دهد که از دانشگاه های داخل کشور آسان تر است.
اما اینکه در رابطه با اتهامات وارده و لزوم حضور در دادگاه از این موضوع ذکری به میان آورده برای این است که توجیهی آبرومند برای خروج نابهنگامش از کشور در سال گذشته مطرح کرده باشد و در آینده معنون به دکتر شود؛ غافل از اینکه پنبه این دکتراها را مدتهاست زده اند و دیگر کسی با این عناوین رنگ نمی شود. نکته دیگر آنکه هیچ یک از اینها، نه سمت در دانشگاه آزاد و نه دکترا گرفتن، دلیلی برای حضور نیافتن در دادگاه و محاکمه نیست که وی بخواهد بر سر قوه قضائیه منت بگذارد که با وجود مشغله زیادش حاضر است در دادگاه حضور یابد، آن هم با شرط و شروط. متهم، موظف به حضور در دادگاه و طی مراحی قانونی و تحمل مجازات در صورت محکومیت است. این روند برای همه یکسان است و مهدی هاشمی تافته جدابافته ای نیست.
2. چرا مهدی هاشمی با نیروهای امنیتی مشکل دارد؟ آیا این نیروها دلبخواه با این و آن درگیر می شوند و به نظارت و بررسی روابط و رفتارشان می پردازند؟ آیا مملکت چنین بی در و پیکر است که دستگاه امنیتی و اطلاعاتی آن تمام وظیفه اصلی خود را که کشف تحرکات و نفوذهای خطرناک دشمنان در سیستم حکومتی و حفظ کشور از رخنه های اطلاعاتی سایر کشورهاست، رها کرده و همین طوری به یک نفر به اصطلاح گیر بدهد؟ عقل سلیم چنین چیزی را نمی پذیرد و همین خواسته مهدی هاشمی نشان می دهد که لابد "چیزی" در میان است که این همه "چیزها" دربارهاش در میان مردم گفته می شود. چرا باید چشم و گوش دستگاه اطلاعاتی نظام بر این شخص بسته شود؟
3. «خودتان میدانید که احضاریه مورد اشاره شما همانگونه که وکیل اینجانب اعلان کرده؛ قانونی صادر نشده، گویا فقط برای اعلان و انجام وظیفه بوده. زیرا در آن اسم متهم و اسم پدر غلط نوشته شده.» این ادعا هم بیشتر یک هزل است تا استدلال. اگر این چنین بوده آن احضاریه را چه کسی تحویل گرفته است؟ اگر اسم شخص و اسم پدر شخص در آن اشتباه نوشته شده، می توانسته آن را تحویل نگیرد. اگر هم آن را تحویل گرفته و تشخیص داده که منظور، خودش است، می توانسته به شعبه دادگاه مراجعه و ابهام را رفع کند. لازم نبوده که به بهانه ای از کشور خارج شود و به شانتاژ تبلیغاتی و جوسازی بپردازد. اتفاقاً این رفتارها شائبه مجرم بودن را تشدید می کند. گفته اند چوب را که بلند کنی...
4. اینکه در رسانه ها چه چیزی منتشر می شود به کنار، اما آنها چه تأثیری بر روند رسیدگی به اتهامات دارند؟ مگر دادگاه و قاضی نشسته اند که ببینند رسانه ها در مورد فلان متهم چه می گویند تا بر اساس آن حکم بدهند؟ بعد از رسیدگی به اتهامات متهم، متهم هم می تواند در مورد مطالبی که در رسانه ها درباره اش منتشر شده، اعلام شکایت کند تا رسیدگی شود. تازه آن حدی که علیه وی در رسانه ها مطلب منتشر شده، چند برابرش هم در سانه هایی که با پول و حمایت دشمنان آشکار این نظام و کشور اداره می شوند، به نفع مهدی هاشمی تبلیغ و از او تجلیل شده است. این را چگونه باید تحلیل کرد؟
5. «شما میدانید با ادعای همراهی دادستانهای زیر دست خودتان، مأموران شبانه به دفتر هیئت امنای دانشگاه آزاد اسلامی یورش بردند و هر چه میخواستند؛ بردهاند؛ بدون اینکه صورتجلسهای به امضای متصدیان دفتر برسانند و دستگاه قضایی به درخواستهای وکلای اینجانب برای دریافت لیست اموال و اسناد برده شده توجهی نمیکنند. انصاف بدهید آیا این اعمال منافی شرط عدالت و استقلال قضایی نیست؟» این ادعا مستند به چیست؟ بر فرض که آن اسناد بدان گونه (که محال است) هم برده شده باشند. چه ربطی میان آن اسناد با اتهامات وی وجود دارد؟ در چه زمانی آن اتفاق افتاده است؟ در میان آن اسناد چه مدارکی بوده که وی اکنون به آنها اشاره می کند و آنها را در اتهامات خود مؤثر می داند؟ این ادعا مصداق دقیق شانتاژ است زیرا در آن اتهام همکاری برای «یورش به دفتر هیئت امنای دانشگاه آزاد اسلامی» به دادستان های کشور زده شده است. سند این اتهام کجاست؟
6. اینکه «برخی از شخصیت های کشور به اتهام همکاری با اینجانب بازداشت و محاکمه شده اند و از آنها اعترافات نادرست گرفته اند» هم خودبزرگ بینی است و هم فرار به جلو برای مخدوش جلوه دادن اعترافات برخی متهمین فتنه سال گذشته. اکر آنها اعترافاتی نادرستی کرده باشند، متهم باید اسناد اثبات بی گناهی اش را ارائه دهد. تاکنون هیچ اعترافی که مستند نبوده در هیچ محکمه ای مورد استفاده برای محکوم کردن کسی قرار نگرفته است.
7. اما این ادعا از همه سخیف تر است: «هر بار که احتمال مراجعت اینجانب قوی شده است، شاهد اوج این شانتاژها بودهایم و این خود نشان این است که این جریان دستش خالی است و مایل به برقراری این محکمه نیست و بیشک هدف اینها شخص اینجانب نیست، بلکه هدف پدر مظلوم من است و خودشان میدانند که آسیب این ظلمها دامن انقلاب را هم میگیرد.» کدام جریان؟ باز هم باید پرسید مگر دادگاه منتظر اظهار نظر رسانه هاست تا به پرونده ای رسیدگی کند؟ اساساً این خود مهدی هاشمی بوده که مدام پای پدرش را به پرونده خود کشیده تا از سوابق او برای نجات خود استفاده کند. پدرش برای دست کم هشت سال آماج بدترین اهانت ها از سوی کسانی بود که مهدی هاشمی مدت هاست با آنها همکاری دارد و همین حالا هم در آن سوی مرزها با آنها در گفت و خند است. این هم از عجایب است که با دشمنان پدرت هم کاسه شوی و مدعی شوی که دیگران می خواهند او را مورد ظلم قرار دهند!
8. «انتظار شخص اینجانب این است که جلوی این شانتاژها را بگیرید و فضا را برای یک دادرسی معتبر، عادلانه، منصفانه و ترجیحاً علنی مناسب کنید. البته این تقاضا فقط برای شخص خودم نیست؛ بلکه انتظار همه دوستان انقلاب این است که برای تمام شاکیان و متهمان چنین فضایی در محاکم جمهوری اسلامی وجود داشته باشد که متأسفانه هم اکنون نیست.» آیا این مصداق شانتاژ علیه دستگاه قضائی نیست؟ این که دیگر برای افکار عمومی اظهر من الشمس است که هر متهمی خود را بیگناه می داند و انتظار دارد دادگاه او را تبرئه کند! اما اینکه مشروعیت دستگاه قضائی را هم زیر سؤال ببری دیگر نوبر است، آن هم نوبرانه پاییز 89!
۹. بند آخر نامه مهدی هاشمی اگر چه خطاب به دادستان کشور است اما توهینی است به مردم. او (یا کسی از طرف او) می نویسد: «من در این نامه وقت شما را درباره خدمات خود و خانوادهام به انقلاب نمیگیرم وگرنه از حضور در نقاط خطرناک جبهه و جانباز شیمیایی شدن و تأسیس صنایع استراتژیک دریایی و پایهگذاری برنامه مهم بهینهسازی و پارس جنوبی و عسلویه و غیره مطالب زیادی دارم که در موقع خود مطرح خواهد شد.» در این مملکت به لطف خداوند افراد لایق و متعهد و بی ادعایی هستند که بسیار بهتر می توانستند و می توانند خدمات شایسته ای به مملکت و نظام و مردم انجام دهند و «خانوادگی» هم به جان اقتصاد کشور نمی افتند و علیه مقدسات این مردم هم نیستند و بلکه از جنس خود مردمند و نه از جنس آقازاده های اشرافی. هیچ کدامشان هم در پی استفاده از امکانات بیت المال برای کسب قدرت و «زمین زدن» دیگران و مسافرت های خارج و ویلاهای آنچنانی و ... نیستند. همانهایی که حضور امثال این متهم جا و عرصه را برای آنها چنان تنگ کرد که به حاشیه رانده شدند. اتفاقاً باید منتظر روزی بود که آن «خدمات» ریز به ریز گفته شود و منافع حاصل از آن هم برای خانواده روشن گردد تا معلوم شود این خدمات برای کشور بیشتر منفعت داشته یا برای ...! ما هم با اشتیاق منتظریم.
مجید مسعودی
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


